سر تیتر خبرها

پسریکی از معاونان آقای مصباح مسیحی شده!

اجازه بدهید به همین مختصر بسنده کنم. داستان این روزهای ما، به آن کشتی سوارانی می ماند که به بادبان کشتی خود پف می کنند تا مگر آنان را از مهلکه ای بدر ببرد که برای بلعیدنشان دهان گشوده.

چند روز پیش دیداری داشتم با جناب سید حسن خمینی . دراین دیدار، صحبت های بسیارصریح و بی پرده ای بین ما رد و بدل شد. از میان همه ی آنچه من گفتم و او گفت، این سخن سید برایم جالب و البته تاسف بار بود : “پسر یکی از معاونان آقای مصباح، رفته و مسیحی شده.”

و در ادامه خودش این واقعه را اینگونه تحلیل کرد : ” احتمالا پسر این آقا جنبش سبزی بوده. بین پدر و پسر بحث درمی گرفته و پدر از پاسخ به ایرادها و پرسش های پسر درمی مانده یا با عصبانیت به او پاسخ می داده . پسره هم لج کرده و رفته ومسیحی شده.”

من هم درادامه به نگرانی رهبرمان در سفر به قم گفتم. از ظهور چیزی به اسم “ کلیساهای خانگی” .

اجازه بدهید به همین مختصر بسنده کنم. داستان این روزهای ما، به آن کشتی سوارانی می ماند که به بادبان کشتی خود پف می کنند تا مگر آنان را از مهلکه ای بدر ببرد که برای بلعیدنشان دهان گشوده.

(پانزدهم تیرماه سال نود ) محمد نوری زاد

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

51 نظر

  1. سلام دوست عزیز نمی دانم چرا شما میخواهید زرتشتی بشوید آیا فرامین زرتشت بر پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک استوار نیست ؟ خوب عزیز من اسلام نیز بر همین سه دستور استوار است . ما انرا کج میفهمیم ، دین اسلام سادهترین دینها است بهره برداری های کج فهمان آنرا سخت کرده . اگر میخواهی اسلام را بشناسی نه بر رفتار اینان که در احوالات امام اول شیعیان حضرت علی (ع) مطالعه کن اگر جز تکیه بر پندار و کردارو گفتار نیک یافتی آنگاه نه زرتشتی که هردین دیگری که خواستی انتخاب که که نجاتت نخواهد داد

  2. دکتر عزیز بنده 35 سال دارم و به غیر از خودم لااقل 10 نفر از هم سن و سال هایم را میشناسم که کاملا از اسلام برگشته اند. البته نه بنده و نه آنهایی که میشناسم هیچکداممان علاقه ای به گرویدن به دین دیگری را نداریم.به نظر ما تمامی ادیان وسیله ای در دست سود جویان و منفعت طلبان است و همگی در اساس دو چیز مشترک دارند. 1- نیکی را تایید و به آن سفارش میکنند. 2- چرت و پرت و تناقض گویی زیاد میکنند.

    مورد اول را ما خودمان خوب آگاهیم که انسان باید با دیگران نیکی کند و از دزدی و افترا و … به دور باشد. یعنی کلا هرچه که عقل میگوید خوب است خوب است وهرجه عقل میگوید بد است بد است و نباید انجام داد.

    مورد دوم هم دیگر خریدار ندارد.

  3. استاد-زمان پیروزی انقلاب من بیست وسه ساله بودم دراوج جوانی وطبیعتا باشور وافکار خاص جوانی.
    اکثر اوقات در هیاهوی سیستم زندگی و تفریحات ان دوره صبح راشب میکردم.اما حداقل سه ماه محرم-صفر ورمضان را یک نیمچه مسلمان می شدم . در ان ماهای خاص وقتی از کنار مسجدی رد می شدم ناگاه عظمت حضور مردم درمسجد وسخنان هشدار دهنده واعط  مرا جذب مسجد میکرد.در انسوی و درفاصله نه چندان دور میخانه ای نیز بود. بله دو راهی خیر وشر.
    اما چون اختبار از خود من بود من خیر را برمیگزیدم. اجباری نبود وفقط دعوت خیر وشر بود که اگر اینسان نبود 
    در این سرزمین هیچگاه حافظ وعمرخیام وابن سینا ووووو نبود.اگر حاکم دوره حافظ  به نام دین دستور سانسور غزلهای وی رامیداد
    ایاحافظی نمود پیدا میکرد.ایا اگر رژیم کذشته به خسرو گلسرخی درتلویوزیون اجازه دفاع نمیداد الان نامی از او به یاد می ما ند
    ایا دردین اسلام هر خیری را باید با زور بپذیری. بااین اوصاف چرا از مسیحی شدن یک مسلمان باید تعجب کرد؟

  4. استاد عزیز امیدوارم همیشه سلامت و در خدمت بندگان خدا باشید . میخواهم بدانم چند درصد از همسران امامان و رهبران صدر اسلام را بردگان بیچاره تشکیل میداد. ایا داشتن 13 و بیشتر همسر اجازه پیاده سازی احکام و عدالت و .. را در جامعه میداد چون داشتن این همه همسر خود عین بیعدالتی بوده و ایا کسی که 70 درصد عمرش را در زندان بوده چگونه به خودش اجازه داده تا دارای 17 فرزند(حداقل) که یقولی 25 بوده– باشد اینها چگونه میخواستند راهنمای مردم باشند – در طول 200 سال از کدام رهبر دینی شنیدیم که برده داری ظلم است و شکست انسانیت – اینهمه دعا و نیایش برایمان از طرف انها میخوانند دریغ از یک لحظه مبارزه با برده داری – استاد عزیز خواهش میکنم این مسئله را توضیح دهید کدام پسر میتواند یا دختر قاتل پدرش ازدواج کند انهم در فاصله اندک انهم زمانیکه تورا به عنوان رهبر دینی به حساب می اورند این معما چگونه حل میشود خود میدانید کدام یک از رهبران را میگویم .ای تناقضات را به کجا ببریم

  5. این که چیزی نیست بیا اروپا ببین چه جور دسته دسته ایرانیان از اسلام خارج می شوند و غسل تعمید می کنند. سری به یوتیوب بزنی می بینی. به خدا جگر ادم خون می شود. یکی ما آبروی اسلام را بردیم یکی طالبان. خدا ما را ببخشاید

  6. با سلام آقای نوری زاد
    این اسلام ما امروز محتاج یاری شماست شما رو به خدا کمکش کنید.

  7. تا زماني كه همه در درون خود وخانواده مان تحول ايجاد نكنيم به هيچ وجه قادر به تحول در جامعه نخواهيم بود و شاهد ازدست دادن نخبگان وسلطه بيگانگان خواهيم بود چرا كه به كسي كه همسفرمان است وجاي پاي خود را سوراخ ميكند بيتفاوتيم

  8. Man ghesmati as vidio ra didam, chizhaye pishopa oftade ra matrah mikone ke aslan rabti be dine khoda nadareh. mesle hamoon karhaee ke olamaye eslami nadoon mikonand. Man fekr mikonam ke in afrad in barname haro misazand ke be ghole khodeshoon betoonand javanha ro be tarafe khodeshoon bekeshanand ya be estelah az abe gel-alood mahi begirand.Tamame adyane khodaee yek maghsad ro donbal mikonand vali nemidoonam chera in afrad dar barnamashoon mesle akhoond-ha mikhahand bezanand to sare mazahebe dige. vaghean kheily nadoon hastand.Man dar khareje keshvar zendegi mikonam va yekbar dar hafte barname masihi ke az yek kanal pakhsh mishe negah mikonam. cheghadr ba videoee ke in do fard yani agaye tavasoli va modaber dorost kardand fargh dare. %99 barname masihi ke man negah mikonam einan haman-haeest ke eslam be ma yad mideh
    Hatta sokhangooye oon barnameh az doostane mosalmane khodesh mesal mizaneh. Iradhaee ke be ketabe ghoran gerefte shodeh tavassote aghaye tavassoli mitoone be ketabe ishoon ham etlagh dade beshe. Man yek sheri beyadam amad az sohrabe sepehri ke mige: منم زیبا
    که زیبا بنده ام را دوست میدارم
    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
    ترا در بیکران دنیای تنهایان
    رهایت من نخواهم کرد
    رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
    تو غیر از من چه میجویی؟
    تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
    تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم
    تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن
    که من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارم
    طلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافت
    که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
    وصل عاشق و معشوق هم،اهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
    تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم.
    که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
    وقتی تو را من افریدم بر خودم احسنت میگفتم
    مگر ایا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
    هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.ببینم من تورا از درگهم راندم؟
    که میترساندت از من؟رها کن ان خدای دور
    آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را
    این منم پروردگار مهربانت.خالقت.اینک صدایم کن مرا.با قطره اشکی
    به پیش اور دو دست خالی خودرا. با زبان بسته ات کاری ندارم
    لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
    غریب این زمین خاکی ام.آیا عزیزم حاجتی داری؟
    بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.به نجوایی صدایم کن.بدان اغوش من باز است
    قسم بر عاشقان پاک با ایمان
    قسم بر اسبهای خسته در میدان
    تو را در بهترین اوقات اوردم
    قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من
    قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
    قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
    برای درک اغوشم,شروع کن,یک قدم با تو
    تمام گامهای مانده اش با من
    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
    ترا در بیکران دنیای تنهایان.رهایت من نخواهم کرد
    سهراب سپهری

  9. سلام،آقای نوری زاد اگه امکان داره مطالب مهمی که در دیدار سید باهم داشتید رو بگید ممنون میشم،چون نظر ایشون برای امثال من مهمه،در مورد قضایای 88و طرفین دعوا،دعواهای امروز.ممنون

    • محمد نوری زاد

      سلام آقا سعید عزیز
      درباره آن نشست من نوشته ای را تنظیم کردم. آن را برای ایشان فرستادم تا اگر صلاح می دانند، را منتشرش کنیم. فرمودند به صلاح نیست. من هم از انتشار آن پرهیز کردم. چرا؟ چون سخنانی در آن نشست مطرح شده بود که محدود به خود ما بود. قطعا اگر ایشان در حوادث این دوسال گذشته نقش می داشت، به آن می پرداختیم. سید را در ابتدای راهی دیدم که هنوز آزمون ها با اوست . خدایش او را یاوری فرماید. آمین

  10. اینم لینک آقای ایمان- اگه آزاده هستید بگذارید مردم ببینند و خودشان تصمیم بگیرند تا کی زور و سانسور؟؟؟
    http://www.sama.tv/tahghighat/pajoheshi-dar-quran/

  11. شما حتی از کامنت ها ی توی وب لاگ خودتون میترسید- که نکنه روشن سازی بشه- و سانسور میکنید حرفهای آقای ایمان را- ولی تا کی و چه وقت میخواهید چهره حقیقی اسلام را پنهان کنید شما لینک آقای ایمان را برداشتید چون مدرک بسیار با ارزش و تاریخی با سند و دلیل و برهان گذاشته بود و حقایق پیامبر اسلام- قران و همه چیز را از دیدگاه دانشمندان اسلام شناس و مورخان سرشناس اسلام بیان میکرد ولی سانسور همیشه تنها سلاح شما بوده و این کار دیگر در این عصر عملی نیست – متاسفم

  12. دکتر آیا اسلام را کسی بهتر از پیامبر دین اسلام میتواند معرفی کند؟ آیا اسلام را کسی بهتر از قران میتواند معرفی کند من زیاد وارد این مقوله نمیشوم چون در ایران به دلیل سانسور بسیار زیاد و بسته بودن افکار مردم- و نداشتن دسترسی به منابع حقیقی و تاریخی- مردم کورکورانه قرن ها از روی فرهنگ سینه به سینه- مسلمان ماندند و مسلمان شدند- ولی ظهور اینترنت و علنی شدن یک سری حقایق تاریخی و غیر قابل کتمان – حقایق اسلام را علنی کرد بطوریکه نمیتوان آنرا رد کرد من یک لینک از بررسی قران برایتان میگذارم و این ویدیوها توسط یک دکتر اسلام شناس که سالهای عمر خود را در تفحص و تجسس درباره قران گذاشته – بیان میشود و از منابع دقیق اسلام و تاریخی صحبت میکند و از دانشمندان سرشناس اسلام شناس عصر صحبت میکند نه صرفا چندتا ملای حوزه علمیه قم! http://www.sama.tv/tahghighat/pajoheshi-dar-quran/

    • محمد نوری زاد

      سلام ایمان عزیز
      من ویدئوهای مورد نظر تو را دیدم. متاسفانه همان راهی را این دوستان رفته اند که خود ما سالها در صداوسیما و در بسیاری از محافل دینی پیموده ایم . و آن، یکجانبه به قضاوت نشستن است. دوستان مسیحی دور هم نشسته اند و دارند در باره قرآن صحبت می کنند و حال آنکه انصاف این بود یک کارشناس مسلمان نیز در این جمع می بود. این دکتر متخصص یک جانبه به طرح مسائلی می پردازد که قرن ها پیش پاسخ این شبهات داده شده است. با این همه من شخصا طرح این نشست ها را در مجموع مفید می دانم. به شرطی که دو کارشناس مسیحی در کنار دو کارشناس مسلمان بنشینند و در باره قرآن صحبت کنند . نه این که دو دوست مسیحی – البته بسیار محترمانه- بخواهند در باره قرآن اظهار نظر کنند. شرط توفیق یک برنامه منصفانه تلویزیونی این است. متاسفانه خود ما نیز در تلویزیون مثلا وقتی می خواهیم در باره حجاب صحبت کنیم دو تا خانم چادری را می آوریم و آنها جانانه به تحکیم فکری می پردازند که خود بدان معتقدند. نه اینکه یک خانم بی حجاب را بیاورند و فضای آزادی برای او فراهم کنند که او نیز از باور خود بگوید. اصولا یکجانبه به قضاوت نشستن منصفانه و درست نیست. و بیش از آنکه روشنگر باشد، به کدورت می انجامد. به امید روزی که دانشمندان جهان در آرامش و امنیت درکنار هم بنشینند و با هم بحث کنند و مردم از مطالعه و تماشای بحث آنان حقیقت را دریابند.

      • دوست آزاده و بزرگوار من جناب دکتر نوزیزاد عزیز. با تشکر فراوان از اینکه نوشته من را چاپ کردید و نیز از همدردی شما با وضعیت آنانکه خود آیین خویش را برمیگزینند و برای چنین انتخابی در ممالک اسلامی تا پای دار می روند بی نهایت سپاسگزارم و اسم چنین گفتمانی را می گذارم تنفس در فضای حقیقی انسانی . به غیرت و ایمان شما به دین اسلام ارج می گذارم و آن را ستایش می کنم هرچند به محتوای دین شما باور ندارم آنهم نه به دلیل جهل و نه عناد شخصی خارج از این دین بلکه بعنوان شخصی که خود در این دین بدنیا آمده است وسالها آن را اطاعت و اجرا کرده و در مکتب تشیع و سپس تسنن و حتی تصوف اسلامی چه نظری و چه عملی تلاش و تفکر کرده و سپس طریق مسیح را برگزیده. اما در خصوص پاسخ شما باید عرض کنم که هیچ محققی بر مبنای ضعف و شکست های شخصیتی و اخلاقی طبقه روحانی یک دین چه اسلام چه مسیحیت چه یهودیت و چه هر آیین دیگری نمی تواند چوب انکار بر محتوای دینی بزند و لذا شکست های اخلاقی و فساد کلیسای قرون وسطی و یا خلفای فاسد اسلامی و فقهای ریاکار و یا خاخامهای طماع و حتی تا به امروز شکست های قشری روحانیت هر کدام از این ادیان معیاری بر نفی آن نیست و بنده نیز چنین رویکردی نسبت به اسلام ندارم و خود چه بس بیشتر بر خبطهای کلیسا واقفم اما اساس سنجس می باید محتوا و تعالیم و داکترین و نیز شخصیت بنیانگذاران یک دین باشد که در نقدی علمی و خالی از تعصب می تواند معیاری بر نفی و یا حقانیت یک آیین شود. بنده درست بر اساس یک چنین روش رویکردی از دیدگاه خود به نفی اسلام- قران و شخصیت پیامبر این مکتب رسیدم حال آنکه به شدت بر نظر و عشق و علاقه و حتی نتیجه ای که شما نسبت به دینتان رسیده باشید معتقدم و بر حفظ و محترم شمردن آن پافشاری دارم. اما نکته این است در ایران در هزار و چهارصد سال پس از حمله عرب و استیلای اسلام همواره تریبون در دست مسلمین بوده است و همانطوریکه شما در پاسخ به دوستان ایمان و پیر گفته بودید هرگز در هیچ برهه ای از تاریخ چنین تریبونی به سایر ادیان داده نشده است. برادر من دردناک است که پدران من و شما هموطنان زرتشتی را به دلیل مسلمان نبودن گبر خطاب می کنند و این حتی در تمامی آثار ادبیات ما دیده می شود. برادر من دردناک و شرم آور است که در بسیاری از شهرها ونقاط این سرزمین مردم ما مسیحیان و یهودیان را نجس می دانند و حتی در روزهای بارانی در تاریخ ثبت شده است که پیروان سایر ادیان گاهی اجازه تردد نداشتند به دلیل اینکه در اثر تماس باران با بدنهایشان زمین و معابر را نجس می سازند. می دانم که می خواهید بگویید این توسط چند پادشاه جاهل و یا فقیه متعصب و یا عامه بی سواد انجام گرفته و هیچ ربطی به اسلام ندارد. اما برادر من این حرفها را شاید آقایان روحانیون کت شلواری که برای گفتگوی ادیان به غرب می آیند تحویل چهار تا محقق غربی که اسلام را نمی شناسند داد اما نه من و تویی که خود در اسلام ریشه داریم. برادر من بنده هنوز چند جز قران را از حفظ هستم و بر حدیث و نیز بر بسیاری از گفتارهای ائمه تشیع و نیز جزئیات اسلامی واقفم و به خوبی می دانم که شان نزول آیات مکی و مدنی و رویکرد خود قران در رابطه با سایر ادیان چیست و چطور آیات مدنی که صراحتا بر سخت گیری و نفی هر دینی به غیر از اسلام می پردازد و از یهود و نصارا نام می برد ناسخ آیات مربوط به لااکراه فی الدین و امثالهم هستند. پس آقای نوریزاد عزیز من به ایمان شما احترام می گذارم اما تو را به همان خدایتان هرگز این ایمان لطیف با مدارا را پای اسلام و قران و محمد نگذارید این اسلام شما اسلام ایرانی شاعران و متصوفین و به قول معروف اسلامی لیبرال است که هیچ ربطی به چهره حقیقی اسلام و محمد و قران و آنچه که نص صریح رویکرد قران نسبت به من مسلمانی که از دین خارج شده ام و مسیح را برگزیده ام ندارد. ای کاش همگان چنین قرائت مدرنی از اسلام داشتند که شما دارید اما برادر خوب من خواهش می کنم اعتبارش را پای اسلام نگذارید چون این حرفها ممکن است تاثیری بر چهار تا غربی که اسلام را نمی شناسند داشته باشد اما بر کسانی چون من و بسیاری از ایرانیان مسلمان زاده ای که طریقی دیگر را برگزیده اند ندارد. برادر عزیز آزاده من بنده با شما به یقیق می گویم که افقهای مشترک بسیاری نسیت به حتی برخی از هم کیشان خویش ممکن است داشته باشم و این به دلیل شان والای شما به عنوان انسان متفکر و آزاد اندیش و عارف مسلکی چون شماست و من خود سالیان سال در میان اشخاصی چون شما در مجامع فرهنگی چه در سازمان تبلیغات اسلامی چه در حوزه هنری چه در ارشاد و چه در انجمن های شعر و قصه دم زده ام و می دانم که افرادی چون شما که برای حق من مسلمان مسیحی شده در زندانید کسانی هستید که می توان آینده سبزی را در کنارشان در کشوری که همه ادیان و اقلیت ها و همه احزاب سیاسی در آن در عشق و تفاهم و مدارا زیست کنند زندگی کرد و جالب است که نقل است وقتی حضرت مولانا وفات یافت بر سر مزار ایشان بسیاری از کشیشان و اسقفان به رسم احترام و دوستی آمدند چون ایشان با مسیحیا حشو و نمو داشتند اما بحث من با شما بحث محتوایی و علمی است و می خواهم بگویم مملکت و فرهنگی که در نوشته متفکرین و شاعران و تاریخ ادبیاتش از سایر ادیان به عنوان گبر و ترسا و جهود و کلماتی سخیف یاد می کند و تا بن استخوان بر برتری اسلام آنهم یک طرفه می کوشد جایی برای مدارا آیا می گذارد؟ ریشه این ها در چند روحانی فاسد و یا چند کشیش و موبد فاسد نیست شما باید تعالیم دینی که در کنه و ذات چنین دیدگاهی نسبت به دیگر ادیان دارد به دیده تحقیقی بنگرید. در تانی در رابطه با لینک بحث علمی آن آقای دکتر در رابطه با متون قرانی باید عرض کنم که حقیقتا قابل ستایش است از این نظر که با احترام فراوان از اسلام و قران و محمد سخن بر زبان آورده می شود و نه مثل برخی از این شبکه های به اصطلاح صد انقلاب خارج از کشور ضمنا گفته های ایشان همانطوریکه اگر گوش کرده باشید از منابع و متفکرین خود اسلام و آنهم افراد برجسته اسلامی است و ضمنا با ذکر دلیل و مدرک و حتی نشان دادن کتاب است ضمنا شما گفته بودید که متفکرین اسلامی به این ایرادات جواب داده اند که باید خدمتتان عرض کنم حتی یک مورد هم جواب نداده اند چون همه این موارد تحقیقی یافته های جدید باستانشناسی است و جالب است که مسلمی حتی در غرب نیز آنقدر متعصب و خطرناک هستند که هیچ کس حرات ندارد حتی در رابطه با کتب دینی و قران آنها بحث علمی کند چون فورا یا طرف را تهدید می کنند و یا جلوی هر گونه بحث علمی را می گیرند در حالیکه شما حتی در دل واتیکان می توانید از پاپ گرفته تا حتی وجود تاریخی مسیح و انجیل را هم زیر سوال ببرید و نقد کنید و حتی در دانشگاه درباره آن بخوانید. پس اینکه شما فرمودید این حرفها را متخصصین اسلامی جواب دادند باید به اطلاع شما برسانم که اصلا اینطور نیست و اصلا توی این باغها نیستند. ضمنا این آقا یک معاند غربی نیست ایشان یک بچه مسلمان مسیحی شده است که بیش از 20 سال دارد با دسترسی به منابع و در کشوری آزاد در رابطه با اسلام و قران تحقیق می کند.گفتید ای کاش چند متخصص اسلامی هم بود تا بحث یک طرفه نباشد اولا برادر من به نظر شما مسلمانان ایرانی به زبان فارسی 1400 سال در ایران تریبون داشتند و چاپخانه داشتند و هزاران هزار جلد کتاب در نفی مسیحیت و یهودیت و بهاییت و هرچه غیر از اسلام است نوشتند کافی نبود؟ به نظر شما اساسا از نظر اسلام این آقای دکتر سابقا مسلمان حالا مسیحی و کشیش شده اصلا هیچ متفکر اسلامی می آید بنشیند و این آقا را جز به مرتد به حساب آورد؟ برادر عزیز من کمی تفکر کنید بابا جان اسلام اساسا پدیده تغییر دین به سایر ادیان را کفر و ارتداد می داند سر خودمان که نمی توانیم کلاه بگذاریم حالا اگر نسخه اسلامی شما و چند تا مسلمان نو اندیش مثل سروش و ملکیان و مجتهد شبستری چیز دیگری می گوید عزیزم اسم این اسلام و قران نیست اسم این مولانا و عطار است اسلام همان چیزی است که نص صریح دین در قران تکلیف را روشن کرده و سپس توسط شخص محمد تفسیر آن در عملکرد ایشان به ظهور رسیده. خدا به شما برکت دهد و دعای ما به درگاه پدر آسمانی و عیسی مسیح منجی جهان این ا ست که روح قدوس خدا قلب باز و حقیقت جوی شمارا به نور معرفت خدا که در رخسار پسر حبیبش عیسی مسیح به عالم خاک داده شد منور کند. دعا دارم برای خانواده رنجدید شما و نیز برای سلامتی شما توسط دستان شفا بخش طبیب معجره گر عیسای ناصری. دعا میکنم که قدرت عظیم دعای مسیحیان درهای این زندان 70 میلیونی را بگشاید و کلام انجیل راستی و عشق و شفا که خبر خوش خداست برای انسان در مملکت اساطبری ما موعظه شود و دینداران از همه ادیان بتوانند در آزادی و هارمونی به عبادت و متبارک خواندن نام پروردگار بپردازند. دعا می کنم که پدر پر جلال آسمانی ما شخص شما را توسط پسر یگانه اش عیسای مسیح ملاقات و تبدیل کند زیرا کار مسیح تبدیل است از موت به حیات از ملکوت ظلمت به ملکوت نور و پارسایی. آمین

        • من هر چهار نوع انجیل را مطالعه کرده ام انها راکسانی نوشتند که بز دل وترسو بودند و به اندازه جانشان به حضرت مسیح ایمان نداشتند و در مصلوب شدن او فقط تماشا کردند پس طبیعی است که نوشته اشان رابتهدید یک زورگو عوض کنند چون ترسو بودند به همین دلیل انجیل قابل اعتنا نیست.عیسی خداست چون فقط از یک تخمک به دنیا امده است ولی حضرت ادم خداتر است چو ن از خاک بوجود امده . حتی یک ایه در انجیل جهت مقابله با ظالم نیامده است همه ذلت پذیری است اگر سیلی خوردی طر ف دیگر صورتت رابگیر بزنند همین کاری که الان در جمهوری اسلامی دوست دارند .انگاه حضرت به گوشه ای رفت و به دعا پرداخت به درگاه خداوند نه خودش

  13. Kaasi ke mosalmane va be dine dige roy miyare neshoon dahande ine ke islam ro dark nakarde. Agar islame vaghe-e be javanha neshan dadeh beshe hich niyazi be gerayesh be mazhabe digar nist. Moteassefane olamaye diniye bidin be islam zolm mikonand va on ro be ghalat va enheraf tabligh mikonand.Khodavand mardom ro azad gozashte ta dineshoon ro entekhab konand hala in be ensanha bastegi dare ke chetor raheshoon ro entekhab konand.Dar zemn vaghti ke peighambare islam dar gheide hayat boodan hich sarzamini ra baraye gostareshe islam ghasb nakardand va baad az rehlate ishan mosalmanha be digar sarzaminha hamle kardand. Peighambar be khoobi eslam ro tabligh kardand va be mardom asan migereftand. baraye hamin dar zamane ishan besiyari az mardom va koffar be Islam roy avardand.Aghaye hasan ke khodaye adyanha ro joda hesab mikonid maloome ke dine masihiyat ro ham nashenakhtid.Adyanhaye elahi hame az janebe khodaye yekta hastand va agar be harkodoomeshan iman dashte bashi va shenakhte dorosti az dinet dashte bashi baraye hedayah hich ehtiyaji be rooy avardan be dine digari nist. Motea-asefaneh baaziha be khosoos nasle javan olamaye bidin ro mahze Islam midoonand va albatte taghsiri ham nadaran chonke kassi nist be soalhaye oonha be dorosti javab bede va in vaghean jaye ta-assof dareh. Hich ahhammiyai nadarh be che mazhabi gerayesh dari to azadi va agar oono be khoobi shenakhte bashi ke kheili ham oon tor ke alemane nadan matrah mikonand sakht nist khoda khodesh hedayat mikone be sooye khodesh.

  14. Agar kasi eslame vaghei ro shenakhte bashe hich ehtiaji be tagheere mazhab nist. Moteasefaneh kasani ke az eslam roigardan mishavand tasviri sathi as in mazhab darand va olamaye nashayeste eslami moteasefaneh tarvige ghalati az dine mobone eslam be mardom ba zoor ghaboolandand. Va in kheili dardnake ke nasle javan azad nistand ta dar morede mazhab tah-ghigh konand. va kasi nist ke be soalate onha dorost javab bedeh balke chizhaye zedde eslam be onha gofte mishe az tarafe alemane bidin ke asllan dorost nist.Agar eslam khoob nabood ma ta hala in hame mosalman dar sarasare donya nadashtim. eEntekhabe din dar eslam azade va khodaye maseeh va mohammad yekiyst. Hich ehtiyagi be tagheere din nis agar on ro khoob fahmideh bashi.

  15. جناب آقای نوریزاد از صداقت شما در بیان واقعیات خوشحالم و ضمنا به شور و شوق شما نسبت به دین اسلام احترام می گذارم. اما سوالی دارم. مگر ایرانیان برای اعراب مسلمانی که به این سرزمین حمله کردند و به زور شمشیر و قوانین جابرانه و جزیه ایرانیان را مجبور به پذیرش اسلام کردند دعوت نامه فرستاده بودند؟ در ثانی حقیقت انکار ناپذیر رشد مسیحیت در ایران و در تمامی کشورهای اسلامی جهان غیر قابل انکار است و هیچ ارتباطی به لج و لج بازی با اسلام سیاسی ندارد. بگذرانید انسان ایرانی آزاد باشد تا خود دین و طریق خویش را برگزیند چه می خواهد مسیحیت باشد چه اسلام و چه یهودیت و یا هر دین دیگری. تنها اسلام است که در متن صریح خود جاده یک طرفه ای است که شخص حتی قبل از بدنیا آمدن صرف اینکه در خانواده ای مسلمان بدنیا آمده مجبور است مسلمان باشد و حق انتخاب گزینه ای دیگر را ندارد و این هیچ ربطی به حکومت اسلامی ندارد بلکه این در کنه و ذات آیین اسلام است. برای اطلاع شما بگویم اگر به هر ایرانی یک جلد قرآن به فارسی بدهید بطوریکه ترجمه آن را بخواند و یک جلد انجیل به فارسی شک نکنید که محال است دل حق جویی باشد که تعالیم اسلام و تعالیم و شخصیت های برجسته این آیین را به تعالیم پر از عشق و رحمت و ناب مسیحیت ترجیح دهد.مگر مسلمانان در غرب و در همه جای جهان تبلیغ نمی کنند؟ اگر اسلام هم می تواند این اجازه را بدهد آنوقت ببینید چند درصد جوامع اسلامی اسلام را بر می گزینند.برادر من خدای مسیحیت خدایی است که از عشق بشر در زنجیر اسارت و گناه پرده از جمال خویش برمی دارد و خود را به آب و آتش می زند و میاید و همدرد دردهای بشر می شود و نه مانند خدای اسلام که در عرش خویش نشسته است و حتی اندیشیدن درباره ذات خویش را کفر می داند. خود شما دوست عزیز که شخصی بزرگوار و آزاده هستید و باعث افتخارید یک بار که شده انجیل مسیح را بادلی باز بخوانیدو با او سخن بگویید و در قلبتان را بر رویش بگشایید و آنوقت خواهید دیدکه عیسی مسیح کیست و چطور شما را عاشق شخصیت و حضور و وجود زنده اش میکند. مسیحیت یک کتب نیست یک امر به معروف و نهر از منکر نیست. دین وزن کردن اعمال نیک و بد و سپس جزا دادن به انسانها نیست مسیحیت یعنی عشق و رابطه مستقیم با خدای زنده که بی واسطه می خواهد با بشر تشته حقیقت ملاقات کند.مسیحیت یعنی عیسی یعنی یک شخص زنده و نه یک کتاب . مسیحیت یعنی شخصی که قبری ندارد بلکه حاضر و زنده است تا وارد قلب شما شود و زندگی شما را از درون عوض کند و این است که آن شخص در خانواده معاون مصباح و یا میلیونها ایرانی که دارند به مسیح موعود ایمان می آورند او را ملاقات می کنند. مسیحیت نتیجه دلزدگی مردم از اسلام نیست مسیحیت یعنی اینکه مردم دوای دردهای خود را در تعالیم اسلام ندیدیند و سپس جرات و جسارت کردند تا طریقهای دیگر را بررسی و امتحان کنند و سپس وقتی ناله و شیون دلهای بیمار خود را به سوی خدا بلند کردند عیسی مسیح که راه و راستی و نجات است را در قلب خویش ملاقات کردند. برادر من مسیحیت به زور سرنیزه عرب و فشار جزیه و احکام جابرانه وارد قلبها نمی شود بلکه کافی است آدمها آیه ای از آیات انجیل را امتحان کنند تا با خود حدای زنده ملاقات کنند. عیسی می گوید: بر در قلبت ایستاده می کوبم اگر صدای مرا بشنوی و در را باز کنی داخل خواهم شد و با تو شام خواهم خورد… مسیحیت یعنی خدای عاشق که بدنبال انسان گمگشته می رود. آیا تا با حال پرسیده اید اگر قران و اسلام واهمه ای از حقیقت ندارند پس چرا نمی گذارند انجیل در ایران چاپ شود. چرا اسلام خود ساخت کلیساها را ممنوع کرده است اینها که دیگر دستور حکومت فقها نیست اینها دستورات نص قرانی است. فقط این را بدانید که درهای کلیساها را بستند. انجیل هار اسوزاندند. کشیشان مسیحی را به جرم و تهمت جاسوس بودن اعدام و سربه نیست کردند( کشیش حسین سودمند در مشهد- کشیش مهدی دیباج ۹ سال و بیست و هفت روز را به جرم مسیحی شدن در زندانهاس اسلام گذراند- کشیش بهرام دهقانی تفتی- کشیش هایک هوسپیان- کشیش ارسطو سیاح- کشیشمحمد باقر روانبخش و…)اما امروزه هزاران هزار جوان ایرانی -پیر ایرانی و حتی آخوند ایرانی به مسیح ایمان می آورند.کشتن کسانی که از اسلام به دین دیگری میگروند آقای نوریزاد عزیز دستور حکومت نیست بلکه عین دستور دین مبین اسلام است اما در مسیحیت حتی اگر پدر شما اسقف باشد خدا شما را مسیحی نمی داند مگر اینکه خود انتخاب کنید و آن را اعتراف نمایید پس حساب غربیان بی دین را که منکر خدایند را از مسیحیت جدا کنید. برای شما آرزوی برکت و سلامیت از درگاه خداوند دارم. ضمنا بدانید بنده خود مسلمان زاده ای هستم که ۲۰ سال پیش در اثر تحقیق جدی در اسلام و حتی اجرای آن چه تشیع و چه تسنن و سپس تصوف و آیین درویشی و سپس سایر ادیان با خواندن انجیل و سپس ملاقات با مسیح زنده به مسیح ایمان آوردم و چه جفاهایی را متقبل شدم در ایران برای اینکه عاشق مسیح شدم و مسیح زندگی مرا دگرگون کرد. برادر من اینها نه توطئه استعمار و بیگانگان بود و نه کسی مرا مسیحی کرد بنده خود پس از اشراف کامل بر اسلام و پس از مطالعه در سایر ادیان حقیقت را در مسیح یافتم. این قصه هزاران هزار ایرانی دیگری است که پس از هزار و چهار صد سال ظلم و تهدید به کفر گویی و ارتداد دارند در پستوهای خانه هایشان به مسیح ایمان می آورند و این همان داستانی است که برای فرزند آن اقای معاون مصباح نیز رخ داده.

    • محمد نوری زاد

      سلام حسن آقای گل
      اسلامی که من می شناسم با اسلامی که حکومت های گذشته و جمهوری اسلامی ایران مبلغ آنند، زمین تا آسمان تفاوت دارد. دراسلام من، طبق آیه های قرآن، به فهم به خرد به تفکر بها داده شده است. به این که انسان، همه شنیدنی ها را بشنود و بهترین ها را برگزیند. در اسلام من، هیچ اجباری در پذیرش دین وجود ندارد. در اسلامی که من می شناسم، یک مسلمان دروغگوی رشوه گیر پرفریب دغلکار نمازشب خوان و حسین حسین گو، مطرود و پلید است و یک کمونیست خدانشناس فهیم و آزاده و منصف، خواستنی و در مدار لطف خدا. در اسلامی که من می شناسم، آنقدر که به صداقت و درستکاری و پاکی و پاکدستی بها داده شده، به نماز شب و دعاهای پی درپی و حسین حسین کردن تاکید ورزیده نشده. در اسلام من ، انسانها به عفل و خرد جمعی دعوت شده اند و در اسلام حکومتهایی که برشمردم، به جهل و خرافه و نفهمی و شعارگویی های تمام نشدنی جاهلانه. دراسلام مورد علاقه من، حجاب اجباری و مجبور کردن بانوان به حجاب یک ظلم است. در اسلام من، هرچه هست لبخند و آغوش گشوده خداست و تنها برای خلافکاران و زشتکاران تندی و تنبیه تاکید شده. دراسلام من، هرچه هست زیبایی است . شما از طرف من وکیل، هر چه غیرعقلانی و زشتی در اسلام این روزها و اسلام تاریخ می بینید به دور بیاندازید که ربطی به اسلام ندارد. تاکید برجفای سلاطین مسلمان و اعرابی که به ایران حمله کردند و همه چیز را دریدند و بردند به اسم اسلام، به همان اندازه خطاست که ما پنج قرن استیلای کلیسا را در قرون وسطا و نکبت های کشیشان آن عصر را که انسانیت را به لجن کشیدند، به حساب مسیحیت بگذاریم. درنگاه اسلام من، شما مرتد نیستید بلکه انسانی آزاده و دوست و همراه هستید که با من مسلمان مشترکات فراوانی دارید. درنگاه اسلام من، شما که با تحقیق به مسیحیت گرویده اید هزار مرتبه شرف دارید بر مسلمانان و مسولان دزد و حرامخوار ما که درعزای حسین عزیز برسرو سینه می زنند و مداحان کوته فکری که در کلامشان خدا و امامان نشخواری برای دکان بازی است. همین. دستت را به من بده تا ببوسمش.

    • آقای نوری زاد پدر من این اسلامی که شما شرح دادید اگر قیل از انقلاب (کذایی شما و امثال شما) شناخته بودید چرا انقلاب اسلامی کردید (شاید برای صدور آن به خارج:)اگر بعد از انقلاب شناختید چرا پس آخرش رسید به اینجا

  16. رسول جعفریان از شاگردان مصباح یزدی به طور تلویحی گزارش‌ها درباره مسیحی شدن یکی از فرزندان معاونان وی در موسسه پژوهشی «امام خمینی» را تائید و از عملکرد سیاسی این موسسه انتقاد کرد. هفته گذشته محمد نوری‌زاد به نقل از حسن خمینی در وب‌سایت خود نوشته بود که پسر یکی از معاونان محمدتقی مصباح یزدی در پی بی‌پاسخ ماندن پرسش‌هایش به مسیحیت گرائیده است. رسول جعفریان روز جمعه (۱۷ تیر) در واکنش به این خبر با انتشار یادداشتی نوشته که یکی از علت‌های گرایش جوانان مسلمان به مسیحیت، درگیر شدن مراکز دینی قم به مسائل سیاسی است. وی نوشته که «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی سال‌هاست با بودجه‌های کلان و ساختمان‌های فراوان مشغول کار است، اما طی یک دهه اخیر درگیر سیاست شده» است. به نوشته جعفریان٬ درگیر شدن این موسسه به مسائل سیاسی «نه تنها {این موسسه را} از انجام وظایف اصلی خود غافل {کرده}، بلکه به رشد جریان انحرافی کمک کرده» است. موسسه آموزشی و پژوهشی «امام خمینی»، نام مجموعه‌ای آموزشی برای تحصیل دانشجویان و طلبه‌های شیعه است که در سال ۱۳۷۴ پایه‌گذاری شد. این موسسه آموزشی و پژوهشی زیر نظر محمدتقی مصباح یزدی اداره می‌شود و طی این مدت فعالیت‌های سیاسی گسترده‌ای علیه اصلاح‌طلبان داشته است. رسول جعفریان اضافه …

  17. اقای نوریزاد اگر راهی سراغ داری در راه خدا کاری کن برای من — من هم میخوام زرتشتی بشم . چون دینی که کشتار داره من نمی خوام.

  18. Jan 4 zendani korde ke dar etesab gaza hastand dar khatare komak komak komak komak komak komak

  19. agaye nurizad midanid KAMAL SHARIFI 42 roz ast ke etesab gaza karde ????????

  20. Ali Akbar Taban واقعيت تلخي است. اما اگر دين ما آن چيزي است كه از زبان و كردار مراجع ما بيرون مي آيد، ننگ بر اين دين. معلوم است كسي آن را نمي پذيرد.
    Wednesday at 10:21am · Unlike · 1 person
    بهروز كلورزي يك جوان 32ساله اهل رشت . حكم اعدامش تاييد شده . اوهم مسيحي شده . حكمش اعدام…..ببينيم حالا براي اين آقاپسر چه حكمي ميگيرد.
    Wednesday at 11:05am · Unlike · 2 people
    Mohammad Mahdi Shokoohi سلام بر آزاده ی عزیز
    شاید درخواست دیگر دوستان نیز باشد، اما برای من مسئله ی مهمی است که این فیلم های به نام مستند که از تحرک مخالفین نظام جمهوری اسلامی از تلویزیون پخش می شود بر چه اساسی است و نظر جنابعالی در خصوص این فیلم ها که امشب نیز پخش شد (ماموریت در بن بست) چیست؟
    Wednesday at 11:43am · Unlike · 1 person
    Hooman Ghasemi این مسئله “آزادی وجدان” و “آزادی انتخاب دین” هنوز هم برای بسیاری حل نشده است! تحلیل سید حسن هم چیزهای بسیاری را در مورد او مشخص می کند!
    Wednesday at 10:40pm · Unlike · 1 person
    Minoo Babaki سلام اقای نوریزاد عزیز من واقعا واقعا واقعا برای شما وقلم شما احترام قائلم ولی یک خواهش دارم از خامنه ای به عنوان رهبرمان استفاده نکنید شما می توانید بگویید رهبر ولی من ایشان را به عنوان رهبر خودم نمیشناسم لطفا جمع نبندید با سپاس فراوان از نوریزاد عزیز

  21. آقای نوریزاد با سلام این حقیر تا قبل از اعتراضات شما به وضع موجود هیچ شناختی از شما نداشته و حتی نامتان رانشنیده بودم ولی با پرس و جو اطلاعاتی از شما بدست آوردم با توجه به سابقه قبلی علی الخصوص همکاری با آقای شریعتمداری دلخوشی از شما نداشتم ولی کم کم از این روحیه شما خوشم آمد و با خواندن نامه هشتم و تقاضای عفو و قلمداد نمودن دوران زندان برای خطاهای گذشته به شما دلبستم آنچه سالیان متمادی مرا میرنجاند شما در نامه هشتم مرقوم فرموده اید من هم یک ایرانی و عاشق وطنم هستم و هیچگونه تمایلات سیاسی نداشته در این کشور کار کرده و زندگی میکنم درد این همه بی عدالتی را به چه کسی باید گفت من حرف دیگری جز در دل شما ندارم فقط هیچ امیدی به بهبود اوضاع نمی بینم فکر میکنم خیلی دیر شده این همه توهین به ایران با آن همه عظمت تاریخی کار به جایی رسیده که حسن نصرا… یک فرد عرب صحبت از عدم وجود قدمت ایران میکند من یک سوال دارم حکایت اسلام و ایران حکایت ظرف و مظروف است اگر ظرف از بین رود مظروف در کجا نگهداری میشود من به یک خاطره اکتفا و مصدع اوقات شریف نمیشوم سال1360 در شهر آبادان حضور داشتم با احدی از افسرا ن ژاندارمری دوست و ارتباط کاری داشتم ایشان تعریف مینمود زمانی که بنی صدر با فرماندهان نظامی به جبهه ها سرکشی مینمود یک بار بدلیل مخالفت فرماندار ماهشهر موفق به تامین محل اسکان برای وی و هیئت همراه نشدیم ناچارا بدستور فرمانده وقت ژاندارمری ازایشان و هیئت همراه در منزل من پذیرائی میشد و در اینمدت مانند آجودان حضور آماده فرمانبرداری بودم در نزدیکی منزل یک حسینیه بود که از صبح نوار مذهبی میگذاشت با حضور بنی صدر و مخالفت با وی صدای ضبط را زیاد میکردندکه این امر مذاکرات جلسه را مختل مینمود بدستور ایشان چند بار به مسئول محل تذکر داده افاقه که نیفتاد بدتر شد یکی از روزها سرهنگ فکوری به بنی صدر گفت اینجور که پیش میرویم در آینده اگر کسی بخواهد نماز بخواند ابتدا داخل کوچه سپس از پشت بام منزل همسایه ها را نگاه کرده چنانچه کسی اورا کنترل نکند در زیر زمین با در بسته و با احتیاط نماز خود را خواهد خواند این صحبت 30 سال قبل میباشد با این رفتار منتظر چنین روزی باید باشیم والسلام

  22. سلام استاد
    این آقایون در توحید مشکل دارند شما غصه ی نبوت را می خوری!

  23. aghaei ke estebdad bar pa gozashtan bar shnehaye amsale shoma khod ra bala keshid , lotfan az ghovle agha seyyd harf parakani nakon .

  24. سلام آقای نوری زاد
    من یک مسلمان و شیعه علوی هستم. آنچه امروز تاسف شما را برانگیخته است بخش عمده اش محصول عملکرد همین کسی است که شما از او به عنوان رهبرمان!! نام می برید. واین یک پارادوکس است. شما نمی توانید هم تاسف بخورید و هم یکی از عوامل اصلی چنین اتفاقاتی را رهبرتان بدانید.بین اندیشه مصباح یزدی و آن معاونش و آن رهبر!! تفاوت چندانی نیست و آن جوان هم از دست همین بد کردار ها از دین رحمانی اسلام به در شده است. حقیقتا من هم به اسلامی که این حضرات نماینده اش باشند کافرم.من خود را شیعه علی (ع) دانسته و بدان افتخار می کنم. اما از این علی و تقی و معاونانشان اعلام برائت می کنم. شاید آن جوان هم می خواسته همین را بفهماند اما کمی تند رفته است. به هر حال باز هم خودش صاحب اختیار است. لا اکراه فی الدین، قدتبین الرشد من الغی.

  25. ببخشید جناب نوری زاد، یک سوالی دارم چون از این متن برام ابهام پیش اومد.

    ناراحتی شما را دقیقاً متوجه نشدم، آیا بدلیل به قول شرع ارتداد فرد تأسف خوردید یا دلیل دیگری است؟؟

    از کجا میدانید، شاید اون پسر با دین مسیحیت، بیشتر به آرامش روحی میرسه، اصلاً ببینم، من سوالی اساسی برام داره پیش میاد، ما آیا به آزادی عقیده اعتقاد داریم یا نه؟؟

    من در کشورها و فرهنگهای متعددی زندگی کرده ام، باور کنید فقط در فرهنگ ما و کشورهای منطقه (نمیخواهم لفظ مسلمان را اینجا بکار ببرم) است که اینقدر به عقاید فردی و شخصی دیگران میپردازند. اینجا اگر یک مسیحی مسلمان شود، یا اگر یک مسلمان گبر شود کسی کاری بکارش ندارد، مگر آنجه که تعصب هنوز حکمفرماست.
    من راستش کمی دچار تردید و تشویش شدم. لطفاً روشنم کنید

    • محمد نوری زاد

      سلام علی آقا
      تاسف من به بخاطر مسیحی شدن آن جوان نیست، بلکه به ورطه ی هولناکی است که ما بدان در افتاده ایم. به گسستی که خود در جامعه ایجاد کرده ایم. به این که آقای مصباح شعار مدیریت فرهنگی جهان را سرمی دهد و همو در این ورطه گرفتار است . به این که آن پدر و پسر چرا باید به کدورتی در افتند که پسر از سرلج به گرایش فکری دیگری روی برد. و به خیلی چیزها که جای گفتن آن اینجا نیست. به ورشکستگی. به از پادرآمدن

      • ممنونم جناب نوریزاد. به امید روزهای بهتر.
        پاینده و موفق باشید

      • Hojat Katebi اشکال ما اینه که هر کسی که فکر میکنه برداشتی که از یه مقوله ای داره همون درسته. در این راه ممکنه خیلی ها تفکر غلطی نسبت به اون چیز داشته باشند اما رفع این برداشت غلط فقط با مطالعه منابع فقهی و دینی موثق انجام میشه و بس
        2 hours ago · Like
        Bahman Borna انسان را انسانیت لازم است …
        2 hours ago · Like
        Fateme Shabani اگه تاریخو بیشتر مطالعه کنی میبینی پررونقترین بازارهای برده فروشی تاریخ در اوائل اسلام و در بغداد فعالیت داشته که اغلب این برده ها ، مردان و زنان پارسی و رومی بودند… اسیران جنگی… حتی زمان پیامبر هم مرسوم بود که بعد از پیروزی در جنگ، اسیران جنگی همانند غنائم بین افراد سپاه تقسیم میشد… اصطلاح موالی را هم که حتما شنیدی و احتیاجی به توضیح نداره
        2 hours ago · Like
        Reza Rafiei حرف این است که آنچه حکومتها و انسانها میکنند الزاما با دین یکی نیست. مسیح عشق و برابری را تبلیغ میکرد مابرده داری و کشتار مردم مسیحی زبانزد خاص و عام است. چرا آنرا به پای مسیحیت نمینویسند؟
        2 hours ago · Like
        Reza Rafiei خودم جواب خودم رومیدهم. چون آخربه این نتیجه رسیدند که دین را از سیاست جداکنند
        2 hours ago · Like
        Jahanbakhsh Khanjani آنچه نام دین نهند این اشقیا /ازسرجهل است و سودای ریا
        2 hours ago · Like · 1 person
        Hojat Katebi چشم خانوم شعبانی شما منبع ممعرفی کنید ما میریم و مطالع میکنیم
        2 hours ago · Like
        Fateme Shabani پس آقای رفیعی بهتره حرفتونو پس بگیرید که:
        اسلام که برده ها را آزاد کرد….فکرمیکنم تاریخ آمریکابا اسلام اشتباه شده است

        اسلام اساسا برده داری را به رسمیت شناخته….
        2 hours ago · Like
        Reza Rafiei من شخصا عاشق بحث تاریخی هستم. اینکه اعراب برده دار بودند درست است. اسلام آن رانفی کردو اما پس از آنکه پیغمبر اسلام از دنیا رفت و فانوش عشق را باخود برد, جهل اعراب باز نمایان گشت. اما این ربطی بادین ندارد. اگر ایرانیان با پیروی از علی خود را از این اعراب جاهل جداساختند خود بیانگر عدم قبول این جهالت از سوی ایرانیان مسلمان است
        2 hours ago · Like · 1 person
        Reza Rafiei اما اگر این جمله من شمارا دلگیر نموده , چشم , آنرا پس میگیرم
        2 hours ago · Like · 1 person
        Fateme Shabani کتاب که زیاده… دو قرن سکوت دکتر زرین کوب،تاریخ سیستان، تاریخ طبری، کتاب فارسنامه ابن بلخی، کتاب الفتوح ، …
        2 hours ago · Like
        Younes Absalan
        مهم اینه که به اسلام به مثابه دین نگاه کرد.ونه ایدیولوژی! ایدیولوژی که شد دیگه رنسانس و روشنفکر دینی و رحمانی ورمالی و….نداره!انسان را دوست بداریم چونکه انسان است. ایدیو لوژی که شد. دین حزبی می شه.و غیره انسانییه! منظر نگاه دین معنویت وپ…See More
        2 hours ago · Like · 2 people
        Reza Rafiei مشکل ما, من فکرمیکنم, این است که در ایران جای خدارا مراسم مذهبی و جای عمل انسانی را نوحه خوانی و موعظه گرفته است. آگرقرار است دینی باقی بماند ناچارباید براساس حق قرارگیرد. آگرمرکز ثقل دین و صحت آن رفته رفته مورد تردید واقع شود به جای آنکه به تجربه قلبی و صمیمی از دین بیانجامد, تبدیل به دین شریعت و پرستش حکومت دینی بجای خداپرستی میگردد. آین است نگرانی امروز
        2 hours ago · Like · 1 person
        Jahanbakhsh Khanjani به نظرم خانم شعبانی عزیز باید تفکیکی بین اسلام وحیانی و اسلام تاریخی بگذارند و تحلیل تاریخ را واقع گرایانه بررسی کنند و گرنه با نگاه اید ه آلیستی و مطلق انگارانه شما هیچ صدقی معنا و هیچ اندیشه ای مفهوم نخواهد داشت
        2 hours ago · Like · 1 person
        Ali Hesami اول خدا اختیار داد و بعد دین
        اگر بنا بر اجبار باشد که دین بی معنی است
        2 hours ago · Like
        طنزهاي خفن پاتوق بسيجيان اتفاقا ما هم به همه ي آنچه شما گفتيد معتقديم ؛ براي همين است كه نميتوانيم بپزيريم كه تركها و لرها به يك نفر راي داده اند و لذا او بايد رييس جمهور باشد ! بعد هم به همين بهانه كشور به آشوب كشيده شود …!
        2 hours ago · Like
        طنزهاي خفن پاتوق بسيجيان يه چند تا سوال هم بايد از خدا كرد ! اول اينكه چرا قوم نوح و هود و لوط و … را عذاب كرد (در دنيا و نه در آخرت !) !!
        about an hour ago · Like
        يوسف پرژك
        جناب نوریزاد،تئوری حکومت یا جمهوری اسلامی در 1560000کیلومتر مربع از کره زمین با بکارگیری عالیترین درک از اسلام شیعی و قوانین آن در چارچوب بهره مندی از 6 نفر مرجع تقلید در شورای نگهبان قانون اساسی از سال 1358 تاکنون شکل اجرایی بخود گرفت. نتی…See More
        about an hour ago · Like
        طنزهاي خفن پاتوق بسيجيان اين مقاير با اصول دموكراسي است ! آنها حق انتخاب داشتند ؛ ولي آنچه را كه خدا ميخواست انتخاب نكردند ؛ خدا هم عذابش را درهمين دنيا بر آنها نازل كرد!
        about an hour ago · Like
        Reza Rafiei شما از اسمتون و عکستون معلوم الحالید برادر. مارادیگر باشماکاری نیست
        about an hour ago · Like
        طنزهاي خفن پاتوق بسيجيان اگر اين سوالها جواب داده شوند ؛ جواب خيلي از سوالهاي ديگر هم مي آيد
        about an hour ago · Like
        Saeed Khorasani ‎. به مخالفت احترام بگذار
        ++++++++++++++++++++++
        about an hour ago · Like
        احسان جمشیدی ‎@بسیجیان: شما به دموکراسی اعتقاد دارید؟
        about an hour ago · Like
        Hamed Mohajer Sheikhi مخ تمام ادیان اخلاق الهیست یعنی رحمت ،رافت ، مودت ، غفران ، عفو ، شکران و …..اکثریت در ظواهر گیر کردند و به جان هم افتادند .
        about an hour ago · Like · 1 person
        Akbar Hemati جناب نوریزاد حرفهای شما کاملا مورد تایید منهم هست ولی من اصراری ندارم اسم انرا اسلام بگذارم

      • Shahla Forozan دوستان اروپا با رونسانس توانسته به دموکراسی دست یابد به روشنفکران دینی فرصت اظهار نظر بدهیم و آنها را به چالش بکشیم حرفهای کلی راجع به دین و مذهب مردم کمکی نمی کند آیین مذهبی با فرهنگ ایرانیان اجین است
        2 hours ago · Like · 3 people
        Monireh Nasim رنسانسی بزرگ در راه است … دین در دین گاه …مسجد … و دل که امن ترین خانه ی خداست … قرن وسطایی اسلام نیز به پایان می رسد … برای آن روزها به روشنفکران دینی و غیر دینی به یک اندازه نیازمندیم …
        2 hours ago · Like · 1 person
        Reza Rafiei رسم تکامل این است که انسان در اصلاح خود و جامعه خود مدام به پیش برود

  26. چه صداقت و یکرنگی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این مسایل به این آقا ربطی نداره و نمیخواد برای کسی تاسف بخوره به حال خودش تاسف بخوره که هنوز خداوند را نشناخته.

  27. جناب نوری زاد من در آلمان زندگی می کنم و جالب است بدانید، در اینجا گروه هایی هستند که غیرایرانی هستند ولی فارسی را به خوبی یادگرفته اند و صحبت می کنند و به دنبال ایرانی هایی هستند که از مصداق های اسلام در ایران خسته شده اند و آن ها را دعوت به مسیحیت می کنند. مسیحیتی که سرشار از رحمانیت است. در این میان من حق را به کسانی می دهم که آن قدر تصویر بد از اسلام دیده اند که بخواهند به دین دیگری گرایش پیدا کنند، هر چند از نظر من عمل ناصوابی است.

  28. من هم موافقم اگر همین الان انتخاب دین در ایران آزاد مسلما عده بسیار زیادی دینی جز اسلام را انتخاب می کردند.چون تقریبا صددرصدجوانان امروز دین خود را خود انتخاب نکرده اند از پدران خود به ارث برده اند و با تعریف فعلی که در ایران از اسلام می شود به طور حتم طرفداران آن به جز کسانی که از این دین نان می خورند کسی نیست

  29. “من هم درادامه به نگرانی رهبرمان در سفر به قم گفتم

    ” فکاهی قشنگی بود. مخصوصا کلمه ی “رهبرمان”. شاد باشید

  30. اگر معاون بهر هاي از كمالات و محاسن رئيس اش برده باشد كه قطعا” برده بنده خدا پسرش حق داشته از دين به در بشه.

  31. استاد عزیز چرا از کلمۀ «تاسف بار» دربارۀ مسیحی شدن آن جوان استفاده کرده اید؟ البته ما همه، شور و دغدغۀ شما را نسبت به اسلام می دانیم ،ولی « در روزی در همین نزدیکی ها» ایمان و تغییر دین هیچ کس ، ما رنجه نمی دارد؛ چرا که به قول جفرسون:«اگر همسایۀ من بگوید که بیست خدا هست یا خدایی نیست، آزاری به من نمی رسد.».وانگهی فرض کنید در جامعه ای مسیحی اگر شما یکی از شورمندان عرصۀ دینش بودید،آیا در گروش یک مسلمان به مسیحیت بجای کلمۀ «تاسف بار» از «شادی آور» استفاده نمی کردید؟

  32. اگر مردم را در انتخاب دين آزاد بگذارند و اگر نام تغيير دين را ارتداد و حكمش را اعدام ندانند.آنوقت حاصل تلاشهاي سي ساله و به اصطلاح خدمتشان به اسلام را خواهند فهميد و خواهند ديد كه جوانان گروه گروه به اديان ديگر خواهند گرويد

  33. جوان مسلمان اما درمانده

    واقعيت تلخي است. اما اگر دين ما آن چيزي است كه از زبان و كردار مراجع ما بيرون مي آيد، ننگ بر اين دين. معلوم است كسي آن را نمي پذيرد.

  34. agaye nurizad sedagat va yekrangi shoma baes shode shomaro mesle azaye khanevadeam dost dashte basham.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

110 queries in 1.493 seconds.