سر تیتر خبرها
شما اینجا هستید: صفحه نخست / دیگر / تصویر دار / نامه ی پانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بارانی در راه است!)
نامه ی پانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بارانی در راه است!)

نامه ی پانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بارانی در راه است!)

مأموران سپاهی شما ، درانتقام از تیزابی که من در نامه هایم برسرشان فرو باریده ام، آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم کنیم.

PDF

PDF

به نام خدایی که سیل آفرید

بارانی در راه است!

سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران

من ناگزیر این نامه را که باید در واپسین ساعات روز جمعه منتشر می شد، همین حالا منتشر می کنم. نگرانم که مرا جمعه ای در کار نباشد. بازی کودکانه ای که سازمان اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، ازدیروز- دوشنبه – وارد مرحله ی تازه ای گردیده است. آری، ممکن است بنا به فرمایش مأمورانی که به من گفتند: پودرت می کنیم و درصد سایت داخلی و خارجی آبرویت را می بریم، هم پودرم کنند، وهم بزعم خود با آبرویم بازی کنند.

کاری که اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، آنقدرمشمئز کننده و سخیف است که من هیچگاه یک چنین رفتاری را از ساواک شاه، نه شنیده و نه درجایی خوانده ام. گلی به گوشه ی جمال شما با این سازمانی که برزانو نشانده اید و آنان را مثل جادوگران بابِلِ قدیم، به سمت خانواده ها و درهم کوفتن مناسبات خانواده یِ منتقدانِ خود گسیل می فرمایید.

کاش مأموران شما آنقدر مرد بودند که به نوشته های من، با نوشته پاسخ می گفتند، نه آنکه به حریم خصوصی من نفوذ کنند و برای ترمیم سرشکستگی ها و فضاحت های جاریِ خود، به تخریب زندگی من بسیج شوند. از قول من به آقای تائب – رییس سازمان اطلاعات سپاه – ومأموران نابالغِ وی بفرمایید: قبول، به فرض که نوری زاد و خانواده اش را پودر کردید و از هم دریدید، با دست های خونین خود چه می کنید؟ از قول من به آقای تائب بفرمایید: جناب حجت الاسلام والمسلمین، خونِ دست های شما، آنگاه که مغز جوانان ما را متلاشی کردید و همزمان خونشان را انکار فرمودید، آنچنان با سنت ها و محکمات تاریخی در آمیخته است که با آب هزار دریا نیز زدوده نمی شود.

رهبرگرامی،

مأموران سپاهی شما ، درانتقام از تیزابی که من در نامه هایم برسرشان فرو باریده ام، آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم کنیم.

مأموران سپاهی شما ، درانتقام از تیزابی که من در نامه هایم برسرشان فرو باریده ام، آشکارا به حریم خصوصی من دخول کرده اند و درکثیف ترین شکل ممکن، برای برهم زدن و متلاشی کردن کانون خانواده ام، بکارهای ابلهانه ای دست برده اند. ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد. اگر هنوزدر قاموس فکری و حیثیتیِ شخصِ شما، خانواده و حریم خانواده ارزشی دارند، به مأموران اطلاعات سپاه و سایرینی که در وزارت اطلاعات به همین کارها مشغولند، بفرمایید سراز خانواده ی من وسایر معترضان بیرون کشند. ویا اگرنه، ورود این نابخردان و افسار گسیختگان به اشاره ی جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد، بفرمایید تا ما، باورهای ایمانی و انسانی خود را با شاخص جدیدی که شما باب کرده اید تنظیم کنیم.

نامه های من با هر مضمونی که برشانه حمل می کنند، از امید و نیکفرجامی سرشارند. ما هنوز به شما و به فرجام نیک شما دلبستگی داریم. حساب شما را از حساب جباران تاریخ جدا کرده ایم. ما نمی خواهیم شما را و مأموران شما را در انزوایی که در پسِ مرزهای تاریخیِ ما پای می کوبد، گرفتار ببینیم. یک روزهایی ما ادب را، احترام را، تکریم آحاد خانواده را، وخط قرمزی به اسم حریم خصوصی مردمان را از جناب شما فهم می کردیم. من اطمینان دارم افسار گسیختگان اطلاعات سپاه، دور از چشم مبارک شما سربه اندرون خانواده های ما فرو برده اند. من نمی توانم باور کنم آندسته از مأموران اطلاعات سپاه که در مجاورت هیولاگونگی سربرآورده اند، از جناب شما برای سرک کشیدن به خانواده ها و آشفتن نظام آن خط گرفته و می گیرند. مباد آن روز که بشنوم حضرت شما به این هیولاها فرموده باشید: بروید و هربلایی که می توانید برسر نوری زاد وخانواده اش بیاورید. نه نه ، ما هنوز شما را درحوزه ی  ادب ورزی و رعایت اصول اخلاقی، صاحب وجاهت می دانیم. اگر روزی درهمین نزدیکی ها اتفاقی نامبارک در کانون زندگی من رخ داد، خواهم دانست – و برای شما خواهم نوشت – که شخص جناب شما در ترسیم این نامبارکی دخیل بوده اید و شخصاً به مأموران خود فرمان فرموده اید که با من آن کنند که با کافرِحربی نمی کنند.

رهبرگرامی،

احتمال دارد من به همین زودی توسط مأموران وفادار شما پودر شوم. وخانواده ام به آوارگی درافتد و متلاشی گردد. اگر اجازه بدهید و موافق باشید، من ازمخاطبان خود می خواهم که در غیاب من به نگارش نامه همت کنند و همچنان جناب شما را با الفاظ شایسته ندا دردهند. ما هنوزبه شما و به رفتار متوازن شما امید داریم. شما را بخدایی که می پرستید، از چنبره ای که گِرداگِرد شما بالا برده اند، بیرون بزنید. هوای جامعه را آنگونه که هست استنشاق کنید. اجازه ندهید موریانه هایی که چهار ستون مناسبات ما وشما را می جوند، شما را در شرایطی که خود پدید آورده اند، گرفتار کنند و از زبان شما آن برآورند که خود می خواهند.  من زنده یا مرده، در پیشگاه خدای متعال، ودر پیشگاه مردم فلک زده ی ایران عزیز، جمعی از نخبگان جامعه ی خویش را به مدد می گیرم تا از هفته ی آینده، یک به یک، یا چند به چند، روبه جناب شما نامه بنویسند و شما را از آسیب ها و الفت ها با خبر کنند.

این عزیزانی را که من نام می برم و از آنان می خواهم تا برای شما نامه بنویسند، از سرشناسان وادی علم و ادب و ایمان و تقوایند. من اینان را در اجابت درخواستم، یا حتی دربی بها دانستن آن، به خدا وا می گذارم.
من و خانواده ام در این چند وقت، رنج فراوانی را تحمل کرده ایم. اگر تا هفته ی بعد و هفته های بعد زنده بودم و خانواده ام برقرار بود، همچنان برای شما خواهم نوشت. وگرنه فردای قیامت، اگر مرا فرصتی و امکانی بود، هم گریبان شما را خواهم گرفت، وهم گریبان این چند نفری که یک به یک نامشان شماره می کنم و مختصری با آنان سخن می گویم:

1 – همسرشهید همت و همسر شهید باکری: شما خوبان در این دوسال بسیار آسیب دیده اید. آقای شریعتمداری کیهان از شما نیز فروگذارنکرد و برشما ناسزاها بارید. شرمم باد که دهان قلم خویش را به تکرار و یادآوری آن ناسزاها بیالایم. شما ازآبروداران بنامِ سرزمین مایید. من شما را به نمایندگی از خانواده های مکرم شهدا به این معارضه فراخوانده ام. می دانم برای شما سخت است، اما شما را به عزیزان وشهیدانتان سوگند، قلم برگیرید و هرچه بشارت و هرچه هشدار سراغ دارید به سمت رهبرمان اشارت دهید. من شما دوتن را بسیار غیور یافته ام. شاید پرچمداریِ شما در این تقاضایی که من به میان آورده ام، دیگران را برسرشوق آورد و آنان نیز به تکاپو درافتند. شما در فردای قیامت جلوی خیلی ها را خواهید گرفت و از آنان به پیشگاه خدای خوب شکوه خواهید بّرد. اما چرا من و خانواده ام در همان فردا، جلوی شما را نگیریم و نگوییم چرا ما را دراین ورطه ی بلا تنها گذاردید؟ مباد آن روز. من با تمام ارادتم در پیشگاه سلامت و صلابت شما دوتن سرتعظیم فرود می آورم.

2حضرت آیت الله وحید خراسانی: من جناب شما را بسیار دوست می دارم. همین که درآن دیدار کوتاه سکوت فرمودید تا من هرآنچه را که دردل داشتم برشما ببارم، برعلاقه ی من نسبت به خود افزودید. من درآن دیدار جسورانه به شما گفتم: جناب وحید، مردم ما چقدرِ دیگر باید هزینه کنند تا برای شما علما بقدر آن خلخالِ ربوده شده از پای آن زن یهودی بیارزد تا شما علما یک تکانی بخورید و عمامه از سربگیرید و پای برهنه از بیت شریفتان بیرون بزنید و فریاد کشا نسبت به فجایع جاری کشور بر بشورید؟! به شما گفتم: چرا خروج نمی کنید؟ چرا آبرویی را که از مردم و از دین خدا دارید، خرج مردم و دین خدا نمی کنید؟ گفتم: مگر قرآن نفرموده : برای خدا قیام کنید اگر چه به زیان خودتان و به زیان پدر ومادرتان و به زیان خویشاوندانتان تمام شود؟ گفتم: جناب وحید، مردم را کشته اند و اموال مردم را سوخته اند و تخریب کرده اند و چهره ی بسیج و بسیجی را تا حد شعبان بی مخ ها خراشیده اند.پس کی می خواهید اعتراض کنید؟ وشما با تبسمی مدام به من فرصت دادید تا سخنم و آتش درونم فرو بنشیند. درپایان فرمودید: آقای نوری زاد، والله اگر برمن مسجّل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید، همین فردا خروج خواهم کرد. اکنون به محضر شما عارضم که: خروج نه، اما برای رهبر نامه ای بنویسید و با آن شجاعتی که از شما سراغ داریم، جناب ایشان را به مخاطرات پیش رو وبه کورسوهای امید هشدارو بشارت دهید. قرارما و شما، فردای قیامت بجای خود، قرار ما درهمین دنیا. مباد نامه های خود را محرمانه برای ایشان ارسال فرمایید. بنای ما بر انتشارِعلنی نامه هاست.

آیة الله العظمی وحید:آقای نوری زاد، والله اگر برمن مسجّل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید، همین فردا خروج خواهم کرد.

اکنون به محضر شما عارضم که: خروج نه، اما برای رهبر نامه ای بنویسید و با آن شجاعتی که از شما سراغ داریم، جناب ایشان را به مخاطرات پیش رو وبه کورسوهای امید هشدارو بشارت دهید. قرارما و شما، فردای قیامت بجای خود، قرار ما درهمین دنیا. مباد نامه های خود را محرمانه برای ایشان ارسال فرمایید. بنای ما بر انتشارِعلنی نامه هاست.

3 – حضرت آیت الله جوادی آملی: من شما را شخصیتی فرهیخته و عارف و عالم و با تقوا می دانم. اما از شجاعتتان سراغی نمی بینم. حضرتعالی به قرآن و نهج البلاغه بسیار مسلط اید و بدانها اشراف دارید. اگر به فراخوان من بها ندهید، شما را به همان قرآن و به همان نهج البلاغه ای وا می گذارم که عمرخود را مصروف فهم آن ها فرموده اید. سکوت فراوان شما در قبال حادثه های این دوسال اخیر، چه به اسم تقیه و چه به هر اسم و به هر دلیل شرعی و عقلی، مردمان ما را به انزجار از اسلام ترغیب کرده است. دست به قلم ببرید و برای رهبرمان نامه ای و نامه هایی بنویسید و از ایشان بخواهید فکری برای اینهمه انشقاق مردم بکنند و به آغوش مردم باز گردند. به ایشان بفرمایید که پوزش خواهی از مردم، و ترمیم رنج های آنان، به خداوندی خدا، ای بسا عزت ایشان را مضاعف گرداند. اگر به اینگونه اشارات من تمایل ندارید، به هرچه که خود بدان متمایلید اشاره فرمایید. مهم این است که مردم ما از جناب شما یک دو خط نامه بخوانند و باور کنند که علمای شیعه، هیچگاه وامدار حکومت ها نبوده اند و به وقت ضرورت، به میان آمده اند و از حق و از مظلومان دفاع کرده اند. وگرنه، این چند روز دنیا را به سکوت و تماشا سپری فرمایید. که در این صورت، من و خانواده ام و هزاران خانواده ی دیگر، فردای قیامت راه را برشما خواهیم گرفت.

{حضرت آیة الله جوادی آملی}  سکوت فراوان شما در قبال حادثه های این دوسال اخیر، چه به اسم تقیه و چه به هر اسم و به هر دلیل شرعی و عقلی، مردمان ما را به انزجار از اسلام ترغیب کرده است. دست به قلم ببرید و برای رهبرمان نامه ای و نامه هایی بنویسید و از ایشان بخواهید فکری برای اینهمه انشقاق مردم بکنند و به آغوش مردم باز گردند.

4 – حضرت آیت الله مکارم شیرازی: شما نیز از صاحب نامان این روزگارید. حادثه های این دوسال اخیر را تماشا کردید و ترجیح دادی سکوت کنید. اما نه ، یک چند باری به بدحجابی ها و فعالیت وهابی ها اعتراض فرمودید. خون جوانان بی گناه مردم را به چشم دیدید و ازیک اعتراض ساده هراسیدید. ظاهراً برای مرجعیت، برخورداری از شجاعت، یک ضرورت حتمی است. ما شما را شجاع می خواهیم. با آن قلم شیوایی که آثار علمی فراوانی پدید آورده، نامه ای به رهبرمان بنویسید و وی را به فرداهای مهیبی که در کمین کشور ماست هشدار دهید و خیرخواهانه حضرت ایشان را به آشتی و دلجویی از مردم معترض و آسیب دیده ترغیب فرمایید. وعده ی ما و شما نیز فردای قیامت. بخدا قسم حضرت آیت الله، ما نیز چون شما خانواده ی خود را دوست داریم و از رواج آشوب و اضطراب در خانواده و در کلیت کشورمان در رنجیم.

5 – حضرت آیت الله صانعی: من به شخص شما ارادت ویژه ای دارم. نامه ی شما به رهبرمان، با وجود همه ی لطمه هایی که از هواداران ایشان تحمل فرموده اید، می تواند راهها را بگشاید و بن بست ها را پس بزند. در یک سال و نیمی که من در زندان بودم، نمایندگان جناب شما به خانواده ی من سرزدند و از آنان دلجویی کردند. امروز همان خانواده در معرض آسیب و دربدری است.
همان خانواده ی خون جگر، توسط مأموران هرزه ی اطلاعات سپاه، به سمت آشوب و گسست رانده می شود.م. من شخصاً درمعرض تهدید شما درشکستن سکوت صاحب وجاهت اید. با نامه ای به رهبر، از آسمان خدا برای مردم ما برکت و رشد و همدلی، و برای رهبرما نیکنامی و فرود آمدن از بلندای دست نیافتنی ای که برای وی برساخته اند، آرزو کنید. شما را به خدا مبادا نگارش نامه را به دوردست ها احاله دهید! پسندیده است که درهمین هفته ی آینده، هجوم نامه های شما عزیزان به سوی رهبرمان بال بگشاید و وی را در زیر بارش کلمات شریف انسانی و آسمانی غسل دهد.

6 - حضرت آیت الله بیات زنجانی: جناب شما نیز از ارادت من به خویشتن نیک خبردارید. دست به قلم ببرید و با ترنم کلمات، فضایی از درستی و رعایت حقوق مردم و انصاف و خیرخواهی ترسیم کنید و رهبرمان را به این فضا دعوت فرمایید. من اطمینان دارم بارش کلمات زمینی و آسمانی عزیزانی چون شما می تواند دل سنگ را بشکافد چه برسد به دل رهبر ما که یک زمانی ما از او نور می نوشیدیم.

7 – حضرت آیت الله  سیدعلیمحمد دستغیب:  شما را دوست دارم. آزادگی شما را می ستایم. از تهران به شوق شما تا شیراز رانندگی کردم تا به دیدار عزیزی نائل آیم که نخواست منبرآزادگی اش از سلامت و صلابت تهی باشد. شمانیز ای عزیز دست مرا در این نهضت بزرگ بگیرید و همراهی ام کنید. ای بسا روزی درهمین نزدیکی ها، با هرنامه ی من هزاران نامه همراه شود و هجوم این همه نامه، همانند آن گلهایی باشد که ما در روزهای انقلاب به داخل لوله های تفنگ سربازان شاه فرو می کردیم.

8 – حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: نامه ی شما درکنار نامه های دیگران می تواند راهگشایی کند. ما از تلاش شما برای راه گشودن دراین دوسال اخیر نکته های نیکی شنیده ایم. قلم به دست بگیرید و رهبرمان را به آن روزی بشارت دهید که فتنه های واقعی را نه در خواست های بحق مردم، که در رفتار پلیدانی بنگرد که نقاب رفاقت به صورت بسته اند و از پشت به ایشان خنجر زده اند و می زنند.نامه های شما خوبان به ایشان، می تواند از دیوارهای ضخیم این روزهای بیت رهبری گذر کند و بردل وی تأثیربگذارد.

9 – جناب سید محمد خاتمی: از میزان ارادت من به شخص خود آگاهید. شاید برای شما کمی سخت باشد که دست به قلم ببرید و از رهبر بخواهید به روزهای خوبِ درکنار مردم بودن نظر کنند. اما نه، شما دراین دوسال تلخ، نرم ترین مواضع را اتخاذ فرموده اید و قلم شیوای شما بی تاب نگارش یک   نامه ی دلنشین و شریف است. به این تقاضای من حتماً عمل کنید. بخدا قسم من روزها و ساعت های بسیار سخت و فرساینده ای را سپری کرده ومی کنم. اطمینان دارم طعم تنهایی را چشیده اید. اگر بنویسید و هوشمندانه و قاطع و درست و منصفانه  رهبر را به فرداهای نیک بشارت بدهید و از خطاها و احتمال های حتمی برحذر دارید، من از همین اکنون برکات آن نامه و نامه ها را برای شما تضمین می کنم. ما با این نامه ها قرار است برای هزارمین بار حجت را بر رهبرمان تمام کنیم. نه آنکه خدای ناکرده وی را در معرض تهدید و تنگنا قرار دهیم، بلکه از این منظر که ایشان بدانند آن سوتر از هواداران رسمی رهبری، هستند مشفقان غیرت مندی که به نیک فرجامی ایشان و رهایی کشور، عمیق تر و آگاهانه تر  می نگرند. شاید نیاز به این نباشد که بگویم: اگر ننویسید و منتشر نکنید، من و خانواده ام چشم به راه قیامت نخواهیم ماند. درهمین دنیا از شما گله خواهیم کرد. وشما با اعتنا به آموزه های دینی مان، ازمیزان نفوذ آه بی پناهان با خبرید.

10 – جناب هاشمی رفسنجانی: شما شاید بیش از همه ی ما به این نامه نگاری ها مستحق باشید. چرا که شما و خاندان شما در این دوسال آنچنان در معرض آسیب و خراش بوده اید که هیچ انسان منصفی هجوم آنهمه بلا را به ساحت شمایان نمی پسندد. شما یک روز چشم و چراغ این کشور بودید و جایگاهتان بسیط بود. درکل کشورجایی نبود که تاثیر نفوذ شما درآن تعریف نشده باشد. بویژه قلب رهبر.

 که دریک تنگنای عاطفی، اشک درچشم فرمودند: هیچ کس برای من هاشمی نمی شود. اما گذر زمان، به توفانی سهمگین انجامید و جای شما را در دل رهبر به دیگران سپرد و شما را از هرطرف به تنگ آورد و به گوشه ای ناگزیر پرتاب کرد. قلم به دست بگیرید و مارا از هجوم بلایی که مأموران بی حیای اداره ی اطلاعات سپاه برایمان تدارک دیده اند بدرببرید. اگر همچنان بنا را برسکوت بگذارید، به خدای کعبه سوگند، تنهای تنها به راهی که آغاز کرده ام ادامه خواهم داد و تا پای جان به افشای مفسده های سپاهیان فربه از مال حرام و اطلاعاتی های هیولا صفت دست خواهم برد. اگرچه این افشاگری به نابودی من و خانواده ام بیانجامد. واز آن پس: دیدارمان به قیامت!

11 – جناب سید حسن خمینی: قبول می فرمایید که در این دوسال اخیرشما را سخت ترسانده اند. پدرشما مشکوک از دنیا رفت. شاید به شما گفته باشند که همان سرنوشت پدرمرحوم می تواند برای شما نیز رقم بخورد. من به جایگاه مردمی شما آگاهم. مردم شما را دوست دارند. به همان دلیلی که درآن ملاقات حضوری به شما گفتم، شما می توانید در فرابردنِ فضای جامعه به سمت اصلاح، و به سمت پاکسازی از مفسده ها نقش اساسی داشته باشید. قرار نیست شما قلم بربگیرید و آسمان و زمین را به هم بدوزید. قرار است به رهبرمان بگوییم: شاید فردا دیر باشد. و باید ازهمین امروز به فکر فردا بود. مردم ما برای  دوست داشتن شما دلیل می خواهند. نشانشان بدهید که مستحق این دوست داشتن های بی ریای مردم هستید. هیچ مأمور اطلاعات و هیچ سپاهی اطلاعاتی، از این که شما سخن مشفقانه به رهبر بگویید و وی را به روشنایی ها و تاریکی ها بشارت و هشدار بدهید، برشما نمی شورد. سرتان را به خدا بسپرید. اگر سکوت کنید، شاید درهمین دنیا خانواده ی من یک روز جلوی شما را بگیرند و به شما بگویند: نوری زاد را پودر کردند و ما را از هم گسستند و شما سکوت اختیار کردید.

12 – آقای علی مطهری: شما از نام پدر شهیدتان سود می برید. گرچه گاه نشان داده اید که روح آن شهید بزرگوار در شما به تکاپو در می افتد و از زبان شما جاری می شود و حق خواهی می کند. قلم به دست گیرید و به رهبرمان بنویسید که ولایت فقیه آنجا خواستنی است که ما از او جز عدالت و علم و تقوا و پاکیزگی و شجاعت و پاکدستی و جهان شناسی و فهم مقتضیات روز نبینیم. به وی بنویسید که با رویت ابتدایی ترین تراشه های ظلم، مقبولیت شرعی وی به مخاطره می افتد. به وی بنویسید که شجاعت تنها در برآوردن فریاد نیست. شاید عالی ترین مراتب شجاعت، پوزش خواهی از مردم است بهنگام رواج ظلم. آقای مطهری، یکبار به شما گفتم:
شما نمایندگان در تک تک فاجعه های جاری کشور سهیمید. و امضای شما برهرقطره خونی که از بی گناهان به زمین ریخته شده، نشسته است. گفتم: سکوت شما نمایندگان در مجلس، به معنای تایید فجایع کشوراست. رهبر، شما را و خاندان شما را دوست دارد. شاید قلم شما و صداقت قلم شما از تیزی قلم من کارگرتر افتد و دل ایشان به سوی مردم واگشوده شود. تنهایی، حتماً قابل تحمل است اما تنهایی ای که با ناجوانمردی آمیخته باشد، فرساینده است. من اما گفته باشم: والله اگر هیچ یک از شما عزیزان به ندای من پاسخ نگویید، تا هرکجا که مقدورم باشد، به افشای مفاسد جاری کشور، بویژه مفاسدی که از آتشفشان سپاه و وزارت اطلاعات بیرون می زند، اصرار خواهم ورزید. به هرقیمتی که برای خودم و برای خانواده ام تمام شود.

13 – سردارپاسدار حسین علایی: من یک بارهم به شما گفته ام.  که اگربخواهم جانم را در رکاب یک پاسدارحقیقی فدا کنم، آن یک نفر شمایید. گرچه امثال شما فراوانید و شکرخدا ذخیره های سلامت برای فردای کشوربشمار می روید اما من شخصاً شما را پاسداری فهیم، تیزبین، اهل مطالعه، منصف، مردمی، پاک، جنگ دیده، جهان دیده، به روز، مومن، صبور و اهل مدارا یافته ام. اینها که برشمردم مگر کم سرمایه است؟ شما نیزتقاضای مرا اجابت فرمایید و نامه ای از زاویه ای که خود می پسندید برای رهبرمان بنویسید. متاسفانه دوست گرامی من، جماعتی در سپاه، به این نهاد پاک آسیب نشانده اند. کجا شما باور می کردید بعضی از پاسدارانِ از اسارت برگشته، و پاسداران جنگ دیده، به روزی درافتند که با تلسکوپ های خود به زندگی امثال نوری زاد فرو شوند و با شنود تلفن های او و غارت اموال او و بیرون کشیدن فیلمهای خصوصی او و خانواده اش از و انتشار فیلمهای به غارت رفته ی او بخواهند او را به زانو درآورند؟ اینها را اضافه کنید به پاسدارنماهایی که سربه اموال مردم فرو برده اند و از هزار اسکله ی قاچاق مشغول حفظ نظامند. نامه ای بنویسید و مرا در این راه پرخطر یاوری فرمایید.

14 – جناب دکتر سروش: متاسفانه شأن علمی شما در کشورما به چالش درافتاد و قدر شما دانسته نشد. امامان ما با دانشمندان ملحدی چون ابن ابی العوجا به بحث می نشستند و به شاگردان خود شیوه های مدارا و داد و ستد علمی را می آموختند. شما اما درجایگاه یک دانشمند شیعی نیز تحمل نشدید و ناگزیر به ترک و جلای وطن شدید. یکی از رازهای تحمل نشدن شما، این بود که علمای دینی ما نخواستند با درافتادن به مباحث روزجهانی که شما مبدع آن درکشوربودید، خود را با شتاب علوم و مباحث تازه هماهنگ کنند. شاید به همین دلیل است که زمان و جهان پیش رفته اند و بسیاری از علمای ما در دوردست های علمی جا مانده اند. با این همه من از جناب شما تقاضا دارم نامه ای از سر رفاقت و شفقت به رهبر بنویسید. می دانم اجابت این تقاضا برای شما ای بسا ناگوار باشد و ناشدنی. اما اجازه بدهید این مکتوب
جمعی، از شیوایی قلم شما نیز بهره مند باشد. حتماً شجاعت برای شما نیز در همین فرو خوردن محاکاتی است که به شما نهیب می زند: ننویس! اما شما بنویسید. ما بنا داریم با این نوشتن ها به تاریخ نشان بدهیم که: شاید فردا دیر نباشد. وبشود ایران عزیز را مجدداً احیا کرد. اگر ننوشتید، ایرادی نیست. من و خانواده ام در فردای قیامت با شما کاری نخواهیم داشت. شما به اندازه ی کافی آسیب دیده اید.

15 – جناب دکتر کدیور: از جناب شما نیز تقاضا دارم نامه ای خیرخواهانه برای رهبربنویسید. گرچه شما پیش از این نیز نشان داده اید که درهمراهی و مساعدت فکری صادق و منصف اید. ازهرچه که صلاح می دانید بنویسید. شما اکنون می توانید از موضع یک عالم دینیِ دور از وطن، آسیب های درکمین را وابشکافید. می توانید افق های روشن را – هرچند در دوردست نشان ما بدهید. نگران ناسزاهای امثال آقای شریعتمداری کیهان نباشید. او را اگر به حال خود هم وابگذاریم، از قلمش ناسزا  می چکد. شما بنویسید تا در تاریخ بماند. تا آیندگان قضاوت کنند که جماعتی خیرخواهانه و با به خطرانداختن خود و خانواده ی خود، تلاش کردند کشورشان را از کام هزار حادثه ی درکمین بدر ببرند اما کسی صدایشان را نشنید. باور بفرمایید من هنوز ناامید نیستم. چرا که می دانم درسخن حق نوری نهفته است که مخاطب خود را می جوید و کام او را به نور خود برمی آورد.

16 – من از نمایندگان مجلس، ازمدیران و مسئولان، چه با اسم خود و چه با اسم مستعار، درهرکجای ایران و جهان تقاضا دارم مرا در این حرکت بزرگ یاری دهند. ما می توانیم چند به چند، یک به یک، با همین نامه های خود بارانی از کلمات شایسته برسر رهبر بباریم و او را به آسیب ها و به نادرستی ها و به کجی ها هشدار دهیم. محل انتشار این نامه ها می تواند سایت های شخصی و حرفه ای باشد.

می توانید نامه های خود را برای من، یا به سایت آقای دکتر خزعلی ارسال فرمایید. یا به سایت کلمه و جرس و هرکجا که خودتان صلاح می دانید. شایسته می دانم دراین نهضت بزرگِ نامه نگاری، از رواج واژه های زشت و ناپسند پرهیزکنید. قرار ما تا زمان انتخابات. البته بنا نیست در آن روز اتفاق حیرت انگیزی رخ بدهد و همه ی آبهای رفته به جوی بازگردد. اما انتهای این راه را همان ایام انتخابات رصد می کنیم. همه می نویسیم و رهبر را مخاطب نوشته های صریح اما مشفقانه ی خویش قرار می دهیم. به امید اثربخشی اقیانوسی از کلمات خیرخواهانه. بدرود

تا جمعه ی آینده و هفته های آینده.

سه شنبه بیست و دوم آذرماه سال نود

با احترام و ادب:
محمد نوری زاد

 دانلود پی دی اف این مطلب

مطالب مرتبط :

نامه ی چهاردهم محمد نوری زاد به رهبری(مرگ رهبران)

نامه ی سیزدهم محمد نوری زاد به رهبری(اینک روضه!)

دوازدهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(جام زهر رهبری)

نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری(+هفت پرسش از سید محمد خاتمی)

دهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

نامه ی نهم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ایران

پوزش محمد نوری زاد از رهبر انقلاب

هشتمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر

متن استفتائات محمد نوری ­زاد از رهبر جمهوری اسلامی

آخرین نامه ی محمدنوری زاد به رهبر+Translated into English

نامه پنجم محمد نوری زاد از اوین به رهبری

نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی

نامه سوم محمد نوری زاد به رهبر انقلاب

نامه دوم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ایران

نامه سرگشوده محمد نوری زاد به رهبرجمهوری اسلامی ایران(1)Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

287 نظر

  1. با سلام
    در نامه اتون خوندم که شما آقای جوادی آملی رو هم مورد خطاب قرار دادین/
    فکر کردم این موضوع رو خدمتتون عرض کنم :
    من دانشجوی کارشناسی ناپیوسته گرافیک دانشگاه آزاد آملم . یکی از همکلاسی هامون //// که گویا نوه همین آقان.
    از هر کدوم از بچه های ورودی ما بپرسین میدونن که این خانوم چه فرق هایی با بچه های دیگه داره.
    مدیر گروهمون میبردش تو دفتر و از ش میپرسه که برای این ترم کدوم استادا رو برای تدریس انتخاب کنه!!!! البته نه به خاطر کمالات این خانوم/ بلکه مدیر گروهمون ( آقای ///) همیشه کارایی دارن که باید طبق روال غیر معمول پیش بره و چه واسطه ای بهتر از این خانوم؟!
    استاد دیگه امون به ایشون میگن که زمان امتحانو معین کنه!!! البته استادای مربوطه اهل آملن و بسیار علاقه مند به پیشرفت! لازم به ذکر هم نیست که بگم این استادا چه نمره هایی بهش میدن!
    پارسال در آزمون ارشد دولتی شرکت کرد و وقتی بچه ها بهش گفتن که ما اجازه شرکت نداریم/ (چون سال اول بودیم)/ گفت: حالا…. یه کاریش میکنیم!
    دانشگاههای معتبر دولتی بالاترین معدل هر رشته رو بدون آزمون پذیرش میکنن/ نفر اول ورودی ما قصد تحصیل درخارج از کشورو داره/ این خانوم هم یه نامه گرفته که چون رتبه دومه و نفر اول قصد رفتن داره/ پس میتونه برای تحصیل بره دانشگاه تهران. حالا ما موندیم که این آدم یهو چطور رتبه دوم شده ؟؟؟! ( اگه خیلی ضایع نبود حتما رتبه اول میشد!)
    اینقد که بی مورد به این آدم بها داده شده/ تو این توهمه که خیلی آدم بزرگیه! خبرچینی هایی هم که به حراست کرده بماند!
    یه سری از بچه ها قصد شکایت به دفتر مرکزی دانشگاه آزاد رو داشتن/ ولی همه میترسن! شاید هم نا امیدن از این که تقلب این خانوم پیگیری شه.
    آقای نوریزاد. قصدم ثبت این نظر نیست/ فقط میخواستم درد دلی کرده باشم و این که انتظار یاری از این جماعت نداشته باشین که بد جوری نمک گیر حکومتن!

  2. لطفا براي شنيدن فايل صوتی متن کامل نامه پانزدهم محمد نوريزاد و نامه های آقايان سروش و بازرگان به آقای خامنه ای در يوتيوب بر روی نام من در اينجا کليک کنيد.

  3. توجه توجه توجه با کامنت گذاری به ظالمان هشدار بدهیم

  4. یک فرزنده شهید : خطاب به رهبر جمهوری اسلامی :
    ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست/
    وین ماه و ستاره و فلک چاکر توست/
    ترسم که ترا چاکر خویش پندارند/
    آن مورچگان که رزقشان پیکر توست/
    امیدوارم سرنوشت صدام و قذافی و قصی و عدی و معتصم و سیف الاسلام و … در انتظار شما و فرزندانتان نباشد.

  5. سالار باقری اصل

    زنده باد نامت محمد نوری زاد عزیز.این همه تهدید و آزار خانواده شما نشان از ضعف و ترس بی محدود مخالفان شما دارد.که به هر طریق ممکن می خواهند صدا و قلم شما را بگیرند.اما مطمئن باشند که این اتفاق نخواهد افتاد. صدا و قلم شما همراه بر پیکر مستکبران و فرعونیان خواهد تاخت.و آنها را آماج سخنان صریح و صحیح شما خواهد کرد.ما هم در بیرون صدای شما هستیم زنده باد

  6. آیا مطمئنید که رهبر این نامه ها را میخواند یا مانند چاه جمکران است عریضه بنویسیم بیاندازیم در چاه تا بپوسد. اگر مطمئن شوم که رهبر میخواند ما هم دست بکار میشویم. آنوقت میارزد که حتی باز خواست شویم ولی نوشتن خشک و خالی؟!؟

  7. لازم است فایل صوتی همه نامه ها تهیه و در وب سایت قرار گیرد

  8. باسلام آقای نوری زاد
    به شحاعت  شما افتخار می کنم خیلی ها از حمله خود من می خواهند که در بیات حرفهایشان خوفی در دلشان نباشد.سعی می کنیم تمرین کنیم به امید روزی که آگاه شویم برای سلامتیتان و خانواده عزیزتان دعا می کنیم

  9. اقاي نخست وزير، شما چرا براي ايجاد يک دولت استعماري و دست نشانده به آنسوي اقيانوس هند مي رويد و دولت هند شرقي را بوجود مي آوريد، اما اين کاررا نمي توانيد در بيخ گوش خودتان يعني در ايرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستيز است انجام دهيد ؟
    وينستون چرچيل بعد از اندکي تامل پاسخ مي دهد:براي انجام اين کار به دو ابزار مهم احتياج هست که اين دوابزار مهم را درايرلند دراختيار نداريم .
    سوال مي‌ شود: اين دوابزار چيست؟
    چرچيل در پاسخ مي گويد:
    اکثريت نادان و اقليت خائن

  10. سلام. سایت بخش تازه ها نداره ؟؟؟

  11. ارزو یک فرزند شهید

    درود اقای نوری زاد درود

  12. برای اینکه نامه ها در میان افراد جامعه بیشتر پرکنده شود و تعداد بیشتری از مردم از محتوای آن با خبر شوند،لازم است فایل صوتی همه نامه ها تهیه و در وب سایت قرار گیرد .این کار علاوه بر اینکه گسترش آن را از طریق مبایل امکان پذیر می نماید،به آنهایی که حوصله خواندن را ندارند امکان با خبر شدن از محتوای نامه ها را نیز می دهد.

  13. Masih Alinejadصیغه و سیاست لبخند بزن آقای نوری زاد اما…
    آقای نوری زاد! هرگز گمان نبرید در این بازیِ آلوده ای که حاکمیت با نویسنده ی نامه های ممنوعه آغاز کرده است بازنده شمایید. بازنده باز «زن» است اگر محکم و مومنانه از زن دفاع نکنید فردا همین سخیف نویسان زنانِ بیچاره ای را از گوشه و کنار شهر پیدا می کنند و پای دوربین هایشان می نشانند تا به هزار کار نکرده اعتراف کنند تا شاید شهوتِ تحقیرِ مردانی که در لباس و ردای امنیتی نشسته اند ارضا شود…
    روزهای زیادی در کارنامه ی زنان عرصه سیاست و رسانه و اجتماع وجود داشت و دارد که نام یک یا چند مرد بر پیشانی این زنان می نشست و می نشیند تا تحقیر و تکفیر و طرد شوند. زنانی که چشم و نگاه از همکارانِ مردِ خود گاهی شرمسارانه می دزدیدند آنگاه که صفحه های رسمی و غیر رسمیِ رسانه های حکومتی، پر می شد از انگ و اتهام آشنای «فساد اخلاقی». خیلی لطف شان شاملِ حالمان می شد، فساد را یک مهر شرعی می زدند تا بگویند صیغه است این ضیعفه.
    بله آقای نوریزاد عزیز باید زن باشید تا بفهمید وقتی در کیهان و باشگاه های خبری شان تو را به جرم قلب و قلمِ متفاوت ات به صیغه ی همه مردانِ شهر در می آوردند تا تحقیر و منزوی ات کنند، چه بی رحمانه از جان و جهان و وجودت بیزار می شوی.
    یقین دارم آگاهید این آگاهی رسانی که از طریق نامه نگاری به رهبری جمهوری اسلامی آغاز کرده اید قربانیِ هم خواهد داشت. حرف و حدیث و حکایتی که این روزها دامن شما را می آلاید و به چند زنی و پرسه زنی با زنانِ صیغه ای متهم تان می کنند، در سویِ دیگرش چند زن ایستاده اند. سالهاست پلشتی این اتهامات پیِ دامن آلوده کردن زنان است. کم نیستند زنانی که از این معبرِ مسموم سربلند گذر کردند شما نیز زمانی سربلند عبور می کنید که در کنارِ دفاع از خود اینبار از « زن» نیز دفاع کنید که در مجلسِ بزرگان لایحه و طرح برای تسهیلِ صیغه و قانونمند کردنِ چند زنی مصوب می کنند و در دیگر سو همان را دوباره ابزاری می کنند برای تحقیرِ زن.
    به جای دفاع از خود لبخند بزن که این بزرگترین دفاع است در برابر کسانی که خشم شما را انتظار می کشند اما از زنانی دفاع کن که در قاموس این حکومت ابزاری بیش نیستند: ابزاری که یا به درد به دام انداختن مردان و پرتاب کردن شان از قله سیاست می خورند یا به درد بالا بردن مردن بر قله شهوت و لذتِ پلشتی که نامش چند زنیِ قانونیست…در مملکتی که مزدِ نقدِ والیانش این است که دوباره پا روی تن و جان زن می گذارند تا مردی را از میدان به در کنند اتفاقا باید ایستاد و از زن دفاع کرد که همیشه زیر دست و پای نزاع گران سیاسی له می شود.

    ……..

    ….

  14. ای برادر به قدری که شمارا برادر خواندن حلاوت داردبه همان اندازه شنیدن نجواهاوخواندن دلنوشته های شمامراغرق دربغض وآه وحسرتی همراه باخشم ونفرت ازدینی که افیون توده هاست میکند
    برادر هیولای اصلی اماره بالسوء ایست که در تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه حکومت جوربنیان میکند برادر باتمام خشم ونفرتی که ازرهبرخودخوانده ایران اشغالی دارم ولی واقعیت آنست این دیورا ما از شیشه برون آوردیم و برخلق مسلط کردیم این ما میتواند قلم طبرزدی باشد به لفظ امام ودفاع ازآن حقانیت کاذب باشدیاجناب هاشمی با عقل بری درمجلس خفتگان ازدلبری وشایستگی نداشته غاصب کرسی رهبری
    به ماالقاکردند درجامعه شناسی آن سالهاکه سبب فسادناپذیری رهبرکاریزماتیک ایران آیت الله خمینی این است که ایشان نفس خویش راکشته است ولی سلف ایشان آدرس رابه اشتباه گرفته ونفس مردم میکشد امربرایشان مشتبه گشته ازاین همه قدرت که فعال لمایشاء است وثروت این مردم فاقدلحاف راارث پدری فرض نموده،واوهام سیدمحمدعلی باب را برخودروا وحق میداند ،ازتکرار چاپلوسیهای دیگران درذهن وخودراقانون پنداشتن آن رفت برماکه میدانی ومیدانم
    برادر میدانم که میدانی //// همچون سیدمحمدعلی باب اگرقوه قهریه ای بود همان مینوشت که آن مدعی نوشت دربیت الخلا لیکن به پشتوانه سپاهیان فربه ازچرب حق الناس واشتراک دردریدن گوشت وخون مردم ،هرگزبه خودنخواهدآمد و اصلا بوی خون درمشام جانش نخواهدگذاشت که شمیم محبت بشنودولی دوستت دارم ازاینکه به انسان ایمان داری وازاینکه دنیای سخت مادی را به کورسویی از مردانگی وانصاف زیبا جلوه گرشدی

  15. حرف های که نوشتی بیتر به خواب و رویا شبیح است . شما کافر که نیستید، شما هم عضوی از این مملکتید. پس تیشه به ریشه خودتون نزنید و سعی کنید اگر چیزی در چنته دارید برای انتخابات آینده رو کنید.

  16. با سلام به حر زمان و خشوع کامل باید اعتراف کنم هرگز در توانم نیست دست به کاری که شما زدی بزنم. فقط باید بگویم مایه افتخار امثال من ضعیف هستی. تو بدون اغراق خطاب آیه ای هستی که خداوند در پاسخ قرشتگانش فرمود انی اعلم ما لا تعلمون و آن عشقی را که او دید در تو تجلی یافت. به امید هدایت برای تمامی بشر.

  17. با هر کلام نامه ی شما اشک ریختم؛وای بر ما که چگونه روزی توان پاسخ به رنج های شما را داریم؛نمیدانم برادر بزرگوارم این نابخردی ها تا کجا راه میبرد؛اما خدا پشت و پناه آزاد مردان است و بس…
    زنده باشید…

  18. من فقط يك حرف با رهبر ايران دارم كه شيفته شخصيت جذابش هم هستم به جاى اين كه با قدرتهاى بزرگ معامله اى داشته باشيد با مردم خود صلح كنيد انتخابات ازاد برگزار كنيد مطمئن باشيد كه با اين شخصيت جذابى كه شما داريد دل ميليونها انسان به دست مى اوريد شخصيت تون والاتر و جايگاهتون هم محكمتر خواهد شد

  19. آقاي نوري زاد
    اينکه بازگو مي فرمائيد ازاين موضوعات تعجب مي کنيد که در نه در زمان شاه نيز از کسي شنيده ايد و نه در جايي خوانده ايد به اين دليل است که شاه هر چه بود مثل اينان نبودو اما خود کرده را نيز تدبير نيست چرا که شما و دوستانتان نيک مي دانيد با حمايت و کارهايي که به انجام آن وارد شديد نقش کمي در پيش برد اهداف اين رژيم نداشتيد و کاش شما يا امثال شما زودتر بخود مي آمديد. کارمان بجايي رسيده است که عربها نيز ما را مسخره مي کنند و مي گويند ما خود را وارثان داريوش و کوروش مي دانيم! در قبل از اتقلاب آيا همين گونه بود؟! در جايي که پاسداران دافوس نديده و بيسواد با درجات سرلشکر و سرتيپ در ميان ما حضور دارند و يا افرادي که با عنوان کميته در ابتداي انقلاب وارد دانشگاهها شدند و بطور کيلويي مدارک خودشان را گرفتند و حالا مثل احمدي نژادها دکتر شده اند! شاه را هر چقدر هم که دزد مي خواندند در کنار وي مردم نيز از رفاه و آسايش بي بهره نبودند. تنها مشکل اين افراد به اصطلاح حزب اللهي اين بود که در دوره شاه نظم و ديسيپلين بحدي قوي بود که هر کس مي بابيست متناسب با دانش و شخصيتش حرف بزند و يا ارزاندام کند و براي اينان سخت بود وگرنه مستضعفي که از او اسم مي برند به اندازه وضع حال که نبود که احمدي نزاد مي گويد کسي به نان شب محتاج نيست. البته اگر منظور احمدي نزاد يک سق زدن به نان خشک بوده است که بله ايشون درست گفته اند!
    بزرگترين عيب شاه اين بود که بدون اجازه امريکا آب هم نمي خورد و درست در زماني که متوجه اين موضوع شد و بعنوان بزرگترين قدرت خاورميانه مطرح نيز بود بدون سياست دست به اقدامي زد که همان آمريکايي ها کمر به سقوطش بستندو آيا تصور مي کنيد اگر آمريکا نمي خواست (همانطور که در دوره هاي قبل نيز نخواست) شاه سرنگون مي شد؟ آمريکا نيز در شکل گيري اين رژيم نقش داشته است اما اينک همانند شما پشيمان است! ايکاش زودتر متوجه اين موضوعات مي شدند نه در اين زمان که خونهاي بسياري براي سرنگوني اين نظام بايد ريخته شود و اين خونها در نتيجه اهداف سياسي پشت پرده اي است که آمريکا و حامياني چون شما نيز در ان نقش داشته ايد. اميدوارم ناراحت تشده باشيد.
    فاشيست ها نيز خونهاي بسياري ريختند تا سرانجام سرنگون شدند و وقتي گروهي باور خدايي را با خود همراه داشتند سرنگوني آنان کار ساده اي نخواهد بود اما جنگيدن نيز اجتناب ناپذير است و در اين راه خونهاي بسياري ريخته خواهد شد چرا که اگر نکشيم کشته مي شويم.

  20. سلام جناب نوری زاد.خدا قوت.به سئوالم اگه پاسخ دهید ارادتم به شما صد چندان خواهد شد.آیا پیامهای دریافتی را گزینشی در سایت قرار میدهید یا تمام پیامها در سایت حضرتعالی موجود است؟لطفا در همین سایت پاسخم را بدهید ونه به صورت ایمیل ،زیرا امکان باز کردن وورود به ایمیل برایم مقدور نیست.ممنون و باآرزوی توفیق برای تمامی غمخواران امت.

  21. ادامه کامنت های سایت کلمه

    [Reply]

    At 2011.12.13 23:36, محمد said:

    در لبیک به ندای آقای نوریزاد همین امشب نامه ای برای دفتر رهبری از طریق سایت ایشان ارسال داشتم . البته من جزو مخاطبان آقای نوری زاد نیستم اما به سهم خود لازم دانستم حال که زبان علما کوتاه شده و بزرگان ما مورد تهدید عناصر تازه بدوران رسیده و کوچک قرار گرفته اند بعنوان یک جانباز جنگ تحمیلی که با سخن برادر نوریزاد کاملا در روایت فتح اجین شده بودم و عضوی کوچک از خانواده معظم شهدا ، برای رهبری نامه ای ارسال دارم و امر به معروف ونهی ازمنکر نمایم . امیدوارم موثر باشد .البته خیلی امید ندارم . معمولا نان بنخرخ روز خورهای اجازه تاثیر گذاری خیرخواهی خیرخواهان را نمی دهند . سلامتی جناب نوریزاد از گزند بد خواهان و بد طینتان را خواستارم . فالله خیر الحافظ و هم ارحم الراحمین

    [Reply]

    At 2011.12.13 23:43, ناشناس said:

    من حتم دارم که احمد قابل تازه از تخت بیمارستان رها شده نیز به این نهضت خواهد پیوست.

    [Reply]

    At 2011.12.13 23:48, ناشناس said:

    نوریزاد حسنک وزیر زمان ماست! لطفا آتشش بزنید. آتش ولایت روشن است. به رهبری دستور داده: آقا شما گوشتان بدهکار اراجیف مردم و لاطائلات این مملک به زیر نباشید. ما ترتیبش را می دهیم که خودش بمیرد. این است معنی عدالت ولایت.

    [Reply]

    At 2011.12.13 23:52, majid said:

    آقای نوری زاد حجت را بر همه تمام کرد ، رهبر ، آقایان خاموش و مردم مفلوک این سرزمین نفرین شده ،
    آقای ولی مطلقه فقیه
    ما به یک علت بزرگ نمی توانیم چشممان را روی این برهه دردناک تاریخ ایران ببندیم ، برهه واپس گرایی و حکومت پست ترین طبقه اجتماع از نظر فرهیختگی،ادب ، دانایی و اخلاق . و آن اینکه ما می دانیم . و کسی که می داند نمی تواند نگوید و ننویسد .
    گر بر اوج فلکم باید مرد ، عمر در گند به سر نتوان برد .

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:06, مجید said:

    گریه امونم نمیده

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:06, معین said:

    اکنون زر و زور و تزویر یکجا دست ولایت مطلقه فقیه است

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:09, ناشناس said:

    خدایا

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:11, mitra said:

    agar ma irani hastim va ba gheirat hame be nedaye jenabe noorizad labeik gooeim . be omide pirrzi

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:14, ایرانی said:

    هل من ناصر ینصرنی؟؟؟
    هل من ناصر ینصرنی؟؟؟
    هل من ناصر ینصرنی؟؟؟
    هل من ناصر ینصرنی؟؟؟
    کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
    کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
    کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
    کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا
    ان الحسین مصباح الهدای و سفینه نجاه
    ان الحسین مصباح الهدای و سفینه نجاه
    ان الحسین مصباح الهدای و سفینه نجاه
    ان الحسین مصباح الهدای و سفینه نجاه

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:18, سبز باران said:

    با تشکر از نوری زاد عزیز
    کاش این چند جمله به سمع و یا نظر جناب آیت الله وحید خراسانی برسد.
    منظور از نتیجه چیست؟ اگر ایشان نتیجه را در جابجایی قدرت می دانند می بایست از همین امروز از عملکرد امام حسین(ع) در عاشورای ۶۱ برائت بجویند. حقیر نهایت ، نتیجه ، و پیغام عاشورا را در یک جمله دریافته ام (که شاید اشتباه باشد و انتظار دارم که اگر دوستان ایرادی می بینند تذکر بدهند) وآن اینست که:امام حسین زندگی در جامعه ای که یزید را امیرالمؤمنین میخوانند ذلت میداند و آنجاست که میفرمایند: برای من مرگ با عزت گواراتر از زندگی با ذلت است. و می توان هدف های امام حسین که از زبان خودشان نقل میشود را در این جمله جست و جو کرد. امام امر به عزت و نهی از ذلت می کنند و اصلاح امت جدشان را در همین میدانند.
    حال باید از جناب وحید خراسانی پرسید آیا شما زندگی با ذلت را پذیرفته اید؟ آیا سر آن ندارید که سازی دیگر بنوازید و در تبیین فلسفه اصلی عاشورا پیشقدم باشید؟ آیا زمان آن نرسیده که رخت عزای حسین را از تن درآورید و جامه ی عزت حسینی را بر تن کنید. حسین(ع) ۱۴۰۰ سال است که از اشک ما مینوشد و سیراب است آیا خیال آن ندارید تا حسین (ع) را از لبیک سیراب کنید تا غریبانه هل من ناصر سر ندهد؟ اگر کوفیان همه برای حسین خون گریه میکردند ،آیا همه این ها به اندازه همراهی یک نفر از آنان ارزش داشت؟آیا نشنیدید که حسین فریاد زد اگر دین ندارید لا اقل آزادمرد باشید؟جناب آیت الله دینتان را در آزادگی حر جست و جو کنید نه در قرآنی که بر نیزه رفته. اسلام را در خون حسین ببینید نه در نماز سعد. شرف را در همت عباس بنگرید نه در خویشاوندی شمر.
    جناب آیت الله ، سردمداران این حکومت حسین را بیش از شما شناخته اند اما منش یزید را برگزیده اند. ولی شما هنوز حسین را نشناخته اید.

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:19, سید said:

    درود برنوری زاد
    برادر گرامی تمام نامه های شماراخوانده ام برای من تاثیر گذاربود امانمیدانم اگرجای سیدعلی دراین مقام وقدرت غرورانگیزبودم بازازین نامه هامتاثرمیشدم یانه .بنظراین شخص وجود خودش رابه اثبات رسانده هرچه هست این است وبس جاه طلب وترسو وضعیف ترین رهبر.درخواست شما ازاردبیلی وهاشمی وعده ای ازقدیمیها هم بیهوده است اینها همانهایی هستند که اعدامهای تاسال ۶۷ رادرک کرده وخودنیزسهیم هستند.شماازقاتلان شریعتمداری چه انتظاری دارید؟شماروزی مدح این سید علی رامیگفتید.شمااگرانسان آگاهی بودید آن زمان میگفتید سیدعلی منتظری را آزاد کن.بسیاری چون هاشمی بخاطرظلمشان دچار عذاب دنیوی شده اند رهبر عزیزت هم خواهدشد.من شمارامدح نمیکنم چون هنوزهم عزیزت رانشناختی

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:28, ناشناس said:

    سایت کلمه

    پیشنهاد می‌کنم شما هم به این دعوت جواب بدید و در سایتتون یک قسمت بگذارید برای سوالات مردم از رهبری. بگذارید مردم بتونند سوالاتشون رو مطرح کنند و به سوالات رای بدهند. شاید نیاز باشه سایت جدیدی مخصوص این کار راه بندازید. اما روش فکر کنید. حرکت خوبیه. چرا رهبر یک مملکت که همهٔ اختیارات دستشه جوابگوی هیچ چیزی نیست.

    به هر حال باید مشخص باشه که سوال و اشکال فراوونه اما کسی‌ جوابگو نیست.

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:48, امیدوار said:

    دورد و صد درود آقای نوریزاد!
    خدایا نوریزاد و خانواده گرامی اش را از بلایای سماوی و ارضی حفظ فرما
    آقای خامنه ای رهبر گرامی!
    هشدار که این دنیا زودگذر است و نتیجه اعمال ماندگار
    هشدار که توبه نکرده این مردمان را اسیر گرگ های دنیا طلب رها نکنی
    هشدار…..
    حضرات مورد خطاب نوریزاد!!!
    مباد که فردای قیامت نتوانیم جواب خدای نوریزاد و خانواده مظلوم او را بدهیم
    خدایا به کسانی که مورد خطاب نوری زاد مظلوم قرار گرفته اند یاری کن

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:49, بشیر said:

    سلام بر نوری زاد
    سرنوشت امروز نوری زاد عبرت خوبی به همه آنهایی است که در شخص برستی غوطه ورند که اگر بخود نیایند آنها نیز به اندک اختلاف سلیقه ای طرد خواهند شد .همه باید دست بکار شوند و رهبری را از بلاهای حاصل از استیلای نظامیان و امنیتی ها بر مقدرات کشور با خبر سازند همگی باهم حال که رای ما جایگاهی ندارد نامه نویسی کنیم هر چند امیدی به خواندنش همچون آرای مان کم باشد

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:51, محق said:

    بسم الله ، و هو الحق
    (بنام خدایی که مظهر حق است) ،
    “قولوا الحق و لو علی أنفسکم”
    (حق را بگویید ، اگر چه جانتان به خطر افتد) و
    “یدالله مع الجماعة”
    (دست یاری خداوند با جماعت است) .
    نامه های آقای نوری زاد من حیث المجموع دلالت بر این دارد که ایشان آقای خامنه ای را سلطان جائری نمی داند ، اما آثار جور و ستم را در ارکان حکومت أظهر من الشمس می بیند . بر این اساس ایشان امر به معروف و نهی از منکر را بر خود واجب نموده و دیگران را به این فریضه إلهی فرا میخواند .
    بنده بعنوان یک عامی ، برای این که دعوت مظلومانه ایشان را اجابت کرده باشم ، به آقای خامنه ای عرض می کنم :
    درست است که ما شما را از مصادیق “سلطان جائر” نمی دانیم ، اما بپذیرید که :
    به اعتراف صدا و سیمای شما ،
    به اعتراف دیوان محاسبات شما،
    به اعتراف مجلس شما ،
    به اعتراف بازرسی کل کشور شما ،
    به اعتراف دستگاه قضاء شما ،
    به اعتراض جمعی از نواب عام إمام زمان (عج) ،
    به إعتراض جمع قابل توجهی از علماء حوزوی و دانشگاهی ، و
    به إعتراف مجمع تشخیص مصلحت نظام شما و
    به إستناد تبعیض های ناروایی که قابل کتمان نیست ،
    در جامعه تحت رهبری شما ، جور و ستم کم نیست و شما نیک می دانید که اگر کدخدای دهی ، بر رعیتی جور و ستم کند بر همه مسلمین و کسانی که شاهد ظلمند ، بخصوص بر جمیع علماء و بالأخص بر جمیع نواب عام إمام زمان (عج) ، تکلیف است که به هر نحو ممکن در مقابل جور و ستم بایستند .
    کسانی که نه حسینی اند و نه زینبی ، لابد یزیدی اند ، و بر خدا حق است که یزیدیان را از همان مدخلی وارد جهنم کند که یزید داخل می کند .
    جد شما سید الشهداء (ع) ، در مسیر کربلا ، در منزل ” بیضه ” ، خطاب به لشکریان حر چنین فرمود :
    [ أیها الناس إن رسول الله صلی الله علیه و آله قال : " من رأی سلطانا جائرا ، مستحلا لحرام الله ، ناکثا عهده ، مخالفا لسنة رسول الله ، یعمل فی عباد الله بالإثم و العدوان, فلم یغیر علیه بفعل و لا قول ، کان حقا علی الله أن یدخله مدخله" . . . . و أنا أحق ممن غیر . . . .]
    حضرت در این خطابه می فرماید :
    [ آهای مردم !
    رسول خدا فرمود :
    " هر کس سلطان جائری را ببیند که حرام خدا را حلال نموده ، عهد خدا را می شکند ، با سنت رسول خدا مخالفت کرده ، در حق بندگان خدا بر اساس گناه و دشمنی رفتار می کند ، پس اگر آن کس با کاری و یا لا أقل با گفتاری ، با آن جائر مبارزه نکند ، بر خداوند حق است که آن آدم بی تفاوت را با همان سلطان جائر از یک درب وارد جهنم کند ." . . . .(حضرت در ادامه ، پس از آن که مفاسد عقیدتی ، إقتصادی ، قضایی و عملی حکومت یزیدی را ردیف می کند) ، می فرماید که : " من بر حق ترین فرد برای طلب "إصلاح" و شایسته ترین کس برای طلب "تغییر" می باشم .]
    پس ای آقای خامنه ای ، اگر آقایان موسوی و کروبی و نوری زاد ، اصلاح امور و تغییر در سیاست ها را طلب نموده و شما و نواب إمام حسین علیه السلام را به این مهم دعوت می کنند ، اگر مصلحت دیدید به زیر مجموعه های خبری ، اطلاعاتی ، امنیتی و دفاعی خود ، قربة إلی الله بفرمایید خود را إصلاح کنند و راه را بر إصلاح و تغییر نبندند .
    در این که سید الشهداء (ع)فرمود :
    ” أنا أحق ممن غیر ” ، واقعا تنبهی است برای کسانی که خود را نایب آن حضرت می دانند .
    و السلام

    [Reply]

    At 2011.12.14 00:59, 25 بهمن را دریابید said:

    ایها الناس- ای مردم – ای زن و مرد و پیر و جوان
    این اسوه شرف و استواری جانش را بر کف دست گرفته و دیر فضای حاکمان ظلم و جور با نیتی کاملا خیرخواهانه اقدام به اانشار نامه به رهبری( نظام) می کند. او به راستی در تمام نامه ها درصدد است تا او را از راه پر اشتباه خود برگرداند. اما حاشا و کلا. من که کوچکترین حرکتی نمی بینم.
    به خدای احد و واحد اگر نوری زاد بلایی سرش بیاورند و ما سکوت کنیم جزو نامردترین انسانهای تاریخ هستیم. به خدایی که از رگ گردن به من نزدیک تر است سوگند می خورم که با هرگونه اتقاقی برای او , از هیچ حرکتی برای مبارزه با دیکتاتوری نابود کننده میهن عزیزم دریغ نکنم. دیر یا زود نیروهای تحت امر ممکن است او را دستگیر خواهند کرد. باید دست به کار شویم و راه اعتراض را در پیش گیریم. ۲۵ بهمن در راه است. ای هموطن به وجدانت رجوع کن. میرحسن و شیخ شجاع به خاطر ما در زندان حاکم گرفتارند. باید کاری کرد. شورای هماهنگی باید به طور قاطع بیانیه ای صادر و از حکومت بخواهد رهبران را آزاد کند در غیر این صورت از مردم بخواهد به وظیفه انسانی خود عمل کنند. به دین خود عمل کنند.
    نگذاریم تاریخ ما را انسان هایی بی اراده و بی غیرت خطاب کند
    یا حسین میرحسین

    [Reply]

    At 2011.12.14 01:26, سبز ازادی said:

    با سلام.نوریزاد عزیز راهتان ادامه خواهد یافت ومطمعن باشید انهایی که برای ازاد مردی چون شما چاه میکنن خود را تهه چاه خاهند دید.

    [Reply]

    At 2011.12.14 01:32, علی said:

    لحظه ای خودتان را جای نوریزاد و هزاران هزار خانواده ای بگذارید که در اضطرابی اینچنین عظیم زندگی میکنند آنهم در تنهائی خود ، واقعآ دردآور است از امثال نوریزاد و دیگر اسیران در بند و گرفتارهای امروز در چند سال آینده بعنوان نمونه هائی همچون مظلومان کربلا یاد خواهد شد و از ما بعنوان مردم قدرناشناس کوفه ، قطعآ این روزها میگذرد و سنت الهی چیره خواهد شد ، چنانچه هیچ حکومتی ابدی نمانده ، این حکومت حتی اگر بحق هم باشد نخواهد ماند و پشیمانی برای مردم میماند که چرا بجای فردا ، امروز دست بکار نشدند و زودتر جلوی خرابی را نگرفتند.
    سال قبل همین موقع هرگز قذافی و مبارک و… فکر نمیکردند نباشند ولی یک جرقه اینچنین کرد چنانچه ما هم در ایران نمیتوانیم برای پس فردای خود مطمئن باشیم ،همین فردا و فرداها عقده های فروخفته مردم با مشیت و سنت همیشه برقرار الهی ، جرقه سرنوشت ما نیز زده میشود که قطعآ هم زده خواهد شد ولی فقط باید نگران پس فردا بود تا آشوبی درست نشود وگرنه تغییر و تحول و جابجائی قدرت همچون گردش روز و شب جزو سنت الهی است و حتمی است.

    [Reply]

    At 2011.12.14 01:34, ghasemi said:

    تاریخ را مرور کنیم مئ بینیم که هیچ ظلمئ بدون جواب نمانده شرم اور ترین کثیفترین کار تجاوز کردن به حریم خصوصئ مردم هست چه اقائ نور زاد باشه چه اقائ عبدئ ها البته همین اقایان متجاوز با خانوادهائ همکارشون چه ها که نکردن چئ بو د اسمش اهان سعید امامئ رفیق شریتمدارئ وبقول اقائ خامنه ائ سعید جان ………اقائ نورئ زاد واقعا درود به شجاعت شما ملت ایران در کنار شما و خانواده ات هستن اقائ نورئ زاد

    [Reply]

    At 2011.12.14 01:35, فرشاد said:

    مشکل جامعه ما اینه که نخبگان سیاسی از هر طیفی، همچنین مردم فرهنگ سیاسی محقری دارند، با این شرایط دورنمای توسعه سیاسی در ایران روشن نیست. جنس نامه های نوری زاد هم کاملاً عاطفیه. شخصیت های مد نظر ایشون هم پتانسیل رهبری برای برون رفت از مشکلات فعلی ما رو ندارن. اگه قراره با فرمایش و توصیه امثال هاشمی رفسنجانی دیکتاتور و حسن خمینی به رهبرو دیگران ما اصلاحات رو تجربه کنیم. همون بهتر که اصلاحات انجام نشه.

    [Reply]

    At 2011.12.14 02:25, ترانه سبز said:

    نمیتونم بخوابم. فردا یه نامه مینویسم با پست میفرستم به پاستور-بیت رهبری.کسی میدونه شماره پلاک خونه اش چنده؟
    نوریزاد میگه نامه ای با مهر و شفقت بنویسید. چی بنویسیم؟
    آقای خامنه ای – متشکرم که حسین طائب رو نمیفرستین به ما تجاوز کنه. متشکرم که تو دهن طائب زدین که امنیت روانی نوریزاد رو بهم نزنه.
    آقای خامنه ای متشکرم که یگانهای قرارگاه ثارالله تون رو نمیفرستین سراغمون تا سرب داغ تو حلقمون بریزه.
    آقای خامنه ای متشکرم که بازجوهای بد دهن و بربر تون رو نمیفرستین سرمون رو تو کاسه پر کثافت توالت فرو کنه.
    آقای خامنه ای- متشکرم که مامور اطلاعاتی تون رو نمیفرستیم که ما رو ببره گوشه بازداشتگاههای غیرقانونی و ناشناخته, استخوانهامون رو بشکنه.
    آقای خامنه ای – متشکرم که بسیجی ها و یگانهای سپاه تون رو نمیفرستین تا با شلیک گلوله مستقیم, شما رو از دست ما خلاص کنه.
    آخه انصاف خوب چیزیه. چقدر ما فتنه گر هستیم .

    [Reply]

    At 2011.12.14 02:51, مظلوم سبز said:

    سلام برنوری زادعزیز
    باهرکلمه ازنامه هایت اشک ریختم
    باهرکلمه اش نالیدم برحالمان
    دروصف شجاعت وشهامتت هیچ نتوان گفت
    نوری زاد سرنمازدعایت میکنم
    نامه ۱۵واقعازیبابود
    مملکت خمینی به کجاچنین شتابان میرود!!

    [Reply]

    At 2011.12.14 02:51, ناشناس said:

    جانباز
    شرمسا رازاینکه بعدازجنگ زنده مانده ام و شاهداین همه ظلم وبیعدالتی هستم که در این کشور مسلمان وشیعه توسط حکمرانان بنام دین انجام می پذیرد وعالمان دین هم درسکوت بسر می برند خدایا خودت به فریادمابرس
    الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم

    [Reply]

    At 2011.12.14 02:54, ناشناس said:

    خدا تو را حفط کند

    [Reply]

    At 2011.12.14 03:05, سیدحنیف ساجدی said:

    باسلام ودرود
    دل قوی دار که بنیاد بقاء محکم از اوست…
    درپنهاحق.

    [Reply]

    At 2011.12.14 03:12, بی خرد said:

    نمیدانم أیا خدای هست تا فریاد مظلومان را بشنود؟
    دیکر هیجکونه باورى نمانده،ترجیع میدهم إز مسلمان بودن استعفا دهم
    ٨ سال دفاع إز میهن،شهید زنده ٨٩ درصد جانباز،
    براى جه؟؟
    تفو بر این دزدان شعور دزدان حرمت و انسانیت دزدان خرد و رأى مردم
    اما فردا اکر جه دیر است اما دلبذیر است

    [Reply]

    At 2011.12.14 05:37, مهدی مالزی said:

    هل من ناصر ینصرنی؟
    هل من ناصر ینصرنی؟ آیا کسی هست ما را یاری کند؟… کجایید مردان ایران زمین جان و ناموس ابوذر زمان توسط ظالمان زمان تهدید شده… آیا مردی نیست؟…

    [Reply]

    At 2011.12.14 05:50, یاور میرحسین said:

    امروز داشتم رادیو پس فردا فرشید منافی رو گوش میدادم، و در این باره خوب حرف زد، این وظیفه همه باید باشه که این حرکت رو ترویج بدن، همه، هر کسی به نوبه خودش، یکی اگه نمیتونه نامه بنویسه باید پخش کنه.

    [Reply]

    At 2011.12.14 06:02, عمو اوغلی said:

    سلام بر همه

    یشنهاد
    ۱-عزیزانی که در این وانفسا به فکر تو به گرفتن از اقای نوریزاده وامثال ایشان هستند .لطفا کمی بخو دبنگرند .وبعد کلاه خودرا قاضی کنند ایا این نوع طرز برخورد به معنی اب در اسیاب دشمن ریختن نیست
    ۲-نامه نوشتن توسط هر کس وهر شخص ادمه پیدا کند وبه دفتر رهبری ارسال ورونوشت در یک سایت ثابت مثل کلمه ویا در صفحه خاصی در فیسبوک انتشار یابد
    ۳- نهضت نامه نویسی با هدف ونام یک میلیون عریضه جمع وحتی چاپ وترجمه گردد
    ۴- نهضت نامه نویسی اگر چه باید متوجه اقای خا منه ای باشد باید سایرین مثل مرجع را هم در بر گیرد
    ۵- نامه ها کوتاه مستدل وبدون هرگونه توهین وفحش باشد وحتما در ان به یکی از مظالم حکومت در مورد شخص اشاره شود
    ۶- در پایان نامه با توجه به سخنان ایشان که مسائل بعد انتخابات را بیماری دانستند به این کلمه اشاره شود که ((( که ما بیمار نیستیم مضطریم))

    [Reply]

    At 2011.12.14 07:09, تفنگچی said:

    زینهار دل به دلبر نامهربان مده — اشک کباب موجب تغیان آتش است

    [Reply]

    At 2011.12.14 07:12, ناشناس said:

    bayad ba zalem jangid na kkhahesho eltemas

    [Reply]

    At 2011.12.14 07:28, parsa eslami said:

    فکر می کنم اسم آقای بازرگان توی این نامه خیلی خالیه آقای نوریزاد شما الان دارید به حرفهای ۲۰ سال پیش این بزرگ میرسید. ببینید خود شما چقدر به این مرد بزرگ ظلم کردید و پشت سرش چه حرفهایی زدید به امید آزادی ایران بزرگ. روزی که همه آزاد باشن وحتی آقای خامنه ای بتواند با آزادی حزبی تاسیس کند و تلاش برای ترویج عقایدش, البته بعد از محاکمه به خاطر این بیست و خورده ای سال

    [Reply]

    At 2011.12.14 08:19, ناشناس said:

    مملکت خمینی به کجا به این شتابان میرود یا زهرا برس بداد مردم

    [Reply]

    At 2011.12.14 08:36, اسفراینی said:

    نوری زاد عزیز بر خود لرزیدم.
    از کمکی که از هم وطنانت به طور عام و از اشخاص گفته شده به صورت خاص خواستی بر خود لرزیدم.
    نیست یاریگری که مرا یاری کند؟
    این سئوالیست که در گوش تاریخ پیچیده است. دیرزمانی نیست که عاشورای حسینی را پشت سر گذاشته ایم و بر مصائب مولایمان گریسته ایم. شاید بارها کسانی از ما، در دل خود گزرانده باشند که اگر امام حسین(ع) در زمان ما بود تنهایش نمی گذاشتیم.
    شاید ندانیم و یا یادمان رفته باشد که امام حسین دین را در خطر دید و بر علیه ظلم و جهل قیام نمود. حالا کسانی(مسلما نه در مرتبه ایشان) با همان هدف در کنار ما برخواسته اند. حالا سال ۶۱ هجری است ، حالا است که باید قیام کنندگان را یاری نماییم و از پشیمانان و خدای نکرده از یزیدیان نباشیم.
    بر خود لرزیدم، بر خود لرزیدم چون حالا کسی یاری می خواهد و می ترسم از یاری رسانندگان نباشیم و با بهانه های گوناگون شانه خالی نماییم، که اگر چنین باشد دیگر در هیچ عاشورایی روی لعنت فرستادن بر ترک کنندگان امام نخواهم داشت. دیگر روی شرکت در عزای کسی که خود از آسیب زنندگانش هستم را نخواهم داشت.
    باشد که این دعوت را اجابت نماییم و رو سفید بمانیم.

    به امید ایرانی آباد و آزاد

    [Reply]

    At 2011.12.14 08:56, ناشناس said:

    رهبر جمهوری اسلامی نصایح و پیشنهادات این مرد پر دل و بزرگ دل را میپذیرد ولی در مطلق ضرورت و نه در امکان قدرت !

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:05, mehran said:

    هموطنی پر شور وبا انگیزه همانند نوریزاد آزاده بهرو مانند میلیونها ایرانی وطنپرست راه نجات کشورش را شرکت در انتخابات دانسته تا بدینگونه در پرتو اصلاحات و رشد فزاینده افکار عمومی پروسه دموکراتیزه شدن جامعه تسریع و رفته رفته حاکمیت ملی حصول گردد.در این میان شوربخنانه به رای نوریزاد عزیز و تمامی حامیان جنبش ملی سبز خیانت شده است!!.جناب نوریزاد همانند رهبران این جنبش و غالب اصلاح طلبان دست اندر کار با پایمردی تا پای جان و آبرو بر درستی نطرات و عملکرد خویش و رای دهندگانشان اصرار دارند و نه تنها صجنه را ترک نکرده اند بلکه با استقامت و تحملی در خور ستایش وبا کمترین امکانات مطالبات بر حق مردم را به رخ حاکمین میکشند.در این میان ابزار مبارزاتی نوریزاد شجاع قلم وهنرش است.اکنون مامورین اطلاعات با دسبرد به فیلمها و سو استفاده از آنها سعی در خنثی کردن زحمات نوریزاد در افشای دستگاه جهنمی اطلاعات کشور دارد.از طرفی این تهدید و خطر را اجساس میکند که با دستگیر شدنس توسط اداره اطلاعات نتواند به نوشتن نامه های خود به رهبری ادامه دهد.از اینرو از نقطه نظر ادانه انجام و ظیفه در باز کردن چشم و گوش رهبر به دیدن واقعیات(تاکتیک مبارزاتی یا تعلق خاطر وغیره)از معدودی از برگزیدگان در خواست نموده که در غیابش (پودر شدنش) راه او را ادامه دهد.من نمیدانم چنانچه هر عیب و ایرادی به گذشته آقای نوریزاد،رهبران جنبش ،اصلاح طلبان زندانی ،مهاجر ،دربدر و سر در گریبان میباشد اشکال کار امروزشان در چیست که بعضی از دور گود نشستگان سوالات و ایرادات و اشکالات وسرزنشهای مامورین اطلاعات و بازجو ها را نرتب نکرار میکنند؟. در حالیکه این بندگان خدا از جان خود وبستگانشان نیز دست شسته اند؟جناب شما که نامه های جانسوز نوریزاد را میخوانی و تحت ناثیر صداقت و شجاعت این انسان قرار نمیگیری نیازی نداری بخود زحمت دهی و برای رهبر جمهوری اسلامی ایران نامه بنوسی. این وظیفه را به سلحشور دیگری بسپار. باور کنید بیشمار مامورین و بازجوهای اطلاعات هم اینچنین ناجوانمردانه بر پشت نوریزاد فرهیخنه خنجر نمیزنند. سلام و درود نمامی خوبان وپاکان عالم بر محمد نوری زاد وطنپرست و مسلمان ، نوری زاد نیک سرشت که بنا بر طینت پاکش رهبر را جایزالخطا دانسته و لذا مینویسد تا با ادبیات بی بدیلش او را به فرزانگی تشویق نماید .تا بیش از این میلیونها ایرانی بی پناه در حسرت آزادی و عدالت نسوزند . با خون دل و بیم از فردا و فردا ها مینویسد قیل از اینکه صدای بمبهای ناتو گوش ناشنوای حاکمین را نوازش دهد.

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:26, حسین said:

    ایا کسی نیست که من را یاری کند؟

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:35, بلال said:

    آقای نوری زاد خداوند به شما و خانواده محترمتان صبر دهد . کسانی که به این نامه های شما بی اعتانیی سرگذشتی جز قذافی در انتظارشان نیست

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:36, محمدجوادِسبز-فرزندجانباز said:

    البته من به این حرفم ایمان دارم که رهبر هم تنها و هم مظلوم واقع شدند – یه کم به نامه های نوریزاد بیشتر توجه کنیم متوجه می شیم—
    دوست بد یا همون گرگ گوسفند نما ، اینها هستند که باعث خراب شدن شخص می شن و اون رو به انحراف سوق می دن –
    وقتی نوریزاد تو نامه چهاردهمش گفته سپاه که در تسخیر مصباح باشد و … و… و نفوذیهای مصباح همه جا حضور دارند ، دیگه باید بدونیم قتلها و کهریزکها و… زیر سر کیه–انجمن حجتیه اند دیگه-همینها دل امام خمینی رو خون کردند–انجمن حجتیه در اصل کارهاشون و فکراشون همون شیطانپرستیه- منتهی به سبک آخوندنماهایی که معلوم نیست چه هویتی دارن و چطوری و از کجا و از کی سر از ایران در آوردن !!! کسی که به حق ، لقب تمساح رو بهش دادند- کلا در ظاهر خیلی ابراز دوستی و ارادت به رهبر می کنه اما درکل سخت مشغوله که وجهه ی ایشون رو خراب کنه با هر ترفندی — از کل مجلس خبرگان فقط آیت الله هاشمی و دستغیب زیر بار تهدیدات و حرفهای زور مصباحیون نرفتند و همواره انتقاد دلسوزانه رو در رأس مسائلشون دارند – و نمی خوان که دوستشون تبدیل به دیکتاتور بشه ناخواسته—- اما مصباح که دشمن خونی انقلاب و اسلامه ، با صبر و حوصله طی ۱۵ الی ۲۰ سال و بعد این مدت کم کم نیروها و شاگردانش رو حالا با هر ترفندی راهی مراکز قدرت کرد(ازبیت رهبری گرفته تا…) و الان می بینیم وضع کشور از وقتی این آدم نامتعادل و خائن رئیس جمهور شده ، به چه روزی افتاده—– همین مصباح بود که می گفت اطاعت از احمدینژاد اطاعت از خداست!!!!!و ما الان نباید گول یه سری حرفها و ظاهرساریهاش رو بخوریم–
    خلاصه اگه این آفتها نابود بشن کل ایران نجات پیدا می کنه و رهبر هم به روزهای خوبش برمی گرده که دیگه کسی بهش نگه دیکتاتوری رو دوست دارره — همه مشکلا از خائنها و دزدهای از جنس مصباح هستند که دورو بر همه رو گرفتند و…

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:37, سید said:

    بابا بی خیال این همه عمرو عاص بازی، دیگه نمی زاریم پرخوری های امثال شما مردم را از اسلام بگیره تا باز هم به جون این اسلام بیافتید و پخور بخور را بندازین می دونم که جرات ندارین کامنت من رو رو سایت بذارین ولی همین رو بگم که من تو ایران زندگی می کنم نه تو سایتها و شبکه های ماهواره ای و وطن فروشی هم نمی کنم ای خاک بر سر هر چی وطن فروشه که به اسم مظلومیت تیشه به ریشه مظلومیت می زنه

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:38, حسین said:

    ای کاش کمی به واقعیات می نگریستید ما که در ایرانیم از این خبرهایی که شما می گین نیست فکر کنم به خوابهایشخ ساده لوح دچار شدین.توهم کردین و دارین استفراغهاشو بیرون رو در روی مردم می ریزین چون از اونا کتک خوریدن.مردم دیگه شما رو دوست ندارند همتون وطن فروشید

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:42, علی said:

    من می دونم کامنتم رو نمی ذارین رو سایت چون رذالت شما رو می دونم ولی می خواستم بگم تا چند صباح دیگه زنده نیستین و باید همهء اینها رو جواب بدیدن و خیلی دوست دارم روز قیامت شما ها رو ببینم که چطور ضجه می زنید و به سمت جهنم می رین شما برید اول نماز خودند رو یاد بگریرید. من که می دونم شما اصلا نماز نمی خونید و همش دنبال لاس زدن با زن و دختر مردمید و شهوت شده همه چیز زندگیتون شما براتون همونجا که مهد شهوته خوبه ولی به تو که این کامنت رو می خونی میگم دست از این کثاف بازی ها بردار و به سوی خدا برگرد و به ددامن اسلام بازگرد تا دیر نشده معلوم نیست الان از اتاق و ساختمون بری بیرون و ماشین بهت بزنه و بمیری

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:44, ناشناس said:

    بیایید اگه نامه ننوشتن بدانیم مرجعیت ترسو و دنیا پرستن اینها کجا و امام راحل کجا……….

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:48, صابر از تبریز said:

    باز حسین تنها است آیا کسی هست او را یاری کند ادعایی است همیشه ورد زبان ما شیعیان که اگر در کربلا بودیم برای یاری امام مظلوم چه ها می کردیم اینک حسین تنها است تنها تر از همیشه در دست انسان های لعینی بدتر از شمر وعمر سعد هموطنان این گوی این میدان.

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:04, یک مادر said:

    با سلام اقای نوری زاد عزیز صبوری شما ونا امید نشدنتان از رهبر ستودنی است ولی مطمن باشید که قلب این مرد سیاه تر از ان است که این سخنان در ان اثر کند این عزیزانی هم که از انها دعوت کردید برای نامه نگاری در صورتی که هنوز امیدی به هدایت این انسان داشته باشند دست به قلم خواهند برد در غیر این صورت باز هم شاهد سکوت انها وادامه این روند خواهیم بود ولی ترس از اینده ی کودکانمان را چه کنیم .ما که بهترین روزهای عمر خود را به امید اینده بهتر از دست داده ایم امروز دیگر هیچ امیدی به اصلاح نداریموحشت از اینده از هم اکنون تباه شده ی کودکانم زندگی را برایمان تار کرده .باخواندن نامه های شما به این انسان فقط میگریم.

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:08, مهرداد said:

    ملت شریف ایران…
    ما همه میدانیم که نظام حاکم بر این مملکت با تزویر و دورویی تمام سالهای سال بر ملت حکم رانده ، اما دیگر زمانی نیست که کسی بخواهد بر کسی دیگر ولی و وصی باشد ، همه به خیر و شرمان واقفیم وکیل و نماینده هم نمیخواهیم
    هدف از این گفته ها این هست که دوستان دیگر دوران جور و ستمگری به سر آمده و با نیم نگاهی به یادداشتها مشهود است که کسی نمیتواند دست تعرض نوچه های طائب را بر خانواده نوزیزاد عزیز تحمل کند
    هموطنان بیایید همت بخرج دهیم و غیرتی که همواره به نام ملت این مرز و بوم یدک بود به جهانیان ثابت نماییم ،…
    بخداوندی خدا قسم یک روز هم برای این مملکت یک روز هست و کم نیست …
    بخدا این نامردان روزگار کمر همت بر نابودی این مملکت بر بسته اند و چون خود ناکثشان فهمیده اند زمان زیادی وقت برایشان نمانده از ثانیه های باقیمانده هم استفاده میکنند تا این ملت را بر خاک سرد بنشانند و مملکت را داغون کنند ، کمی به اطرافتان بنگرید همه چیز را متوجه میشوید
    بیایید دست در دست هم برخیزیم … بخدا زندگی در ذلت هیچ ارزشی ندارد
    بیایید این نامردان روزگار را از این دیار بیرون کنیم و نام ایران عزیز را در تاریخ جاودانه نماییم…
    منم به سهم خود دلنوشتهای خودم را به رهبر که بعید میدانم از راه رفته برگردد ارسال خواهم نمود

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:15, ناشناس said:

    نتوانستم کلمه ای بیابم و شما را خطاب کنم وقصد این را هم ندارم که در این وانفسا از گذشته ی شما و بتی که تراشیدید صحبت کنم ولی جهان بینی امروزت دوست داشتنی است بگذریم که هر کس در برابر زر و قدرت پایش سست شده و می لغزد نه خامنه ای بلکه من وشما هم چنین هستیم بیشترین جرم را آنهایی مرتکب می شوند که زیر پای این آدم سست و بیچاره و کم حجم با آب و تاب صابون می کشند.
    اوایل انقلاب یک کارگر فرزانه به ما که از جان و دل تلاش در براندازی شاه داشتیم می گفت فراموش نکنید که آخوند کسی است که زنانی را دور خود جمع می کند و مرد دیگری را در آن مجلس بر نمی تابد وای به روزی که این انحصار طلبی با تمجید و زر وزور هم همراه شود> چون حجم نیست برایشان چون رویای شیریتی است که بیدارشان کنی سخت آشفته می شوند. به هر حال از حیث پاتک کارت بی نظیر است وراهی هم جز این ندارد
    یک استاد دانشگاه هجرت کرده از ظلم

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:37, ناشناس said:

    از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
    مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن
    غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
    اندر جلو تی عدو سینه سپر کن

    [Reply]

    At 2011.12.14 11:43, یک مادر سبز از تهران said:

    جناب آقای نوریزاد عزیز
    هیچکدام از این آقای حرفی نخواهند زد مگر شاید همسران شهیدان باکری و همت و آقای دستغیب.

    باقی همه سالها پیش سر در گریبان خویش فرو برده اند.شما و اندکی بزرگواران دیگر در این نظام سر بلندید و بقیه همه شرمسارند.

    امیدوارم خود و خانواده محترمتان سالم و پایدار بمانید.

    [Reply]

    At 2011.12.14 11:58, تفکر سبز said:

    درود به نوری زاد

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:04, شیراز سبز said:

    آرامش قبل از طوفان

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:19, حبیب تبریزیان said:

    نامه های نوری زاد واقعاً شجانه و روشنگرانه است.ولی ایشان در آنجا که با تردید از آگاهی رهبر در تلاش اطلاعات سپاه برای خُرد و پودر کردن ایشان و خانواده اشان صحبت میکنند در اشتباه هستند و یا خود را به اشتباه میزنند. همه جنایات در این کشور زیر نظر بیت رهبری و مقام معظم ایشان انجام میشود. آیا فراموش کرده ائید که همین دستگاه اطلاعات، شخص فرهیخته ای مثل سعیدی سیر جانی را واداشت تا در اعتراف بگوید اِمرد باز غلامباره و تریاکی و.. بوده است ؟ آیا این رهبر از آن جنایت بی خبر بود ؟ آیا ایشان از اینکه به بچه های مردم در کهریک تجاوز کرده و بعد انها بکشند بی اطلاع بود؟
    نه! جناب نوری زاد! بدبختی ، از کار برد این کلمه مرا ببخش جناب نوری زاد، بله بدبختی ما و شما و همه ملت ایران در اینست که دستگاه حاکم در چنان باتلاقی ازلای و لجنِ فساد و جنایت غرق گشته است که دستش از ساحل که هیج بلکه از هر پاره تخته ایی نیز بریده است و خود را محکوم کرده تا این راه را تا به آخر مثل قذافی البته شاید نه با درجه شهامت او ادامه خواهد دهد

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:22, عبدالله said:

    با سلام به خادمین سایت کلمه
    من دیروز متنی را در پاسخ به ندای هل من ناصر جناب نوری زاد عزیز نوشتم و شما هم لطف کردید و اونو در سایت قرار دادید . نمی دونم چرا اونو برداشتید ممنون می شم اگر ملاحظه ی خاصی بوده بفرمایید تا منم بدونم . با تشکر – عبدالله رزمنده – جانباز و خانواده شهید
    کلمه: سلام و تشکر از لطف شما. هیچ متن منتشر شده ای حذف نشده . احتمالا با توجه به تعدد کامنتها به صفحات دیگر منتقل شده.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:31, minoo az alman said:

    baz ham benevis sabze be door az taasob,kheili ziba bood va mamnoonam

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:32, حسین عباس نژاد said:

    آقای نوری زاد عزیز از خداوند برای شما آرزوی قدرت موسی کلیم الله را دارم که که یک تنه به مصاف فرعون رفت و از خدای خواست
    رب اشرح لی صدری و یسر لی امری وحلل عقدة من لسانی یفقه قولی
    امیدوارم آنان که با تلسکوپ و لوازم جاسوسی با ورود به حریم خصوصی شما قصد ساکت کردن شما را دارند دستانشان قطع چشمانشان کور و پاهاییشان لنگ شود که لیاقت هیچیک از اینها را ندارند.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:42, hamid said:

    بنده.بعنوان.یک..بلوچ.جانم.را.فدای.ایشان.میکنم.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:54, یاحسین said:

    نامرد ها
    به زن و بچه اش چه کار دارید
    اقای خاتمی مرد باش
    ایات عظام مرد باشید
    حداقل نگذارید خانواده ایشان اسیب ببینند.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:55, ناشناس said:

    آهای ” سبز به دور از تعصب ”
    آخر نامه ات نوشتی که من رو به جیره خواری وزارت اطلاعات متهم نکنید. آخه سه هزار میلیارد تومن که جیره حساب نمیشه مرد نا حسابی. با این پول میتونی یه درآمد دائم ماهیانه شصت میلیارد تومنی برا خودت درست کنی و با هر ماه درآمدش یه درآمد یک میلیارد و دویست میلیونی دیگه.تازه اگه باهاش ارز دولتی بگیری آزاد بفروشی که دیگه هیچی…

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:00, ali said:

    ۱۴۰۰ سال است میگیم ایکاش ما هم توی کربلا بودیم واز حق یاری میکردیم ای علما ای روحانیون ای مراجع وای مردم ایران آیا کسی هست که حق را یاری کند میبیند که مردی با خانواده اش برای احیای حق و عدالت وبرای سرفرازی ایران ایرانی به پا خواسته آیا اینقدر شرف مردانگی در ما مانده که ازاو یاوری کنیم سر نوشت نوریزاد سرنوشت اینده تک تک ماست پس بپا خیزید واین مرد وخانوادهاش را تنها نگذاریم یا حق

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:03, همسر جانباز said:

    آقای نوری زاد عزیز!
    هنوز یک روز از انتشار نامه تان نگذشته این همه به شما جواب دادند و از کسانی که نخواسته بودید برای رهبری نامه نوشتند.
    آقای نوری زاد! ما بیشماریم و دست رد به شما نمی زنیم. انشاا… آقای خامنه ای و سردمدارانشان را شرمنده می کنیم. اینان تنها کاری که می تونند بکنند اینه که یا تهدید کنند یا پودر کنند. الحق و والانصاف هم این موارد را خیلی خوب یاد گرفته اند و یاد داده اند. خدا به شما و خانواده تان صبر بدهد و خودش کمکتان کند.

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:36, جان به لب said:

    با سلام نوری زاد عزیز ترا درراه حقی که بر گزیده ای تنها نخواهیم گذاشت .پیشنهادمیکنم مانند کمپین یک ملیون امضا در یکی از سایتها صفحه ای جهت اعلام همفکری با نوری زاد بازشود.برادر سبز بی تعصب!از کسی که آبرو و خانواده وجانشو انتظار بیشتر داری اون مرد هر چه داره گذاشته وسط اونوقت شما مثل کیهان اطلاعات شخصی فرد را به رخش میکشی.اگه شما هم دلسوخته ای پس بسم اله پرچم را از نوری زاد بگیر برای آزادی همه راه بیافتیم

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:40, ناشناس said:

    هل من ناصر ینصرنی؟ندای مظلومیت حسین و یارانش این بار از گلوی حر به گوش می رسد

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:43, محمد رضا said:

    با عرض سلام،ما نمی توانیم در مقابل انقلاب ،اسلام،مردم ایستادگی کنیم ،اما توان انجام هر کار مثبتی را داریم ،پس بهتر است در جریان اسلام و انقلاب حرکت کنیم که در این صورت ما می توانیم را اثبات کرده ایم همان طور که تا کنون اثبات شده است.

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:44, محمد said:

    هل من ناصر ینصرنی؟ندای مظلومیت حسین و یارانش این بار از گلوی حر به گوش می رسد

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:50, برادر said:

    الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:56, میم.تهران said:

    درود بر نوری زاد عزیز
    جناب نوری زاد، نامه ی پانزدهم تان آتش مان زد…. من به شخصه به یاری خدا لبیک تان را پاسخ خواهم گفت حال به هر شکل که از من بر می آید با وجود محدودیت های فراوانی که دارم….با نامه نوشتن…با پخش نامه های تان
    کاری ندارم گذشته چه کردید و چه بودید و چه اشتباهاتی کردید و چه حمایت هایی از این هیولاها کردید؛ نه اینکه بی اهمیت باشند، نه!
    اما چیزی که ارزشمند است تغییر و تحول و تفکر امروزتان است، و اینکه امروز حق را میگویید و با شهامت می گویید،
    اینکه امروز در برابر ظلم آشکار برخاستید و سکوت نکردید،
    شما حتا در نامه هایتان تنها رهبر را خطاب نمی کنید، بلکه همیشه از لفظ «ما» استفاده می کنید، و این نشان می دهد که خودتان را نیز در این تباهی ها شریک می دانید (که البته سهم شما بسیار ناچیز هست) اما امروز به آن بدی ها و سیاهی ها آگاه گشته اید و قصدتان و نیتتان خیر و صلاح است و نه چیز دیگر (انشاالله)…که اگر شما همان نوریزاد مجیز گوی گذشته بودید می توانستید امروز همچون کسان دیگر سکوت کنید و چه بسا زندگی تان سر و سامان بیشتری می گرفت و از امنیت و رفاه و آسایش بیشتری برخوردار می شدید، اما شما به همه ی اینها پشت کردید و سمت مردم و سمت حق و راستی ایستادید ؛ این بسیار ارزشمند است و من به شخصه قدردان شمایم شمایی که صدای فریاد در گلو مانده ی ما شده اید ،
    …باشد که انشالله موجی به راه افتتد و فریاد دادخواهی شما را لبیک گویند…یا حسین میرحسین

    [Reply]

    At 2011.12.14 14:02, سوخته دل said:

    نوری زاد عزیز …….. سالهاست قدم رفتن تو میدهد آوازم :

    گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله من آن چه به جایی نرسد فریاد است

    [Reply]

    At 2011.12.14 14:13, از طرف حسین (ع) said:

    ای رهبر ایران:
    اگر دین نداری آزاد مرد باش

    [Reply]

    At 2011.12.14 14:20, ابر بیقرار said:

    به نام خدایی که سیل آفرید

    بارانی در راه است

    [Reply]

    At 2011.12.14 14:26, شاید یکی! said:

    زنده باشی ووامید زنده باشدوایران اباد باد

    [Reply]

    At 2011.12.14 14:33, یا امام صادق said:

    باسلام به دوستان با ادب
    آقایون اطلاعات
    این کمال نامردی مثل خنجری که به حضرت علی زدن انتشار عکس های خصوصی مردم این در مرام علی نیست مردید جواب بدید نه مثل این شریعت مداری که همش توهین می کند مثل خود نوری زاد عزیز فهیم با ادب جواب بدید
    نامرد نباشید حالا که علم امده دوربین امده ما مسلمان هستیم ها کافر نیستیم ها عقده ای نباشید تو فکر خنجر زدن هم نباشید یکی این کار را توکوفه کرد البته اون موقع دوربین و رایانه نبود نامرد نباشید
    یا امام صادق

    [Reply]

    At 2011.12.14 14:52, یاحق said:

    از سایت کلمه می خواهم که صفحه رودرست که تا نامه خود را ارسال کنم راساتی جوری باشه که ما همین جور به این سریع کامنت میزاریم به همین شیوه نه ایمیل می خواهد نه درد سر دارد این جوری خیلی بهتر است البته نامه اصلی را باید این ۱۵ نفر بدهند حرف ما که خریدار نداره اما من باز نامه ای آماده کردم آماده برای ارسال یاحق

    [Reply]

    At 2011.12.14 15:13, یک جانباز said:

    خواهش میکنم این مبحث رادرصفحه اول خود بگذارید( حداقل یک تادوماه ) تاحداقل ماوهمه آنانی که میخواهند صحبت حقی رابشنوند ببینند . بخوانند .تاشاید با دعای یک سوخته دلی قلم قضا بشکند واصلاحی صورت پذیرد . اللهم اصلح کل فاسدا من امورالمسلمین انشاا..

    [Reply]

    At 2011.12.14 15:36, موج سبز said:

    وقتی سرت تو اخور باشه وهیچ کجا رو نبینی و نخواهی ببینی همه رو مثل خودت واطرافیانت که سرشون تو اخوره میبینی.
    کفر همه را به کیش خود پندارد.

    [Reply]

    At 2011.12.14 15:46, ایرج said:

    با تشکر از نامه های شجاعانه آقای نوری زاد عزیز
    رهبر بزرگوار با سلام و احترام
    آقا بعد رحلت امام بزرگوار بنده از لحاظ شرعی مقلد شما بزرگوار شدم به همان دلایلی و شناختی که آقای دکتر نوری زاد از حضرتعالی در نامه های خود بیان فرموده اند اما با گذر زمان بخصوص در بعد از دوم خرداد و نهایتاً در وقایع قبل و بعد انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ که دیگر هیچ دلیل و توجیه عقلی و شرعی برای تداوم تقلید خود از حضرتعالی ندیدم. و اما از آنجائی که عاشق دین و وطن و مردمم می باشم و به عنوان عضو کوچکی از مردمم که شاهد و شریک رنج و مشقت آنها چه از لحاظ باور های دینی و چه از لحاظ مدیریت و کشورداری و چه از لحاظ تبعیض ها می باشم، درخواست عاجزانه ام این است که با تجدید نظر و تجدید تصمیم های حضرتعالی مسائل و مشکلات خیلی راحت حل خواهد شد و تاخیر جایز نیست.
    خداوند حافظ و هادی همه انسانهای مومن و مخلص باشد.

    [Reply]

    At 2011.12.14 17:00, سلام said:

    ……نامه هایت بوی یاس میدهد…..

    [Reply]

    At 2011.12.14 17:08, حتما بخوان said:

    آقای نوری زاد دیر از خواب بیدار شدید ولی خدا درا شکر که عزیزانی امثال شما بیدار شدند . خیلی از کساند که نام بردید یا مستقیم یا غیر مستقیم به این ملت آسیب زده اند از ایشان هیچ توقعی نیست واکثرا سر در آ… همین نظام دارند.رهبر شما کشوررا به چین و روسیه فروخته وایران را عرصه ی ماجراجویهای انها قرار داده دیگر از ایشان کاری ساخته نیست شاهد این کلام این است که کدام تصمیم این نظام به نفع ایران بوده؟البته نمی خواهم وارد این قضیه بشوم که اصل این انقلاب چه ضربه ای به ایران زد.فقط همین بس که صدام همیشه چشم طمع به ایران داشت و خمینی فرصت را برای او آفرید.بگذریم نوشتن نامه خطاب به ایشان راه حل نیست سینه ی خود را برای مردم باز کن وفقط با انان درد دل کن . بدان که اگر انها تورا پودر کردند آن روز روز شادی توست چرا که غبار خواهی شد وبر چهره ی هر ایرانی خواهی نشست وباهرنفس به سینه ی ما و فرزندانمان خواهی رفت وهمیشه جاوید خواهی بود.آری ایشان را رها کن وبا من بگو…

    [Reply]

    At 2011.12.14 17:16, مردد said:

    ده روزی است نمازی را که تا کنون ترک نشده کنار گذاشته ام. فرزندم پرسید چرا؟ گفتم با رساله کدام مرجع؟ آنهائی که مردم را به مقابله با ظلم و شجاعت و دوری از دنیا دعوت و عمری را در حوزه های علمیه به آموزش دین گذرانده اند ، چنان ساکت و ترسو و آلوده به دنیا می بینم که از تاثیر دین در انسان کاملا” نا امید شده ام. و تردید کرده ام که چرا دین به این راحتی میتواند ملعبۀ ظلم و جور شود.

    [Reply]

    At 2011.12.14 17:30, فاطی said:

    میگریم…
    بر مظلومیت تو ؟
    یا بر حال زار خودما؟
    نمی دانم.
    خدا نگهدارت باشد..

    [Reply]

    At 2011.12.14 17:34, ناشناس said:

    با درود،

    در راستای تقاضای آقای نوریزاد، به سایت کلمه پیشنهاد میشود نامهٔ آقای احمد قابل که در سال ۱۳۸۴ به رهبری نوشته شده را نیز در سایت بگذارند. مضمون آن نامه به مضمون نامه‌های آقای نوریزاد شباهت زیادی دارد.

    با سپاس از تلاش‌های سایت کلمه!

    [Reply]

    At 2011.12.14 17:42, رسول said:

    متاسفانه کار بجایی میرسد که یگ عده انسانهای مظلوم وبیدفاع باید درکشور ازهمه چیز خودبگذرندوخودوخانواده شان را به مخاطره بیاندازندتا حرکت عمومی درکشور شکل بگیرد وانهای هم که براقای نور یزاد بخاطر عملکردوحمایتهای گذشته اش خرده میگیرندمطمةن باشندایشان بااقدامات خیرخوانه وشجاعا نه ای که تابحال انجام داده اند به اندازه همه انهای که فقط شعار میدهندچون بنده حقیر نمیتوانند یک نامه اشکار ومکتوب برای این اقایان متکی برجای امام زمان عج بنویسند هزینه داده و راهی به جلوگشوده اند وانشاالله به نتیجه خواهند رسید توفیقشانرا از خداوند منان طلب میکنم

    [Reply]

    At 2011.12.14 17:59, یه خس سبز said:

    آقای نوری زاد مگر می شود مسمان حلال زاده ای این فریادهای هل من ناصر ینصرنی؟ را بشنود و بر تنش نلرزد وقتی دیدار به قیامت سپرده شود و بر خود احساس مسئولیت نکند؟؟؟؟؟؟ خدا شما و خانواده تان را حفظ کند. ببینیم چند تن از این دلسوزان کشور به ندای شما لبیک گفته و صداقت خود در حمایت از ملت ستمدیده ایران رو ثابت خواهند کرد.
    در مخمصه سختی قرار دادید این بزرگواران رو. آفرین بر شما و غیرت و شرفتان. امروز فهمیدم که هنوز فریدونها هستند.هنوز کاوه ها هستند و هنوز کسانی هستند که نه تنها بر حسین (ع) عزادارند بلکه پیرو و دنباله رو راه ایشان و آزاده هستند….
    بی صبرانه منتظر نامه های ایشان هستم….. بی صبرانه منتظر حرکت این عزیزان هستم.
    درود خدا بر شما

    [Reply]

    At 2011.12.14 18:10, sarbaz said:

    سلام و درود نمامی خوبان وپاکان عالم بر محمد نوری زاد وطنپرست و مسلمان ، ن

  22. البته لازم به ذکر است که این نامه در تاریخ 17.06.2009 و بعد از اولین دور انتصاب احمدینژاد نگاشته شده.

    وهن اسلام و روحانیت
    با سلام
    میخواستم از باب «نصيحت ائمه مسلمين»چند کلامی با رهبری درد دل کنم. در ابتدا قدری از احوال خودم. من از نسلی هستم
    که انرا کتک خور مینامم. دوران کودکی نسل من هنوز چوب معلم و سیلی پدر وووو گل بود و هر کس که نمیخورد خل بود. نوجوان که شدیم
    تظاهرات بر علیه شاه براه افتاد و
    ما بیرون از خانه نیز کتک خوردن را تجربه کردیم، اینبار از پلیس و ماموران حکومت نظامی که میگفتند
    ماموریم و معذور. بعد انقلاب شد و هنوز دیری نگذشته بود که دیدیم باز هم عده ای در حال زدن ما هستند. طوری بود که برای رفتن
    به جبهه با کلی مرارت و کلک به تائیدیه دست یافتیم. اگر بخواهم وارد جزئیات بشوم از حوصله شما خارج خواهد شد و اکثرآ هم
    تکراری میباشند. فقط همین قدر بگویم که ما خانواده خوشبختی بودیم و حکومت اسلامی مستقیم و غیر مستقیم چنان ضرباتی به
    ما زد که متلاشی شدیم. و بنده از اعضای کمی زنده ان جمع سرزنده در خارج از ایران به سر میبرم. و حالا از جهان بینی خودم کلامی بگویم
    حتمآ میدانید که اکثر ایرانیان در خارج از کشور اگر هم سیاسی نیستند ، دوست دارند که سیاسی دیده شوند. وقتی که من با این هموطنان برخورد میکنم سعی میکنم دعوتها و پروپاگاندای انها را از راست راست تا چپ چپ با دلیل رد کنم و وقتی انها در
    نهایت میپرسند که خودت چه راهی را برای ایران به صواب میدانی من خیلی جدی میگویم خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خامنه ای
    را نگهدار. انها نیز که خوشبختانه به علت حاکم بودن دموکراسی نمیتوانند مرا کتک بزنند، با تاسف مرا مزدور و جاسوس خوانده
    و من در غربت نیز در ایزولاسیون زندگی میکنم. اعتراف میکنم این نوع زندگی بهتر از کتک خوردن است
    اقای خامنه ای کجای کارید، نقل شده است که شما مسئولیت رهبری را با اکراه قبول فرموده اید، ولی امروز ظاهرآ قدرت مزه
    کرده. ایا فراموش کرده اید که شما افراد معمولی اجتماع بودید و بوسیله انقلاب مردم به قدرت رسیدید. ایا واقعآ فراموشتان شده
    که قدرت ماندگار نیست که اگر بود در ایران بایستی که هنوز نوادگان کوروش و یا اسکندر یا چنگیز و یا پهلوی حکومت میکردند
    الملک یبقی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم را فراموش کرده اید. اقای خامنه ای ترا به انصافتان ، 30 سال کافی نبود تا ببینید و بدانید
    که شماها اینکاره نیستید. به چه دلخوش دارید؟ به راهپیمایی 22 بهمن ؟ اقای خامنه ای راهپیمایی های زمان انقلاب با اینکه
    جمعیت تهران حدودآ یکسوم بود ، افراد بیشتری را جذب میکرد. انهم بدون وعده مخلفات. و من و شما هر دو در خاطر داریم که
    تا مدتی قبل از انقلاب به مناسبتهایی همین مردم تهران کم جمعیت سابق خیابان ایزنهاور سابق تا میدان شهیاد سابق را با
    حضور خویش در صحنه مملو از جمعیت میکردند و در نهایت هم هویدا دستی برای متظاهرین جاوید شاه گو تکان میداد ، یادم نیست که نطق هم میکرد یا نه
    اقای خامنه ای شما وقتی به یک سفر میروید چرا مانند تمام دنیا ترتیبی نمیدهید که مردم در پشت نرده ها یا صف نیروهای انتظامی ، به ابراز احساسات بپردازند. (لطفآ نگوئید که انها از شدت علاقه این کار را میکنند ، من به شما ثابت خواهم کرد
    به جز اقلیتی ناچیز ،مردم کوچه و بازار علاقه ای نه به شما و نه به دیگر سیاستکاران ایرانی ندارند) از مردم که بگذریم شما درون
    پاپا مبیل چه احساسی دارید ؟ مثلآ وقتی که جسمی را به بدنه اتومبیل یا شخص شما میمالند تا تبرک! شود چه احساسی دارید؟ اگر مخالفید چرا اعتراض نمیکنید؟ اقای خامنه ای به کدام دلیل در جمع سران حکومت خودتان بر روی صندلی
    جلوس میفرمائید و دیگران باید بر روی زمین بنشینند؟ مثل زمانهای قدیم در پائین شهر توی هر محله ای یک صندلی
    موجود بود، که خانه به خانه میگشت برای اقای روضه خوان. مگر شما برای حکومتیان روضه میخوانید ، یا اینکه این مدل جدید تحقیر مقامات است. چرا وقتی که نظامیان فلک زده در حضور شما بر روی زمین نشسته اند، شما به صندلی خالی هم بسنده نکرده و ا ز بالکن انان را مورد ارشاد قرار میدهید تا گردن درد نیز بگیرند، ایا این اعمال طبیعی است؟ ایا واقعآ بر این گمانید از این راهها نزد مردم عزیز میشوید ، و یا اصلآ در این فکر نبوده و با ارشاد از روی بالکن جایگاه بلند قدرت را به امت یاداوری میکنید . خواهش میکنم حداقل از طریق ماهواره نحوه حکومتداری و برخورد با قدرت را در دنیای امروزمورد مداقه قرار دهید خواهید دید که،حتی سیمای جمهوری اسلامی برای نمایش تصاویر شما از دکوراسیون و اتمسفری استفاده میکنند
    که در حال حاضر بطور مثال در کره شمالی مورد استفاده قرار میگیرند. در زمان انقلاب که ما با واژه هایی چدید مثل ایت الله العظمی ایت الله غیر عظمی و
    حجت الاسلام اشنا میشدیم، بنده بارها شاهد بودم که پدرم فقط با شنیدن نام ان ایت العظمی ها اشک از چشمانش جاری میشد. و حالا چه؟ دور و بر شما را عده ای بادمجان دورقاب چین گرفته اند که ظاهرآ شما را هم خوش امده. در همین
    روزهای گذشته یک تشکل دانشجویی عدالتخواه!! در نامه سرگشاده ای ، شما را ولی امر مسلمین جهان خطاب کرده
    بود. ایا واقعآ براین باورید؟ اگر نه چرا با این افراد برخورد نمیشود؟ اگر دنبال شدت علاقه مردم به شخص خودتان
    هستید، باید انتخابات ریاست جمهوری که به انتخاب اقای خاتمی ختم شد به یادتان بیاورم. شما و ذوب شدگان هر چه
    در توان داشتید انجام دادید تا اقای ناطق انتخاب شود ، ایا انکار میکنید که اکثریت جامعه بر علیه شما بود؟ حتی خبر از ان بود که سپاه مخصوص شما هم به خاتمی رای دادند. در اخرین انتخابات نیز احمدی نژاد
    به عنوان اپوزیسیون(و با امدادهای غیبی) وارد صحنه شد. او تمام ارکان نظامی را که شما حاکم مطلقش میباشید فاسد و مسئولین این
    حکومت را مافیایی اعلام کرد. یادتان که میاید بارها از زبان شکنندگان دست وپا و سر و قلم و غیره شنیده شد که
    وقتی امام زمان تشریف بیاورند اول گردن عده زیادی از روحانیون را خواهد زد. و شما چه کردید؟ تقریبآ سر مبارک را زیر برف فرو برده و وانمود میکنید که شما از گروهی که باید گردنشان زده شود نیستید. انتخاب اقای خاتمی را رای منفی به خود ندانستید و در مقابل اتهاماتی که احمدی نژاد به حکومت شما زد ،انگار شما هم تازه بر سر کار امده اید و از علل و عاملین فساد و مافیا چیزی نمیدانید پس مسئولیتی هم متوجه شما نیست . چه جایگاه خوبی و چه شغل اسانی، کی بود کی بود من نبودم . جواب دائمی حکومت خدمتگذار به مردم .البته با تئوریهای جدید که ولایت
    فقیه را اسمانی میدانند، دیگر احتیاجی هم به مردم ندارید، مردم عقلشان ناقص است و شما ماموریت از جانب خدا
    دارید تا این گمراهان را به بهشت رهنمون شوید حتی بضرب و زور.اقای خامنه ای بنده از ترس شورش دوباره و
    ریختن خون بیگناهان ، دعا میکنم که شما تا انقلاب حضرت مهدی زنده بمانید، ولی هر دو میدانیم به حرف گربه کوره
    باران نمیبارد. راستی ایا لحظه ای به اینده ایران بعداز مرگ یا به هر دلیلی جدا شدن از قدرت ، اندیشیده اید ؟ چه کسی
    میتواند ولایت جامعه را بر عهده بگیرد. کیهانیان شما با عتاب و خطاب برای مراجع تقلید تکلیف تعیین میکنند که اگر
    تشخیص شما در مورد شروع یا اتمام ماه رمضان با تشخیص اقا یکی نیست ، در خانه خود نیز اجازه اظهارش را ندارید. این را که دیگر حتمآ میدانید که حرف کیهانیان روی زمین نمیماند. احتمالآ چونکه انان قدرت! دیدن نیمه های
    پنهان را دارند. بخش اعظم همراهان بنیانگذار انقلاب را بعد از مرگش با ابروریزی از دور خارج ساختید. انچه را که
    باقی مانده بود را تقسیم بر خودی و غیر خودی ، اصلاح طلب و اصول گرا کرده و اصلاح طلبان رقبا را طالبان
    نامیدند و انان نیز اینها را وابسته و جیره خوار امریکا. و این نبرد هر روز با بیشرمانه ترین روشها با بردن نام افراد
    ادامه دارد. در مرحله بعد هاشمی رفسنحانی را که نقل است که اقای خمینی شما را به وحدت توصیه اکید فرموده بود هدف مستقیم قدرت دوستان قرار گرفت. و جالب ان بود که اعلام شد که پسر خودتان پشت توهینها به
    هاشمی بوده است. و این روزها نیز که مردم دیگر روش ملاها را شناخته اند و میبینند هر جا رفسنجانی اظهار نظری
    میکند ، شخص رهبری از بالای منبری دیگر جوابش را میدهد. جریان اقای احمدی نژاد و امداد غیبی اش و اتهاماتی
    که به تمام مخالفان سیاسی شان نثار کردند که قبلآ ذکر شد و اظهر من الشمس است و ادامه دارد. نتایج تحقیقات
    اقای پالیزدار این سفره پر گل را به سبزه نیز اراسته کرد. شما با کمک مستقیم هاشمی و مرحوم احمد
    و دیگرانی که از دور قدرت به بیرون رانده شدند به قدرت رسیدید ، و امروز با کمترین نارضایتی مردم شعارهایی را
    که بر علیه شاه به کار میبردند بر علیه شخص شما به کار میگیرند و از ان سو نیروهای امنیتی جوانان را با کمترین
    انتقادی یا شرکت در اجتماعی اعتراضی ، از زندگی ساقط میکنند و بلایی به جرم توهین به رهبری بر سر توهین
    کننده و اعوان و انصارش میاورند تا به زعم خودشان با ایحاد رعب به نصر برسند که شما باید بهتر از همه بدانید
    که زندان و اعدام و شکنجه درمان هیچ دردی نیست و بخصوص دردهای سیاسی و اجتماعی درمان دیگری را میطلبد.
    اقای خامنه ای این روزها مصادف با روز رای مردم به جمهوری اسلامی میباشد وساعتی پیش از عحائب زمان ما
    جام جم ایران مصاحبه ای از مرحوم مطهری در تبیین جمهوری اسلامی پحش کرد که مربوط به قبل از 12 فروردین58
    بود. ایشان میگفت که جمهوری اسلامی به معنی حکومت طبقه روحانی نیست! ( هست یا نیست بر عهده خواننده
    امروز بنده شهروند عادی دور از وطنی که صابون حکومت طبقه روحانی به تن و جانش خورده ، میگویم که جمهوری اسلامی یک تناقض بزرگ و
    یک دروغ بزرگ است و” سیاست ما عین دیانت ماست” و تبلیغ بر علیه جدایی دین از سیاست یا حداقل دوری روحانیت از سیاست، یک ابرو ریزی بزرگ و تنها حسنش میتواند به فساد و ظلم الوده کردن جامعه باشد برای عده ای که اعتقاد
    دارند در شرایط یاد شده امام زمان ظهور خواهد کرد. بنده با سواد کم خودم و بیشتر با تکیه بر دیده هایم و تجربه ها
    این تاثیر را در جامعه دیده ام ، چگونه باور کنم که شما به عنوان شخص اول مملکت انرا ندیده باشید؟ اسلامی که با
    ناشیگری به جمهوری چسبانده شد ، تجربه ای از اداره یک کشور در قرن بیستم و با قوانین اسلامی را نداشت ، پس
    با تنها چیزی که از قوانین اسلامی حی و حاضر و مدون بود دست به کار حکومت شد، یعنی اجرا مجازاتهای اسلامی انهم نه برای همه مردم
    و طبقات که بیشتر برای دورماندگان از ثروت و قدرت. بقیه امورات کشور فلک زده ما هنوز هم بر اساس ازمون و خطا اداره میشود که اخرین ثمراتش نیز راههای ابتکاری احمدی نژاد و دوستانش میباشد. نتیجه به کار بستن مجازاتهای اسلامی نیز جامعه پاک ! امروز. اعدام را یک روحانی به نام خلخالی از همان روزهای اغازین پیروزی
    بهمن شروع کرد ، با شدت و حدت متفاوت هنوز ادامه دارد و چون امارگیری تحقیقات و نظرخواهی در قوانین اسلامی
    پیشبینی نشده ، بالطبع کسی هم زحمت یک تحقیق را بر خود هموار نکرده که این تعداد انسان که به طور سیستماتیک
    بوسیله قدرت حکومت ولایت مطلقه اسلامی کشته شده اند ، چه تاثیری در پیشگیری از جرائم مشابه را داشته است.
    بنده اطلاع چندانی از مسائل دینی اهل سنت ندارم ، با یک فلسطینی اهل سنت اشنا بودم مدام با اندکی تمسخر میگفت
    شیعه هر جا کارش گیر میکند با یک فتوا مشکل را حل میکند، و من جوابی نداشتم چون دیده بودم نه فقط خاویار
    حلال شده بود بلکه شکنحه هم اسلامی شده بود، حتی عدهای فتوا دادند که دوشیزگان محکوم به اعدام را به عقد موقت
    اعدام کنندگان در بیاورند تا راه ورود به بهشت برایشان بسته شود. اقای رهبر عین دیانت بودن سیاست شما باعث وهن
    اسلام و شیعه شده ، ایرانیان به صورت گروهی ترک دین ابا و اجدادی را میکنند. بعضی کلیساهای ناشناس و کوچک
    در اروپا به لطف این نو دینان سری در میان سرها شده اند و به مرحله تولید انبوه رسیده اند . شما خود را با این مطلب دلخوش کنید که اینها برای گرفتن حق اقامت اینکار را میکنند، ولی در میان هیچ دینی یافت نمیشوند مردمی که در عرض 30 سال حکومت تحت سلطه روحانیت چنین از دین خود فراری بشوند . اقا جان وقتی دین را الوده به سیاست
    میکنید انهم به دست روحانیت ، اول دین و بعد روحانیت لطمه میخورند ، مردم هم که در حسابهای ما جایی ندارند.
    ببینید روحانیت حداقل در زمانهای قدیم عمرش را به
    تحقیق وتلمذ و تدریس میگذرانده تا بشود ایت الله العضمی (بگذریم از اینکه شما و اقای رفسنجانی بدون طی این مسیر ایت الله شدید) و یا به نوعی کارشناس و متخصص امور دینی. انسان وقتی که از پزشک بشنود که کشیدن سیگار
    یا خوردن چربی برای قلب مضر است ، یقینآ اگر جناب دکتر را سرگرم دود و دم و شکم چرانی ببیند اطمینانش به
    او زائل شده و با خیال راحتتر از قبل سیگارش را دود میکند و غذای چرب نوش جان میکند . و میاندیشد که پزشک
    متخصص وقتی اهل دود و چربی ست حتمآ میداند که زیاد هم خطر ناک نیست و برای جلب مشتری ما را میترساند.
    افا سیاست در همه جای دنیا و بخصوص در ایران به دروغ الوده است. وقتی کودکی را با گفتن دروغگو دشمن خداست
    و جایش در جهنم، تربیت میکنیم، بزرگ که شد وقتی که کارشناسان امور دینی را مدام در حال دروغگویی ببیند، اولین نتیجه گیری اش
    این است که روحانیتی که عمرش را در تحقیق سپری کرده مثل ابخوردن دروغ میگوید حتمآ به این نتیجه رسیده که
    جزای دروغگو جهنم نیست و یا اینکه اصلآ جهنم و بهشتی و به طبع ان خدایی در کار نیست. ایا این وهن دین نیست؟
    اعلام میشود که عده ای خودسر با گرفتن فتوا از متخصصان دین با خیال واهی النصر به الرعب اقدام به کارد اجین
    کردن زن و مرد و پیر و جوان میکنند که بزرگترین جرمشان نوشتن بوده یا حرف زدن. بعد از کلی سرو صدا
    شخص اول مملکت یعنی بزرگ متخصص امور دینی رسما اقدام به دروغگویی میکند و ان کشتار را به اسرائیل و
    امریکا نسبت میدهد. برای خدایگان قدرت باید که قربانی داد. یکی از بله قربان گوها را در زندان واجبی میخورانند و همسرش را که نقل است با اهل بیت شما در رفت و امد بوده برای رضای شخص شما انقدر شکنجه میکنند که نه تنها
    به رابطه با اسرائیل اعتراف کرد بلکه اعتراف کرد با چه کسانی چه کارها و با کدام انگشت انجام داده است. فقط
    نمیدانم چرا این اعمال را فیلم برداری و پخش میکنند . میخواهند زهر چشم بگیرند یا فیلم مخصوص تماشای عموم
    تهیه شده تا همه ببینند که رهبر دروغ نمیگوید. و چون ماهی از سر گنده گردد نی زدم ، ان حاکم شرع! که دخترکی16
    ساله را باجعل و دروغ 21 ساله معرفی میکند و با اعمال نفوذ و حتی خارج از روال اعدامهای همیشگی به سرعت
    به دار میکشد. وقتی که بوی قضیه در میاید و کارشناس دین مورد سوال قرار میگیرد که چرا با این سرعت ان بخت
    برگشته را اعدام کردی ، با وقاحت میگوید شهر ما در کنار دریاست و چیزی به اغاز هجوم مردم به دریا نمانده و من
    باید برای جلوگیری از فساد از مردم زهر چشم میگرفتم. فرمانده نیروی انتظامی! با هجوم شبانه و پرسروصدا و برای
    اولین بار در حضور نصفه نیمه دوربین تلویزیون با بی رحمی مثال زدنی اقدام به جمع اوری ارازل و اوباش!! میکند.
    وقتی که انسانهایی در بازداشتگاهها کشته میشوند و تصاویر افراد نقابدار که با چوب مردم را میزنند و افتابه به
    گردنشان میاندازد دوباره باعث معروفیت و به سر زبان امدن نام ایران در دنیا میشود و حتی صدای خودیها هم در میاید
    که اقا شما بعد از سی سال قانون خود نوشته و حتی قوانین مجازات اسلامی را هم زیر پا میگذارید، سردار یک شبه
    میگوید اگر ما این کار را انجام نمیدادیم، با اعلام کوپنی شدن بنزین احتمال اغتشاش مردم را میرفت.
    میبینید اقای خامنه ای همه این لطمات به دین و جامعه با تشنگی طبقه روحانی به قدرت اغشته است.
    میدانیم که این مثالها پایانی ندارد مخصوصآ از وقتی که احمدی نژاد با بوسیدن دست شما از امداد غیبی تشکر کرد انگاری به اضافه تمام خرابکاریها برای تسریع ظهور امام زمان ، اجازه رسمی دروغگویی را هم گرفته، و دیگر کسی
    جلو دارش نیست .هر چه به ذهنش میرسد به زبان میاورد و با اینکه سخنانش در تمام دنیا ضبط و پخش میشود ، ساعتی نگذشته به راحتی اب خوردن انکار میکند و زورش را به خبرنگار و دانشجو میرساند به این جرم که شما چرا کر نیستید.
    باعث تاسف است که در ایران ضرب المثل شده که حرف راست را باید از کودک شنید و یا مستی و راستی. یعنی از ایرانی هوشیار بزرگسال نباید انتظار حقیقت را داشت. ولی حداقل دامن دین و تا اندازه ای روحانیت از الودگی مصون
    بود . میگویم تا اندازه ای چون دروغ مصلحت امیز از گذشته ها هم مجازشرعی بوده ولی باز هم مثل امروز نبود. اگر مرحوم
    مطهری امروز زنده بود شاید دوباره کتابی در رابطه با خدمات متقابل اسلام و ایران و یا روحانیت ایرانی مینوشت.
    اقای خامنه ای بیایید و قدر زمان باقی مانده را قدر بدانید، تا زنده اید از نفوذ خود استفاده کنید و ولایت فقیه را از قانون اساسی حذف کنید و جایش بنویسید ” کرامت انسانی خدشه ناپذیر است “”. شما به دلیل تخصصتان بهتر از من از سرگذشت
    اسلام خبر دارید. بعد از رحلت پیامبر، مسلمانان صدر اسلام که محضر شخص پیامبر را درک کرده بودند نتوانستند
    برای تقسیم قدرت به توافق برسند که بابتش خونها ریخته شد و دشمنیها همچنان ادامه دارد. اگر درست به خاطر داشته
    باشم بعد از فوت امام چهارم این مسئله گریبانگیر شیعه هم شده که نتیجه اش انواع فرق شیعی است با تعدادی متفاوت
    از امامها. و این اتفاق به سادگی میافتاد ، یک پیشوا از دنیا میرفت و جانشینانش بر سر تقسیم قدرت به توافق نمیرسیدند.
    و این اتفاق در ایران هم افتاد بعد از فوت اقای خمینی هم عده زیادی خانه نشین شدند . لابد خود را مانند حضرت علی
    میبینند که حقش را خورده اند ولی او سر در چاه میکند برای درد دل . و این نوع از اتهام زنی که هر کس دیگریرا با بدنامان صدر اسلام یکی بداند هم که مد روز است و گروهها مخالفین خود را ابن سعد مینامند و موافقین را معجزه
    هزاره سوم. به دلایل پیش گفته و هزاران دلیل دیگر، این نوع از کشور داری راهش جز به ترکستان ختم نخواهد شد و
    این حکومت نه به عاقبت بخیری حاکم میانجامد و نه به رستگاری جامعه. ولی اگر واقعآ اعتقاد دارید که باید جامعه را
    به فساد و ستم الوده کرد تا امام زمان زودتر ظهور کند ، از نصیحت به شما توبه میکنم.

  23. خداوندا این مرد بزرگ را در پناه خود نگه دار.آفرین بر مردانگیت.

  24. نوری زاد از آذربایجان.

    سلام به مردشجاع وقهرمان ایران جناب نوری زاد عزیز.من هربار که نامه های شما را میخوانم گریه امانم نمیدهد اشک از چشمانم سرازیر میشود.نمیدانم این مردم فلک زده ایران تاوان چه چیزهایی را می پردازند.ایران عزیز به شجاع مردانی مثل شما می بالد امیدوارم رهبر ایران نامه دردمندانه شما را دریابد.به این شجاعت شما افتخار میکنیم و امیدواریم دیر نشده مردم ایران از خواب غفلت بیرون بیایند.تو تنها نیستی ودر قلب تک تک مردم نجیب ایران جای داری . زنده باد نوری زاد عزیز.همه ما باید در هرجای ایران نوری زادی دیگر باشیم.

  25. من تكيه گاه سالهاي تنهاييت نمي شوم

    دریغ این سر و تاج و این مهر و داد
    که خواهدشد این تخت شاهی بباد
    تو پدرود باش و بی‌آزار باش
    ز بهر تن شه به تیمار باش
    گراو رابد آید تو شو پیش اوی
    به شمشیر بسپار پرخاشجوی
    چو با تخت منبر برابر کنند
    همه نام بوبکر و عمر کنند
    تبه گردد این رنجهای دراز
    نشیبی درازست پیش فراز
    ز پیمان بگردند وز راستی
    گرامی شود کژی وکاستی
    پیاده شود مردم جنگجوی
    سوار آنک لاف آرد و گفت وگوی
    کشاورز جنگی شود بی‌هنر
    نژاد و هنر کمتر آید ببر
    شود بنده‌ی بی‌هنر شهریار
    نژاد و بزرگی نیاید به کار
    همه گنجها زیر دامن نهند
    بمیرند و کشور به دشمن دهند
    بریزند خون ازپی خواسته
    شود روزگار مهان کاسته
    مرا کاشکی این خرد نیستی
    گر اندیشه نیک و بد نیستی

    شرمندگی جمله اول اشتباهی به بقییه ی متن وصل شد
    امیدوارم باعث حیف شدن شعر نشده باشه
    با آرزوی سربلندی

  26. آقاي نوريزاد سلام شما در حدي که وسعتان ميرسد به کارتان ادامه دهيد و از مطالب و انتقادها ناراحت نشويد چرا که عده اي ديگر به سيم آخر زده انند و چون تنها سلاح شما قلم شماست پس با ان و متناسب با انتقادهايي که مي شود روي اين مطالب کار کنيد. البته من اين جمهوري اسلامي را نه قبول دارم و نه آن را مشروع مي دونم چرا که همزمان با رفراندومي که به بهانه تثبيت جمهوري اسلامي از قبل تعيين شده! انجام گرفت مردم توسط عمالي که خوش بختانه همزمان با جنگ يا به درک واصل شده اند و يا در رده هاي مختلف جاسوسي و مقاماتي که از ديدگاه خودشان عالي رتبه هست! و در جهان پشيزي ارزش ندارد! در حال کار هستند و توسط همين عمال مردم بيچاره تهديد شدند که اگر به جمهوري اسلامي راي ندهي بيچاره ات مي کنيم يا هزار تهديد ديگر. من خودم يکي از همين قربانيان بودم که دائما” به داخل خانه ام سنگ مي انداختند يا مدفوع جلوي در خانه ام مي کردند و نامه به دور سنگ مي بستند و به داخل خانه ام مي انداختند و تهديدم مي کردم که اگر به جمهوري اسلامي راي ندهي تو را مي کشيم و همچنين مي گفتند ما از همه چيز باخبر مي شويم که راي داده اي يا نداده اي و يا فرزندم را در مدرسه تهديد مي کردند. اين رژيم ارمغاني جز فقر بي آبرويي تهديد شکنجه دروغ ترويج بد دهاني و هر آنچيزي که به نواميس خودشان بيشتر مرتبط است تا نواميس ما و تجاوز و اجبار به اعمال داراي اکراه نداشته است. البته بخاطر همين تهديدها من به جمهوري اسلامي راي دادم اما بعد از آن در هيچ انتخاباتي نيز شرکت نکردم. شايد مردم تصورشان اين است که اگر اين ‌رژيم ظالم بود خدا کارش را يکسره مي کرد ولي همان خدا گفته است که خدا سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينکه خودشان براي تغيير آن تلاش کنند. در مورد چند همسري شما و شايعات آن هم نظر قطعي ندارم ولي تصور مي کنم به قصد ضربه زدن به شما در ميان قشر فرهيخته جامعه انجام شده باشد چرا که تنها فردي که احتمالا به اين موضوع قرار بوده است پاسخ دهد همسرتان نيست و همين قشر نيز مي توانند بر روي اين شايعه حساس شوند و چون عناصر رژيم مي دانند قشر فرهيخته بر روي اين موضوعات نگاه منفي دارند چه بسا بهترين عمل براي ضربه زدن به شما را چنين دانسته باشند .

  27. ملت غیور ایران با سلام و ادب خوشحالم تمامی گروه ها و افراد خائن به وطن و دشمنان شاهنشاه آریا مهر محمد رضا شاه پهلوی اعم از کمونیسم ها و مجاهدین خلق و حزب توده و جبهه ملی و امثال افرادی همانند نوری زاده که باعث بوجود آمدن انقلاب اسلامی بوده اند نتیجه زحمات خود را به نوبت از دست توانمند رهبریت انقلاب گرفته اند وانشا الله مابقی خائنین به وطن نیز دریافت خواهند نمود
    به امید پاکسازی کامل دشمنان خائن به وطن و شاهنشاه آریامهر محمد رضا شاه پهلوی

  28. آقای خامنه ایی اوضاع نابسامان کشور نتیجه کهولت سن و ناتوانی شما دراداره کشور است . دلتون رو به چندتا چاپلوس اطرافتون خوش نکنید اکثریت ملت آرزو دارند زودتر از این دنیا بروید شاید فرجی حاصل شود . آقای خامنه ایی واقعا نمیدونم به وجود خدا معتقید یا خیر. اگر خدا را قبول دارید که تکلیف روشن است توبه کنید و دست از مقام غصبی بشویید 

  29. با سلام به همه مردان سربلند.به این امید که رهبر گرامی ما به روزی بیاندشد که در میان ایستاده است و رو به مردم آغوش گشوده است و مثل علی مرتضی بخاطر آن خلخال ربوده شده از پای آن زن یهودی که نه، به خاطر هزار هزار خطای غلیظ از مردم پوزش بخواهد و مردم نیز بزرگوارانه به روی ایشان آغوش میگشایند. جناب رهبر گرامی تنها راه بقای یک اندیشه ، نه تقابل ، که همزیستی با سایر عقاید و تحله های فکری است. پدر گرامی به جای نفرت ، می توان دوست داشت و به جای اخم میتوان تبسم کرد. ((باران باید ببارد تا غبار را بشوید ))

  30. آقا یا خانم بهقول من برای شما متاسفم که به جای پاسخ مستدل به سوالات بیشماری که در ذهن مردم و نامه های آقای نوریزاد هست فقط توهین و تهمت میزنید من یکی از کسانی هستم که مثل آقای نوریزاد برای استحکام انقلاب اسلامی در حد خودم تلاش کردم ولی انقلاب از مسیر خودش خارج شده آیا با چاپلوسی رهبر اصلاح خواهد شد ؟ یا باید مورد نقد باید قرار گیرد تا اصلاح گردد

  31. ادعاهای ضداانگلیسی برادران لاریجانی را باور کنیم یا دم خروسشان را؟

    داماد علی لاریجانی، مقیم گلاسگو انگلیس و شاغل در دانشگاه استرادکلاید است!
    مهدی خراسانچی همسر سارا، دختر علی لاریجانی است. آنها به همراه فرزندشان دو سال پیش پس از اتمام دوره دکتری مقیم انگلیس- گلاسگو- شده و به ایران برنگشته اند. او هم اکنون در دانشگاه استرادکلاید گلاسگو مشغول به کارست. البته فعلا معلوم نیست نامبرده با هزینه شخصی به انگلیس اعزام شده یا با رانت پدرزن جانش در وزارت علوم!

    http://www.strath.ac.uk/na-me/people/mahdikhorasanchi

    همچنین هادی پسر محمد جواد لاریجانی، به همراه همسر و فرزندانش (به مانند دختر عمویش سارا) نیز مقیم انگلیس- گلاسگوست. او پس از اتمام دوره دکتری در کامپیوتر دیگر به ایران باز نگشته و هم اکنون در دانشگاه کلدونین دانشگاه گلاسگو مشغول به کار هستند.. البته معلوم نیست او با رانت باباجانش در وزارت علوم ایران اعزام شده و یا با پول باباجانش رفته انگلیس!
    http://www.gcu.ac.uk/ebe/staff/hlarijani/

  32. ببینیم آیا هنوز رویی برای تکرارشعارمااهل کوفه نیستیم برای ما مونده بیچاره مردم کوفه!!!!

  33. با سلام . ضمن تشکر از شما بخاطر شجاعت ، صبر و استقامت تان ، و آرزوی تداوم راهی که در پیش گرفته اید . در زیر بخشی از نیایش مهانما گاندی استوره مبارزه بدون خشونت را تقدیمتان می کنم :

    از آن هنگام که سوگند خدمت یاد کردم ، سر خود را وقف انسانیت کرده ام . بریدن سر من ، آسان ترین کار دنیاست و کوچک ترین سازماندهی و تمهیدی نیز نمی خواهد . من هرگز در جست و جوی نگهبانی ، در خارج از وجود خود نبوده ام . چه بیهوده است اگر کسی به فکر نگهبانی از من باشد . من نیک می دانم که خداوند قادر ، تنها نگاهبان بندگانش است . (( بزرگداشت رفتگان (1958) ))
    جنگنده ، عاشق مرگ است ، نه مرگ در بستر بیماری بلکه مرگی که در میدان نبرد سر می رسد … مرگ ، در هر زمانی خجسته و مبارک است ، ولی برای جنگنده ای که برای آرمان خود – حقیقت – می میرد ، خجستگی آن دو چندان است . (( هند جوان ، 30 دسامبر 1926 ))
    اگر عظمت و شکوه بودا به اندازهء وظیفه اش در به زانو در آوردن روحانیون زمان خود ارزشمند نبود ، وی نیز در راه مقاومت در مقابل آنان جان می سپرد . مسیح ، قدرت کل امپراتور زمان خود را به مبارزه طلبید و سرانجام با تاج خاری بر سر ، جان خود را برر روی صلیب تسلیم کرد . و اگر من مقاومتی عاری از خشونت را ترویج می کنم ، جز این که فروتنانه در جای پای این آموزگاران بزرگ گام بگذارم ، کاری انجام نداده ام . (( هند جوان ، 12 مه 1920 ))
    من بی تاب شهادت نیستم ، ولی اگر به هنگام تلاش هایم در راه آنچه وظیفه اعلای خود برای دفاع از ایمانم تلقی می کنم ، شهادت بر سر راهم قرار گیرد … پس استحقاق آن را داشته ام . (( هاریجان ، 29 ژوئن 1934 ))
    امیدوارم در هند ، افراد پایبند به عدم همکاری عاری از خشونتی داشته باشیم که تاریخ در باره ء آنها چنین بنویسد : (( اینان گلوله را بدون خشم پذیرفتند و در حالی که دعای قاتل ناآگاه خود را زیر لب داشتند ، جان سپردند . (( جنگ گاندی ، کتاب 1 (1958) ))
    اگر کسی مرا به قتل برساند و من در حالی بمیرم که دعای قاتلم را بر زبان و یاد خدا و آگاهی از حضور زندهء او را در معبد قلبم دارم ، تنها در این صورت است که می توان بگویم عدم خشونتی را که شایسته ء شجاعان است داشته ام . (( مهاتما گاندی ، آخرین مرحله ، جلد 2 (1958) ))
    من به پیغام حقیقت ، که تمامی آموزگارن مذاهب ابلاغ کرده اند ایمان دارم . دعای همیشگی ام این است که هرگز نسبت به تهمت زنندگدانم خشم نورزم و حتی اگر قربانی گلوله ء ضاربی شدم ، با ذکر خدا بر لبانم ، روح خود را تسلیم کنم . اگر در آن لحظه آخر ، از زبانم ناسزا یا کلمه ای حاکی از خشم نسبت به مهاجم خود بر جهد ، راضی ام که نامم را در زمره شیادان ثبت کنند . (( مهاتما گاندی ، آخرین مرحله ، جلد 2 (1958) ))
    نمی خواهم – مثل مردی شکست خورده – بر اثر فلج تدریجی قوا بمیرم . شاید گلوله ای که از اسلحه ضاربی شلیک می شود به زندگی من پایان دهد ، اگر این اتفاق رخ دهد ، آن را با آغوش باز می پذیرم . ولی بیش از هر چیز آرزو دارم هنگامی که آثار حیات از وجودم محو می شود ، آخرین نفس خود را حین انجام وظیفه ام تلیم کنم . (( مهاتما گاندی ، آخرین مرحله ، جلد 1 (1956) ))

  34. بسمهتعالی

    سلامبه حجت الاسلام خامنه ای

    شما راحجت الاسلام خطاب کردم چون شما خود نیک میدانید که آیت اللهی برازنده شما نیست.اجتهاد، فقاهت، مرجعیت مخصوص آنهایی است که عمر خود را مصروف درس و مباحثه کردهاند.

    من مثلمحمد نوری زاد شجاعت این را ندارم که علنا برای شما نامه بنویسم. به همین خاطر مرابه نام ب. الف بشناسید. من یکی از مسئولین رده پایین یکی از مراکز دولتی درجه چندمکشور هستم که پس از انتشار نامه پانزدهم آقای نوری زاد احساس وظیفه کردم که برایشما نامه بنویسم. البته شیوایی قلم ایشان را هم به هیچ وجه ندارم. اما می نویسمبرای انجام تکلیف. می نویسم برای اینکه اعتقاد دارم که نهی شما از منکراتی کهانجام می دهید بر من واجب است هر چند که امیدی به اصلاح ندارم.

    منمعتقدم انقلاب اسلامی پس از انتخاب شما به رهبری به شدت و به صورت یک تابع نماییاز مسیر خود منحرف شده است به طوری که باید برای حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی، آنراسرنگون کرد!

    از یکیاز بزرگانی دینی که حرفش برای من حجت است سئوال کردم: در این شرایطی که به اسماسلام در جمهوری اسلامی خلاف اسلام عمل می شود و این باعث رویگردانی مردم از اسلاممی شود آیا ما وظیفه ای جهت جلوگیری از حرکت در این مسیر نداریم؟ ایشان جواب دارندحداقل وظیفه شما این است که برای اهل خانواده و اقوام و دوستان خود تبیین کنید کهرفتار حاکمان و مسئولان ایران هیچ ارتباطی با اسلام ندارد!

    از آنزمان به بعد من همیشه سعی کردم که اطرافیان خود را از این مسئله آگاه کنم و سعیکردم که حساب شما را از اسلام بکلی جدا بدانم چون در عمل هیچ گونه سنخیتی با همندارید. در این نامه تنها به یک نمونه از رفتار سربازان تحت امر شما و آنانی کهامام خمینی آنها را زمانی لشکر مخلص خدا نامید اشاره می کنم.

    یکی ازدوستانم از سالها پیش عضو فعال بسیج مسجد محل و دبیرستان و دانشگاه بود. چند ماهپس از انتخابات خونین 88 از او درباره نقش بسیج در سرکوب اعتراضات پرسیدم و اینکهمی گویند به شما چماق دادند که معترضین را بزنید. او گفت که از بسیج انصراف دادهاست و دیگر حضوری در آن ندارد. وقتی علت را پرسیدم در جواب گفت: در همان هفته اولپس از انتخابات، وقتی برای بررسی اوضاع در جلسات بسیج جمع شده بودیم به ما لباسرزم و چماق دادند که مردم را بزنیم ولی من نتوانستم هیچ کدام از آنها را بزنم. اماتکان دهنده ترین صحنه برای من این بود که در ماشینی که برای دستگیری مردم معترض دربحبوحه شلوغیها آماده شده بود، افرادی از بسیج را دیدم که دخترانی را که دستگیرشده و در آن ماشین محبوس شده بودند مورد اذیت و آزار قرار می دادند. دلیلشان ازاین عمل این بود که چون حفظ نظام از اوجب واجبات است، با اذیت کردن و به اصطلاح انگولککردن دختران باعث می شویم آنها دیگر فکر اعتراض و اغتشاش به سرشان نزند و با اینکار واجب ترین کار شرعی خود (که از نماز نیز واجب تر است) را انجام می دهیم! جالباینکه آنها اسم این کار را فتح الفتوح نامیده بودند. من وقتی این صحنه ها را دیدمو بخصوص اینکه آنها از روی اعتقاد و به نیت قربه الی الله این کار را انجام میدادند با همه سوابق درخشانی که در بسیج داشتم انصراف دادم و دیگر فعالیتی در آنندارم.

    منمعتقدم شخص شما مسئول ایجاد یک چنین اعتقادات مخربی در جوانان و نوجوانان کشورهستید و باید خود را برای حساب و کتابی سخت در روز قیامت آماده کنید.

    بااحترام و ادب

    ب الف، 23 آذر 90

  35. جناب آقای خامنه ای
    با تقدیر وتشکر از همه کسانی که حیات وآبروی خودرا در خدمت ارتقاء دین ،
    میهن وتمام بشریت قرار می دهند وبر اساس وظیفه ام درقبال درخواست یک
    هموطن مومن به حق وحقیقت لازم دیدم تا نامه ای کوتاه برایتان بنگارم.
    امروز به تاریخ 24 آذر 90 در کشور ما دو نگرش کاملا متفاوت درعرصه حیات
    سیاسی واجتماعی کشورما ن مشاهده می گردد که لازم دیدم با جنابعالی درمیان
    گذارم.ابتدانگرشی است که به قوام حاکمیت می اندیشد وحاکمیت را مطابق
    قانون اساسی که زیربنای روابط بین ملت وحاکمیت است در خدمت کشور ومردم آن
    اعم از هر دین وزبان وفرهنگی می داند. ودومین نگرش بدون توجه به میثاق
    منعقد شده میان ملت وحاکمیت وبا تفسیر به رای این میثاق توسط عده ای
    معدود صرفا به قوام مامورین می اندیشند و در این راه ملت ،کشور وحاکمیت
    را به سرنوشتی نامعلوم هدایت می کنند.امروز برشما وهمه ماست که کشور ،ملت
    وحاکمیت را از مسیر نامعلوم به مسیری معلوم هدایت کنیم.
    والسلام
    یوسف پرژک

    جناب نوری زاد عزیزلطفا نسبت به انتشار نامه اینجانب اقدام لازم را مبذول فرمایید.
    با تشکر
    یوسف پرژک

    - Show quoted text

  36. اینگونه پاسخگویی شیوه بی خردان است و بس، به حرف حق که نمیتوان پاسخ داد، باید یاوه گویی کرد، زنده باد نوریزاد که چنان مقاوم ایستاده 

  37. آقاي نوري زاد با سلام و با عرض معذرت شما مي خواهيد با پنبه سر ببريد ولي اين شيوه جوابگو نيست. ممکن است مانند زمان شاه فضاي باز سياسي هم اعلام شود (که نمي شود) و ممکن است عده اي از سران را نيز مانند شاه زنداني کنند(مانند نحست وزير هويدا) اما اين شيوه از نظر من جواب نمي دهد. (نيش عقرب نه از ره کينه است اقتضاي طبيعتش اين است) منظورم اين است که مجددا” همه چيز از ابتدا بعد از مدتي توسط جيره خوران حکومت تکرار مي شود. شايد بزرگترين شستشوي مغزي که پس از انقلاب شاهد آن بوديم شهيد دانستن تمام افرادي بود که براي رهبران حکومت جان خود را از دست داده بودند و اگر نگوئيم رهبران حکومت ادعاي خدايي داشته اند به کمتر از آن نيز نظر نداشته اند! آيا تاکنون به اين موضوع فکر کرده ايد که چرا رهبران حکومت از اجراي رفراندمي مجدد همانند ابتداي انقلاب در هراس بوده اند؟ مطمئنا” اين عده به اين موضوع فکر کرده اند که منافعشان که در سايه تبليغ اسلامي که مردم را به بي ديني مطلق (حتي برخلاف رژيم شاه) کشانده در خطر افتاده و ديگر نمي توانند به چپاول دست بزنند . در حال حاضر هيچ فردي از حکومت وقت رضايت ندارد مگر اينکه يا باور خدايي اينان و معجزاتشان را قبول کرده باشد و خداي نکرده بخواهد همچون دراز گوشي به هر خواسته انان تن در دهد و يا اينکه سر در آخور اين سران فرو برده باشد و منافعي متوجه وي گرديده باشد! غيرتي که در ايرانيان در سوابق چند هزار ساله انان بوده است موضوعي نيست که اينک شاهد ان باشيم کارگراني تا 16 ماه حقوق نگرفته اند و تازه پس از اين همه وقت به فکر حبس مدير عامل در دستشويي کارخانه افتاده باشند! حتما” شنيده ايد! آيا خداي نکرده بايد پذيرفت اين غيرت در ايرانيان از ميان رفته است من تصور مي کنم بايد تلاش زيادي نمود تا اين غيرت مجددا” در ايرانيان زنده شده و به مرحله عيني خود برسد. موفق باشيد

  38. با سلام خدمت جناب آقای نوریزاد
    . من قدرت قلم شما و نفوذ کلام شما را ندارم ولی در این نهضتی که شما براه انداختید نامه های شما و خصووصا فایلهای صوتی شما را تکثیر و به دیگران خصوصا کسانی که عمدا خود را به خواب زده اند می رسانم. یا علی

  39. آقاي نوري زاد
    صحبت از چه دستگاه قضا و چگونه عدلي مي کنيد که در توجه به مواردي که مي گوئيد اميدوار هستيد؟ آيا اميدوار هستيد وقتي سخن از تهديد به مرگ و هر چيزي مانند آن مي کنيد کسي بيايد و به صحبتهاي شما از مقامات عالي رتبه قضايي که زير نظر شخص رهبري وقت اداره مي شوند توجه کند؟ دستگاه قضايي و عناصرش با مردم بيچاره چه ها که نکردند. آيا فکر مي کنيد رفتاري که با يک فرد سياسي مي شود بهتر است يا رفتاري که با يک دزد و قاچاقچي و مثل آن مي شود؟ بقين بدانيد رفتاري که با يک زنداني سياسي مي شود بمراتب بدتر است بخصوص در نظامي که زدن برچسب محارب و صدور حکم اعدام نيز برايش مثل آب خوردن است. اگر سري به کلانتريها و دادگاهها بزنيد متوجه مي شويد تهديد به قتل آنقدر عادي شده که اگر شکايت هم بکنيد نتيجه اي برايتان بدنبال ندارد و اگر اصرار هم کنيد جوابي جز اينکه فعلا” بلايي که سرت نيامده! را خواهيد شنيد! عناصر پليس نيز به موضوع رشوه بيش از هر مکان ديگري خو گرفته اند و براي صورتجلسه کردن هر چيزي که بقول مقامات ارشدشان در قوه قضائيه در وادي هنوز که اتفاقي نيفتاده طي طريق مي نمايند! از شما تقاضاي پول يا متناسب با شغل افراد تقاضاهاي مختلفي دارند. بهتر است براي يکبار همانند ايتداي انقلاب چشمهاي خود را بر روي اختلاف عقايدي که ميان تمام گروههاي مخالف ديده مي شود ببنديم و در سايه اتحاد کار را يکسره کنيم. اروپا و آمريکا و … دلشان بحال ملت ما نسوخته است و دخالت انها کار را وخيم تر مي کند. متاسفانه اين اتحاد تا به اين لحظه شکل نگرفته است. نگرش ميان وجود يک رهبربعنوان ولايت مطلقه فقيه يا يک پادشاه در هر حال مانع از رسيدن به حقوق اصيل دمکراتيک در يک اجتماع است و در هر دو شکل ديکتاتوري و استبداد و حضور آن اجتناب ناپذير است. (به ياد بياوريد که کشيشها نيز در دوران سلطه و حکومت خود چه ها که نکردند!) در نيل به يک رفراندوم آزاد اين اتحاد ضروريست. بهتر است خودخوداهي هاي فردي که چه بسا ممکن است در عده اي آميخته به قدرت نيز باشد را براي يکبار هم که شده و براي هميشه کنار بگذاريم.

  40. من انگلیسی هستم

    با سلام.

    لطفا اطلاع رسانی کنید:
    دختر آقای علی لاریجانی به نام سارا لاریجانی به همراه همسرشان آقای مهدی
    خراسانچی و فرزندشان دو سال پیش پس از اتمام دوره دکتری آقای خراسانچی،
    مقیم انگلیس- گلاسگو- شده و به ایران برنگشته اند.
    اقای دکتر خراسانچی هم اکنون در دانشگاه استرادکلاید گلاسگو مشغول به کار هستند.

    همچنین پسر آقای محمد جواد لاریجانی ، به همراه همسر و فرزندندان نیز
    مقیم انگلیس- گلاسگو هستند. ایشان نیز پس از اتمام دوره دکتری در
    کامپیوتر دیگر به ایران باز نگشته و هم اکنون در دانشگاه کلدونین دانشگاه
    گلاسگو مشغول به کار هستند.

    سیاست مرگ بر انگلیس آقایان صادق و علی لاریجانی شامل حال فرزندان و
    برادرزاده های ایشان نمی شود. فقط برای مردم مظلوم ایران است.

    …………………………………………………
    سلام دوست گرامی
    ایکاش هرکس را در جایگاه خودش نقد می کردیم
    ایکاش فضایی ایجاد می شد که حرفهای یکطرفه به وادی نقد درنمی افتاد
    ایکاش برای طرف مقابل هم امکان دفاع فراهم می شد.
    ما از کجا صحت سخن شما را باورکنیم؟
    واگر باور کردیم، حق آنانی که از آنان سخن به میان آمده چه می شود؟
    رفتار درست و انسانی بسیار باید سنجیده باشد.

    محمد نوری زاد

    .

  41. سلام بر جناب آقاي نوري زاد

    نامه ي پانزدهمت را همچون نامه هاي پيشين خواندم و مسرور و محزون شدم(اي عجب من عاشق اين هر دو ضد!). ظاهرا اولين نامه ي منظوم به رهبر معظم را در سال 88 و پس از اولين خونريزي ها من نوشته ام! مشتاق هستم شما هم اين نامه را بخوانيد

    :

    با اين شراب تلخ، توانت چه مي‌شود؟

    بلغورهاي وِردِ زبانت چه مي‌شود؟

    هر كس كه خطّ سرخ تو را خواند پير شد

    اي پيرمرد! نسل جوانت چه مي‌شود؟

    يوسفْ عزيز مصر شد اين كافي است نه؟!

    يعقوب! باقي پسرانت چه مي‌شود؟

    اين گلّه‌هاي گرگ تو را نيز مي‌درند

    تكليف گوسفند و شبانت چه مي‌شود؟

    شمشير بسته‌اي كه شب از نيمه بگذرد؟

    وقتي بلال مُرد اذانت چه مي‌شود؟

    گفتم امان بده كه خدا قهر مي‌كند

    حالا بريده‌اند امانت چه مي‌شود؟

    (دستت درست! دست تو هم خوب مي‌شود
    درمان غده‌ي سرطانت چه مي‌شود)

    گيرم قلم شود همه‌ي پا و دست‌ها

    تعبير خون دور دهانت چه مي‌شود؟

    با من بگو عزيز، در اين خنده‌هاي تلخ

    پس گريه‌ي امام زمانت چه مي‌شود؟

    يا حضرت امير! كجايي؟ نگاه كن؛

    خلخال سبز پاي زنانت چه مي‌شود!

  42. سلام ای خسته آشنا…

    سلام ای تنهای تنها…

    سلام محمد نوری زاد…

    می دونم این روزا از همیشه خسته تری میدونمکه چشم به راهی، چشم به راه سیل عظیمی از نامه های مردم به رهبری مطمئن هستم که هرآنچه را که در سر داری همین روزا بدست میاری ولی ای کاش توی این راه کسانی چون باکری،همت،یار روز های گذشته ات آوینی و مردانی بزرگ همانند اینها بودند که احساس تنهای نمیکردی محمد جان امروز وقتی دیدم که هیولاهای اطلاعات برای به زانو در آوردنت فیلمی ازخانوادات را روی سایت های مختلف گذاشتند دنیا روی سرم خراب شد بغض کردم گریه کردم فریاد زدم اهای اشغالای کثیف محمد زانو نمی زندحتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند محمدزانو نمی زند حتی اگر سقف آسمان از قامت اش کوتاه تر باشد محمد درسته که نه همت و نه باکری هست که یاریتدهند ولی من و امثال من خیلی زیاد هست پس دیگه تنها نیستی به امید پیروزی…

    پدرام محمدزاده

  43. یک نصیحت دوستانه

    با سلام و احترام،من به شما و برادر بزرگوارمان دكتر خزعلي علاقمندم و به لحاظ فكري نقاط مشترك قابل توجهي بين خودمان مي يابم.اما صادقانه ميگويم دكتر خزعلي را بيشتر دوست دارم چون شما پيش از اين چند باري با حرفها و فيلمهايتان اتش به دلم زده ايد ولي دكتر خزعلي چنين سابقه اي نزد من ندارد.در هر حال بر گذشته ها صلوات.اما امروز به نظر م مي رسد كه اگر اخذ به ظواهر حرفتان بكنيم هنوز كما هو حقه به حق مطلب نرسيده ايد.اگرچه كارتان در نامه نگاري به رهبر را از يك زاويه بي فايده نمي دانم ولي از زاويه اي ديگردر وراي اين عمل پيش فرض و اعتقادي را مي بينم كه بنظرم صحيح نيست و از غفلت و اشتباه در محاسبه ناشي مي شود.در نامه اخيرتان ديگران را هم تشويق به نامه نگاري كرده ايد و گفته ايد”هنوز نا اميدنيستم چرا كه مي دانم در سخن حق نوري نهفته است كه مخاطب خود را مي جويد و كام او را به نور خود بر مي اورد”نقطه غفلت شما دقيقا همينجاست.ظاهرا شما فراموش مي كنيد كه داريد با كسي حرف مي زنيد كه دستش به خون انسانهايي پاك از مرد و زن آلوده است.كسي كه قدرت مطلقه براي خويش قايل است و خود را مالك جان و مال و ابروي انساتها مي داند.حال شما حال كسي است كه عزيزش در حالت كما روي تخت بيمارستان افتاده است و پزشكانش مي گويند كه علايم حياتي او قطع شده است وشما نابا ورانه به مكانيسم دفاعي انكار روي آورده ايد و نمي خواهيد حقيقت را قبول كنيد.ولي متاسفانه عزيز شما ديري است كه از دست رفته است.كسي شك ندارد كه در سخن حق نور نهفته است اما اگر كلام نوراني خداوند حكيم توانست كام همه مخاطبان خود را بر اورد سخن حق امثال شما هم مي تواند چنين اثري داشته باشد.بهتر از من مي داني كه گاه انسان به جايي مي رسد كه چشم دارد اما نمي بيند،گوش دارد اما نمي شنود و قلب دارد اما در نمي يابد.گاه به جايي مي رسد كه خدا بر دل او مهر مي گذارد و او صم،بكم،عمي مي شود كه لا يفقهون.قبول نداري كه عبرتها انقدر متعدد و ايه ها انقدر بزرگ بوده اند كه براي بيدار كردن هر به خواب رفته اي كافي بودند مگر انكه كسي خواب نباشد بلكه خود را به خواب زده باشده كه در اين صورت هيهات بشود او را بيدار كرد.اگر چنين كساني بيدار شدني بودند بايد كساني چون فرعونها ،ابو جهل ها،معا ويه ها و يزيدها و…نمي داشتيم.نوري زاد عزيز با هزاران تاسف مخاطب نامه هاي تو ديري است كه از دست شده است.مگر اين همه خونهاي ريخته شده،اين همه حرمتهاي دريده شده،اين همه ابروهاي ريخته شده،اين همه قلبهاي شكسته شده،اين همه پشتهاي با تازيانه ظلم كبود شده،اين همه اشكهاي ريخته شده از چشمان بي فروغ يك مادر مهربان يا يك پدر اميد وار يا يك خواهر يا برادر وفادار يا يك فرزند ويك طفل چشم انتظاركافي نبود كه خفته اي را بيدار كند اي مرگ بر چنين خواب سنگيني كه ضجه هاي يك ماادر داغدار را نمي شنود،ننگ بر چنين غفلثي كه خون فرياد زنان ومردان غيور و ازاده اين ملك ان را نمي زدايد ونفرين بر ان عزيزي كه همگان را ذليل خود مي خواهد.برادرم ايا وقت ان نرسيده است كه باور كني نرود ميخ اهنين در سنگ.مخاطب تو ان ادم بيست سال پيش نيست.قدرت اورا بتمامه فاسد كرده است.قابليتهاي مثبت او را از او گرفته است.ديگر كلمات نوراني براي او اثر بخشي ندارد.و ديكر اورا از نور بهره اي نيست. تلخ است ولي واقعيت دارد. اين واقعيت تلخ را خون نداها و سهرابها و آرشها و ترانه ها و هاله ها و….فرياد مي كند. اين واقعيت را ضجه هاي پدران و مادران عزادار اعلام مي كند. اين واقعيت را فرياد پيمانها و سميه ها ومنصورها وافشينها و مسعودهاو…به رخ ما مي كشد اين تلخيها را دل سوخته رنج كشيدگان از اين بساط به اصطلاح جمهوري اسلامي كه امروز ديگر نه جمهوري است ونه اسلامي به جان ما مي نشاند برادرم نامه هايت را بنويس ولي به نتيجه ان از ان دست كه گمان ميبري اميد وار نباش و ديگران را به مثل ان تشويق نكن تو كار خود كن بگذار ديگران نيز كار خود را بكنند.موفق باشي در پناه حق

  44. یک شاعر گمنام

    با درود به شماهمراه گرامی
    در زمانی که در زندان تشریف داشتید بنده با اندک ذوقی کهدارم تلاش کردم که نشان بدم قدردان شما هستم و حاصل این شعر زیر شد که همان زمان (21 آذرماه 1389 تقریبا یکسال پیش )در وبلاگ من و درسایت جرس منتشروحالا از شما هم میخواهم این شعر را در صورت صلاحدید در سایت رسمیخود قرار دهید و البته نگران من نباشید چون این هویت واقعی من نیست
    دوباره از اینکه در کنار ما هستید از شما سپاس گزارم

    شعری برای محمد نوری زاد وهمه آزادگان دربندی که ابهت اقتدار گرایان را به سخره گرفتند و زندان بانان دژخیمخود را با استقامتشان به زانو در آوردند ، شیر مردانی که آبروی فردای نسل ما هستند.

    چه بیم از سوختن او را کهدریا در نهان دارد

    چو ققنوس آتشی سوزان به جای آشیاندارد

    شغالان را که می تازند درانبوه این جنگل

    بگو این بیشه شیران فراواندر میان دارد

    مبین این کوه را آکنده ازبرف است تا زانو

    که امواجی گدازان در دل آتشفشان دارد

    و بی تابانه این دریای ناآرام توفان زا

    هوای توفتن بر زورقی بیبادبان دارد

    امیدی نیست این کشتی نشینانرا از این طوفان

    که هردم کوه موجی تازه باخود ارمغان دارد

    تو ماندی درگلوی مرغماهیخوار تا دانست

    که ماهی با همین نرمی هزاراناستخوان دارد

    شگفتا این پلنگ پیر هر شب برسر بامش

    خیال چنگ اندازی به ماهآسمان دارد

    و فردایی که با این مژدهخورشید از زمین روید

    که سارا مثل دارا در میانسفره نان دارد

    و در تاریخ می خوانند نسل سربلندی را

    که در چنگال دژخیمان هزارانقهرمان دارد

    http://sabzpoem.blogspot.com/2011/08/blog-post_142.html
    آدرس شعر در وبلاگ

  45. کسانی که حسین حسین می کنن ای کاش فقط ذره ای از شجاعت حسین رو داشتند.حسینی بودن این نیست که بری به سر و سینه بزنی درس حسین رس آزادگی درس امر به معروف و نهی از منکر هست ولی این حکومت امر به معروف و نهی از منکر رو تو حجاب معنی میکنه. وای بر ما که تو این جامعه سکوت اختیار می کنیم.سکوت ها و سکون ها رو باید شکست .

  46. سلام بر نوری زاد گرامی و آفرین بر ذهن روشن و قلم توانایش. اگر از دست اینجانب ناراحت نشوید خواستم نکته ای را در خصوص رسم الخط نوشته های تان متذکر شوم. استفاده کمتر از ویرگول شاید بر قوام و زیبایی نوشته ها بیافزاید. علی الخصوص پیش از واو عطف نباید از ویرگول استفاده نمود.

  47. سلام بر نوری زاد گرامی و آفرین بر ذهن روشن و قلم توانایش. اگر از دست اینجانب ناراحت نشوید خواستم نکته ای را در خصوص رسم الخط نوشته های تان متذکر شوم. استفاده کمتر از ویرگول شاید بر قوام و زیبایی نوشته ها بیافزاید. علی الخصوص پیش از واو عطف نباید از ویرگول استفاده نمود. به هر حال این جسارت را بر من ببخشائید

  48. کسانی که در این نامه مورد خطاب قرار گرفته اند بدون هیچ تردیدی صدای هَل مِن ناصر یَنصُرنی این شخص بی دفاع را شنیده اند یک عمر این کلام حسین را به مردم گفتید بدون اینکه کوچکترین اعتقادی به آن داشته باشید زن و دختر و بچه های این حسین در معرض خطری بزرگ قرار گرفتند اگر بی تفاوت از این کمک طلبی بگذرید از خامنه ای و ایادیش پست تر هستید

  49. نوري زاد عزيز نگران تهمتهاي اين حكومت رذل نباش مردم دست اينها را خوانده اند و ديگر حنايشان رنگي ندارد هر چه به شما بگويند به خودشان بر خواهد گشت .تو زبان گوياي ملتي مظلوم شده اي و پيش خدا و خلقش عزيزتر از گذشته خواهي شد

  50. همین که این همه اراجیف رو بدون مدرک و دلیل تو نامه ها میاری و هنوز داری چرت و پرت میگی نشاندهنده جسارت نیست نشاندهنده دروغ گویی شماست و الا براحتی قابل محاکمه هستین، رهبری صبورتر متواضع تر عالم تر و مومن تر از شخص رهبری پیدا نمیکنین و این نامه نگاری های یک طرفه نشان دهنده مظلومیت زاید الوصف ایشون هست، خدا ازت نگذره که کم آوردی و داری به اطرافت چنگ میزنی شاید بتونی یه موجی ایجاد کنی… این عینه فرافکنیه، باید این نظام انقدر خوب مثل نظام رویایی شما یعنی آمریکا عمل میکرد که هنوز فکر این دغل کاری ها رو نکرده تو گوانتانامو آب خنک میخوردی….

  51. ایرانی مسلمان

    وای بر شما دروغگویان که به چیزی که می گویید بدتان می اید مشغولید برای همین منافق کوردل هستید..

  52. این مطالبی که در اینترنت منتشر شده سند محکمی است بر بطلان و وقاحت تاریخی باطل در هر لباسی و پاکی پیروان حق
    سلام بر محمد نوری زاد و خانواده شریفش

  53. کاش در نامه ای به طور جداگانه فواید نامه نگاری را ذکر می کردید

  54. aghaye nurizad, salaam.
    motoasefane kari be joz doa az ma bar nemiad.
    doa mikonam ke khodavand poshto panahe shoma va khanevadetun bashe va aramesh ro bezendegitun bargardune. doa mikonam salem bashib va ghalametun sabz o mostadam. doa mikonam khoda aramesh ro be ghalbetun jari kone. daste hagh poshto panahe shoma va khanevadeye saburetun

  55. سلام بر شما هموطن عزیز که فشار ناحق مضطرتان کرده . از خودا خواهید که دعایتان اجابت میشود انشا الله

  56. آقای نوری زاد،
    شما از کجا اطمینان دارید که نامه های شما توسط شخص رهبری ملاحظه می شوند؟

  57. نوری زاد بزرگوار ما که کاملا متوجه نشدیم شما چه کاری کرده اید که بدجوری جلیز جلیز کنان می سوزند بفرمایید به فرمایش رییس جمهورشان خود را مداوت کنند و آب را همان جایی یریزند که می سوزد

  58. manie noonolghalam va ma yastaroon ra dar ghalame zibaie shoma didam va dark kardam khoda yaretan

  59. عزيز دل جناب محمد نوري زاد
    سلام اي بزرگ آزاد مرد ايران‏‏، نامه ات را براي بار دوم به دقت خواندم و نداي هل من ناصرا ينصروني را شنيدم. بيخود به دنبال حر ابن رياحي در تاريخ ميگشتم كه شما حر زمانيد. بزرگوار ، من و خانواده ام همه گونه در ركابت هستيم زيرا به گفته رسول اكرم (ص) ايمان داريم كه حكومت با كفر پايدار ميماند با ظلم نه. اگر تا به حال ساكت مانديم فقط به خاطر ترس از جان و مال خويش بوده و بس، كه نوشته شما ترس ما را فرو ريخته و ايمان به خدا و پيام رسول اكرم (ص) بر ارامش قلبي ما افزوده است. من هم قطره اي بيش نيستم تا انشاالله به ياري خداوند متعال به ددمنشان جيره خوار نشان دهيم كه چگونه از اين قطره ها سيل خروشان جاري و كاخ ستم ديكتاتوري ويران ميسازد.

  60. سلام و درود خدمت اقای نوریزاد عزیز
    جناب اقای نوریزاد برداشت من از 2 نامه سیزدهم و چهاردهم شما(فقط این دو نامه را خوانده ام) این بود که مخاطب شما نه رهبر بلکه مردم و بالاخص نیروهای سرکوبگر رژیم هستند برای پیوستن به مردم. به عنوان یک چپ مصدقی از شجاعت و قلم شما به ایران و ایرانی بالیدم و امیدوار شدم که نیروهای بیشتری از جناح حاکمیت به سمت مردم بیایند. اما نامه اخر شما ذره ایی ناامیدم کرد.یک سوال اساسی:هدف باند اطلاعات از تهدید شما چه بود؟ایا به هدف خود رسید؟ من در نامه اخر شما چند اشتباه بزرگ و البته یک ابتکار خوب و بجا را دیدم.جناب اقای نوریزاد عزیز در نامه اخر شما رعب و ترس به شدت دیده میشد. ایا هدف واواک این نبود که ترس را در شما بوجود اورند؟ در مورد افرادی که شما درخواست نوشتن نامه کردید ایا فکر میکنید بعد از ایت الله طالقانی و ایت الله منتظری روحانیت شیعه جایگاهی در میان مردم دارد؟ ایا بهتر نبود شما از دانشگاهیان دلسوز و روزنامه نگاران در بند و گریخته از وطن طلب کمک میکردید؟ ایا بهتر نبود با توجه به سالگرد قتل های زنجیره ایی شما در نامه ایی خود را به نیروهای ملی نزدیک میکردید؟ اقای نوریزاد در ایران کنونی یاری کنندگان بسیاری هستند که شما را یاری کنند شما از انان یاری بطلبید چنانکه حسین در کربلا شمر و حرمله را به یاری نطلبید.
    جناب اقای نوریزاد عزیز امیدوارم در نامه های بعدی شما همان شجاعت دیده شود و بیشتر امیدوارم که مردم را مخاطب کنید زیرا در طول تاریخ هیچ مستبدی تا لحضه مرگ دست از استبداد نکشیده است.
    سربلند و پیروز باشید.

  61. (قسمتی از نوشته ی رشید اسماعیلی در روز که حرف خیلی ها از جمله من هم هست)
    http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/december/15/article/-674077c1ba.html
    آقای نوری زاد

    من شرمسارم، شرمسارم که خودم جرئت نوشتن این‌ها و هزاران چون این‌ها را ندارم. شرمسارم که نمی‌توانم. اما دوست دارم یک چیز را بدانید، هیچکس دروغهای ساخته و پرداخته شده در تاریکخانه‌های هزارتوی قدرت را باور نخواهد کرد. همه می‌دانند که محمد نوری زاد دارد تاوان ایستادگی‌اش را می‌دهد و حال که نمی‌توانیم همراهیتان کنیم تف بر ما اگر این دروغزنی‌ها را باور کنیم. این را هم بگویم و زحمت را کم کنم: اگر جرم محمد نوری زاد انتقاد صریح از وضع موجود و فریادزدن خواست مردم است، من اگر چه نمی‌توانم چون او باشم اما به سهم خودم شریک جرم اویم، اگر چه از “پودر شدن” می‌ترسم ولی بگویید که ایام حبس شما را تقسیم بر دو کنند. نیمی از آن من.

  62. آقا‌ی نوری زاد این اشخاصی‌ که نام بردید اگه درد مردم و ایران را داشته باشند حتما دست به قلم میشوند و به ندای شما پاسخ خواهند گفت.

  63. سلام آقای نوری زاد
    من یک نامه به میلتان فرستادم چرا نامه مرا در سایت نگذاشتید

    …………………………..

    محمد نوری زاد: سلام علی آقا
    اگر نامه به رهبر بوده ، دوستان آن را برای سایت نامه به رهبری کنار گذارده اند
    .
    پشتیبانی سایت: سلام بر شما
    برای انعکاس نامه های محترمانه ی خود به رهبری ، باید نامه های خود را به همراه فایل پی دی اف آن به جیمیل زیر با قید اینکه با نام و یا بدون نام منتشر گردد ، ارسال بفرمایید.
    سپاس
    name.to.rahbari@gmail.com

    • پشتیبانی وب سایت

      سلام بر شما
      برای انعکاس نامه های محترمانه ی خود به رهبری ، باید نامه های خود را به همراه فایل پی دی اف آن به جیمیل زیر با قید اینکه با نام و یا بدون نام منتشر گردد ، ارسال بفرمایید.
      سپاس
      name.to.rahbari@gmail.com

  64. نوریزاد عزیز به خدا قسم هرگونه به قول خودشان افشاگری که بر علیه شما انجام میدهند اکثریت قریب به اتفاق مردم به راه وسخن شما اطمینان بیشتری پیدا میکنند دل مردم باشماست در پناه حق باشی

  65. آقای نوری زاد بالاخره ما امروز میتونیم شمارو بهشت زهرا ببینیم یا نه؟

  66. . تمام‌ اين‌ مط‌الب‌ را براي‌ اينها ما توضيح‌ داديم‌ بعد هم‌ بنيادي‌ بحث‌ كرده‌ايم‌ براي‌ آقايان‌، چه‌ جامعه‌اي‌ اسلامي‌ است‌؟ چه‌ حكومتي‌ اسلامي‌ است‌؟ جامعه‌اي‌ و حكوممتي‌ كه‌ دانشمندان‌ تمام‌ امت‌ اداره‌اش‌ بكنند. شما كه‌ اين‌ انقلاب‌ با عظ‌مت‌ براي‌ اولين‌ باربا اين‌ وسعت‌ و گستردگي‌ بدستتان‌ صورت‌ گرفته‌ يك‌ مملكت‌ را نجات‌ داده‌ايد بیائيدهمت‌ كنيد، مردانگي‌ كنيد اين‌ را تبديل‌ بكنيد به‌ يك‌ انقلاب‌ اسلامي‌. بايد به‌ آن‌ ط‌رف‌ حركت‌ كنيد كه‌ عقربه‌ اميد و آمال‌ تمام‌ مسلمانان‌ دنيا به‌ ط‌رف‌ اين‌ انقلاب‌ برگردد.مرد نبودند. لياقت‌ نداشتند. واقعا لياقتش‌ را نداشتند
    . توي‌ پوسته‌ آمال‌ و افكار كوچك‌ مذهبي‌ خودشان‌ گم‌ شده‌ بودند، بالاخره‌ ديديم‌ منحرف‌ كردند. ولي‌ چي‌ جالب‌ است‌ ؟ اين‌ جالب‌ است‌ كه‌ با اين‌ محصولشان‌ هنوزدم‌ از حرفهاي‌ گنده‌، گنده‌ ميزنند. ميگويند: صدور انقلاب‌، صدورانقلاب‌، صدور انقلاب‌، آخر بي‌ شعور ها با كدام‌ شخصيتتان‌؟ با كدام‌ فهمتان‌؟ با كدام‌ وسعت‌ نظ‌رتان‌؟ با كدام‌ درك‌ اسلاميتان‌ ؟ اين‌ محصول‌ با عظ‌مت‌ ملت‌ مسلمان‌ ايران‌ راخرد كرديد، كوچك‌ كرديد، هنوزانتظ‌ار صدور انقلاب‌ داريد؟! در كردستان‌ ما دو تا فئودال‌ گردن‌ كلفت‌ بودند كه‌ رقابت‌ داشتند با همديگر. زماني‌ بوده‌ كه‌ بعد از گراني‌ و قتل‌ عام‌، قحط‌ي‌ شده‌ و مردمي‌ چندان‌ نمانده‌ بودند. فئودالها آرزو داشتند يك‌ نفر كشاورز بيايد يك‌ تكه‌ زمين‌ برايشان‌ داير بكند.{ كه‌ معمولا فئودالها كارشان‌ اين‌است‌: مردم‌ زحمت‌ بكشند و محصولشان‌ درو شود و آنها بخورند.} زارعي‌ از آن‌ منط‌قه‌ بيايد روي‌ منط‌قه‌ اين‌، كار بكند. يكي‌ ازاين‌ فئودالها خيلي‌ ثروتمندبوده‌، خيلي‌ مقتدر بوده‌، سوار داشته‌، سلاح‌ داشته‌، امكانات‌ زياد داشته‌، هر كدام‌ اززارعها احتياج‌ داشته‌اند قرض‌ به‌ آنان‌ داده‌، كمك‌ كرده‌، ولي‌ بعد از مدتي‌ مي‌ بيندمرتب‌ زارعها دارند از منط‌قه‌ اين‌ كوچ‌ مي‌ كنند مي‌ روند به‌ ط‌رف‌ منط‌قه‌ آن‌ يكي‌ فئودال‌ كه‌ نه‌ امكانات‌ اين‌ را دارد،نه‌ پول‌ و ثروت‌ اين‌ را دارد، نه‌ مي‌ تواند قرض‌ بدهد، نه‌ سلاح‌ و مهمات‌ دارد، ازاينها خبري‌ نيست‌. ولي‌ مرتب‌ زارعها از اين‌ منط‌قه‌ كوچ‌ مي‌ كنند مي‌ روند به‌ آن‌ منط‌قه‌. خدايا اين‌ فئودال‌ ناراحت‌ است‌ از اين‌ امر كه‌ اين‌ همه‌ خوبي‌ كه‌ من‌ مي‌ كنم‌، اين‌ همه‌ قدرت‌ و عظ‌مت‌ كه‌ من‌ دارم‌، چرا زارعها درمنط‌قه‌ من‌ نمي‌ مانند و ميروند به‌ منط‌قه‌ آن‌ فئودال‌ ديگر، آن‌ رقيب‌. بالاخره‌ با يك‌ نفر عاقل‌ بحث‌ مي‌ كند، مشورت‌ مي‌ كند، او هم‌ مي‌ گويد: بلي‌ آقا تو پولت‌ از او بيشتر، سلاح‌ و مهماتت‌ بيشتر، حتي‌ همتت‌ بيشتر است‌، چون‌ خيلي‌ كمك‌ مي‌ كنيد به‌ مردم‌، اما عقلت‌ كمتر است‌. تو نمي‌ فهمي‌ چط‌ور با مردم‌ رفتار مي‌ كني‌. حالا، والله‌ اين‌ حكومت‌ ما پولشان‌ هم‌ بيشتر نيست‌، زور و سلاحشان‌ هم‌ بيشتر نيست‌ بيچارهاعقلشان‌ هم‌ كمتر است‌، ( از ط‌رف‌ حضار سه‌ بار تكبير )دنيا زير نفوذ اين‌ دو تا ابرقدرت‌ به‌ اصط‌لاح‌ روز، شوروي‌ و آمريكا گرفتار شده‌. مثل‌ توپ‌ فوتبال‌ شده‌اند، دويست‌ سال‌ است‌ حركتهاي‌ انقلابي‌ در اينجا و آنجا صورت‌ مي‌ گيرد، ده‌ ها و صدها و هزاران‌ و دهها هزار انسان‌ كشته‌ مي‌ شوند، در يك‌ جا انقلابي‌ گل‌ مي‌ كند، بعد مي‌ بينند افتاده‌اند توي‌ دست‌ آن‌ يكي‌، افتاده‌اند جلو پاي‌ اين‌ يكي‌، مرتب‌ مثل‌ توپ‌ فوتبال‌ جلو پاي‌ اين‌ يا آن‌ هستند، نمي‌ توانند بيرون‌ بيايند. جهان‌ سوم‌ تخيل‌ محض‌ است‌، دو تا جهان‌ داريم‌، قدرت‌ بلوك‌ شرق‌ و قدرت‌ بلوك‌ غرب‌. همه‌ زير سلط‌ه‌ آنها هستند، كسي‌ نتوانسته‌ بيرون‌ بيايد. آخر آقاي‌ حكومت‌ غيرانقلابي‌ و غيراسلامي‌، تو با سلاحت‌، تو با پولت‌،تو با امكاناتت‌، و بعد تو با عقل‌ و شعورت‌، با چه‌ چيزت‌ مي‌ خواهي‌ انقلاب‌ را صادركني‌؟ بنازم‌ به‌ اين‌ فهم‌ و شعوري‌ كه‌ داري…
    داعی به حق و رهبر توانا شهید زندانهای ایران علامه احمد مفتی زاده
    سخنرانی در اسلام اباد خاش سال 1360

  67. سال ها قبل در جایی یکی از مقامات امنیتی با افتخار می گفت وزارت اطلاعات با به خدمت درآوردن برخی زنان آسیب دیده، محروم، دارای سوابق سوء و یا پرونده کیفری، از آنها برای اظهارات و شهادت دادن های غیر واقعی و تخریب وجهه مخالفان حکومت استفاده می کند.
    به همین شیوه، گروه های مسلح درگیر در عراق از زنان دارای سوء سابقه برای حمل و تعبیه بمب استفاده می کردند که ویدئوی انفجار یک مورد از آن چند سال پیش در اینترنت – از جمله سایت تابناک – منتشر گردید.

  68. مردي از ديار نا اميدي

    آقاي نوري زاد… با سلام… در جايي مداحان دانشگاه نرفته ليسانس افتخاري مي گيرند و مسئولانش پز مدارک بادآورده اي از دکترهاي افتخاري و مثل آن را مي دهند و در جايي که که نظام بانکي آن فاسد است و رشوه و فساد در پشت و روي پرده در همه جا بيداد مي کند و در جايي که مردم آن از دارا بودن احساس امنيت بدورند و در مکاني که فقر گريبان مردمش را گرفته و جواني خود را به ياس به ميانسالي و پيري (اگر شانس با انان باشد و دچار مرگ ناکهاني و آنفاکتوس و … نشوند!) مي گذرانند و …. فکر مي کنيد سي و اندي سال فرصت زيادي نباشد که مردم به اين نظام و حکومت مستبدانه آن که قوه قضائيه اش نمونه بارز طلم بوده است داده اند. اگر به فرد بيسوادي اين همه زمان و فرصت مملو از نجابت و حمايت سي و اندي ساله داده بودند تا به الان به دانشمندي بدل مي شد که آوازه اش گوش فلک را کر کرده بود!
    در مورد اين همه سند محرمانه و فايل صوتي و فيلم که از اين حکومت “ياران گمنام مخالف!” دست به افشا زده اند و بازگو مي شود همگي دروغ است! فيلمي که از جنابعالي در باب چند همسري شما منتشر شده است به فيلم و بي سر وتهي مي ماند که نه محتوايي دارد و نه مصاديقي که بوضوح نشان دهد اين فيلم حقيقي است و اگر اين فرد بعنوان راوي ادعا مي کند از اين دو که زن جدا جدا به تنهايي بيرون زندان فيلم گرفته که فيلم را به همسرتان نشان دهد پس چرا با عرض معذرت تا به اين لحظه لال ماني گرفته بودند!!!!!

    در مورد آنچه که از اجازه رهبري نيز در نامه هايتان به ان اشاره کرده بوديد نيک بدانيد اين موضوعات بدستور مستفيم رهبري انجام مي شود و بقول يکي از سران اطلاعاتي که صحبتهايش افشا شد و فايل صوتي ان بين مردم پخش شد اشاره به اين موضوع شده بود که ما گزارش مي دهيم و رهبريست که تحليل مي کند و هدايت مي کند!!!

  69. محکوم به حکم و رای قاضی هستیم

    در حسرت برگشتن ماضی هستیم
    مائی که پی عدل علی می گشتیم حالا به بنی امیه راضی هستیم

  70. من شجاعت شما، و غیرت شما رو تحسین می کنم. ولی اونچیزی که توی نامه های شما برای من دردناکه اینه که شما سعی دارد با چنگ و دندان ثابت کنید که ولی فقیه شما معصومه و از اشتباهات مبراست. بسیاری معتقدند محمد نوری زاد با چنگ و دندان در حال حفظ نظام ولاییست. لطفا دورتر بایستید. سلاله معصومان مدتهاست به پایان رسیده. کیست که نداند از شخصیت هایی که شما نام بردید چند تنی خود جیره خوار خوان ولایی اند. و وای بر ما که علمایمان یا جیره خوارند، یا ترسو.
    هنوز انقدر اعتقاد در ته وجود این مردم مانده که اگر مجتهدشان خروج کند به رگ غیرتشان بر بخورد. به دوستانتان بفرمایید به جای نامه های رمانتیک نوشتن قدری عمل کنند.مثال این نامه ها را از آقای خاتمی بسیار خواندیم. یا حق. در پناه حق آزاد و آزاده برقرار بمانید.

    ………………………………………………

    سلام دوست ناشناس من
    شما از کجای نوشته های من این را برداشت کرده اید که من ایشان را معصوم می دانم؟ آنهم با چنگ و دندان؟
    نوری زاد

    .

  71. دوستان لطفا یک نسخه از نامه هایتان را به آدرس فیس بوک نهضت نامه نگاری به رهبر بفرستید
    آدرس گروه:
    http://www.facebook.com/pages/Name-Be-Rahbar/285636921482296

  72. محمد عزیز :
    تو خاری بر چشم سالوس صفتان و خفاشان خون اشام بوده و خود را در تاریخ ایران جاودانه نمودی .
    از اقای خامنه ای می خواهم کمی به این فکر کند که تاریخ در باره او چه قضاوت خواهد کرد .مطمئن باشند که تاریخ را تائب ها و شریعتمداری ها نخواهند نوشت بلکه تاریخ با خون سهرابها و ندا ها نگارش خواهر شد .

  73. رهبر انقلاب ،

    اگر به کشوری بنگری که مردمانش به خاطر اعتراض به حقوق از دست رفته اشان کشتار و شکنجه می شوند ، همسایگانش ثروت خدادادی را به یغما می برند ، دوستانش در دنیا دیکتاتور ها هستند ، جوانانش جهت استشمام هوایی تازه از کشور فرار می کنند . ملتش را تمام عامل دست بیگانه خوانده و تحمیقش نماید تا مبادا ابراز وجود نماید . هر عقیده مخالفی را جاسوس اجنبی خوانده ،سازمانی که روزی اسطوره مقاومت بود به مقام شعبان بی مخ ها تقلیل دهد .و هزار هزار بی تدبیری یا خبط دیگر کرده باشد .

    تاریخ از ان رهبر به چه نامی یاد خواهد کرد . خاین یا جاهل

  74. فدائی نوری زاد

    با سلام خدمت دانشمند شجاع گرفتار جور اشقیا جناب نوری زاد بزرگ اگر اینانی که جنابعالی اسمشان را اورده و تقاضای کمک نموده اید اگر و اگر 1 انسان .ازاده .مسلمان .و دارای خانواده باشند که هستند قطعا شما را در این راه تنها نخواهند گذاشت اما ما کوچکان و خورده پاچه های شما بزرگان بر خویش فرض میدانیم که تقاضای شما را اجابت نمائیم سمعن و طاعتن بر روی چشم اما خطاب به حاکم بلافصل این سرزمین اقای خامنه ای ای رهبر وحاکم این مملکت فلک زده بیاد بیاور روزی را که شخص شما در ایرانشهر بلوچستان در بین مردمی از دم سنی مذهب که هیچ گونه وجه اشتراک مذهبی با شما نداشتند اما با اعتنا به اینکه شما یک انسان مورد ظلم قرار گرفته و در ثانیملبس به لباس دین و غریب در ان دیار بودید بر شما ترحم اری ترحم بسیار نمودند و چه روزها و شبهائی که شمارا همراهی نمودند و هر انچه را که از این مردم تقاضا میکردید برایتان فراهم مینمودند اما ساواکیان انروز نه خود را سربازان امام زمان میخواندندونه ادعای رهروی از راه انحضرت اما با شما با بهترین نحو برخورد مینمودندکه گواه ادعای من خود شما و وجدان شماست ایا بیاد می اوری روزی را شما را در ساواک ایرانشهر به جائی اویزان و یا شکنجه نمایند ایا بیاد می اوری که مامورین ساواک و شهربانی در غیاب شما که مثلا به بزمان یا دلگان و یا جلگه رفته بودید مزاحمتی برای خانواده شما ایجاد نمایند یا حتی در غیاب شما به خانه شما ورود پیداکنند که باعث تشویش عیال شما باشند والله العظیم نه اما من ایرانی از شما به عنوان رهبر و حاکم بلافصل ایران تمنا دارم محض رضای خدا و شما را به پهلوی شکسته حضرت زهرا که هنگامی مداحان بیت نامش را برزبان جاری مینمایند شما گریه میکنید از شما تقاضامندم که با مخالفان فکریتان مانند مامورین ساواک برخورد نمایند از طلاگشتن بسی شرمنده ایم مرحمت فرموده مارا مس نما رهبر گرامی به خدای محمد اگر رفتار سربازان گمنام امام زمان مانند رفتار ساواکیان زمان شاه باشد این تضمین رامن ایرانی میدهم که تخت سلطنت شما تاهزار سال دیگر برقرار خواهد شد اما اگر این برخورد سربازی امام زمانی باشد شاید بسالی دوام نخواهد اورد شما را به خدائی که قبول دارید نگذارید با ناموس شیعه که شماها راویان حدیث فرمودید عیال الله اینگونه رفتار نمایند که اه و سوز استخوان بچه شیعه جبهه و جنگ رفته چون محمد نوری زاد عزیز سوز را بر دل هر انسان ازاده ای مینشاند الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم یک ایرانی طالب برخورد ماموران امام زمانی به طریقه ساواک

  75. یک بی دین دیگر

    چقدر زیبا سخن دل من را گفتی یک بی دین گرامی
    آنرا دوباره مینویسم
    این حرفها به اسم مردم ایران تمام میشود اما حرف من متفاوت است.
    من به انسانهای دین دار امیدی ندارم. آنها که خواب نما میشوند، به
    مجردات اعتقاد دارند و به پرستش میپردازند.
    از این ادبیات شما هم بیزارم و بدور. من احترام را شایسته ظلم و ظالم نمیدانم. اما شمایی را که این نامه حرف شماست، حرفتان را
    می فهمم. به شما بسیار حق میدهم و شجاعتتان را تبریک
    میگویم. هرچند هرگز خواهان دوستی شما نیستم و اگر روزی ظلم
    کنید در دشمنی با شما شک نخواهم کرد. اما مطمئنم اگر حرفهای
    شما در بزرگان دین و دولتتان اثر کند از هزار انقلاب با ارزش تر است.
    شاید اصلا پایانی باشد بر انقلاب در کشور ما شاید بعدها تکانی که به صاحبان قدرت میدهید باز خوردش چشمان خود شما را هم باز کند
    که برای امثال من هم حق زیستن و ارزش انسان بودن را “حلال”
    کنید.
    اما از شما چه پنهان به این همه گرگ گرسنه امیدی ندارم. به آنها که
    ارتفاع گرفتند و بالا رفته اند و دیده اند که همه ی وعده ها دروغ
    بوده. به آنها که مثل من از عذاب آخرتیِ خیالی نمی ترسند…
    به بازگشت آنها به اخلاق امیدی نیست. ما بی دینان اخلاق را با خرد
    آموخته ایم نه با ترس از عذاب. حساب ما از شما متدیینین جداست…

    به هر حال دست کم آرزو میکنم شما و خانواده تان جان سالم بدر
    ببرید. در حکومتی که من می پسندم از قضا برای متدیننین هم جا
    هست.

    این حرفها را از یک جوان اهل دانشگاه “شنیده” بگیرید.
    به امید نامه های بعدی آقای نوریزاد و یارانشان که نام بردند. لطفا ما را شگفت زده کنید!

  76. محمد نوری زاد ای بزرگوار و گرامی. من بلوچ و اهلسنت با خواندن نامه پانزدهمت بخدا که بسیار گریستم . چراکه می دانم ظلم چیست و بی پناهی و آنروز که جز خدای راه چاره ات نباشد را بارها به چشم دیده ام . این هیولای دحشتناک که شما اکنون تجربه می کنید بیشتر از سی سال است که بر فرزندان بلوچ و اهلسنت سایه افکنده و به عمق وجودشان نفوذ کرده و خونشان را می مکد اما واحسرتا که هیچکس هیچ نگفت و هیچکس لب نگشود و چه بسا که همه تان گفته باشید بگذارید حکومت هرچه در توان دارد با این سنی های فلان فلان شده بکند اما مارا جز خدایمان کس دیگر نبود که به یاری مان بشتابد و حتی همین قلم و نامه را هم این روزگار سرکش ازمان دریغ داشت… برادر گرامی و آزاده ، ماهم برایتان دعا می کنیم که او خود یاریگرتان باشد و خانواده تان را حفظ کند

  77. نوری زاد عزیز

    خانواده تو همه ایرانیها هستند
    تابوها را بشکن
    بت ها را بشکن
    قوی باش
    فعلا که شما شده اید رهبر ما

  78. شهاب الدین شیخی

    چهارشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱

    محمد نوری زاد و رفتارهای دوگانه‌ی ما

    محمد نوری زاد نمونه‌ی خوبی است برای نگاه کردن و مرور کردن رفتار خود ما نسبت به بسیاری از مسائل. محمد نوری زاد به عنوان شخصیتی که زمانی همراه و همگام این نظام بوده است. با رفتار و کردار و تولیداتش زمانی برای همین ن‍ظام تبلیغ کرده است. روزی به هر دلیلی به این نتیجه می‌رسد که راه رفته اشتباه بوده است و یا لااقل ادامه‌ی این راه اشتباه است. راه جدیدش را انتخاب می‌کند. در آن پای می‌گذارد و دقیقا به خاطر انتخاب راه جدیدش دچار مجازات می شود. همان مجازاتی که ما بارها می گوییم باید این افراد به خاطر رفتارهایی که در گذشته داشته‌اند مجازات شوند . مگر این‌که ما شخصا فتیش و عقده‌ی این را داشته باشیم که خودمان شخصا باید آن‌ها را مجازات کنیم. سوال ساده این است که شخصی مثل نوری زاد و افرادی مشابه وی مگر ما نمی‌خواهیم که از همراهی با نظام زور و طلم و جور دست بردارند. خوب این افراد دست بر می‌دارند که هیچ، با آن مبارزه هم می‌کنند، زندان هم می روند. در زندان و بیرون زندان هم دست بردار نیست و به عنوان نمونه آقای نوری زاد به روشی که خودش انتخاب کرده، یعنی نامه نوشتن هم‌چنان ادامه می‌دهد و دقیقا با نامه‌هایش علیه این نظام و از درون خد همان نظام نبلیغ می‌کند و دقیقا هم به اتهام تبلیغ علیه همین نظام مجازات می‌شود و سرکوب می‌شود و محدود می‌شود.
    در این آخرین نامه‌اش هم نه تنها خودش بلکه بسیاری دیگر را نیز دعوت می‌کند به همین مبارزه و بازگو کردن آن همه جفا و ستم و راه‌های احتمالی برای درست کردن اوضاع. این‌که ما چقدر به این راه، به عقاید آقای نوری زاد و به کنش‌اش ایمان داریم و یا نزدیکیم یک بحث دیگر است. اما کنش نوری زاد یک کنش سیاسی است. حال هم‌چنان تکرار همیشگی همان بهانه‌های همیشگی آیا واقعا چه سودی دارد و از کجا بر می‌خیزد. از سوی دیگر فعالان حقوق بشر و حقوق مدنی و سیاسی، چگونه می‌توانند در مقابل تضییع حقوق ایشان و حتا تهدید ایشان به افشاگری از زندگی خصوصی و حوزه‌ی شخصی یک فرد بی خیال بگذرند؟ آیا به بهانه‌ی این‌که وی زمانی همراه این نظام بوده است؟ پس ما کی حق تغییر و برگشت از راه اشتباه را برای انسان‌ها قائل هستیم. مگر ما خودمان کم در زندگی من تغییر کرده‌ایم؟ مگر همه‌ی ما دقیقا تمام طول زندگی‌مان به همین شکل و شیوه ای که اکنون زندگی می‌کنیم و می‌اندیشیم، زندگی کرده‌ایم و اندیشیده‌ایم. آن مجازات و آن پاسخ پس دادن و آن هزینه دادن کجاست؟ باید در زندان‌های شخصی ما جواب پس بدهد هرکس را که ما فکر کرده‌ایم اشتباه کرده است.
    من نه از آقای نوری زاد بتی می‌سازم و نه فکر می کنم چنین چیزی از سوی هر کسی لازم باشد. بلکه یک واقعیت ساده را دیدن و آن این که این آدم راهش را عوض کرده است و بابت راهی که عوض کرده است و اتفاقا در حوزه‌ی سیاسی است این رفتار باید از حقوقش به عنوان یک انسان، به عنوان یک زندانی سیاسی و نیز از رفتارش و تلاشش برای بهبود اوضاع و نیز هزینه‌ای که می‌پردازد، دفاع کنیم. اگر روزی آن داد‌گاه عادلانه‌ی واقعی که مد نظر بسیاری است و شاید رویای من هم باشد، تشکیل شد همان روز در همان دادگاه به سابقه و مسئولیت هرکس از چپ و راست و میانه و لیبرال و اصلاح طلب و انقلابی و … رسیدگی شود. حق ماست که به عنوان شاکی ، شاهد مدعی و … حاضر باشیم و حق ماست که مجازات کنیم و یا ببخشیم. اما تا زمانی که چنین شرایطی موجود نیست تخطئه کردن هر رفتاری هر کنشی به این بهانه‌ها یک معنی دارد و آن این است که همه‌ی شعارهایی که خودمان می‌دهیم زیر پا بگذاریم نشان از آن دارد که ما هم اگر قدرت داشتیم و یا به قدرت نزدیک بودیم خیلی بهتر از آقای نوری زاد رفتار نمی‌کردیم. من فکر می‌کنم ورود به حوزه‌ی شخصی و استفاده از آن برای اهداف سیاسی یک عمل زشت و قبیح است و این عمل چه در کشوری اروپایی انجام بگیرد و چه در کشوری آمریکایی و چه آسیایی و آفرقایی فرقی نخواهد کرد. باری من ملاک این نیست که مثلا در اروپا هم ممکن است این اتفاق بیافتد. برای من اروپا و آمریکا مدینه‌ی فاضله و آرمانی مطلق نیست که هیچ انتقادی به اینجا وارد نباشد.
    من به شخصه از آقای نوری زاد برای رفتارهایی که این مدت داشته است احترام قایلم و از آن حمایت می‌کنم حتا اگر نزدیکی بسیار کمی با عقاید و آرمان‌های من داشته باشد. حتا اگر من برای یک لحظه‌ هم به رهبری جمهوری اسلامی اعتقادی نداشته باشم چه برسد به این که برایش نامه نوشته شود. اما تلاش این انسان را ارج می‌نهم و به خودش و تلاشش احترام می‌گذارم. آقای نوری زاد امیدوارم شجاع‌تر، شفاف‌تر و صادق‌تر و آگاه‌تر و دلسوز‌تر راهت را ادامه بدهی این را بدان و باور کن که رفتارت برای بسیاری قابل احترام است.

  79. دوست عزیز نفست از جای گرم بلند میشه..
    آبروی انسان از جانش هم براش مهمتره ,برای اینکه از این قضیه سوء استفاده نکنن که نمیتونه بیخیال آبروش بشه!
    فقط مسئله ای که هست عزت و آبرو دست خداست نه دست سپاه!

  80. PublicHoushang Nasr
    نامه ای به آیت الله خامنه ای

    سلام حضرت آیت الله خامنه ای
    چگونه من شکار شدم
    کارگرساده ای بودم درپالایشگاه آبادان دوستانی داشتم که از بچگی با آنها بزرگ شده بودم . چند سالی قبل از انقلاب یک شبه شخصیت بعضی از اینها عوض شد وحرفهای سیاسی زدند حرف از امپریالیسم زدند حرف از سوسیالیسم زدند و…. بعد از انقلاب این دوستان رو بازی کردند هرکدام شدند هوادار یک جریان سیاسی . چند نفری هم ریشی گذاشتند و وارد رژیم شدند.
    بعد ازانقلاب من هم جوگیر شدم ودرحد حرف در جبهه مخالف دولت قرارگرفتم .
    یک روز چند تن از این دوستان به من پیشنهادی کردند. به من گفتند که سازمان(منضورجریانی که اونا ازش دفاع می کردند) می خواهد سطح آگاهی طبقه کارگر را بالا ببرد وبه کارگران آگاهی سوسیالیستی و آگاهی سیاسی بدهد .شما دوست داری آگاه بشی. من گفتم بله .
    یکنفر را آوردند گفتند ایشان از تشکیلات مخفی است از او سئوالی نکن ممکن است فردا مشکلی پیش بیاید وتو در زیر شکنجه نتوانی تحمل کنی وبه سازمان ضربه بخورد.
    بهرحال او آمد ویک هسته مطلعاتی تشکیل داد وچند ماهی به ما درس فلسفه و اقتصاد وتاریخ داد وروزنامه های مختلف را می آورد وروی آنها بحث می کرد.
    بعد هم جنگ شد وما از هم جداشدیم .آنها رفتند شیراز من رفتم به اصفهان دوسال بعد یکی از این دوستان برای دیدن من به اصفهان آمد واز من خواست که به شیراز برویم من هم با او به شیراز رفتم دو روز بعد در خیابان با هم دستگیر شدیم. و دوستم بعد از نیم ساعت آزاد شد و من مندگارشدم .
    من ابتدا حرفی نزدم .بازجوها یک نفر را با من روبروکردند وگفتند که او از هواداران فلان گروه بوده وحالاتوبه کرده وباما همکاری می کند. واو درگشتهای خیابانی تورا شناسایی کرده وماهم تورا دستگیر کردیم . اومراکاملا می شناخت ولی من قبل از آن حتی یک بارهم اورا ندیده بودم

    بهرحال من درزیرشنکنجه همه آن دوستان را معرفی کردم ولی هیچکدام دستگیر نشدند ومن سه سال حکم گرفتم . من تا اینجا نمی دانستم که ماجرا چیست تا اینکه از زندان بعد از سه سال آزاد شدم و به کانادا آمدم . درکانادا عضویک کانون دفاع از زندانیان سیاسی شدم بعد از چندی متوجه شدم که توسط تمامی اعضای آن کمیته وماموران امنیتی کانادا تحت نظرم .مدام تعقیب می شوم وتلفنم تپ می زند .رفت وآمدم چک می شود ودرآپارتمانم شنود هست ودر آمد وهزینه های من چک می شود.
    کم کم متوجه شدم که اعضای این کمیته در حال ساختن دوپرونده برای من هستند یکی که در دستگاه قضایی رژیم ایران قابل اجراست ودیگری مربوط به اداره مالیات کاناداست . من ازاین کمیته جداشدم و بعد چندی به ایران برگشتم در ایران متوجه شدم که همه آن دوستانی که برای من هسته مطالعاتی ترتیب دادند در حال جمع آوری اطلاعات مالی من هستند.یعنی همان اطلاعاتی که اعضای کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در پی بدست آوردنش بودند و هستند .
    بهرحال کم کم متوجه شدم که همه دوستان من واعضای آن کمیته دفاع از زندانیان سیاسی یک سرویس اطلاعاتی هستند (بقول آقای گنجی پیاده نظام دولتهای بیگانه اند) که همه نقشها را بازی می کنند یکجا تروریست هستند وجای دیگر فعال حقوق بشر .

    من همه آن پازل ها را کنار هم گذاشتم به این حقیقت رسیدم که من توسط همین دوستان (پیاده نظام دولتهای بیگانه ) برایم پرونده سازی شده و دستگیر شدم وآن هسته مطالعاتی وآگاهی دادن به طبقه کارگر فریب بوده است. تله بوده ومن شکارشده ام .
    من نمی دانم که این پیاده نظام ها چه سودی از شکار کردن و به زندان انداختن من برده اند.
    آقای خامنه ای
    من این موضوع را با بعضی از دوستان درمیان گذاشتم عده ای می گویند که این یک پروژه مشترک بوده است . عده ای می گویند در سالهای اول انقلاب حکومت مرکزی وجود نداشته و هرکس هرکاری دلش خواسته کرده . عده ای می گویند اینها سرویسهای دولتهای بیگانه هستند وبرای اینکه برای جمهوری اسلامی بحران ایجاد کنند وجمهوری اسلامی را در دام حقوق بشر بیندازند برای خیلی از مردم پرونده سازی کرده اند .
    رهبر گرامی
    فرض کنیم که نظر دوم و سوم درست است و سالهای اول انقلاب حکومت مرکزی در کار نبوده و سرویسهای دولتهای بیگانه در دستگاه قضایی نفوذ داشته اند . و به قصد بحران سازی برای رژیم و خوراک تبلیغاتی برای فعالین حقوق بشری ها درست کردن عده ای را بدام اندخته اند وبرای آنها پرونده سازی کرده اند.
    رهبر گرامی
    من از شما می پرسم امروزکه حکومت مرکزی وجود دارد وشما رهبرآن هستی چه کسانی برای فعالین حقوق بشر خوراک تبلیغاتی درست می کنند .
    والسلا

  81. جناب نوری زاد عزیز. روزی که قدم در این راه گذاشتید یقین دارم می دانستید با چه کسانی طرف هستید و می دانستید مخاطره های این راه را، اما دوست دارم بدانید و بدانند شما حسین دیگری در تاریخ نخواهید شد. ما ملتی هستیم زجر کشیده و رنج دیده و نشان داده ایم صبوریم اما نه تا ابد. آقای خامنه ای ای کاش می دانست و عبرت می گرفت از تیشه ای که به خود می زند…. جناب خامنه ای گیرم که می کشید. گیرم که می زنید. با رویش لاجرم جوانه چه می کنید؟

  82. یه جریان تبلیغی داره شکل میگیره که یه سری جوون خام و ساده که از نظر من مورد ترحم هستن ، دارن یاد میدن که هرکی داره مخالفت میکنه آدم دزدی هست که شکمش از مال مردم پر شده، این نکته خیلی مهمیه ، چون اکثریت مردم از وضع بد اقتصادی دارن نابود میشن و حالا ما اگه بخوایم با یه تیر دو نشون بزنیم میگیم که مثلا آقای نوریزاد دزدی میکنه، که هم دید مردم رو بد کنیم وهم مردم از ما به دلیل مشکلات اقتصادی ناراضی نباشند. و کار دیگه که میکنند اینه که هرکار اشتباه حکومتی ها رو بیان میکنی ، دقیقا همون اشتباه رو گردن تو میندازن ، مثل شریعتمداری که عین بچه کوچولو ها هر چی میگی ، یه تیتر میزنه میگه خودتی ، و هیچ دلیلی هم نداره ، و فقط و فقط اینا تخریب بلدن و ساختن رو یاد نگرفتن . آقای نوریزاد ماهم درد آشناییم ، ما هم استخوانامون خورد شده. ما اندازه 100 نفر کارهای سخت و ناممکن تو این مملکت کرده ایم و اندازه یک روز رنگ خوشی و راحتی را ندیده ایم.

  83. از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

    از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

  84. نوری زاد عزیز، کلمه ای در وصف شما نمی یابم به جز آزاده، به خدا سوگند یک تار موی آزاده ای چون شما و معدود امثال شما، با همه ی اصلاح طلبان و نان به نرخ روز خواران قابل قیاس نیست، کسانی که قبل از انتخابات همچون مگسی دور شیرینی بودند به هوای وزارت و وکالت و تا احساس کردند هوا پس است خفقان مرگ گرفتند و مصداق این شعر شدند که:
    چون که افتاد فتنه ای در شام هریک از گوشه ای به در رفتند
    نیک بدانید که حافظه تاریخی ملت پاسخ آنها را به شایستگی خواهد داد، اما مباد که احساس کنید در این برزخ خفقان و استبداد تنهایید، قلب ملتی آزادی خواه و وطن پرست با شماست، اما چه کنیم که صدایمان را گوش شنوایی نیست، حنجره و قلم شما فریاد در گلو مانده ی این ملت است
    هرچند ممکن است با بعضی از عقاید و یا گفته هایتان موافق نباشیم، اما آزادگی و آزاد اندیشی شما برایمان کفایت است
    شما امروز و تا همینجا هم به دلیل همراهی گذشته با ظالمان پاک شدید و دیگر به ملت و کشور بدهی ندارید و نامتان در کنار پاکان و آزادگان تاریخ کشور ماندگار شد، از این به بعد این ما هستیم که مدیون شما خواهیم بود و هرچه بیشتر فریاد کنید سنگینی این دِین را بیشتر بر دوش خود احساس میکنیم و بیشتر شرمگین از شما و خویش اگر همراهی نکنیم شما را به هر طریقی.
    به خدا سوگند که در کنار آن دو عزیز در حصر، محبوب ترین هستید نزد ملت و مصداق آیه ی (فبشر الصابرین) خواهید بود
    اگرچه در نامه ی اخیرتان بزرگانی را به همراهی فراخواندید، اما فراموش نکنید سربازانی دارید که خالصانه در رکابتان هستند، هرچند آنها را نبینید و نشناسید، مواظب خودتان باشید سردار که این خاک چون شما را زیاد ندارد و آینده ی روشن ایران به شما و امثال شما سخت نیازمند است، امید به اینکه افتخار سربازی در رکاب آزادگانی چون شما را داشته باشیم، مباد که احساس تنهایی کنید سردار..
    درود و سلام بر شما و همه ی آزادمردان و پاکان روزگار

  85. خانه ی ظلم را سیلاب بنیان خواهد افکند(درود خداوند بر آغازگر سیلاب)

  86. آقاي نوريزاد توكل كنيد به خدا …انشاالله كه هيچ اتفاقي براتون نمي افته

  87. این 4 امین بار دارم اینو مینویسم خطا میگیره تو سایت تابناک به نقل از فارس نوشته بود اقای خراسانی حرفایی که بهش نسبت دادین رو تکذیب کردن اینم از خصوصیات فالش نیوزه یا چیزه دیگه؟

    …………………………………………………

    سلام محمد عزیز
    ظاهرا من باید دو بار در فردای قیامت جلوی آقای وحید را بگیرم. یکی برای سکوت احتمالی اش و سکوت اینهمه سالش، ویکی هم بابت تکذیب گفتگویی که علاوه برمن، وفرزند ایشان، سه نفر دیگر نیز درآن نشست حضور داشتند. من مختصری از گفتگوها را درنامه ی پانزدهم منعکس کرده ام. اگر لازم باشد مفصل آن را نیز خواهم آورد.
    محمد نوری زاد

    .

  88. مهدی موذن بسیجی

    رهبر جمهوری اسلامی:من یک بسیجی با سابقه چندین بار حضور در جبهه هستم از دیار شهید آیت الله دستغیب بعد از رحلت امام با اذن شما به  تقلید از امام ادامه دادم اما  اکنون تنها از شما یک سوال دارم عوامل این حکومت چه به سر مردم عادی که هیچ بلکه به سر ملیونها بسیجی حقیقی ،خانواده شهدا،جانبازان دفاع مقدس،آزادگان و… آورده اند که نسبت به همه چیز بد بین ومتنفر شده اند از دروغهای بی حد وحصر مسولین مملکت ،از دروغها ونا مردمیهای رسانه به اصطلاح ملی،از دزدیهای  کلان مدعیان خدمت به مردم،از خیانت های تشکیلات سپاه به انقلاب وامام ومردم(عدم دخالت در بازیهای سیاسی که بزرگترین اشتباه شما ازهمینجا شروع شد) از قلب شدن وعوض شدن رسالت قریب به اتفاق روحانیون وامامان جمعه که به جای دفاع از مردم واحکام خدا فقط از ظلم های حکومت دفاع میکنند و دهها مورد از این قبیل که باعث خدشه وارد شدن به دین وایمان مردم  و بیتفاوتی وبی انگیزگی آنها بخصوص وبخصوص جوانان این ممکلت شده است !!!   آقا به خدا فردا دیر است ! آقا حرفها و درد دلهای گهر بار نوری زاد را که با اخلاص واز عمق وجودش می تراود با دل وجان گوش گرفته وهر چه سریعتر عمل کنید آقا ،آقا ، آقا با چه زبانی بگم قبل از اینکه زبانم لال بی آقا شویم گوش بگیرید … واما آقای نوری زاد، فقط می توانم بگویم خدایا خودت این دلاور مرد صحنه ایمان وتقوا وشجاعت و…را حفظ بفرما ! آمین… 

  89. سلام به شما و تقاضا از خداوند رحمان و رحیم که شما را از ما نگیردو اجازه دهد تا در این روزهای تاریک با نوشته هایتان نوری بر دل های ما باشید.
    پدر عزیز و پدر دلسوز پدر واقعی شما چند بار در نامه هایتان از خلخال زن یهودی و سخن امیر مومنان نوشته اید.حال پرسشی از شما دارم.اگر امیدی به آقای خامنه ای بود زمانی که سه هزار میلیارد این مملت را میدزدند ایشان در تلوزیون ودر برابر چشمان همه ایرانیان و همه جهان این سخن را نمی گفتند که بس است چقدر دنبال این قضیه را میگیرید.پدر عزیزم.باور کنید وقتی میگویم پدر این را از صمیم قلب می گویم.چون پدر من هم انسانی بود که جلوی ظلم و ظالم نمیتوانست ساکت باشد.شاید اگر در سال 83 قلبش نمی ایستاد حالا مثل خیلی از پدر های این مرز و بوم در زندانهای این دژخیمان بود.پدر عزیزم چشم به راه جمعه هاهستم تا با دیدن نامه هایتان قلبم آرام گیرد واین امید در من استوار باشد که هنوز انسان های بزرگواری مثل شما هستند که به معنای واقعی راه سالار شهیدان را ادامه میدهند.باباجان دوست دارم از شما بخواهم که مواظب وجود نازنینتان باشید اما شما خیلی وقت هست که دیگر به خودتان فکر نمیکنید.بابای عزیزم خداوند شمارا برای تمام ما (خانواده تان وما)بگذارد.دلم میخواهد شمارا از نزدیک ببینم ودر آغوش پمهرتان آرام بگیرم.
    کوچک شما:سید مهدی رفیعی 1390/09/23

  90. آدم احساساتی نیستم به ویژه در رابطه با سیاست اما خواند این نامه اشک را بر چشمانم جاری کرد…………………

    وای بر ما

  91. ابوالحسن ميراحمدي

    من هم نامه اي به رهبر نوشتم و خيرخواهانه و مشفقانه او را پند دادم. نسخه اي از آن را براي نوري زاد و نسخه اي براي خزعلي و نسخه اي هم در سايت رهبري فرستادم.
    اميدوارم هر كس كه مي تواند دست كم ماهي يك نامه بنويسد.

  92. جناب خامنه ای به چه نام بخوانمتان که رهبری را شایسته انسان های بزرگ است و شما در این فرصت بیست ساله بزرگی را هیچگاه چنان که شایسته بود معنا نکردید، که تمام بزرگی شما در همین چند سطر میگنجد.نگاهی به رویدادهای این ۲۰ سال گذشته که نه، همین ۲ سال گذشته، به راستی گویای این ویران سرا ایست که شما بزرگیش میکنید.خون مردم بیگناه، اسیری و زندانی وکلا و اندیشمندان و فعالان سیاسی (حتا بدونه محاکمه)، بسته شدن روز به روز فضای نقد، فساد دستگاه های دولتی و امنیتی، مافیای سپاه، انزوای بیشتر ایران به دلیل پافشاری بر انرژی هسته ای، فقر و فحشا روز افزون، تغییر جمهوری نصف نیمه اسلامی به دیکتاتوری تمام قد و بی دین اما به نام دین،…از کدام بگویم که شرح هریک دفترها میکشد. از برج عاج خود بدرا، و نگاهی به این ملک در شکسته، بی آینده و مردمی دلشکسته و خسته و تحقیر شده، ولی همچنان سرفراز بیانداز، این ملک این تحقیر را بیش از این برنمیتابد، نام خود را در کنار بزرگانی چون مصدق بگذار، و رسم جاودانگی از همین مردم شکسته و سربلند از نسرین ستوده و نوریزاد و مجید توکلی ها بیاموز، از نداها و سهرابها، که اینان به آینده پیوسته اند. این کهن بوم و بر زخم به جان و درد به دل فراوان دارد، دستی میخواهد که دستش را بگیرد، به رسم وطن دوستی، و با تکیه بر مردمان پاکش.فردا شاید فرصتی نباشد، تا جمعه آینده و به امید روزهای روشن آینده که رویای بیداری شما از خواب خود خواسته را نوید میدهد.

  93. جناب محمّد نوری زاد
    با سلام، پانزده نامه های شما را خواندم امّا پیشنهاد نهضت نامه نویسی بزرگان به آقای خامنه ای را نپسندیدم؛ زیرا با شناختی که از آقای خامنه ای دارم و کیش شخصیّت ایشان برایم محرز است ، نه تنها تذکّرات شما و بزرگان سیاسی و مذهبی کشور در ایشان تآثیری ندارد بلکه اگر احساس کنند که انسجام و سازماندهی میان این افراد به وجود آمده بمثابه یک توطئه و کودتا با آن برخورد می کنند و در مقابل دوربین های تلویزیون در آستانهء نهم دی ماه !؟!! اشک میریزند و به یارانشان!( همان سپاهی نماها و بسیج خراب کن های حرامخوار ) ، با بغض و گریه اظهار تنهایی و بی یاوری میکنند و آن ها را در گله های چندین نفره جهت هجوم هر چه بیشتر به حریم خصوصی تمامی بزرگان آزادیخواه و حق طلب شیعه ، اعزام میکنند.
    برادر عزیز! محمّد آقای نوری زاد

    شما هنوز با نگاه مثبت به “آقا جان ” مینگرید؟! آقای سیّد محمّد خاتمی که خداوند صبر ایّوب گونه به ایشان عطا کرده و از جدّ بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) صبر را به ارث برده و از پدر فرهیخته و عارف والا مقامی همچون مرحوم آیت الله سیّد روح الله خاتمی ، درس کرامت و بزرگواری را فرا گرفته ، چه قدر با متانت و آقایی به آقای خامنه ای خطرات فراروی سیاست های ناصواب رهبری وی را متذکّر شد و چه نامه هایی که به ایشان ننوشت تا ایشان را از این اعمال باز دارد و افاقه نکرد… نامه های آقایان میر حسین موسوی + موسوی اردبیلی + موسوی خوئینی ها +هاشمی رفسنجانی + صانعی +سیّد علی اکبر محتشمی پور +بیات +امجد+دستغیب شیرازی +و …. دهها شخصیّت دیگر که برای ایشان به صورت ” محرمانه ” و یا “سرگشاده ” نوشته اند و نه تنها هیچکدامشان اثر مثبتی نداشت بلکه موجب عصبانیّت و لجبازی مضاعف “آقا جان ” گردید، به نظر شما آزموده را برای چندمین بار بیازمایندخطا نیست؟!
    نوری زاد گرامی!
    اگر شما امروز به نهضت نامه نگاری مقامات به “آقا جان” رسیده اید ،این بزرگان قبلآ بارها آن را آزموده اند و با مشاهدهء نتیجهء معکوس آن ، عطایش را به لقایش بخشیده اند ؛به قول لسان الغیب :
    ” هزار حیله بر انگیخت حافظ از سر فکر ( مهر ) …در آن هوس که شود آن حریف “رام” و نشد… این نامه نگاری های بزرگان در زمانی انجام می شد که جنابعالی در ردیف “غالیان” “آقاجان” قرار داشتید و یکی از گرفتاری های مطروحه در نامه های این بزرگان این بود که “آقاجان” از تعریف و تمجیدهای امثال جنابعالی کیفور و مست و بیخود از خویش ، نشوند! حالا که به پوچی راهی که در پیش گرفته بودید پی برده اید آیا جفا در حقّ این بزرگان نیست که بخواهید در نقش یک لیدر شجاع و بی پروا ظاهر شده و جملگی آنان را متّم به “جبن ” و “ترس” و “وابستگی به ثروت و قدرت ” معرفی و القاء نمایید؟!

  94. پیشنهاد میکنم تمام اقایان و خانومها یی که تصمیم گرفتند به ندای اقای نوریزاد لبیک بگکند و به رهبر نامه بنویسند علاوه بر اینجا یه رو نوشت به خود رهبر بفرستند
    البته با استفاده از فیلترشکن خطری وجود ندارد.
    فقط با یک کلیک :
    برید به این ادرس:http://farsi.khamenei.ir/contact

  95. امروز یه مثلن ویدئوی افشاگرانه دیدم که متوجه دلیل نگرانی شما شدم. به نظر شبیه به تهدید می آمد. آقای نوریزاد عزیز آنقدر رشد عقلی و فرهنگی کردیم که مسائل خصوصیتان (حتی اگر راست باشه و 1000 بار بدتر از این هم باشه) در ارزش و اهمیت جایگاه شما در دل ما و جنبش سبز ما و تاریخ ما خللی وارد نکنه. شما سیلابی از تیزاب بر سرشان ریختید و این ضجه های دردناک سوختنشونه که به گوش می رسه. به آینده نگاه می کنم که اگر خدای ناکرده جنبش سبزمان به بار ننشست، مردانی بلند همت از میانمان برخاستند که اندکی از سرافکندگی مان در برابر نسل آینده بکاهند. شرمنده ایم که در این مبارزه هم رزمانتان خاموشند. شما رسواشون کردید آقای نوریزاد

  96. ادامه کامنت های سایت کلمه

    [Reply]

    At 2011.12.14 02:51, مظلوم سبز said:

    سلام برنوری زادعزیز
    باهرکلمه ازنامه هایت اشک ریختم
    باهرکلمه اش نالیدم برحالمان
    دروصف شجاعت وشهامتت هیچ نتوان گفت
    نوری زاد سرنمازدعایت میکنم
    نامه ۱۵واقعازیبابود
    مملکت خمینی به کجاچنین شتابان میرود!!

    [Reply]

    At 2011.12.14 02:51, ناشناس said:

    جانباز
    شرمسا رازاینکه بعدازجنگ زنده مانده ام و شاهداین همه ظلم وبیعدالتی هستم که در این کشور مسلمان وشیعه توسط حکمرانان بنام دین انجام می پذیرد وعالمان دین هم درسکوت بسر می برند خدایا خودت به فریادمابرس
    الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم

    [Reply]

    At 2011.12.14 02:54, ناشناس said:

    خدا تو را حفط کند

    [Reply]

    At 2011.12.14 03:05, سیدحنیف ساجدی said:

    باسلام ودرود
    دل قوی دار که بنیاد بقاء محکم از اوست…
    درپنهاحق.

    [Reply]

    At 2011.12.14 03:12, بی خرد said:

    نمیدانم أیا خدای هست تا فریاد مظلومان را بشنود؟
    دیکر هیجکونه باورى نمانده،ترجیع میدهم إز مسلمان بودن استعفا دهم
    ٨ سال دفاع إز میهن،شهید زنده ٨٩ درصد جانباز،
    براى جه؟؟
    تفو بر این دزدان شعور دزدان حرمت و انسانیت دزدان خرد و رأى مردم
    اما فردا اکر جه دیر است اما دلبذیر است

    [Reply]

    At 2011.12.14 05:37, مهدی مالزی said:

    هل من ناصر ینصرنی؟
    هل من ناصر ینصرنی؟ آیا کسی هست ما را یاری کند؟… کجایید مردان ایران زمین جان و ناموس ابوذر زمان توسط ظالمان زمان تهدید شده… آیا مردی نیست؟…

    [Reply]

    At 2011.12.14 05:50, یاور میرحسین said:

    امروز داشتم رادیو پس فردا فرشید منافی رو گوش میدادم، و در این باره خوب حرف زد، این وظیفه همه باید باشه که این حرکت رو ترویج بدن، همه، هر کسی به نوبه خودش، یکی اگه نمیتونه نامه بنویسه باید پخش کنه.

    [Reply]

    At 2011.12.14 06:02, عمو اوغلی said:

    سلام بر همه

    یشنهاد
    ۱-عزیزانی که در این وانفسا به فکر تو به گرفتن از اقای نوریزاده وامثال ایشان هستند .لطفا کمی بخو دبنگرند .وبعد کلاه خودرا قاضی کنند ایا این نوع طرز برخورد به معنی اب در اسیاب دشمن ریختن نیست
    ۲-نامه نوشتن توسط هر کس وهر شخص ادمه پیدا کند وبه دفتر رهبری ارسال ورونوشت در یک سایت ثابت مثل کلمه ویا در صفحه خاصی در فیسبوک انتشار یابد
    ۳- نهضت نامه نویسی با هدف ونام یک میلیون عریضه جمع وحتی چاپ وترجمه گردد
    ۴- نهضت نامه نویسی اگر چه باید متوجه اقای خا منه ای باشد باید سایرین مثل مرجع را هم در بر گیرد
    ۵- نامه ها کوتاه مستدل وبدون هرگونه توهین وفحش باشد وحتما در ان به یکی از مظالم حکومت در مورد شخص اشاره شود
    ۶- در پایان نامه با توجه به سخنان ایشان که مسائل بعد انتخابات را بیماری دانستند به این کلمه اشاره شود که ((( که ما بیمار نیستیم مضطریم))

    [Reply]

    At 2011.12.14 07:09, تفنگچی said:

    زینهار دل به دلبر نامهربان مده — اشک کباب موجب تغیان آتش است

    [Reply]

    At 2011.12.14 07:12, ناشناس said:

    bayad ba zalem jangid na kkhahesho eltemas

    [Reply]

    At 2011.12.14 07:28, parsa eslami said:

    فکر می کنم اسم آقای بازرگان توی این نامه خیلی خالیه آقای نوریزاد شما الان دارید به حرفهای ۲۰ سال پیش این بزرگ میرسید. ببینید خود شما چقدر به این مرد بزرگ ظلم کردید و پشت سرش چه حرفهایی زدید به امید آزادی ایران بزرگ. روزی که همه آزاد باشن وحتی آقای خامنه ای بتواند با آزادی حزبی تاسیس کند و تلاش برای ترویج عقایدش, البته بعد از محاکمه به خاطر این بیست و خورده ای سال

    [Reply]

    At 2011.12.14 08:19, ناشناس said:

    مملکت خمینی به کجا به این شتابان میرود یا زهرا برس بداد مردم

    [Reply]

    At 2011.12.14 08:36, اسفراینی said:

    نوری زاد عزیز بر خود لرزیدم.
    از کمکی که از هم وطنانت به طور عام و از اشخاص گفته شده به صورت خاص خواستی بر خود لرزیدم.
    نیست یاریگری که مرا یاری کند؟
    این سئوالیست که در گوش تاریخ پیچیده است. دیرزمانی نیست که عاشورای حسینی را پشت سر گذاشته ایم و بر مصائب مولایمان گریسته ایم. شاید بارها کسانی از ما، در دل خود گزرانده باشند که اگر امام حسین(ع) در زمان ما بود تنهایش نمی گذاشتیم.
    شاید ندانیم و یا یادمان رفته باشد که امام حسین دین را در خطر دید و بر علیه ظلم و جهل قیام نمود. حالا کسانی(مسلما نه در مرتبه ایشان) با همان هدف در کنار ما برخواسته اند. حالا سال ۶۱ هجری است ، حالا است که باید قیام کنندگان را یاری نماییم و از پشیمانان و خدای نکرده از یزیدیان نباشیم.
    بر خود لرزیدم، بر خود لرزیدم چون حالا کسی یاری می خواهد و می ترسم از یاری رسانندگان نباشیم و با بهانه های گوناگون شانه خالی نماییم، که اگر چنین باشد دیگر در هیچ عاشورایی روی لعنت فرستادن بر ترک کنندگان امام نخواهم داشت. دیگر روی شرکت در عزای کسی که خود از آسیب زنندگانش هستم را نخواهم داشت.
    باشد که این دعوت را اجابت نماییم و رو سفید بمانیم.

    به امید ایرانی آباد و آزاد

    [Reply]

    At 2011.12.14 08:56, ناشناس said:

    رهبر جمهوری اسلامی نصایح و پیشنهادات این مرد پر دل و بزرگ دل را میپذیرد ولی در مطلق ضرورت و نه در امکان قدرت !

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:05, mehran said:

    هموطنی پر شور وبا انگیزه همانند نوریزاد آزاده بهرو مانند میلیونها ایرانی وطنپرست راه نجات کشورش را شرکت در انتخابات دانسته تا بدینگونه در پرتو اصلاحات و رشد فزاینده افکار عمومی پروسه دموکراتیزه شدن جامعه تسریع و رفته رفته حاکمیت ملی حصول گردد.در این میان شوربخنانه به رای نوریزاد عزیز و تمامی حامیان جنبش ملی سبز خیانت شده است!!.جناب نوریزاد همانند رهبران این جنبش و غالب اصلاح طلبان دست اندر کار با پایمردی تا پای جان و آبرو بر درستی نطرات و عملکرد خویش و رای دهندگانشان اصرار دارند و نه تنها صجنه را ترک نکرده اند بلکه با استقامت و تحملی در خور ستایش وبا کمترین امکانات مطالبات بر حق مردم را به رخ حاکمین میکشند.در این میان ابزار مبارزاتی نوریزاد شجاع قلم وهنرش است.اکنون مامورین اطلاعات با دسبرد به فیلمها و سو استفاده از آنها سعی در خنثی کردن زحمات نوریزاد در افشای دستگاه جهنمی اطلاعات کشور دارد.از طرفی این تهدید و خطر را اجساس میکند که با دستگیر شدنس توسط اداره اطلاعات نتواند به نوشتن نامه های خود به رهبری ادامه دهد.از اینرو از نقطه نظر ادانه انجام و ظیفه در باز کردن چشم و گوش رهبر به دیدن واقعیات(تاکتیک مبارزاتی یا تعلق خاطر وغیره)از معدودی از برگزیدگان در خواست نموده که در غیابش (پودر شدنش) راه او را ادامه دهد.من نمیدانم چنانچه هر عیب و ایرادی به گذشته آقای نوریزاد،رهبران جنبش ،اصلاح طلبان زندانی ،مهاجر ،دربدر و سر در گریبان میباشد اشکال کار امروزشان در چیست که بعضی از دور گود نشستگان سوالات و ایرادات و اشکالات وسرزنشهای مامورین اطلاعات و بازجو ها را نرتب نکرار میکنند؟. در حالیکه این بندگان خدا از جان خود وبستگانشان نیز دست شسته اند؟جناب شما که نامه های جانسوز نوریزاد را میخوانی و تحت ناثیر صداقت و شجاعت این انسان قرار نمیگیری نیازی نداری بخود زحمت دهی و برای رهبر جمهوری اسلامی ایران نامه بنوسی. این وظیفه را به سلحشور دیگری بسپار. باور کنید بیشمار مامورین و بازجوهای اطلاعات هم اینچنین ناجوانمردانه بر پشت نوریزاد فرهیخنه خنجر نمیزنند. سلام و درود نمامی خوبان وپاکان عالم بر محمد نوری زاد وطنپرست و مسلمان ، نوری زاد نیک سرشت که بنا بر طینت پاکش رهبر را جایزالخطا دانسته و لذا مینویسد تا با ادبیات بی بدیلش او را به فرزانگی تشویق نماید .تا بیش از این میلیونها ایرانی بی پناه در حسرت آزادی و عدالت نسوزند . با خون دل و بیم از فردا و فردا ها مینویسد قیل از اینکه صدای بمبهای ناتو گوش ناشنوای حاکمین را نوازش دهد.

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:26, حسین said:

    ایا کسی نیست که من را یاری کند؟

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:35, بلال said:

    آقای نوری زاد خداوند به شما و خانواده محترمتان صبر دهد . کسانی که به این نامه های شما بی اعتانیی سرگذشتی جز قذافی در انتظارشان نیست

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:36, محمدجوادِسبز-فرزندجانباز said:

    البته من به این حرفم ایمان دارم که رهبر هم تنها و هم مظلوم واقع شدند – یه کم به نامه های نوریزاد بیشتر توجه کنیم متوجه می شیم—
    دوست بد یا همون گرگ گوسفند نما ، اینها هستند که باعث خراب شدن شخص می شن و اون رو به انحراف سوق می دن –
    وقتی نوریزاد تو نامه چهاردهمش گفته سپاه که در تسخیر مصباح باشد و … و… و نفوذیهای مصباح همه جا حضور دارند ، دیگه باید بدونیم قتلها و کهریزکها و… زیر سر کیه–انجمن حجتیه اند دیگه-همینها دل امام خمینی رو خون کردند–انجمن حجتیه در اصل کارهاشون و فکراشون همون شیطانپرستیه- منتهی به سبک آخوندنماهایی که معلوم نیست چه هویتی دارن و چطوری و از کجا و از کی سر از ایران در آوردن !!! کسی که به حق ، لقب تمساح رو بهش دادند- کلا در ظاهر خیلی ابراز دوستی و ارادت به رهبر می کنه اما درکل سخت مشغوله که وجهه ی ایشون رو خراب کنه با هر ترفندی — از کل مجلس خبرگان فقط آیت الله هاشمی و دستغیب زیر بار تهدیدات و حرفهای زور مصباحیون نرفتند و همواره انتقاد دلسوزانه رو در رأس مسائلشون دارند – و نمی خوان که دوستشون تبدیل به دیکتاتور بشه ناخواسته—- اما مصباح که دشمن خونی انقلاب و اسلامه ، با صبر و حوصله طی ۱۵ الی ۲۰ سال و بعد این مدت کم کم نیروها و شاگردانش رو حالا با هر ترفندی راهی مراکز قدرت کرد(ازبیت رهبری گرفته تا…) و الان می بینیم وضع کشور از وقتی این آدم نامتعادل و خائن رئیس جمهور شده ، به چه روزی افتاده—– همین مصباح بود که می گفت اطاعت از احمدینژاد اطاعت از خداست!!!!!و ما الان نباید گول یه سری حرفها و ظاهرساریهاش رو بخوریم–
    خلاصه اگه این آفتها نابود بشن کل ایران نجات پیدا می کنه و رهبر هم به روزهای خوبش برمی گرده که دیگه کسی بهش نگه دیکتاتوری رو دوست دارره — همه مشکلا از خائنها و دزدهای از جنس مصباح هستند که دورو بر همه رو گرفتند و…

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:37, سید said:

    بابا بی خیال این همه عمرو عاص بازی، دیگه نمی زاریم پرخوری های امثال شما مردم را از اسلام بگیره تا باز هم به جون این اسلام بیافتید و پخور بخور را بندازین می دونم که جرات ندارین کامنت من رو رو سایت بذارین ولی همین رو بگم که من تو ایران زندگی می کنم نه تو سایتها و شبکه های ماهواره ای و وطن فروشی هم نمی کنم ای خاک بر سر هر چی وطن فروشه که به اسم مظلومیت تیشه به ریشه مظلومیت می زنه

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:38, حسین said:

    ای کاش کمی به واقعیات می نگریستید ما که در ایرانیم از این خبرهایی که شما می گین نیست فکر کنم به خوابهایشخ ساده لوح دچار شدین.توهم کردین و دارین استفراغهاشو بیرون رو در روی مردم می ریزین چون از اونا کتک خوریدن.مردم دیگه شما رو دوست ندارند همتون وطن فروشید

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:42, علی said:

    من می دونم کامنتم رو نمی ذارین رو سایت چون رذالت شما رو می دونم ولی می خواستم بگم تا چند صباح دیگه زنده نیستین و باید همهء اینها رو جواب بدیدن و خیلی دوست دارم روز قیامت شما ها رو ببینم که چطور ضجه می زنید و به سمت جهنم می رین شما برید اول نماز خودند رو یاد بگریرید. من که می دونم شما اصلا نماز نمی خونید و همش دنبال لاس زدن با زن و دختر مردمید و شهوت شده همه چیز زندگیتون شما براتون همونجا که مهد شهوته خوبه ولی به تو که این کامنت رو می خونی میگم دست از این کثاف بازی ها بردار و به سوی خدا برگرد و به ددامن اسلام بازگرد تا دیر نشده معلوم نیست الان از اتاق و ساختمون بری بیرون و ماشین بهت بزنه و بمیری

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:44, ناشناس said:

    بیایید اگه نامه ننوشتن بدانیم مرجعیت ترسو و دنیا پرستن اینها کجا و امام راحل کجا……….

    [Reply]

    At 2011.12.14 09:48, صابر از تبریز said:

    باز حسین تنها است آیا کسی هست او را یاری کند ادعایی است همیشه ورد زبان ما شیعیان که اگر در کربلا بودیم برای یاری امام مظلوم چه ها می کردیم اینک حسین تنها است تنها تر از همیشه در دست انسان های لعینی بدتر از شمر وعمر سعد هموطنان این گوی این میدان.

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:04, یک مادر said:

    با سلام اقای نوری زاد عزیز صبوری شما ونا امید نشدنتان از رهبر ستودنی است ولی مطمن باشید که قلب این مرد سیاه تر از ان است که این سخنان در ان اثر کند این عزیزانی هم که از انها دعوت کردید برای نامه نگاری در صورتی که هنوز امیدی به هدایت این انسان داشته باشند دست به قلم خواهند برد در غیر این صورت باز هم شاهد سکوت انها وادامه این روند خواهیم بود ولی ترس از اینده ی کودکانمان را چه کنیم .ما که بهترین روزهای عمر خود را به امید اینده بهتر از دست داده ایم امروز دیگر هیچ امیدی به اصلاح نداریموحشت از اینده از هم اکنون تباه شده ی کودکانم زندگی را برایمان تار کرده .باخواندن نامه های شما به این انسان فقط میگریم.

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:08, مهرداد said:

    ملت شریف ایران…
    ما همه میدانیم که نظام حاکم بر این مملکت با تزویر و دورویی تمام سالهای سال بر ملت حکم رانده ، اما دیگر زمانی نیست که کسی بخواهد بر کسی دیگر ولی و وصی باشد ، همه به خیر و شرمان واقفیم وکیل و نماینده هم نمیخواهیم
    هدف از این گفته ها این هست که دوستان دیگر دوران جور و ستمگری به سر آمده و با نیم نگاهی به یادداشتها مشهود است که کسی نمیتواند دست تعرض نوچه های طائب را بر خانواده نوزیزاد عزیز تحمل کند
    هموطنان بیایید همت بخرج دهیم و غیرتی که همواره به نام ملت این مرز و بوم یدک بود به جهانیان ثابت نماییم ،…
    بخداوندی خدا قسم یک روز هم برای این مملکت یک روز هست و کم نیست …
    بخدا این نامردان روزگار کمر همت بر نابودی این مملکت بر بسته اند و چون خود ناکثشان فهمیده اند زمان زیادی وقت برایشان نمانده از ثانیه های باقیمانده هم استفاده میکنند تا این ملت را بر خاک سرد بنشانند و مملکت را داغون کنند ، کمی به اطرافتان بنگرید همه چیز را متوجه میشوید
    بیایید دست در دست هم برخیزیم … بخدا زندگی در ذلت هیچ ارزشی ندارد
    بیایید این نامردان روزگار را از این دیار بیرون کنیم و نام ایران عزیز را در تاریخ جاودانه نماییم…
    منم به سهم خود دلنوشتهای خودم را به رهبر که بعید میدانم از راه رفته برگردد ارسال خواهم نمود

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:15, ناشناس said:

    نتوانستم کلمه ای بیابم و شما را خطاب کنم وقصد این را هم ندارم که در این وانفسا از گذشته ی شما و بتی که تراشیدید صحبت کنم ولی جهان بینی امروزت دوست داشتنی است بگذریم که هر کس در برابر زر و قدرت پایش سست شده و می لغزد نه خامنه ای بلکه من وشما هم چنین هستیم بیشترین جرم را آنهایی مرتکب می شوند که زیر پای این آدم سست و بیچاره و کم حجم با آب و تاب صابون می کشند.
    اوایل انقلاب یک کارگر فرزانه به ما که از جان و دل تلاش در براندازی شاه داشتیم می گفت فراموش نکنید که آخوند کسی است که زنانی را دور خود جمع می کند و مرد دیگری را در آن مجلس بر نمی تابد وای به روزی که این انحصار طلبی با تمجید و زر وزور هم همراه شود> چون حجم نیست برایشان چون رویای شیریتی است که بیدارشان کنی سخت آشفته می شوند. به هر حال از حیث پاتک کارت بی نظیر است وراهی هم جز این ندارد
    یک استاد دانشگاه هجرت کرده از ظلم

    [Reply]

    At 2011.12.14 10:37, ناشناس said:

    از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
    مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن
    غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
    اندر جلو تی عدو سینه سپر کن

    [Reply]

    At 2011.12.14 11:43, یک مادر سبز از تهران said:

    جناب آقای نوریزاد عزیز
    هیچکدام از این آقای حرفی نخواهند زد مگر شاید همسران شهیدان باکری و همت و آقای دستغیب.

    باقی همه سالها پیش سر در گریبان خویش فرو برده اند.شما و اندکی بزرگواران دیگر در این نظام سر بلندید و بقیه همه شرمسارند.

    امیدوارم خود و خانواده محترمتان سالم و پایدار بمانید.

    [Reply]

    At 2011.12.14 11:58, تفکر سبز said:

    درود به نوری زاد

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:04, شیراز سبز said:

    آرامش قبل از طوفان

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:19, حبیب تبریزیان said:

    نامه های نوری زاد واقعاً شجانه و روشنگرانه است.ولی ایشان در آنجا که با تردید از آگاهی رهبر در تلاش اطلاعات سپاه برای خُرد و پودر کردن ایشان و خانواده اشان صحبت میکنند در اشتباه هستند و یا خود را به اشتباه میزنند. همه جنایات در این کشور زیر نظر بیت رهبری و مقام معظم ایشان انجام میشود. آیا فراموش کرده ائید که همین دستگاه اطلاعات، شخص فرهیخته ای مثل سعیدی سیر جانی را واداشت تا در اعتراف بگوید اِمرد باز غلامباره و تریاکی و.. بوده است ؟ آیا این رهبر از آن جنایت بی خبر بود ؟ آیا ایشان از اینکه به بچه های مردم در کهریک تجاوز کرده و بعد انها بکشند بی اطلاع بود؟
    نه! جناب نوری زاد! بدبختی ، از کار برد این کلمه مرا ببخش جناب نوری زاد، بله بدبختی ما و شما و همه ملت ایران در اینست که دستگاه حاکم در چنان باتلاقی ازلای و لجنِ فساد و جنایت غرق گشته است که دستش از ساحل که هیج بلکه از هر پاره تخته ایی نیز بریده است و خود را محکوم کرده تا این راه را تا به آخر مثل قذافی البته شاید نه با درجه شهامت او ادامه خواهد دهد

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:22, عبدالله said:

    با سلام به خادمین سایت کلمه
    من دیروز متنی را در پاسخ به ندای هل من ناصر جناب نوری زاد عزیز نوشتم و شما هم لطف کردید و اونو در سایت قرار دادید . نمی دونم چرا اونو برداشتید ممنون می شم اگر ملاحظه ی خاصی بوده بفرمایید تا منم بدونم . با تشکر – عبدالله رزمنده – جانباز و خانواده شهید
    کلمه: سلام و تشکر از لطف شما. هیچ متن منتشر شده ای حذف نشده . احتمالا با توجه به تعدد کامنتها به صفحات دیگر منتقل شده.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:31, minoo az alman said:

    baz ham benevis sabze be door az taasob,kheili ziba bood va mamnoonam

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:32, حسین عباس نژاد said:

    آقای نوری زاد عزیز از خداوند برای شما آرزوی قدرت موسی کلیم الله را دارم که که یک تنه به مصاف فرعون رفت و از خدای خواست
    رب اشرح لی صدری و یسر لی امری وحلل عقدة من لسانی یفقه قولی
    امیدوارم آنان که با تلسکوپ و لوازم جاسوسی با ورود به حریم خصوصی شما قصد ساکت کردن شما را دارند دستانشان قطع چشمانشان کور و پاهاییشان لنگ شود که لیاقت هیچیک از اینها را ندارند.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:42, hamid said:

    بنده.بعنوان.یک..بلوچ.جانم.را.فدای.ایشان.میکنم.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:54, یاحسین said:

    نامرد ها
    به زن و بچه اش چه کار دارید
    اقای خاتمی مرد باش
    ایات عظام مرد باشید
    حداقل نگذارید خانواده ایشان اسیب ببینند.

    [Reply]

    At 2011.12.14 12:55, ناشناس said:

    آهای ” سبز به دور از تعصب ”
    آخر نامه ات نوشتی که من رو به جیره خواری وزارت اطلاعات متهم نکنید. آخه سه هزار میلیارد تومن که جیره حساب نمیشه مرد نا حسابی. با این پول میتونی یه درآمد دائم ماهیانه شصت میلیارد تومنی برا خودت درست کنی و با هر ماه درآمدش یه درآمد یک میلیارد و دویست میلیونی دیگه.تازه اگه باهاش ارز دولتی بگیری آزاد بفروشی که دیگه هیچی…

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:00, ali said:

    ۱۴۰۰ سال است میگیم ایکاش ما هم توی کربلا بودیم واز حق یاری میکردیم ای علما ای روحانیون ای مراجع وای مردم ایران آیا کسی هست که حق را یاری کند میبیند که مردی با خانواده اش برای احیای حق و عدالت وبرای سرفرازی ایران ایرانی به پا خواسته آیا اینقدر شرف مردانگی در ما مانده که ازاو یاوری کنیم سر نوشت نوریزاد سرنوشت اینده تک تک ماست پس بپا خیزید واین مرد وخانوادهاش را تنها نگذاریم یا حق

    [Reply]

    At 2011.12.14 13:03, همسر جانباز said:

    آقای نوری زاد عزیز!
    هنوز یک روز از انتشار نامه تان نگذشته این همه به شما جواب دادند و از کسانی که نخواسته بودید برای رهبری نامه نوشتند.
    آقای نوری زاد! ما بیشماریم و دست رد به شما نمی زنیم. انشاا… آقای خامنه ای و سردمدارانشان را شرمنده می کنیم. اینان تنها کاری که می تونند بکنند اینه که یا تهدید کنند یا پودر کنند. الحق و والانصاف هم این موارد را خیلی خوب یاد گرفته اند و یاد داده اند. خدا به شما و خانواده تان صبر بدهد و خودش کمکتان کند.

  97. این حرفها به اسم مردم ایران تمام میشود اما حرف من متفاوت است.
    من به انسانهای دین دار امیدی ندارم. آنها که خواب نما میشوند، به
    مجردات اعتقاد دارند و به پرستش میپردازند.
    از این ادبیات شما هم بیزارم و بدور. من احترام را شایسته ظلم و ظالم نمیدانم. اما شمایی را که این نامه حرف شماست، حرفتان را
    می فهمم. به شما بسیار حق میدهم و شجاعتتان را تبریک
    میگویم. هرچند هرگز خواهان دوستی شما نیستم و اگر روزی ظلم
    کنید در دشمنی با شما شک نخواهم کرد. اما مطمئنم اگر حرفهای
    شما در بزرگان دین و دولتتان اثر کند از هزار انقلاب با ارزش تر است.
    شاید اصلا پایانی باشد بر انقلاب در کشور ما شاید بعدها تکانی که به صاحبان قدرت میدهید باز خوردش چشمان خود شما را هم باز کند
    که برای امثال من هم حق زیستن و ارزش انسان بودن را “حلال”
    کنید.
    اما از شما چه پنهان به این همه گرگ گرسنه امیدی ندارم. به آنها که
    ارتفاع گرفتند و بالا رفته اند و دیده اند که همه ی وعده ها دروغ
    بوده. به آنها که مثل من از عذاب آخرتیِ خیالی نمی ترسند…
    به بازگشت آنها به اخلاق امیدی نیست. ما بی دینان اخلاق را با خرد
    آموخته ایم نه با ترس از عذاب. حساب ما از شما متدیینین جداست…

    به هر حال دست کم آرزو میکنم شما و خانواده تان جان سالم بدر
    ببرید. در حکومتی که من می پسندم از قضا برای متدیننین هم جا
    هست.

    این حرفها را از یک جوان اهل دانشگاه “شنیده” بگیرید.
    به امید نامه های بعدی آقای نوریزاد و یارانشان که نام بردند. لطفا ما را شگفت زده کنید!

  98. کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن» (1900 صفحه)

    «طفلی به نام شادی، دیری است گم شده است
    با چشم‌های روشن براق
    با گیسویی بلند به بالای آرزو
    هرکس از او دارد نشان
    ما را کند خبر؛
    این هم نشان ما:
    یک سو خلیج فارس
    سوی دگر خزر» (محمدرضا شفیعی کدکنی (سرشک))

    آدرس اینترنتی صفحه دارای لینک‌های دانلود کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه (یک فایل پی‌دی‌اف) (بدون نیاز به فیلترشکن):
    http://www.4shared.com/folder/l1hM0FX7/Najvaha.html

    آدرس صفحه فیس‌بوک کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه:
    http://www.facebook.com/pages/کتاب-نجواهای-نجیبانه-Noble-Whispers-Book/275862409095942

  99. کتاب «نجواهای نجیبانه» (صدها نامه به رهبران و مسؤولان ایران)

    «صحبت از پژمردن یک برگ نیست.
    وای! جنگل را بیابان می‌کنند!
    دست خون‌آلود را در پیش چشم خلق، پنهان می‌کنند!
    هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا
    آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند!» (فریدون مشیری)

    آدرس اینترنتی صفحه دارای لینک‌های دانلود کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه (یک فایل پی‌دی‌اف) (بدون نیاز به فیلترشکن):
    http://www.4shared.com/folder/l1hM0FX7/Najvaha.html

    آدرس صفحه فیس‌بوک کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه:
    http://www.facebook.com/pages/کتاب-نجواهای-نجیبانه-Noble-Whispers-Book/275862409095942

  100. کتاب «نجواهای نجیبانه» (صدها نامه به رهبران و مسؤولان ایران)

    «مشت می‌کوبم بر در
    پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
    من دچار خفقانم، خفقان!
    من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
    بگذارید هواری بزنم:
    آی!
    با شما هستم!
    این درها را باز کنید!
    من به دنبال فضایی می‌گردم:
    لبِ بامی
    سرِ کوهی
    دلِ صحرایی
    که از آنجا نفَسی تازه کنم.
    آه!
    می‌خواهم فریاد بلندی بکشم
    که صدایم به شما هم برسد!
    من به فریاد،
    همانند کسی
    که نیازی به تنفس دارد
    مشت می‌کوبد بر در
    پنجه می‌ساید بر پنجره‌ها
    محتاجم
    من هوارم را سر خواهم داد!
    چاره درد مرا باید این داد کند…» (فریدون مشیری)

    آدرس اینترنتی صفحه دارای لینک‌های دانلود کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه (یک فایل پی‌دی‌اف) (بدون نیاز به فیلترشکن):
    http://www.4shared.com/folder/l1hM0FX7/Najvaha.html

    آدرس صفحه فیس‌بوک کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه:
    http://www.facebook.com/pages/کتاب-نجواهای-نجیبانه-Noble-Whispers-Book/275862409095942

  101. فدائی نوریزاد

    با سلام به محضر ابرمرد عرصه شرافت پایمردی و جوانمردی جناب نوری زاد بزرگ هنگامی که 15 نامه شما را به فرعون میخواندم اشک امانم نمیداد که کارمان به کجا کشیده که فرده جبهه رفته و خادم و دلسوز واقعی ایران اسلام و ایرانی داد و فریاد کمک از همه انسانهای ازاده را بلند کند ای تف بر این دولت و حکومتگری که نه به جان و عرزو ابرو وحرمت مردم بل که به نوامیس مومنین نیز رحم نکرده اقای خامنه ای لطفا در بیت و دفترت را با گل بگیر گل با کسر ک که بهترین فرزندان این ملت چون نوری زاد بزرگ از دست عواملت به چنین حالی در افتد اقای خامنه ای به یاد ار ایامی را که در ایرانشهر محتاج یک حبه … و تکه نانی بودی و ان مردم بزرگ منش بلوچ نه شما را درهیبت مقام عظما بلکه در قامت شخصی مفلوک مورد ظلم واقع شده ترحم کردند چه خوبیها که درحقت نمودند و چه چیزها که نیاز ان روزگارت بود برایت تهیه نکردند پدرم میگفت که شخصی با نام چراغ بامری در ان ایام در ایرانشهر شما را رایگان به هرکجا میبرد و بعضا به شما کمک مالی و….. مینمود حال امروز شما حاکم بلافصل این دیارید شما را به خدای محمد هرگونه ظلمی روا داشته اید با ناموس مردم چنین مکنید شاید از پس امروز بود فردائی

  102. برادر عزیز نامه آخر شما دلتنگمان کرد کاش عرضه داشتیم که بتوانیم کاری بکنیم ،فقط می توانیم مثل پیران از کار افتاده حرص بخوریم ،نامه شما را درهرجایی که می توانستیم به اشتراک گذاشتیم میدانیم که تاثیر چندانی ندارد اما امیدوارم که خدا ما را بعلت این کاستی ببخشد با آرزوی پیروز برای شما و ملت ایران بهروز باشید

  103. جناب نوریزاد ازشهامت وشجاعت باورنکردنی شما سپاسگزارم .امامن برخلاف همه دوستان وعزیزانی همچون جنابعالی واقای خزعلی میخواهم ازدریچه ای دیگر به برباد رفتن مملکتم نگاه کنم وهمگان را به این نگرش دعوت میکنم وقبل ازهمه بگویم که یکی ازمسولین سالهای اول انقلاب هستم ؛ودرخردادماه 1358 به این سمت منسوب وبا علاقه زاید الوصفی مشغول به کار ،روزی رییس دادگستری زنگ زد که اقای فلان ،فلانی میاید درحدود امکان مشکلش را حل کنید .متعجب شدم واندیشناک ،ازاین جمله کوتاه انچنان براشفته شدم که مگرشاه ازمملکت نرفته ؟!!!ویا اگررفته جانشینش شاهی امده ودوباره تکرار مکررات پارتی بازی درراه است .هنوز تیمسارمدنی درهمه امور دستی داشت وبامن اشنایی ورفاقتی رقیق .موضوع را به ایشان گفتم ،خداوند روحش راشاد داشته باشد فرمود فرزندم انچه باب بوده به سادگی از بین نمیرود واینها اثرات گذشته است یواش یواش وقتی دیدند مسولین بینی وبین الله هرچه درتوان دارند خود انجام میدهندو نیازی به سفارش ازجایی نیست ،به بوته فراموشی میرود هنوز اول کار است .اینها گذشت ولی من دلنگران ولی تیسار گفت ،سه نفر برای این مملکت ارامش واسایش نمیگذارند وباید اینها را از اطراف ایت الله خمینی دور کرد واقای بازرگان دراین تلاش است .تا اینکه روزاشغال سفارت امریکا به وقوع پیوست !!!وابراز شادمانی وتبریکات از هرطرفی برامام وپیشوای مسلمین جهان باریدن وهریک تلاش داشت که دراین خوش امد گویی بردیگری پیشی بگیرد .بدون اینکه بدانند عواقب این وحشیگری چه بهایی دارد .بله اقای نوریزاد اینجا را من ابتدای قانون شکنی ویابهتر بگویم له کردن قانون با مجوز شرع ومجتهدی همچون خمینی ،که سرمست از پیروزی انقلاب پی درپی جامه مستانه مینوشیدو متملقان وچاپلوسان انرا باده الهی مینامیدند .همین جا بود که احساس خطر درشکستن قانون در وجودم به یقین تبدیل شد .چه کسی بلند شد بگوید اقای خمینی قانون را رعایت کن واگر این روش که تو پایه گزاری میکنی حتی درکشورهای اسلامی رواج پیداکند انوقت سنگ روی سنگ نمیماند ؟بازرگان کنار رفت وهمه نظاره گر وشعار بازرگان پیرخرفت ایران دردهان جاهلان واحمق ها جاری وقدرت طلبان مست ومستتر وحتی توده ایهای مسلمان شده جشن رفتن بازرگان را همچون رفتن مصدق به یکدیگر مبارکباد میگفتند ایا راستی انوقت شما این کار را تایید میکردید ؟چون فقط خمینی گفته بود ویا عفل هم پذیرای اشغال سفارتی بی پشت وپناه بود ؟ایا اگرانروز برعلیه اشغال سفارت امریکا میایستادند امروز سفارت بریتانیا اشغال میشد؟من همین جا از همه مسایل دیگر که بدانها خواهم پرداخت میگذرم واز اقای خامنه ای بخاطر تایید نکردن این اتفاق پلید تشکر وسپاسگزاری دارم .بله اقای نوریزاد بعداز رفتن بازرگان بزرگ وان دلیر مرد تاریخ وان مسلمان واقعی وان کسیکه با رفتنش تتمه ازادیها نیز برباد رفت ،دل به بنی صدر بستیم ومدنی ،افسوس که مدنی نشد وبنی صدر شد که تصورمیکرد از طریق دیالوگ میتواند برکسانی همچون …..و….و….سه نفری که مدنی دشمن بلامنازع ازادی واستقلال وجمهوری اسلامی ،فایق اید ؟اقای نوریزاد من روزنامه نگار ووقایع نگار نبوده ام که بتوانم درونم را از عواطف واحساساتم تخلیه کنم ولی ایا اقای خامنه ای مملکت را بدین روز نشاند ؟شالوده استبداد را اقای هاشمی پایه ریزی کرد .میگویند هاشمی سیاستمداری زیرک وهوشیار وموقعیت شناس است ولی هاشمی واقعا فاقد درک سیاسی واداره یک شهر کوچک است چه برسد به اینکه کشور را بخواهد اداره کند وبعد همین اصلاحطلبان باید بگویند غلط کردیم ،مگرخلخالی خونخوارهم اصلاحطلب نبود ؟گویند شمر درجهنم پیش پایش زانو زدوگفت بعد ازهزارو چهارصد سال روسفیدم کردی .بله اقای نوریزاد عزیز ،من سرسختانه درانقلاب شرکت کردم ولی بعداز قریب یکسال فهمیدم انقلاب دارد منحرف میشود وراهم جدا شد شما بعد از سی سال اینرا فهمیدید معهذا با شما هستم چون دیر یازود متوجه انحرافات شده اید وما چاره ای نداشتیم که انتظاربکشیم تا یکان یکان بفهمند انچه اقای خمینی کرد همین است که امروز شاهد انیم .اوبردهن بازرگان کوبید شاگردش بردهن هاشمیها ولی هردو کوبیدند ومگرمیشود شاگردی بجز راه هموار استاد را پیش بگیرد ؟این جاده را خمینی کوفت وخامنه ای اسفالت کرد وما نا چاریم از این جاده به بیراهه رفته انتقاد کنیم کاری دگر هم میشود کرد ؟نه خیر برسرصدام وقذافی بمب هم ریختند ولی انها درجاده ناکجااباد خود پیش رفتند وحالا شما میخواهید بابارانی از نامه اسبداد را هدایت کنید ؟درجایی به نقل از کلیله ودمنه نوشته بودم :وقتی گروهی از بوزینگان براثر سرما میلرزیدند ،چشمشان به کرم شبتابی افتاد پنداشتند اتش است بران هیزم میریختند به تصوراینکه شعله ورشور وگرم شوند ؛مرغی بربالای درخت نشسته بود وفریاد میزد که این کرم است واتش نیست بوزینگان بعوض درک موضوع رفتند بربالای درخت وکله مرغ را کندند واین نتیجه نصیحت کردن است .

  104. سلام .با تمامی ارادتی که به شما دارم به اطلاع برسونم که این آقایان که اسم بردید بجز یکی دونفر هیج کدام هیچ عکسالعملی نشان نمی دهند واین به معنی اینکه اسلام و مخصوص شیعه فقط حرف میزنند حتی بزرگانشون

  105. به امید ازادی و عدالت

  106. اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبى

    برآورند غلامان او درخت از بيخ

  107. بابا خیلی مردی !!!
    آدم توی ایران باشه و اینقدر جرات حرف زدن داشته باشه خیلی حرفه !!!
    دوست داریم همگی

  108. برایمان یاد آور حر بوده ای، ای حر تو اکنون شهیدی وشاهدی در زمانی که نتوانستن ها چون دیوارهایی عظیم رخ می نمایند، اراده ی انسانی را در فراتر رفتن از هر چه او را به زبونی می خوانند تکریم می کنی. می دانی که کاری بس سترگ را آغازیده ای و می دانی که تا همین جا نیز کاری کرده ای کارستان. تهدید هایشان به تمامی نمایان گر زبونی و ناتوانی شان است و در پی شکستن توان روحی ات می باشند. اما چه باک که استقامت را در پی درس آموزی هستی. امید که ما ایرانیان نیز شایستگی آموختن عملی این درس ها که می دهی باشد.

  109. درود بر انسان های شریفی که نگریستن به شیوه شریف اندیشه اشان وظیفه سنگین و بزرگ انسان بودن را یاداورمان میشوند…
    جناب نوری زاد عزیز و  گرامی حرف شما متین و به دیده منت که هیچم در مقابل هزینه های گذافی که بزرگوارانی چون شما در این راه از کف داده اند و هنوز هم این هزینه ها ادامه دارد, با تمام درد جانکاهی که در هر لحظه نوشته مودبانه به یکی از خدایگان این روزها زمینیان خواهم کشید اما می نویسم که به خود نشان دهم گر با شیوه ای مخالفم اما با تمام وجود برای انسان عدالت خواه روشنگری که برای انسانیت قدم بر میدارد ولیکن نظراتمان مقایر نیست همراه خواهم بود باشد که شرافت و انسانیت و عدالت به جامعه بشری فرای خون ریزی و جنایت بازگردد. می نویسم برای اویی که سینه ام از حضورش در هم میشکند…

    درود بر مردی که مردمان بیشماری او را مقتدا و آقای خویش می خوانند
    درود بر مردی که آنقدر کلاغ های رنگی در نقاب کبوتر پیَش را گرفته اند تا ناخواسته چشم هایش را در شامگاهان پس از عبادت به خیال آسایش تمام مردمان سرزمینش آسوده ببندد…
    باور دارم که نمیدانید و نمیگذارند بدانید که چگونه آفت عفونت گرفته اندیشه هایشان را با شکنجه و تجاوز و جنایت یقین عمل مجری گشته اند…
    میدانم که کلام برنده و بیان قاطع مردی چون شما نمیتواند مطلع باشد و مردان جوان مسلمان وطنش را چونان دخترکان و زنان جوانی که در پس و پیش سلولهای سیاه و کانتینترهای نظامی بی آبرو کرده اند بی حیثت کنند و آن صدای رسا و شیوا که مخالف و موافق به آن معتقدند فریاد برنیاورد…
    نمیشود خاصان و خوبان دیروز را سر بر کثافات انسانی فرو برند و مرد پاکسرشت و پاک نهادی چون شما آرزو نکند کاش آن دست به یغما رفته آغازین روزهای تکاپوی نامحرمان برای فروپاشی آنچه مردان آن زمان خواستند در سلامت بود تا بر دیوار نامردمی روزگار نکوبید…
     بزرگواری چون شما که در بهبه جنگ با آنکه جزو مهره های خاص وطن در آن بحران بودید چگونه خرقه روحانیت بر زمین نهادید و خطر برجان خریدید و نفس گرم و نگاه همدلیتان را به نمایندگی از آن آیه روحانی بر جوانان جان برکف سنگر و خاکریز هدیه نمودید و بی شک شورآفرینی ها و معجزات آن روزها جدای از روح و شرف ناب فرشتگان آن زمان از حضور شمایان بود و این است که باورم نمیشود عاشورای را ببینم که مادر جوان و مرد جوانی از ایران را در زیر ارابه های سرد و بیجان چونان خس و خاشاکی که فرزندخوانده گرامتان فرمودند حساب آورده شوند و انگار نه انگار نفسی در این خس و خاشاک رقص دارد و خون سرخی جاریست که به شوق اشک برای مظلومیت بزرگ مرد کربلای معلا قدم به خیابان گذاشته بودند, یقین بدارید باورم نشود که بدانید و ببینید خون نگریید…
    نمیدانم چگونه جرات این میابند بر اندیشه بزرگوار حضورتان روشن نکنند سیاه چاله های این سالها را که چگونه سنگهای سرد سلاخیشان هر روز داغ از لایه لایه ی لخته های داغ خون های مردان و زنانی است که حرفشان در این هزاره دوم طلوع “اسلام” با اصل دین مبین و مدافق مظلومیت و خواهان عدالت انسانی مغایرتی نداشته, یعنی میشود گفته باشند و شما فریاد وا مصیبتا سر نداده و دوان برای واخواهی و نجات آنان که در انتظار همین سرنوشتند نشوید, باور نمیکنم …
    ای نشانه روی زمین ایزدی که از ازل بینا  و تا ابد آگاه است, ای حجت تمامیت و کمالیت انسان, ای آنکه الگوی پسران کوچک و آرزوی مردان بزرگ سرزمینی هستی که بزرگ مردی چون کوروش کبیر ریشه این خاک را با عزت و شرف انسانی پی نهاده, نمیشود گوش های شنوای شما نشنیده باشد صدای بغض آلود کودکان کار را در پی از کف دادن تمام کارکرد یک روز فال فروشیشان را و یا آتش بر دل دریاییتان نزند تن سپردن زنی را که تن سپردگی در این غوقای کمرشکن تورم تنها چاره اش گشته و تنها هق هق نیمه شب بر سر سجاده ای که روزی با نفَس پاک بر آن سجده مینمود آرامش سازد, باور بفرمایید سخت است بدانم که میدانید پدری را به بی آبرو کردن دختر و همسر و خواهرش تهدید کنند و جایگاه واخواهی و عدالت گستری نیز جلوسگاه زالوهای انسان نما گردیده باشد و فریاد کمک خواهیش گوش جهان کر کند و از مولا و مقتدای سرزمینش پاسخی نگیرد…
    ای آنکه رهبر و بزرگ این سالهای دور و نزدیک وطنمان ایرانی , چگونه میشود فرمانده کل قوا از رباخوارگی ها و چپاول جان و مال و ثروت ایران بی خبر باشد, به من بگویید چگونه ؟ تا این ذهن آتش گرفته ی عصیان زده  مرا مرحمی شود و تلنگری که هی انسان مدعی عدالت خواهی, نمیداند نمیگذارند که بداند!!!
    به من بگویید چگونه چشم بندم بر تَن های سلاخی شده فروهرها و قتل های زنجیره ای و دانشجویان از بلندی به پایین افتاده و بی آبروییهای مکرر این روزها بر زنان و دختران و پسران وطنم !!! بگوییید چگونه سکوت کرَ کننده این روزهای جنابعالی را در قبال گذاف گذاف ثروت بر باد رفته مردمان تحمل توان کرد ای بزرگوار…
    بگویید امید را در کدامین گور دسته جمعی برادران و خواهرانم پنهان کرده اند  و چگونه مرحم می توان بود داغ دل مادران نازنینانی را که تنها جرم سینه های شکافته و مغزهای سوراخ گشته و شکم های از هم دریده اشان عدالت خواهی و آزادی به معنی کلمه بود… به من بگویید این فریاد رسای شما را بر سر کاسه لیسان دربار الهیتان کی خواهم شنید کی؟؟؟
    آتش خشمم را به آغوش یخ زده ام هدیه میدهم تا پذیرای حضور شما در کنار مردمی باشیم که معتقدند به “عفو خدا بیشتر از جرم ماست”…
    میدانم که میدانید که ایزد فراتر از اندیشه ما مهربان است و به موازاتش منتقم!!! به او بگویید قصور از مهربانی و بزرگ منشی شما نسبت به چابلوسان سپاهی و بسیجنمای این روزها بوده که نشنیدید و ندیدید و آسوده خوابیدید و یقین داشتید که حق با شما ست با وجود تمامی این سیاهی روزگار وانفسای ایران عزیز, یگانه مومن الهی این روزهایید , میدانم!!! پیش از هر خدایگان زمینی ایمان بیاورید که او گر ببخشد راهی پیش رویتان میگذارد که مردمان نیز ببخشایند… 
    حضرتا, زمین در آتش قدرت طلبی و خون خواهی و جنایت پروری دیگر خدایگان قوطه ور است بیایید با شنیدن و دیدن و باورکردن مردمان بزرگوار و بی نهایت مهربان و بخشنده ایران, بارانی باشیم برای اصلاح زمین و زدودن هر آنچه پلیدی است…
    به امید آن روز که در نگاه راسختان روزی شبنم های اشک را نظاره گر باشم و زمزمه بزرگوارانه شنیدنی لبانتان که میگویید: نمیگذاشتند که دستم زیر سنگ بود که همه وجودم با شما بود که…
    این روزها هستند بیشمار عزیزانی که دیگر اعتقادی به دین و مقدسات ندارند مگذارید تو را به ایزد مگذارید بیشمارتر شوند خیلی زود که دیگر به خدایی نیز معتقد نشوند, بیشک وجود حکمت اندیش و خداشناستان میداند که ایزد اگر از از دست رفتن  درخت و کوه و دریایش بگذرد از نجواها و معاشقه های دلبرانه بهترین و عزیزترین خلقتش “انسان” نمیگذرد!!! حال آنکه خیل کثیری از بندگان خوبش را از دست داده باشد و وای بر کسی که باعث این فاجعه باشد… و مکرو مکرالله, الله خیرالماکرین..!

  110. بادروود بر حر زمان جناب آقای نوریزاد

    دوست وهمکار قدیمی(جهاد سازندگی) انصافا که لقب حر زمان برشما شایسته است ومثل همیشه ارامش وزندگی راحت را نپذیرفتی چون آرمان حسین (ع) را فراموش نکردی منهم مثل شما هم دردوران انقلاب حضور داشتم وهم در جنگ واکنون شما ازماها سبقت گرفتی که خوشا به سعادتت راستی دردوران انقلاب چه فکر می کردیم وحالا چگونه است با نظام سلطنتی مبارزه کردیم واکنون سایه ولایت سلطنتی که مدعی جانشینی خداوند را هم دارد بر ماسنگینی میکند ودیگر نمی توانیم پاسخ فرزندامان را بدهیم که چرا انقلاب کردیم وهزاران چرامذهبی که مراجع باید پاسخگو باشند راستی در قیاس با حکومت یزید من پاسخی نمی توانم بیابم که آن ملعون به زینب و یا امام سجاد (ع) اجازه صحبت با مردم را دادند اما الان حتی اجازه برگزاری مراسم مذهبی نمیدهند راستی میرحسین وکروبی به چه گناهی در شرایطی بدتر اززندان دربندند وچه فرقی با دوران دربند زندان هارون بودند و مگر فرق میکند که ظالم کی باشد وجانی ، جانی است وچگونه با اسم مرجعیت و اسلام خواهی آزادیخواهان را در زندان نگه میدارند و ندا وسهرابهارا به خاک وخون میکشند شاید شما باور کنید خیلی از هم سن وسالهای خودمان دیگر رغبتی به نمازخواندن ندارند چون می گویند اموزه های ما ازهمین علمااست که به خاطر حفظ قدرت جنایت می کنند وبه خاطر حفظ قدرت به مردم ظلم میکنند وشهامت عذرخواهی وکنار کشیدن ازقدرت را ندارند مگر یزید و دارودسته اش با امام حسین ویارانش چه کردند واینها که بدتر ازاو عمل کردند وهزاران سوال دیگر آرزو دارم که خداوند اولا هدایت ودرغیر اینصورت به سرنوشت صدام وقذافی گرفتارشان کند

  111. سلام جناب نوری زاد
    شیر مادر حلالت باشد که رسم مروت و مردانگی به جا آوردی.
    من تمام مدت اشک ریختم و نامه شما را خواندم. سن من بالا رفته و دیگر آن جوان پرشور و جسوری که در انقلاب شرکت داشت نیستم و شاید به همین دلیل تاب خواندن نامه شما را بدون ریختن اشک نداشتم.
    انشاءالله خداوند شما و خانواده محترم شما را از آسیب سیاهکاران در امان نگه دارد و در این نهضتی که شروع کرده اید تنهایتان نگذارد که نخواهد گذاشت.
    امیدوارم طرف های نامه شما نیز به خود آیند و از تاثیر قلم خود استفاده صحیح را در بازگرداندن صلح و صفا و دینداری به قلوب هم بخصوص رهبری بنمایند.

  112. جناب آقای دکتر مهدی خزعلی درود
    با عرض شادباش خدمت شما عزیز گرامی و تقدیر و تشکر فراوان از لبیک به فراخوان برادر عزیز و گرامی نوری زاد فقط خواهشمندم در خصوص نحوه و چگونگی نکارش نامه به مقام رهبری توضیحی مختصر ارائه فرمایید تا بنا به فرموده جناب آقای نوری زاد این فراخوان به یک جنبش تمام عیار نامه نویسی در سطح کلان تبدیل گردد با درود مجدد به روان کلیه آزادیخواهان جهان

  113. خدایا کمکش کن

    خدایا کمکش کن

  114. خدا حافظت باشد در تكميل از تك تك ايرانيان و تمام مردم شريف روي زمين بايد خواست كه نامه بنويسند گو اينكه گوش شنوايي نيست و خداي عز و جل خود خواننده نامه هاي نا نوشته است

  115. دکتر مهدی خزعلی

    رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران

    باسلام؛ سال هاست می خواهم خطی بنویسم، شرایط مهیا نبود، اطراف شما را مداحان و ثناگویان و متملقان گرفته اند، چاپلوسی و دستبوسی و پابوسی بیداد می کند، یکی چفیه را به تبرک می برد، دیگری به عبای شما تبرک می جوید، جمعی بوسه بر جایگاه شما می زنند و جماعتی قدمگاه شما را مسح می کنند، تمسک به کلام شما ناسخ آیه و روایت است، غالیان شما را بالاتر از خدا می دانند، در این هیاهوی بازار آهنگران، که عمود خیمه را در کوره مدح و ثنا نهاده و هریک با تملق و چاپلوسی پتکی بر آن می کوبند، چه جای سخن نقاد است؟ این ها آنقدر می زنند تا عمود نازک و نازکتر شود، من می خواهم با نقد و نقادی عمود خیمه را چون پولاد آب دیده کنم! می خواهم با کلام تند و تیز نقاد آشنایتان سازم.

    می گویند شهید رجایی مجلس ” نِق” برپا می کرد تا در آن مجلس هر که می خواهد نق بزند و بر او خرده بگیرد، توصیه می کنم یک معاونت ” نِق” یا ” نقد” تشکیل دهید، نقادی بی پروا و جسور بر آن بگمارید که مخالف شما باشد، به او اجازه دهید تا بدون رعایت آداب و بدون لکنت کلام، نقد های جامعه را برایتان بگوید.

    می دانم، کسی زیر بار این مسئولیت نمی رود، شاید خیلی زود، زبان سرخ سر سبزش را به باد دهد، اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.

    باور بفرمایید همه چاپلوسان و متملقان درگاه، از سخن تلخ و نقد در محضرتان هراس دارند، یکی از رؤسای قوا حرف دلش را به هاشمی می زد تا با شما در میان بگذارد، وقتی هاشمی به او می گوید: ” چرا خودت نمی گویی؟ ” جواب می دهد: ” ما نمی توانیم سخن مخالف بر زبان آوریم، از ما تحمل نمی کنند! ”

    من پست و مقامی ندارم که نگرانش باشم، کیسه ای ندوخته ام که از پاره شدنش بهراسم، پس این فرصت را غنیمت بشمارید، بگذارید این نقاد هفته ای یکبار – به شیوه ای دیگر- دردهای جامعه را برایتان بازگو کند. حال مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید. والسلام

    حسبنا الله و نعم الوکیل

    دکتر مهدی خزعلی
    1390/8/27
    منبع : وبلاگ نویسنده

  116. نامه به رهبری

    مقام معظم رهبری

    با سلام و احترام ،باز هم بر اساس تکلیف نامه ای را بحضور ارسال میکنم.این دقیقا پنجمین نامه ایست که با رعایت تمام شرایط امر بمعروف و نهایت عشق و علاقه به دین و کشورم به دفتر شما ارسال داشته ام!!!

    پس از اینکه سه نامهء اول که تنها بدفتر شما ارسال شد و در کمال ناباوری و تاسف هیچ پاسخی دریافت نشد،اجبارا نامهء چهارم را علاوه بر دفتر شما به حدود ۲۰ تن از مقامات مسئولی که ارتباط آنها با دفتر شما مسلم بود و نیز پانزده رسانه و روزنامه و سایت داخلی و البته یک سایت خارجی فارسی زبان نیز ارسال داشتم.

    دریغا که هیچ پاسخی از هیچیک از طرفها دریافت نشد و تنها و تنها آن سایت خارجی در کمال امانتداری اقدام به انتشار نامه در سایت خود کرد.اینکه این رفتارها کمال منکر و در تعارض مستقیم با آموزه های شرع انور دارد هیچ شکی نیست و صد البته که مایهء ننگ و عار نظام ماست!!!.نظامی که اساس آن بر مبنای تکلیف بوده و استمرار آن نیز بجز ادای تکلیف میسر نخواهد بود هرگز نباید به این روز دچار شود.جمهوری اسلامی باید دست منتقدان واقعی را ببوسد و مصرا در جهت استفاده از آنان بکوشد.

    آنچه مایهء تاسف بیشتر است اینکه با توجه به محتوای انتقادی و کشف منکر نامهء حقیر از افتضاحات قوهء قضائیه،در کمال عوامفریبی نامه ای از طرف حوزهء ریاست قوهء قضائیه به همان سایت ارسال و از نگارنده دعوت شده بود با مدارک به قوهء قضائیه مراجعه کند!!!جالب ایت که سایت مذکور این پیام را نیز در کمال امانتداری درج کرده بود.راستی کمتر کسی شک دارد که در صورت مراجعه به قوه با انواع تهمتها و انگهای مختلف سر از زندان و … مواجه خواهد شد.

    مطمئن بدانید اوضاع بهم ریخته و مبتنی بر تحجر و غرض ورزی این قوه آنچنان آشکار است که هر کس بهر نحوی با این قوه ارتباط دارد از این حقیقت مطلع است.

    آقا مطمئن باشید هرگز کشور ما بدون اصلاح اینجا به تعالی مطلوب نخواهد رسید.مطمئن باشید این تشکیلات بر هم زنندهء عدالت کشور است.

    مطمئن باشید رویهء حاضر در این مجموعه بزرگترین سوهان فرسایندهء ایمان و عدالت طلبی و غیرت و شرف و حریت مردم است.

    من یک کارشناس هستم و در مرکز این مجموعه!!!،عملکرد قبلی و فعلی و برنامه های موجود اکثرا واهی و مسخره اند.نظام اسلامی از اینجا آسیب میبیند و چون قدرت دست اوست و البته زیر نظر مستقیم شما،قوای دیگر جرات بیان ایرادهای آن را ندارند.برنامه ها و سیاستهای فعلی بر خلاف صریح نصوص مکرر شرعی و نهج البلاغه و نیز سیستمهای حقوقی جوامع بشریست.

    هم از نظر شرع انور و هم از نظر قانون شما مسئول مستقیم این قوه هستید و من وظیفه میدانم این مطالب را برای چندمین بار متذکر شوم و البته از ته دل از عدم وصول هیچ پاسخی تا بحال بسیار ناراحت و رنجیده.مگر حکومت ما اسلامی نیست؟.پس احساس تکلیف کجاست؟ همه جای این قوه منکر است و معلوم نیست چرا اصلا حرکتی در دفع این منکر نمیشود!.

    خدا وکیلی من بعنوان یک مقلد و مرید شما تابحال خود را اینگونه قانع کرده ام که نامه هایم را بدست شما نرسانده اند!البته خود این کار هم منکریست که باید برخورد شود.من نامه هایم را بدفتر رهبر نظام اسلامی فرستاده ام و انتظار معقول و منطقیم این است که حداقل با دوسطر پاسخ دهند که مثلا نوشته هایت بیخود و یا فاقد مبناست و یا در دست بررسیست.

    حقیقتا امروز مقابله و مبارزه با این وضع قوهء قضائیه تکلیف است.

    درد ملت بدبخت ما فقر و خیابان و .. هست ولی بسیار مهمتر از آن درد بی عدالتیست که با ناشیگری این قوه روز بروز بیشتر میشود!!!.هزار بار افتضاحتر از بیکاری و … وجود قضات کم سواد و فاقد شرایط لازم است.

    اساسا تکلیف مهم و غیر قابل اغماض حکومت اسلامی اجرای قاطع و دقیق مقررات است که مسئولیت اصلی آن بر دوش این قوه است و متاسفانه بی کفایتی این قوه همه را بهم ریخته است و همین بزرگترین ضررها و فشارات را بر مردم وارد میسازد.

    براستی از حقوقدانان امین خود سوال فرمائید. من این عرایض را با احساس تکلیف بیان میکنم.

    مطمئن باشید اکثر این مجموعه اعم از قاضی و وکیل و کارمند به مزخرف بودن و ناقص بودن و نارسا بودن و بی کفایتی کامل این وضع اذعان دارند و با این حال معلوم نیست چه دست ناپیدا و یا اجنبی و… اجازهء اصلاح و مبارزه را نمیدهد.

    فرمایش لا یتغیر نبی گرام (ص) است که ملک با ظلم نمیماند و الان محصول این قوه در اکثر موارد ظلم مسلم است و حتما با ادامهء وضع حاضر لطمات غیر قابل جبرانی وارد خواهد شد.

    حقیر بجز شما (از طریق دفترتان) کسی را جهت عرض این آموخته ها و دیده ها یم مسئول و اصلح و مامن نیافتم. و البته متن این نامه را در اختیار همگان نیز قرار خواهم داد.

    همهء ما رفتنی هستیم و در پیشگاه پروردگار باید نسبت به این امانت بزرگ پاسخگو باشیم و هیچ تعارفی و استثنائی وجود ندارد.

    هر عقل سلیمی نیک میداند که امروز رسیدگی به وضع این قوه صدها بار بیش از پزشکی و هسته ای و رفاه و… اهمیت دارد .این قوه مستقیم با ایمان و اعتماد و آبرو و آزادگی مردم سرو کار دارد. مسئول نظارت بر حسن اجرای قوانین است.

    من یقین دارم و این حرف اول و آخریست که جنابعالی هم یکبار صریحا فرموده اید:بدون اصلاح این قوه اصلاح کشور محال است .

    بعنوان یک سرباز انقلاب و عضوی از این مجموعه از نهایت افتضاح و روزمرگی و داغون بودن اوضاع به شما شکوه میکنم.

    همانند اکثریت قاطع مردم ایران خانوادهء من هم در این انقلاب با تقدیم خون و جان و مال انجام وظیفه کرده اند و دفاع از این نظام تکلیفی شاق و اساسی بوده و هماره بر دوشم سنگینی میکند!. و بسیار ناراحتتر از این جهت که فقط در صورت احساس تکلیف و با کمترین هزینه بزرگترین نتیجه عاید کشور خواهد شد و با این وصف هیچ حرکت جدی نمیشود.

    انشاالله خداند ما را خلوص در عمل و بصیرت در دین و انجام بی واهمهء تکلیف عطا فرماید و سایهء پر مهر جنابعالی را برای نظام اسلامی مستدام دارد و در ظهوروجود زاکیهء حضرت حجت(س) تعجیل فرماید.

    و لله المستعان و الامر الیکم

  117. من واقعا متاسفم.استبداد نعلین کم کم در حال عریان شدن است.خدایا ما را در برابر چه آزمایش بزرگی قرار داده ای که نه راه پس داریم ونه راه پیش!!!چه بلایی در انتظار این سرزمین است ؟ما بکدامین گناه در صف مجازات ایستاده ایم؟

  118. محمد عبداللهی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    …ما مسلمانان ناگزیریم بهر چه غیر از آزادی و مساوات است،پشت پا زنیم و همگان را با خود همسر و هموزن بدانیم…الا ای محمد فراموش نکن که خداوندبزرگ ستم را هر چه کوچک باشد،بزرگ میپندارد و هر بیداد که بنظر خرد آید،کیفری کلان داده میشود…ای محمد تا آخرین لحظهء زندگی با حقایق حق قیام کن و آن دقیقهء عزیز از عمر را نیز براه عدالت و دادگری قربان فرمای،زیرا در دولت ما هیچ چیز از عدل و داد عزیزتر نیست…در محضر عدالت بی پیرایه بنشین و سخن از نیازمندان صمیمانه بشنو…امام علی(ع)
    مقام معظم رهبری ، با سلام این چندمین نامه ایست که بحضور مینویسم.از عدم دریافت پاسخ به نامه های قبلی بسیار متاسفم .اگر اعلام بفرمائید اطلاعی از آنها ندارید پس متصدیان دفتر شما یا خائن هستند و یا مقصر!!!و اگر اطلاع دارید و پاسخ نمیدهید که خیلی ناگوارترخواهد بود.امروز روز عید غدیر است و مخصوص مظلومترین و عدالتدارترین سرباز اسلام یعنی علی(ع) و من تعمدا این نامه را با تاسی به روح بزرگ و بی بدیل آن بزرگوار و تکلیفی که در دفاع از جمهوری اسلامی احساس میکنم مجددا و بطور سرگشاده و از طریق رسانه ها بحضور ارسال میکنم و امید دارم که حتما پاسخ لازم را در پیشگاه ملت مومن و متعهد ایران اعلام فرمائید.من شما را ولی امر خود میدانم و دقیقا در راستای تکلیف دو طرفه ای که داریم از شما پاسخ میخواهم
    من تصویر دو فقره از نامه هائی را که قبلا ارسال کرده ام با همین نامه ارسال میکنم و فقط بطور خلاصه عرض میکنم که :

    ۱ـ عملکرد فعلی نظام ما بدلیل ظلم و ستم بیش از حد ناشی از آشفتگی و جهل و بی تعهدی قوهء قضائیه واقعا غیر قابل قبول و روند فعلی نیز هرگز نمیتواند نظام ما را در مسیر اسلام ناب پیش ببرد.ادامهء وضع فعلی که مملو از ظلم و ستم است حتما به بروز مشکلات اساسی در نظام (بیش از وضع افتضاح فعلی)منجر خواهد شد.

    ۲ـمسئول مستقیم این کار با توجه به انتصاب رئیس آن توسط جنابعالی شما هستید.قطعا از وضع افتضاح این قوه اطلاع دارید.به هیچ توجیهی عدم اقدام سریع و قاطع و قانونی پذیرفته نیست و اگر از وضع واقعی آن اطلاع ندارید که مسائل بسیار مهم دیگری پیش میاید.

    ۳ـ علمای حقوق اعم از روحانیون حقوقدان و دانشگاهیها بطوری واضح و آشکار و بسیار آسان راههای حل این معضل بزرگ کشور را دارند و نپذیرفتن نظر آنها و عدم اعتنا به آنها،خود ، بزرگترین منکر و ظلمی فاحش و حرام مسلم است. علت اصلی عدم اصلاح،وجود انسانهائیست که خود را بر اسلام و نظام ترجیح میدهند.من هیچ شکی ندارم که در این حوزه ،کار دست نامحرم است و جاهل.
    ۴ـ یکی از بزرگترین موانع اصلاح این قوه وجود روحانیونیست که سواد کامل حقوقی نداشته اند و حتی تا امروز نیز وارد این قوه میشوند.اگرچه صداقت و تعهد اولیهء این اشخاص نسبت به شخصیها زیاد است(بطور میانگین)ولی افتضاحات ناشی از جهل و کم سوادی آنها ضررهای بمراتب زیادتری به نظام اسلامی وارد میکند.متاسفانه نزدیک ۳۰ سال است اینها این پست دنیوی را با تمام دین و … خود عوض کرده اند،زیرا حداکثر ۳ ماه پس از ورود خود به قوهء قضائیه حجت بر آنان تمام میشود که هرگز سواد و توان قضاوت ندارند.این کار بجز ترجیح بلامرجح روحانیت بر اسلام و مصالح کشور امیرالمومنین هیچ توجیهی ندارد.بعنوان یک حقوقدان عرض میکنم که ادامهء کار اینها با این کیفیت و نیز حقوقی که میگیرند حرام است و در پیشگاه خدا هرگز نخواهند توانست پاسخ دهند.
    ۵ ـ خواهشمندم یکبار دیگر این تیترها را مرور کنید:مراجعه کنندگان ناراضی از قوه ـ ۹۰ درصد.آرای دارای ایرادات اساسی۷۰ درصد. امید به اصلاح وضع فعلی ـ۲۵ درصد. آقا همین آراء سازندهء فرهنگ و رفتارهای جامعه هستند.امروز امیدواری کلاهبردار و خلاف به قوه بیش از صاحب حق است . آیا از وضع قضات مجموعا اطلاعات دقیق دارید؟آیا میدانید در همان کاخ اصلی دادگستری روزانه چقدر رشوه رد و بدل میشود؟ واقعا بی کفایتی تا چه حد؟البته من معتقد به وجود افرادی نفوذی در این قوه ام . واقعا دریغ از یک جو غیرت و وظیفه شناسی مراجع مسئول!!! با این وضع چه کسی بداد ما خواهد رسید؟
    ۶ـ بنا بر نص فرمایش قرآن و امیرالمومنین هیچ اولویتی مهمتر از عدالت و مبارزه با ظلم و ستم وجود ندارد.با این وضع دادگستری من فکر میکنم نظام باید همهء کارهای خود را تعطیل و در درجهء اول این منکر بزرگ و فساد را اصلاح نماید.در حالیکه قضیه برعکس است .نه تلویزیون و نه رسانه ها وحتی نمایندگان مجلس بدلیل ترس از ظلمهای بعدی و انگ و تهمت این قوه جرات جراحی و افشای این کثافتخانه را ندارند. جنابعالی هم که سالی یکبار در ۷ تیر مطالبی اساسی را تذکر میدهید ولی شاید در همان جلسه تمام میشود و دوباره ظلم و ستم. هرگز مسیر فعلی نظام منطبق با امیرالمومنین(ع) نیست. در کشور امیرالمومنین مسئولین باید از این همه ظلم و ستم بر خود بپیچند.باید قیام کنند و ریشهء فتنه خفه نمایند.شما توجه کنید قوهء قضائیه واقعا از ابتدا در مسیر نادرست قرار دارد.دادسرائی که رئیس قبلی با میلیاردها ریال هزینه جمع آوری کرد و از افتخارات قضائی کشور اعلام کرد،ریاست فعلی با دهها میلیارد ریال مجددا ایجاد و آن را از افتخارات قوه اعلام نمود!!!.کدام عقل ناقص و جاهلی باور میکند که ریاست فعلی در یک جلسهء دیدار مردمی به ۴۰ پرونده رسیدگی کند؟؟؟پرونده ای که هر کدام سالها توسط قضات متعددی مورد بررسی و حکم قرار گرفته و رای صادر شده در عرض چند دقیقه مورد نقض قرار بگیرد!!؟؟؟!
    ۷ـ آقا جنابعالی در یک مورد سخنرانی فرمودید که کشور روی هم رفته رو به جلو است.میخواهم عرض کنم که با توجه به گسترش شدید تکنولوژی و امکانات بشری شاید الان هیچ کشوری را در دنیا نتوان یافت که رو به جلو نباشد،مهم شتاب و میزان رشد است که واقعا بنظر حقیر خفت بار و افتضاح و نا امید کننده است(با توجه به امکانات عالی و ویژهء ما) .بنظر حقیر میزان ممکن رشد فعلی ما اگر ۸۰ باشد بیست آن صورت میگیرد و این یعنی سه برابر سکون و عدم رشد!!!.اساسیترین عامل رشد ،نیروی انسانی است که در کشور ما بدلیل بی کفایتی قوهء قضائیه دچار بیماریهای متعدد روانیست!!!تعجب نکنید تمام افراد ملت این مطالب را خیلی واضح درک میکنند.این همه بی نظمی و تو سری خوری و رشوه و رابطه و تبعیض و…که به هزار نص و عرف و قانون و عقل و…رفع آنها از وظایف قوهء قضائیه است،پدر ملت را در آورده است و تیشه به ریشهء ایمان آنها زده است. اگر تمام امکانات مادی دنیا هم در کشور ما انباشته شود ولی این مسائل اساسی حل نشود باز دزدی و غارت و بی دینی و… بیشتر خواهد شد. در حالیکه مقدم بر تمام تکالیف در درجهء اول عدالت و اجرای قاطع و بدون تبعیض احکام الهیست.
    ۸ ـ بعنوان یک حجت الهی بحضور عرض میکنم که بسیاری از ادعاهای مسئولین این قوه در مورد مشکلات آن توخالی و متاسفانه فریب مردم و دروغ است که تا حدی ناشی از جهالت و البته مقداری هم از بی تقوائی و… ناشی میشود. بحث اهمیت شوراهای حل اختلاف،کمبود قاضی،کثرت پرونده های ورودی ،زندان زدائی و… واقعا بسیار افتضاحند . اهل فن میدانند که چه ظلمها و ضررهائی معنوی و مادی را بر کشور تحمیل کرده است.شما مسئولیت دارید و من بعنوان یک مقلد شما و پیرو شما بر طبق حق شرعی خود از شما میخواهم به این امور رسیدگی و پاسخ دهید
    ۹ـ با توجه به اینکه یک سرباز شما هستم از توطئه های دشمنان و اوضاع کلی کشورم اطلاعات مختصری دارم و خیلی صریح بحضور گزارش میدهم که نامحرمان و متحجران این جبهه را تصرف کرده اند،جبهه ای که از همهء جبهه های ما مهمتر است. یقین تلخ این سرباز این است که هرگز و هرگز بدون اصلاح سریع این قوه کشور روی فلاح نخواهد دید و مشکلات بسیار بیشتری عارض خواهد شد. شاید بنظر عجیب جلوه کند ولی من یقین دارم با اصلاح مختصر این قوه که البته تنها با دخالت شما میسر است برنامهء ۲۰ سالهء کشور در ۱۰ سال براحتی قابل وصول است و البته در ابعاد معنوی بسیار بسیار توفیقات عالی نصیب امت اسلامی میشود.همهء این عرایض واقعی و علمی و مستند است ،متحجران مجال ارائه ء آن را نداده اند.شما شروع کنید و سپس خواهید دید.
    -۱۰ در اینجا لازم میدانم بعنوان یک ایرانی از قضات( حد اکثر ۳۰ در صد) عادلی که علیرغم همهء مشکلات و فشارهای دورنی و بیرونی قلم خود را در عدالت و تقوا نگاشته اند،نهایت قدر شناسی خود را اعلام نمایم و از روح عالی امیرالمومنین (ع) برای آنها چشیدن مستمر لذت عدالت را تقاضا نمایم.
    ۱۱ـ تقاضا دارم بنحو مقتضی اطلاع از این امور و نظر خود را اعلام و ابلاغ فرمائید.انشاالله خداوند جنابعالی را برای ملت قهرمان و قدرشناس ایران حفظ فرماید و بر ما نیز لیاقت انجام وظیفه و بصیرت در تکلیف و عمل بر آن عطا نماید.محمد عبداللهی. یاعلی

  119. یک ایرانی بی نشان

    رهبر معظم انقلاب اسلامی
    با سلام ، این چندمین نامه از این دست است که برای شما ارسال میدارم.اگرچه نامه های قبلی بر خلاف عقیده و انتظارم بی پاسخ بوده است، ولی باز بر اساس تکلیف و در راستای احساس مسئولیت نسبت به نظام و امام و شهدا مطالب زیر را بعرض میرسانم.
    تذکر این مطلب لازم است که ارتباط من با شما تنها از طریق دفتر شماست و با ارسال نامه به دفترتان فرض بر این است که شما از محتوای آن مطلع میشوید.از اینکه نسبت به نامه های قبلی هیچ پاسخی دریافت نشده و یا در عمل هیچ اقدامی در جهت مفاد آن مشاهده نشده بشدت گله مندم!امیدوارم اینبار جوابی قانع کننده انشاالله در عمل دریافت نمایم و البته در وسع امکان راه حلهائی بسیار منطقی را در صورت اعلام نیاز ارائه خواهم داد.
    .بنا بر نص فرمایش حضرت امیر(ع) و بر اساس دستورات صریح قانون اساسی جنابعالی مسئول اعمال حکومت و مکلف به دفاع از شرع و تطبیق اعمال حکومت با شرع انور و نیز وفق قانون و از نظر سابقه نیز بزرگترین و مهمترین مدافع مردم و کشور میباشید.
    بر خلاف ظاهر بینیها و نگاههای مسموم جناحی و مغرضانه که در توجیه و امتیاز دهی کارکرد نظام وجود دارد بنده میخواهم خیلی صریح و البته تنها در محدودهء آموخته های خودم گزارشی از وضع جاری کشور را بحضور تقدیم نمایم و البته انتظار موکد دارم خیلی سریع به موضوع رسیدگی نمائید و آلام و دردهای روز افزون مردم را مرتفع نمائید.
    شما رهبر ما و دارای حقوقی بر گردن مائید و وظیفهء ماست همیشه به فرمایشات شما اطاعت نمائیم.از طرف دیگر به عنوان نمایندهء ما و امین ما تکالیفی بر عهده دارید.مخصوصا شما بحق بر کار نرم افزاری و انتقاد به عنوان عواملی موثر در کمال تاکید دارید.
    هیچ شکی نیست که دو رکن اساسی قدرت ایران یکی اعتقاد و دیانت و دیگری همراهی مردم با حکومت است و دشمنان تمام هم خود را به از بین بردن و سست کردن این دو رکن گمارده اند.و بدبختانه حکومت بجای تقویت این دو مورد و مقابلهء قاطع با عوامل تضعیف کنندهء این دو رکن ،خود تضعیف کننده گردیده است!!!
    بنا بر آمار رسمی و غیر رسمی وارده از دهها مرکز مسئول میزان رضایتمندی عمومی و امید و اعتماد مردم به حکومت کاهش یافته و از طر فی مردم دچار انواع ناهنجاریهای روحی و جسمی گردیده اند که مستقیما این بیماریها به اجتماع سرایت نموده است.ایجاد جو شدید بی اعتمادی ،فرار از تعهد و وفا،دروغ،حقه، سرکار گذاشتن،رفع قباحت منکر و شاید در یک جمله دوری شدید از معارف دینی و پرداختن منکرات بلائیست که حکومت ما (بلی حکومت ما) در میان مردم رواج داده و مسئول اصلی این کار است.
    امروز محال است بدون رشوه و رابطه و چاپلوسی کار پیش برد!،محال است آزاده زندگی کرد،محال است سوءظن نکرد،محال است یک مسلمان ایرانی شاد و آزاده بود،محال است مرتکب منکر نشد و معروفی را ترک نکرد،…و همه ء این منکرات در اثر بی کفایتی حکومت ماست.
    در این مقال بلحاظ خلاصه کاری وقت بیان مصادیق نیست،ولی مردم ایران با گوشت و استخوان خود صدق این عرایض را میفهمند.این چه بساطیست که برای ما پهن شده است.به قلب مردم رسوخ داده اند که بهنگام مراجعه به اداره و مرکزی دولتی در هر نوع آن حتما به دنبال رابطه یا رشوه یا چاپلوسی و… باشند،قلب انسانهای آزاده و حقیقت خواه و متدین از این رفتارها خون است.و هزار بار بیشتر از این کثافتکاریها تسامح کامل و بی عرضگی و بی کفایتی در برخورد با این پدیده هاست.
    ایمان ما را از ما گرفته اند ،کدام مومنی میتواند به خواندن یک نماز عاشقانهء خود افتخار کند.همهء ما تسلیم ظلم شده ایم و البته عدم تسلیم تاوان بسیار سنگینی در همین جمهوری اسلامی دارد.
    امروز کارمندی که بخواهد فقط بر اساس مقررات در این جامعه عمل کند در معرض انواع اذیتهاست،و حداقل تهمت انواع بی کفایتیها را خواهد شنید.امروز حکومت ما به مردم عملا درس منکرات و منکر بودن یاد میدهد،و عملا آنها را از توحید و خدا بدور میکند.
    برگزاری دعای کمیل و یا نماز جمعه و…مصادیقی بسیار ناچیز و در اولویتهای بعدی نظام اسلامی هستند،اولین و غیر قابل اغماضترین وظیفهء حکومت اسلامی اجرای دقیق و بدون تبعیض احکام اسلامی در تمام زمینه هاست و مخصوصا عدالت در تمام شئون و بطور مسلم یعنی اجرای دقیق مقررات کشور و قانونمندی محض و بدون تبعیض.
    آقا مطمئن مطمئن باشید درد اصلی مردم ما نان و آب و…نیست،در درجهء اول بلحاظ عدم اجرای قانون و تبعیض در رفتار که نتیجهء انها ظلم است،همهء ما بیمار و دارای مشکلات روانی هستیم و حتما و حتما وظیفهء حاضر و اولی حکومت رفع این فساد بزرگ است.
    ای معظم،اینجانب تنها و تنها بر اساس تکلیف با شما سخن میگویم و از ارادت قلبی خود که ناشی از تکلیف است به شما خبر دارم و صریحا بر این امر نیز معتقدم که من و شما وهمه ،امانتداران این نظام و مسئول و مکلف در پیشگاه خدائیم و هر گز جواز تقدم فرد بر اسلام وجود ندارد.مطالبی که حقیر قبلا برای شما ارسال داشته ام حتما و حتما باید حداقل با یک ایمیل پاسخ داده میشد چون این مطالب ادعاهای بسیار بزرگیست(والبته تماما حقیقت و واقعیت امروز جامعهء ما).این نشان میدهد که حتی در دفتر شما نیزمشکل وجود دارد و رفع این مشکل نیز تکلیف و وظیفهء شما.مطبوعات که بواسطهء حاکمیت تحجری قوهء قضائیه حقیقتا توان درج مطالب اینگونه را ندارند و رسانه های خارج از کشور را نیز غیرت و دیانت ما نمیپسندد(بلحاظ احتمال تضعیف نظام)پس چه کار کنیم،آن فرهنگ بسیار غنی و باز و بی انتهای فقه ما چه شد؟ کدام وابستهء اجانبیست که امکان برقراری یک نقادی علمی و صحیح وشرعی در این حکومت را تحمل نمیکند و فریادها را در گلوهای مسلمین خفه میکند و البته بسیاری را به دامن بیگانگان رهنمون میکند؟چرا صدا و سیما فقط به برقراری برنامهء نود فوتبال که از مسائل بسیار بی ااولویت کشور ماست اکتفا میکند؟شما را بخدا آیا تابحال یک جلسهء واقعی نقد قوهء قضائیه تشکیل شده است؟این در حالیست که جنابعالی با توجه به دهها هزار شکایت سالیانه از قوهء قضائیه بدفترتان حتما از ضرورت این کار اطلاع دارید.
    خیلی صریح باید بحضور عرض کنم که قوهء قضائیه فساد و منکری بزرگ در کشور ماست و مروج شدید ظلم و تبعیض ،و چون توان احقاق حق و رسیدگی دقیق و قانونی ندارد همه را بجان هم انداخته است و کشور را در آستانهء از هم پاشیدگی!!!.این امریست که شخص شما باید به آن برسید.نه مجلس ما و نه مرجعی دیگر توان حل این مشکل بزرگ را ندارد و البته چون رئیس این قوه منصوب شماست ،حتما باید دخالت مستقیم شما باشد.به اعتقاد عرض میکنم اگر شما حداقل یکماه تمام تشکیلات دفتر رهبری را تعطیل کنید و در ساختمان دادگستری مشغول شوید و به حل این مشکل بزرگ کشور بپردازید ،بهترین کار را انجام داده اید.بنظر من حتما از ریز جریانات این مجموعه خبر ندارید!
    آقا آیا اطلاع دارید بیش از ۶۰ در صد آراء صادره دارای تخلفات آشکار شرعی و قانونی هستند؟آیا اطلاع دارید که بیش از ۶۰ درصد قضات حداقل شرایط مقرر قانونی و شرعی را ندارند و حتی بسیاری از روحانیون قاضی بلحاظ کم سوادی مفرط آبروی اسلام و روحانیت را میبرند؟آیا مستحضرید که بیش از ۸۰ درصد ارباب رجوع اعم از شاکی و متهم از دادگستری ناراضیند؟مطمئن باشید دادگستری بزرگترین مروج منکر و عامل اصلی ناامیدی در کشور ماست.آیا استحضار دارید در همین ساختمان دادگستری از سرباز دم در تا کارمند و قاضی و… باج خواهی و رشوه گیری میکنند؟آیا میدانید انواع هواهای نفسانی بحساب قانون به مردم تحمیل میشود؟مطمئن باشید مسئولین مربوطه در ریاست و حفاظت اطلاعات و… بطور دقیق از این امور اطلاع و بسیاری موارد مشارکت دارند!!!کجاست غیرت علوی؟کجاست احساس تکلیف؟
    هیچ شکی نیست که پیشرفت جوامع ملازمه با هماهنگی و ترقی تمام نهادهای اجتماعی و حکومتی دارد و سکون یکی حتما در کل مجموعه تاثیر گذار است و این امر مخصوصا در مورد دادگستری که نقش بسیار اساسی در اداره ورشد کشور دارد موثرتر است.تمام فعالیتهای اقتصادی و تحقیقی و حتی اعتقادی و تربیت اخلاقی و… بششدت از این مجموعه تاثیر پذیرند!!!تاجری که مالش برده میشود و در این دادگستری باید سالها با تحمل انواع تهمت و خفت ورشوه و… در پی گرفتن آن باشد هرگز نمیتواند ادامهء فعالیت بدهد.محققی که به او تهمت یا … زده اند و در این دادگستری سالها سرگردان میشود،هرگز حوصله و روحیهء تحقیق برایش باقی نمیماند.دادگستریی که خود بزرگترین ناقض قانون در بسیاری از موارد است هرگز بدرد قانونمند سازی مردم نمیخورد.عنایت داشته باشید یک رای صحیح دادگاه در بسیاری موارد از هزار مجلس وعظ و خطابه موثرتر است و یک رای ناصحیح بشدت آفت دین و ایمان و اعتماد مردم!!!حوزهء تاثیر گذاری قوهء قضائیه بسیار بزرگ و اساسیست و بمراتب بیش از دولت ،ولی چون قدرت را در دست دارد اجازهء انتقاد داده نمیشود و حتی مجلس علیرغم تصویب تحقیق و تفحص در ۳ سال موفق به اجرای کامل آن نشده است.آقا شما باید دخالت کنید .امروز اگر روزنامه ای و یا فردی از حقایق این قوه بنویسد با هزار انگ و اتهام پدرش را در میاورند !و هزار بار مطمئن باشید بدون اصلاح این قوه اصلاح و پیشرفت لایق شان کشور محال محال است .هرگز وضع و روال امروزی شایستهء این ملت نیست و باز تاکیدا عرض میکنم علت اصلی این بلوشوری و ناهنجاریها و افت شدید راندمان کاری و شتاب بسیار ضعیف کشور در رشد و… معلول این مرکز نارساست.
    حال با این اهمیت موضوع که جنابعالی در صحبتهای خود مکرر آن را مورد تاکید قرار داده اید،واقعا برای حقیر جای سوال است که چرا به این امر مهم پرداخته نمیشود؟اینقدر صحبت از انرژی هسته ای یا تحقیقات پزشکی و…آیا واقعا بیش از صحبت در مورد عدالت که جزء ماهیت و از تکالیف اساسی حکومت ماست ارزش دارند؟حتی محل تامل است که شاید استکبار در این مورد توطئه ای را از قبل سامان داده و با شهادت شهید بهشتی آغاز و تا سقوط کامل نظام ادامه میدهد!!!حقیقت امر این است که امروز بیشترین ضرر ملت ایران از همین دادگستریست و تسامح و سکوت در مقابل این منکر و ضرر بسیار بزرگ خیلی قابل تامل!!!پیشنهاد میکنم حتما جلسه ای با دعوت از حقوقدانان مختلف مخصوصا از وکلا و قضات اعم از مخالف و موافق و ترجیحا در صدا و سیما برگزار نمائید تا حقیقت امر روشن شود..
    خیلی مختصر ریشهء این قضایا از اینجاست که در کمال تحجر و بر خلاف صریح قانون و عقل، در سنوات قبل از ورود دانشجویان نخبهء حقوق به دادگستری جلوگیری کردند و تنها روحانیون را با سواد واقعا افتضاح به استخدام در آوردند و توامان با گسترش تعاملات اجتماعی و اقتصادی پس از جنگ و در دوران بازسازی با انبوه پرونده و بیچارگی کامل در برابر آن گردیدند و اینبار هر کسی را با هر سواد و سوابقی به این مجموعه راه دادند و شد آنچه امروز بر سر مردم بدبخت میاید:قاضیی که نه نماز میفهمد و نه از رشوه و دروغ و… ابائی دارد ،چه جائی در نظام دارد.آقا واقعا در اصل تحجر و انصار طلبی و ترجیح حرام روحانیت بر دین و کشور باعث این امور گردیده است و متاسفانه هرگز امیدی به اصلاح با توجه به سیاستهای امروزی این قوه وجود ندارد.اصل قضیه مشکل دارد و گرنه بارها و بارها انواع راه حلهای ساده و سریع و بدون هزینه که اثرات بسیار مثبتی دارد ارائه شده است ولی ارادهء اصلاح و احساس تکلیف وجود ندارد.این ننگ بسیار بزرگی است که هرگز نباید در نظام اسلامی وجود داشته باشد باز تاکید میکنم بدون دخالت مستقیم شما محال است حل شود .
    نا گفته نماند تعداد محدود از اعضای این مجموعه که در نهایت سختی تلاش در اجرای عدالت و قانونمندی دارند و همواره مورد رضایت مردم قدر شناس قرار دارند از شمول این مطالب خارجند ولی خود آنها نیز بسیار صریح به بی دقتی و عدم رسیدگی صحیح و ناهنجاری شدید این قوه معترفند.اگر جهت گیری اصلی و کلان این قوه بر اساس علم و تقوا بود بسیاری از این مجموعه که امروز به روزمرگی و بی تعهدی عادت کرده اند در مسیر اصلاح و تاثیر مثبت بودند.
    خدا میداند که این مطالب را حقیر از روی تکلیف و ادای دینی که در مقابل امام و شهدا و جنابعالی دارم و در محضر حضرت بقیه الله الاعظم مکتوب نمودم تکلیف امری غیر تعارفی وآشکار و واضح است هیچ شخصی بر نظام اسلامی تقدم ندارد و همه در برابر قانون مساوی هستند.آقا من میدانم در حضور مادرتان فاطمهء زهرا(س) در پیشگاه پروردگار به این مطالب خود پاسخگو خواهم بود و باز خدا شاهداست که نه اغراقی و نه دروغی در حد وسع خود درج نکردم.ولی حقیقتا این مسائل خلاف صریح شرع انور و قانون است و حتما حتما شما باید به عنوان مسئول اصلی پاسخگو باشید.
    باز تاکید بر این است که با اندکی توجه و تدبیر و بدون هزینه های گزاف در زمانی بسیار سریع میتوان کیفیت این قوه و در نهایت کیفیت کشور را بسیار بسیار افزایش داد و این امر مسئولیت آور است و تسامح در برابر آن حتما غضب پروردگار را بدنبال دارد.در یک کلام این دادگستری هرگز و هرگز سنخیتی با نظام علوی ندارد و با وضع فعلی هرگز نخواهد داشت. و ما علینا الاالبلاغ والامر الیکم.
    ما شما را رهبر و ولی امر خود میدانیم و به این افتخار میکنیم و آرزو داریم که همه چیز خود را برای بارها در راه اسلام عزیز فدا کنیم.و بر همان اساس نیز دفاع از این نظام را در هر شرایطی وظیفهء خود میدانیم.از خدای بزرگ طول عمر حضرتعالی و سلامتی وجودتان را خواستارم.با تشکر سرباز گمنامتان

  120. آقای خامنه ای سلام ، من محمد هستم،یک دانشجوی حقوق در تهران.تا حدی مطالعات اقتصادی و اجتماعی هم دارم.الان که این نامه را به شما مینویسم در یک بحران بزرگ روحی قرار دارم و اجازه خواهم خواست بی تکلف و بدور از چاپلوسیها و ریاکاریهای حاکم بر جامعه مطالبی را به شما بگویم! شاید مهمتر از همهء عواملی که مرا وادار به نوشتن این نامه کرد گذراندن یک دورهء کار آموزی در دادگستری بود.پدر و برادران من از یاران انقلاب و سابقهء جبهه هستند و خودم نیز با توجه به سنم در فعالیتهای اسلامی شرکت دارم.اگرچه ناهنجاریهای بسیاری در سراسر کشور ما و ادارات دولتی و حتی مجلس وجود دارد ولی از زمان اطلاع یافتن دقیق از اوضاع بسیار افتضاح و نادرست دادگستری بشدت دچار تاسف شده ام وحتی درس کارشناسی ارشد حقوق را کنار گذاشته ام و قطعا بر این باورم که جنابعالی تا این حد اطلاع ندارید و با عرض معذرت خود این عدم اطلاع دقیق موجب مسئولیت است و غیر قابل قبول.و اگر اطلاعی از این اوضاع داشته باشید و همینطور به حال خود رها کنید واقعا تاسف آور و مسئولیت آور خواهد بود.مرا ببخشید ولی هیچ مقام مسئولی را نه امین و نه شایستهء این نوشته نیافتم.زمانیکه دانشجو بودم اساتید گاهی از اوضاع بد دادگستری چیزهائی تعریف میکردند که من به ذهن ناقص خود بحساب مشکل داشتن آنها میگذاشتم ولی الان میبینم که آنها یک از هزار را بازگو کرده اند.در مطالعاتم نظرات محکم و متین شما در مورد اهمیت عدالت و ضرورت داشتن دادگستری کاملا دقیق و قوی را مکررا خوانده ام ولی با دیدن وضع اینجا از همه چیز مایوس شدم!قضات یا کم سواد و یا دارای عقده های شدید روانی و یا انحرافات مالی و کارمندان در دید آنان در حال اخاذی آشکار و مسئولین اداری و حفاظتی نیز در اوج بی خیالی و خود مشغول دلالی و..!!!نه شاکی احترامی دارد و نه متهم .محدود انسانهای متعهد از این حکم خارجند ولی اکثریت به اینگونه اند.آیا جنابعالی میدانید که توصیه در این سازمان خیلی رایج است؟آیا میدانید به بهانه های بیخود پرونده ها را مکرر به عقب میاندازند؟آیا میدانید بر خلاف اظهارات رئیس و مسئولین قوهء قضائیه شوراهای حل اختلاف خود کثافت این قوه را افزایش داده اند؟آیا مستحضر هستید در همین مرکز قاضی در دادسرا مردم را به زندان میاندازد و بعد از ظهر در بیرون از آنها رشوه میگیرد تا روز بعد زندانی را ول کند در حالیکه پرونده ء مکرر رشو ه ها و تخلفات این شخص روی میز مسئول حفاظت است ؟ آقا ظلم و ستم و رشوه و کلاهبرداری و بی تعهدی و بی وفائی و انواع تخلف سراسر کشور را گرفته و مردم در اوج نا را حتیند و من به عنوان یک حقوقدان میدانم که ریشهء همهء این تباهیها در این قوه است!و متاسفانه اجازهء افشا کثافات داده نمیشود،حتی در سطح قوا،و در کمال تاسف بدون کمترین احساس مسئولیت شرعی و قانونی و بدون پایبندی به اصول شرعی گزارشات بسیار دروغ و غیر واقعی از طریق رسانه ها اعلام میکنند که توهینی بزرگ به دین و ملت و شهدا و امام و شماست!!!.حتما اطلاع دارید که مجلس سال پیش طرح تفحص از قوهء قضائیه را تصویب کرد ولی صریحا اجازه ندادند.گوئی هر یک از اینها یک طاغوتند!با این دورهء محدود در دادگستری به یقین به این نتیجه و آمار رسیدم که بیش از ۷۰ در صد راءیها خلاف صادر میشوند !آیا میدانید این تخلفات دین و ایمانی برای مردم باقی نگذاشته است؟من بررسی کردم هزاران میلیارد تومان از بی کفایتی دادگستری بر مردم ضرر وارد میشود مخصوصا در مورد آراء صادره ء مربوط به اراضی ملی و روستائی و…
    از نظر من کشور ما با این همه امکانات و استعدادها در سطحی بسیار ضعیف از جهت بهره وری و استفادهء بهینه ازامکانات دارد که هیچ شک نکنید علت اصلی در این افتضاح همین دادگستریست.آقا ایکاش فرصتی بود و تریبون آزادی بدون تهدید انسانهائی که منافع خود را بر منافع اسلام و نظام ترجیح میدهند وجود داشت و من صحت مطالبم را برای شما بازگو میکردم ولی افسوس که این حوزه خط قرمز انحصاری زیاده خواهان است و منتقد آن با عناوین متعدد سرکرب میشود.اصلا شک نکنید که اکثر وکلا و مشاوران مراکز دولتی در پرونده ها با طرفهای خود تبانی کرده و بیت المال به یغما میرود!بسیاری از کارمندان دولت هم مال دولت را میخورند و هم آبرو و حیثیت دولت را میبرند و مدیران همهء آنها را میشناسند.
    سر تا پای این کشور کارهای خلاف قانون و سلیقه ای مخصوصا در نهادهای دولتی رایج است و آنچنان به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد میشود که حدی ندارد و صد بار تاسف از اینکه هیچ مدافع جدی وجود ندارد ،در کمال تاسف حتی از سوی جنابعالی.
    برابر قانون اساسی کشور ما قوهء قضائیه مسئول حسن اجرای قوانین و پیشگیری از جرم و نظارت بر حسن اجرای قوانین است.خدا شاهد است که این واژه ها فقط در کتابهاست و دادگستری که به گفتهء آقای شاهرودی ویرانه ای بوده ،هم اکنون کشور را نیز به تبع خود خرابه کرده است!برای من باز هم جای ابهام است که آیا نمایندهء ازاده و با شرفی وجود ندارد که علیه این کثافتکاری بشورد؟آقا در کار آموزی خود تعدادی از پرونده های سنوات قبل را بررسی میکردم که با اسف فراوان دیدم که قضات آنها روحانی بوده و بسیار ناشیانه و کاملا خلاف قانون آراء متعددی صادر کرده اند و جالب اینکه گقتند این آراء را در بسیاری موارد منشی آنها نوشته است!جملاتی از آنان دیدم که بوالله یک دانش آموز پنجم ابتدائی نیز ادبیتر از آنان مینویسد!خیلی واضح اسامی و مشخصات قضاتی که فساد مالی دارند و رشوه میگیرند دهان بدهان میگردد و کو فریاد رسی؟ و جالبتر اینکه پس از گند کاریهای فراوان نه با اخراج و استیفای حقوق تلف شده که با استعفا کنار گذاشته میشوند و بلافاصله از طریق وکالت و در حوزه ای گسترده تر به کثافات خود ادامه میدهند!
    شما را به جدتان به این اظهارات عنایت کنید کمر ملت از این ظلم و ستم شکسته است و اعتقاد کامل به بی کفایتی دادگستری در احقاق حق در نزد کسانی که یکبار مراجعه کرده اندپیدا شده است.هیچ منکری بدتر از دادگستری حاضر در ایران وجود ندارد و از بین بردن آن واجبترین کارهاست.واین در حالیست که اصلاح تمام کارهای کشور در درجهء اول به این تشکیلات بستگی دارد.هیچ چیزی بیش از عدالت آرامش بخش نیست و وظیفهء اصلی حکومت اسلامی نیز این است ودر نهایت تاسف اینجا بهم زنندهء عدالت است .
    مطالعه ای در باب عدالت و قضاوت در نهج البلاغه داشتم !بدلیل فشار روانی نتوانستم به آخر برسانم!این است حکومتی که ادعای پیروی علی(ع) را میکند و اینچنین وحشتناک با عدالت فاصله دارد.نه حساسیتی در احقاق حق وجود دارد و نه همت و اقدامی اصولی در اصلاح،صریح بگویم قضات روحانی اکثرا کم سواد و کند ذهن و قضات شخصی نیز در موارد زیادی کم تعهد و البته از نظر هوش و استعداد در هر دو قشر واویلاست!بنظر من و آنچه از شرع آموخته ام یک قاضی مومن و متعهد و با هوش از میلیاردها تومان ثروت بهتر است.
    در این دادگستری وکیل و کارشناس در خیلی موارد بر اساس تبانی و دلالبازی و… ارتزاق میکندو وکیل و کارشناسی که بخواهد برابر مقررات کار کند خیلی سریع به عناوین متعدد کنار گذاشته میشود.راستی چقدر زشت است که در کشور امیرالمومنین حق نتواند براحتی پیش برود!!!اگر کسی از من بعنوان یک کارشناس حقوق سوال کند هرگز به او پیشنهاد مراجعه بدادگستری نمیدهم و اخذ ۵۰ درصد طلب از طرف را به مراجعه بدادگستری و سالها علافی و شنیدن انواع طعنه و پرداخت رشوه و… ترجیح میدهم.و یقین دارم اینکار برای او بهتر است.آقا شما مسئول این وضع هستید و باید عنایت کنید.هرگز با شعار دادن مشکل کشور ما حل نخواهدشد.پرداختن به این وضع از هر کاری واجبتر و لازمتر است و اصلا بدون دخالت شما امکان اصلاح ندارد.حقیقتا چه منکری بالاتر از این میشود نشان داد.و منکر بزرگتر اینکه اصلا داعیه و ارادهء برخورد با این کثافات وجود ندارد.آیا نظام از ریشه پوسیده شده و بدست نامحرم افتاده است؟شما در پیام سال گذشته ء روز ۷ تیر دستو ر فرمودید با قضات متخلف برخورد شدید شود!چه کسی به این فرمایشات توجه کرد.پرونده های متعددی که در دادسرای انتظامی قضات مطالعه کردم اکثرا نشان از ارتکاب تخلفات بزرگ و عدیدهء قضات رسیدگی کننده داشت ولی همگی بدون دلیل رد شکایت شده بود و حتی دنبال بهانه های شکلی هستند که شکایات مردم از قضات را رد کنند این حکومت باز ماندهء شهدا و صلحا و امام و در دست ما امانت است و مومنین از این وضع خیلی سر خور شده اند..فاصلهء مردم با حکومت روز بروز به همین دلیل بیشتر میشود.من از خانواده ام آموخته ام که از این نظام دفاع کنم و تضعیف آن از طرف هیچ کس و هیچ صنفی را نمیشود تحمل کرد.اگر این اظهارات تضعیف نظام است من بجان میخرم چون میدانم که قلب فساد و تضعیف را هدف گرفته ام.اگر امکان ارائه باشد حاضرم مو به مو واقعیتها را بگویم ولی افسوس که ناصالحان نشسته بر مسند این حق گوئی را تحمل نمیکنند.آقا بداد ما و انقلاب و اسلام برسید.من به وظیفهء خودم عمل کردم و امیدوارم در بیان مطالب اخلاص و حقیقت گوئی را رعایت کرده باشم.خداوند شما را طول عمر با عزت و عظمت عطا نماید و مشکلات کشور ما را روز بروز بر طرف نماید.والسلام

  121. آقای نوری‌زاد، سلام
    من را ببخش که برای فردی که گفتی نامه نمی‌نویسم. من برای شخص شما می‌نویسم. کوتاه هم می‌نویسم:
    آقای محمد نوری‌زاد،
    همه مجاهدهای شما تحت تاثیر یک اشتباه بزرگ، دارد تباه می‌شود و آن این است:
    شما هنوز هم علی خامنه‌ای را رهبر و آقا و ولی و پدر و … می‌دانی و می‌نامی! همه مفاسد، مظالم، جنایات، فرعونیت، ضربه هولناک به شریعت علی بن ابیطالب (ع)، محو نام و یاد حسین بن علی از دل ارادتمندان، کشتار جوانان رشید وطن، شکنجه و تجاوزها، خیانت به خون آنهمه شهید دفاع از میهن در دوران جنگ… و خیلی چیزهای دیگر را دیده‌ای، و می‌دانی که آمر و عامل همه آنها شخص علی خامنه‌ای بوده است، با این وجود همچنان او را رهبر و آقا خطاب می‌کنی، همچنان گمان می‌کنی او کسی بوده است که یک زمانی از او نور می‌نوشیده‌ای! حال اینکه او هیچگاه منبع نور نبوده و نخواهد بود، این خطای بصری شما بوده است. به تاریخ جنایات سازماندهی شده وی در طول بیست ساله گذشته که برگردی، می‌بینی او هیچگاه منبع نور نبوده است. ترور دگراندیشان در داخل و خارج، قتل‌های زنجیره‌ای، شکنجه دانشجویان پس از ۱۸ تیر و خیلی موارد دیگر، در برهه‌های زمانی مختلف روی داده است.
    آقای محمد نوری‌زاد، بخدا قسم، به خون امام حسین قسم، اگر باز هم در نامه‌هایت او را رهبر و آقا و عزیز خطاب کنی، هرگز تو را نخواهم بخشید. احترام بگذار، آدم به دشمنش هم احترام می‌گذارد، آنجا که فرمود ادب مرد به ز دولت اوست، اما احترام گذاشتن به دشمن کجا و آقا دانستن و صدور سند رهبریت برای او کجا!
    پاینده باشی ای جوانمرد،
    مختار

  122. دروود بر جناب آقای نوریزاد که به حق شجاع وباشهامت است که مانند مولایش حسین (ع) از مردم حل من ناصر تنصرنی می طلبد ،نوریزاد از مرگ وآزاز خانواده اش حراسی ندارد ولی با این رفتار می خواهد یزید زمان را که خودرا نماینده خدا میداند به ما مردم معرفی کند که چگونه بنام خدا برمردمانش ظلم وجنایت می کند ما مردم عوام تاکی باید تو خواب غفلت باشیم وبرای حسین گریه وزاری کنیم حسین زمان نوریزاد است ودر کربلای ایران گرفتار ظلم یزید ودارودسته اش می باشد پس باید بیدار وآگاه شویم ای علما وروشنفکران جامعه تاکی سکوت می کنید تا این جلاد وضحاک (خامنه ای )خون مردم را پایمال کند

  123. سلام دكتر نوري زاد عزيز
    نامه ي شما مثل هميشه شرح جگر پاره پاره ي مردم ايران بود. گروه ما از اين حركت شايسته ي شما بر پايه ي گفتگو حمايت كرده و از همه ي مردم ايران درخواست داريم تا هر عزيزي نامه اي هشدار گونه به رهبر ايران بنويسد تا حجت تمام شود. وعده ي شروع انتشار اين نامه ها انشالله جمعه 25 آذرماه 1390
    علي ياور شماست

  124. افضل الجهاد كلمه الحق عند السلطان الجائر جناب اقاي نوري زاد اگر در تمام اين كشور 10 نفر مثل شما بود امروز خامنه اي بزاي خود اين جايگاه خدايي را متصور نبود

  125. سلام بر نوری زاد عزیز، پدر آزادگی و جوانمردی ایران زمین
    از کودکی عاشق صدای شما در برنامه جهاد سازندگی بودم و اردات خاصی به شخصیت شما داشته ام. بدون استثناء تمامی نامه های شما و یادداشتهای گذشته شما را خوانده و می خوانم و عاشق مرام و آزادمردی شما هستم و شجاعت و دلاوری شما را الگوی خود قرار داده ام.
    یادش بخیر برای شرکت در تظاهرات 25 بهمن وصیت نامه خود را نوشتم و به دست همسرم سپردم. در حین حرکت با اشکهای جان سوز دو دخترم و همسرم مواجه شدم که گویی آخرین باری است که پدر را مشایعت می کنند. در آن شب اشک و عشق و محب پدری آنجنان فشاری برای بازگشت به خانه آورده بود که توان مقاومت در برابر آن همه وسوسه بازگشت کار بزرگی بود اما به خواست خدا و به پیروی از شجاعت حضرت عباس که ما خاک پای آن عزیز هم نیستیم، حرکت کردم و خود را به تهران رساندم تا در تظاهرات تاریخی 25 بهمن شرکت کنم. هر چند بنده از دوران نوجوانی عضو بسیج بوده و همیشه یکی از مدافعان سرسخت انقلاب بوده ام، اما آن روز تنم را آماج باتومهای بسیجیانی یافتم که کورکورانه به دفاع از ستمگرانی برخواسته بودند که همچون من باید سالیانی بگذرد تا به اشتباه خود پی ببرند.
    خدا رو شکر می کنم که در آن روز حضور داشتم و به اندازه خود توانستم قدمی بردارم هر چند در آن روز و با دیدن عربده کشان حزب الله از هر چه مقدسات پوچ و توخالی و خودساخته بود بیزار شدم ومتاسفم که چرا در آن روز کشته نشدم تا زنده نباشم و این روزهای سیاه را نبینم.
    نامه های شما هر یک برای ما چون کلامی است که چون از دل براید لاجرم بر دل نشیند. امروز با خواندن نامه شما یاد اشکهای کودکان خردسالم و همسرم در شب وداع قبل از تظاهرات 25 بهمن افتادم وچنان گریستم که که گویی یکی از عزیزترین عزیزانم را از دست داده ام. می دانم که چه می کشی و چه می گوییی، هر چند درد و غم شما عزیز بزرگوارم را هیچ کس نمی توان درک کند. خداوند به شما شجاعتی داده که شجاعان عالم به گرد آن هم نمی رسند. خداوند شما عزیز بزرگوار را مورد لطف خود قرار داده و شما فرستاده خداوند برای بیدار کردن دل خفته و مرده غافلان و ستمگران دین فروش ایران هستید.از خداوند منان آزادی همه اسرای ایران زمین و آزادی میر حسین عزیز و کروبی شجاع را خواهانم و امیدوارم روزی فرا برسد که در رکاب شما با ظلم و جور و ستم به مبارزه جانانه برخیزیم و به عالم نشان دهیم که ایرانی ظلم نمی کند و زیر بار ظلم هم نمی رود.
    بنده به نوبه خودم همیشه سعی کرده ام که در بیداری اطرافیان سهمی داشته باشم و به شما قول می دهم که این نامه پر از درد و رنج و بسیار متفکرانه و هوشمندانه را تا جایی که در توان دارم به همه برسانم تا همه از این درخواست شما آگاهی یابند. وما از امروز منتظر اجابت خواست شما از طرف کسانی هستیم که مورد خطاب شما بوده اند و اگر خدای نخواسته گزندی به شما و خانواده شجاع شما وارد شود در وحله اول مقصر را همین افراد می دانیم که با مصلحت جویی بی مورد به ندای تظلم خواهی یک مسلمان جواب نداده اند وبعد هم به حکومت و رهبران آن هشدار می دهیم اگر کوچکترین آسیبی به شما وارد شود دیگر خانواده شهدا و ایثارگران و بسیجیان سابق را نیز در برابر خود خواهند دید و اینان خود می دانند که ما از جان گذشته ایم و به راحتی از حق و حرف خود نمیگذریم.
    خداوند یار و نگهدار شما و خانواده محترمتان

  126. دوستان گرامی سلام در پی درخواست آقای نوری زاد از برخی از بزرگان و کسانی که امیدی به انان داشت میتوان از فضای به وجود امده به بهترین نحو ممکن در جهت استیفای حقوق از دست رفته مردم استفاده کرد. مدت زیادی است که مردم ما به مردم سوریه مینگرند و انها را تحسین میکنند. اینک فرصتی به وجود امده است که ما هم خودی نشان بدهیم و با روشی مسالمت امیز هم حقوق خود را استیفا کنیم و هم به جهانیان نشان دهیم که ما هم از سایر ملل چیزی کم نداریم. از حقوق حقه خودمان نمیگذریم و قهرمانانمان را که برای آسایش و استیفای حقوق ما جان و مال و ناموس خود را بر کف نهاده و به میدان می روند تنها نمی گذاریم. اینک وقت ان است که هر ایرانی قلم برداشته و برای آقای خامنه ای نامه بنویسد. هر هفته یک نامه به رهبر.آری هر هفته هر ایرانی یک نامه به رهبر مینویسد و ان را به ادرس دفتر رهبری پست میکند. قرار بر این است که هیج کس ادرس فرستننده را روی نامه اش ننویسد. و همانطور که آقای نوری زاد پیشنهاد کرده است نامه های که ارسال میشود با رعایت ادب و احترام خواهد بود و همه واقعیتهایی که اطرافمان وجود دارد و ناشی از سوء اداره کشور بخصوص در سطح کلان است را ذکر میکنیم. کسانی هم که میخواهند نامه الکترونیک بنویسند میتوانند نامه های خود را به وب سایت رهبری بفرستند.این روش علاوه بر این که بسیار کارامد هست هیچ خطری برای کسی ایجاد نمیکند و قطعا تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت.و از رهبر میخواهیم که حقوق مردم ایران را رعایت کند. به همه مردم احترام بگذارد و دست از کارهای فرا قانونی بردارد.چنانچه همه دست به دست بدهیم خواهیم توانست کوهی از نامه هر هفته یه سمت دفتر رهبری ارسال کنیم. ضمنا به همین منظور هم یک صفحه فیس بوک ایجاد شده است که ادرس ان در زیر ذکر شده است:http://www.facebook.com/pages/Name-Be-Rahbar/285636921482296

    لطفا برای یک بار هم که شده همه دست به دست هم بدهیم و حرکتی انجام دهیم که سود ان به نفع همه مردم و اینده کشور باشد.به امید سرافرازی همه ایرانیان و پیروزی بر دشمنان ایران و ایرانیان
    با احترام یک ایرانی

  127. کامنت های سایت کلمه تا صبح چهارشنبه

    ۱۶۱ دیدگاه

    دیدگاه تان را بنویسید

    At 2011.12.13 12:11, سلام said:

    سلام و درود خدا بر همه آزاد اندیشان…..خداوند نوریزاد و نوریزادها را برای این ملت حفظ کند

    [Reply]

    At 2011.12.13 12:34, انشاالله said:

    سلام خسته نباشید سایت کلمه خواهش می کنم روزنامه آن را دسترس قرار دهید می خواهم برای فامیل هایم ودوستانم ببرم یا اینکه تو رسا اعلام کنید فایل صوتی هم خیلی خوبه خیلی ممنون

    [Reply]

    At 2011.12.13 12:39, محمد رزمنده و سپاهی سابق و خانواده شهید said:

    اشک هایم جاری است بخدا سوگند تا پایان این نامه را خواندم وگریه کردم چه کنیم که این رژیم را خود ساختیم و خود پرورده ایم امروز کسانی به نام سپاهی و روحانی دیوار های بلند بر دور رهبری کشیده اند چنان رهبر را در چنگال بی خبری وخود شیفتگی فرو برده اند که دین و کشورو انقلاب و مردم
    را خطر نابودی از ناحیه جهل و استبداد و تحجر تهدید می کند پس اگر دلسوزانی هستند که نامشان و اوازه شان و نفوذشان در مردم و رهبر می تواند اثر کند به گفته نوری زاد عمل کنند و رهبررا زیر رگبار نامه ها قرار دهند و با پیکان های تند کمان ها را کشیده بر برج و باروی دور بر او پرتاب کنند شاید که از این پیکان ها و تیر هائی که مانند گل و عطر در فضا پرا کنده می شود بادی بر خیزد و از دیوار ها و بر جهای کشیده شده عبور کند و مشام رهبری را کمی
    معطر کند

    [Reply]

    At 2011.12.13 12:42, یاحق said:

    به نام خدایی که سیل را آفرید الله اکبر

    [Reply]

    At 2011.12.13 12:44, کامران said:

    با درود بر نوری زاد و نوری زادها که نور می افشانند .ما پیش از انقلاب می گفتیم شاه چون در کاخ بزرگ شده مردم را درک نمی کند
    اما امروز با خود می اندیشیم که خامنه ای که از این پائین پائین ها به بالا رفت چرا این همه ضد مردمی و ضد اخلاق و ضد بشر و ضد عقل ودانش شده است

    [Reply]

    At 2011.12.13 12:46, رضا said:

    آقای نوریزاد بدرستی اسم این افراد را در نامه خود برده اند اگر دعوت ایشان را لبیک گویند و نامه بنویسند که حتما تاثیرگذار است و اگر ننویسند چهره واقعی خود را برای مردم روشن تر از قبل کرده اند. مخصوصا آقای هاشمی و خاتمی

    [Reply]

    At 2011.12.13 12:49, ناشناس said:

    این سرک گشید نها حقیقت دارد منهم روزی خواستند هم تلفن و موبایل حتی موبایل همسر و فرزندانم و بعضی فامیلهای نزدیک را کنرل کردنند وقتی روز موعد رفتم.پیش از سوال انها من گفتم تمام موبایل و تلفن را بخاطر ۲۴ ساعت گوش دادن شما خواهم فروخت.باز انسان خوبی بود سکوت که علامت شرمندگی بود را پیش گرفت منهم گفتم سعی کنید اداره کنید نه کنترل

    [Reply]

    At 2011.12.13 12:59, رز said:

    امیدوارم در این فراخوان موفق و پیروز باشید و بتوانیم دوباره سربلندی اسلام و ایران را ببینیم.همیشه دعاگویتان هستم.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:02, عبدالله said:

    برادرم جناب نوری زاد عزیز
    با سلام
    من کاملا موقعیت و وضعیت شما را درک می کنم . شما مگر عصر عاشورا را از یاد برده اید ؟ مگر مقاتل شریف را مطالعه نفرموده اید ؟ و یا در مجلس روضه خاندان نبوت ( ع ) شرکت نکرده اید ؟ چرا شکوائیه ؟ چرا مضطرب ؟ وقتی می دانی با خاندان عصمت و طهارت بعد از واقعه عاشورا چه کردند . گوشواره از گوش دختر امام – خلخال از پای محارم خاندان نبوت و چادر از سر عترت و … کشیدند !
    متاسفانه زمانی که اماممان حضرت خمینی کبیر ( س ) ما را هشدار می داد که نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان ( یزیدیان زمان ) بیافتد ما باورمان نیامد که عاشورا تکرار شدنی است !
    بنده هم به سهم خود از بزرگوارانی که نام برده اید و چه آنان که نامی برده نشده اند انتظار دارم همچون حضرت زینب ( س ) رسالت خود را که همان گفتن ظلم طالمین است را بعد از وقایع عاشورا ی ( ایران ) به اطلاع تمامی آزادگان برسانند .یا حسین ادرکنی ( ع )
    برادرت رزمنده ی دفاع مقدس – جانباز و برادر شهید ( عبدالله )

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:03, من یک دانشگاهی ام said:

    آهای ایرانیان، من یک دانشگاهی ام. استادم. اما بخدایی که برتاروپود ما گواه است، من دربرابر این استاد مسلم سخن و ادب و شهامت به زانو درافتاده ام. من برسرکوهی از بغض ایستاده ام و به دور دست های سرزمین خود می نگرم. من استادم اما چه بگویم که این نوری زاد با هرکلام انسانی و منطقی و آتشین خود مرا برفرش می نشاند و به من می گوید: بنشین و بیاموز.
    آهای ایرانیان، نمی دانم شما نیز مثل من با پتک کلمات نوری زاد از پادرآمده اید یا نه؟ نمی دانم سیلاب اشک به دامانتان راه یافته است یا نه؟ من که به معنی واقعی بریدم. بریدم از هجوم پلیدی ها و نکبت ها. خدایا مرا تو شاهدی که با مطالعه این نامه برزمین کوفتی. آهای ایرانیان، رنج تاکی؟ بیایید رنج هایمان را قسمت کنیم. به خداوندی خدا پسندیده نیست این مرد و خانواده اش یک تنه به کوه آتشفشان ورود کنند و ما تماشاگر باشیم.
    من به سهم خودم از جامعه روحانیان و از جامعه هنرمندان و مهندسان و پزشکان و هرجامعه ای بخصوص دانشجویان و فرهیختگان تقاضا دارم به تقاضای این مرد شریف پاسخ بگوییم و او را از تنهایی بیرون ببریم.
    من نمی دانم اگر فردا روزی صاعقه ای برما بارید آن را تقاص کدامین قصور خود بدانیم؟
    نوری زاد را می ستاییم و یاری اش می کنیم.
    اگر چه به زیانمان تمام شود.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:10, مادر سبز said:

    هیچ شکی نیست برای اینکه این نظام در مسیر اصلی خود قرار گیرد مردم خوب ما هزینه های زیادی را متحمل خواهند شد اما اگر این بزرگوران هریک به وظیفه ی خود در جهت افشای هر چه بیشتر مظالم موجود در حکومت لب بگشایند آیا از این هزینه ها کاسته نخواهد شد؟؟ واقعیت های تلخی که از زبان نوری زاد عزیز جاری می شود اگر از زبان شما مراجع و شخصیت های دیگر تکرار شود چه بسا تاثیرگزار تر وهمچنین محرک خوبی در بطن جامعه باشد.

    بیا تا گل برافشانیم و طرحی نو در اندازیم

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:13, نوری زاد said:

    گوش اگر گوش آقایان و ناله اگر ناله تو. آنکه البته به جایی نرسد، فریاد است. غیر از آقای سروش، به بقیه امیدی نداشته باشید.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:13, minoo az alman said:

    ahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay adama ,hal men naseren yansoroniiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii?

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:14, همراه کوچک سبز said:

    من هم از همه آنهایی که می‌توانند دعوت می‌کنم که بیایید همت کنیم و با “پخش نامه‌های نوری‌زاد” و نیز “صحبت از نامه‌های او و این حرکت بزرگ” او را یاری کنیم.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:16, ناشناس said:

    ن والقلم و ما یسطرون .تاثیر این نوشته های مبارک ،بیش از موعظه های بی خاصیت است . ای کسانی که نامتان ذکر شده و ای جوانمردان و دانشجویان غیور ، ای پاسداران حریم خصوصی ملت ، به ندای این مرد حق گو و شجاع پاسخی در خور دهید . مگذارید تاریخ شما را شماتت کند و خداوند منتقم شما را مواخذه کند . والله جواب این نامه در نزد مردم از دعا و نماز تاثیر گذار تر است .

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:24, ناشناس said:

    درود بر”حر زمان” جناب نوری زاد:
    پیامبر فرمود: اگر کسی صدای فریاد مسلمانی را بشنود و به کمک او نشتابد، مسلمان نیست. ما منتظریم ببینیم چه کسانی به فریاد آقای نوری زاد پاسخ می دهند و چه کسانی به ندای او پاسخ نمی دهند. اما امیدواریم.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:28, یک دانشجو said:

    ۱۶ – من از نمایندگان مجلس، ازمدیران و مسئولان، چه با اسم خود و چه با اسم مستعار، درهرکجای ایران و جهان تقاضا دارم مرا در این حرکت بزرگ یاری دهند. ما می توانیم چند به چند، یک به یک، با همین نامه های خود بارانی از کلمات شایسته برسر رهبر بباریم و او را به آسیب ها و به نادرستی ها و به کجی ها هشدار دهیم. محل انتشار این نامه ها می تواند سایت های شخصی و حرفه ای باشد.

    راستی آقای نوری زاد چرا از دانشجویان نخواسته کمکش کنند؟ یا از هنرمندان؟ یا از سپاهیان پاک و سرداران دیگر؟ از بسیجیان معترض؟ از زنان خانه دار؟ از کاسب ها؟
    می دانیدچرا؟
    بخاطر این که قدم اول باید بسیار سنجیده باشد. شلوغ کردن یک تقاضا اگر به سکوت بیانجامد همان تقاضا را و تقاضا کننده را به سوژه ای برای شریعتمداری کیهان تبدیل می کند. نوری زاد بسیار هوشمندانه به همین پانزده نفر بسنده کرده است. جالب نیست؟ نامه پانزدهم و پانزده شخصیت؟
    تا پای جان در کنارت هستیم نوری زاد عزیز
    ما تو را ساده به دست نیاورده ایم که ساده از دستت بدهیم.
    تو برای ما و سرزمین ما به تنهایی یک تاریخی
    دستت را می بوسیم.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:29, ناشناس said:

    درهمین دنیا از شما گله خواهیم کرد. وشما با اعتنا به آموزه های دینی مان، ازمیزان نفوذ آه بی پناهان با خبرید.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:37, ناشناس said:

    ای خاک برسرِ دم و دستگاه یک سیستم اطلاعاتی که با ورود به حریم خصوصی منتقدان، به ترمیم عجز خود می پردازد.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:46, ناشناس said:

    درود بر غیرتت درود بر خانواده محترمت وای به روزی که میر حسین حکم جهادم دهد

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:50, هموطن said:

    بکشیدمارا ملت ما بیدارتر میشوند ما به این خونها زنده ایم(امام خمینی) اما نوریزاد عزیز همین ۱۴ نامه شما کارش را کرد.مطمعن باشید که با کشتن شما انقلابی را خواهد افتاد.

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:53, علیرضا said:

    در روایات ما آمده است که هر کس فریاد مسلمانی را بشنود که از او کمک خواسته و به یاری اش نشتابد مسلمان نیست……..ایا ما ……

    [Reply]

    At 2011.12.13 13:59, امیر said:

    آیت الله طاهری از قلم جناب نوری زاد افتاده، ما مصرانه از محضر آن حض
    رت می خواهیم در این مقوله ما را یاری دهند

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:01, امیر said:

    آیت الله طاهری از قلم جناب نوری زاد افتاده که آن حضرت نیز مطمئنا می تواند ما را یاری دهد

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:07, علی said:

    از این طریق با این چند کلمه مختصر و با علمی کم ،خدمت ان رهبر و ان اولاد رسول سلا عرض میکنم.

    حضرت علی(ع) در زمان عدالتش (نه در زمان حکومتش) در زمان خدمتش ،شبها به خدا پناه میبرد ،از اینکه مبادا بر احدی از مردم توسط مامورین ظلمی روا شود یا خیلی کمتر فقیری به شکم گرسنه شب را صبح کند .
    حال شما چه شده است که با تمام این ظلم های که بر مردم میشود ،مال و اموال این مردم به تاراج می رود در صورتیکه در صد زیادی از مردم به نان شب محتاج اند.شما براحتی سر بر بالین می سائید .سید بزرگوار نکند خدا نکرده فردای قیامت جد بزرگوارتان از شما صورت برگرداند.
    ۰

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:07, ناشناس said:

    گریه ام گرفت. خدایا خودت حافظ مظلومان باش و آنان را از شر فرعونیان در امان بدار

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:10, حسین said:

    حسین و حسینی ها و یاران حسین زنده اند!….. کجایند طالباندهمراهی حسین؟؟؟………
    نوری زاد! تو بزرگترین حافظ این انقلاب و نظامی!…. افسوس که نفهمیدند و دلسوزیت را دشمنی تلقی کردند…
    به امید آنکه همگی بیدار شویم و بتوانیم با صدای طنین اندازمان بیدارشان کنیم…..

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:10, بسیجی خمینی said:

    سلام
    البته بهتر است به سردار مشفق هم خطابه ای می کردید که چگونه پیش بینی های قبل و بعد از انتخابات را کرده بودند
    جناب نوری زاد
    خدا یاورتان باد و ما شرمنده شما هستیم. شما و خانواده شما. اعتراف می کنم من ترسو هستم و ادعا میکنیم. سوری ها تا الان ۴۰۰۰ کشته داده اند اما عقب نشستند. در یمن و لیبی که اینها این انقلابات را به انقلاب ما وصل نمودند اما نترسیدند اما ما ایرانی ها ترسیدیم
    اما خدا می داند همه مردم دنیا از ما شجاع ترند
    فقط حرف می زنیم و شعار می دهیم
    ای علمای اسلام. به داد اسلام برسید
    ای بسیجیان سلحشور ولایت نزده و جنگ دیده و ای سپاهیان آزاده که سربازان همت بودید و باکری به داد اسلام برسید. نگذارید افرادی چون سردار مشفق( عبدالله ذیقمی) و جناب حجت الاسلام والمسلمین نائب با آبروی شما بازی کنند ما قرار بود با دشمنان خارجی بجنگیم، نه با مردم کشور خودمان

    ای نمایندگان بی صلاحیت و ترسوی مجلس (البته آقای لاریجانی و بروجردی مستثنی هستند چون در نامردی لنگه ندارند) به خود آئید
    رهبر عزیز
    تورو به خدا به حرف های اینان گوش فرا بده اینان همان یاران قدیمی تو و ما در عرصه دفاع مقدسند و حتی اگر بر فرض محال شخصا ایرادی دارند حرفاهایشان درست است
    رهبرا
    دست از لجبازی بردار و شرط بندی ات بر روی احمدی نژاد را که باختی را رها کن اقلا در شرط بندی اعتماد مردم دیگر بازنده نباش
    ببین اطرافیانی که در کنارت هستند همه سیرند؟ کدامشان در جنوب شهر زندگی میکند؟ کدامشان غم مسافر کشی با موتور سیکلت را دارند یا هزینه کرایه خانه وبیکاری خود و خاندان بیت معظم شان را دارند؟ فرزندان دامادها و نوه های کدامشان بیکارند؟
    رهبر گرامی
    شما بر روی منابر درس آزادگی حسین ع را دادید و هدف قیام عاشورا را امر به معروف و نهی از منکر قرار دادید پس این حرفهای دلنشین آقای نوری زاد را به عنوان امر به معروف برای خود برداشت نمائید و بیائیم ایرانی شاد داشته باشیم
    وگرنه تاریخ بد قضاوتی در خصوص شما و سرداران سپاهی دنیا زده و بسیجیان جنگ ندیده خواهد داشت و ما هرگز آن را نمی پسندیم
    بسیجی خمینی

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:13, ناشناس said:

    عجب مردی عجب مردی عجب مردی عجب مردی واقعاً مردی خداوند حافظ شما است چه این دنیا چه آن دنیا ای کاش کمی جرأت شما را داشتم

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:15, ما هستیم( یک لر سبز) said:

    برادران همت کنیم از همین امروز هر ایرانی با غیرت و با شرف یک نامه بنویسیم تا سیل نامه هایمان دودمان ای ظالمان را به سمت نابودی رهنمون سازد
    از سایت های انقلابی چون کلمه و جرس می خواهیم شرایطی را برای انتشار میلیونی نامه های میلیونی فراهم کنند
    من فردا نامه ام را منتشر می کنم

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:18, ناشناس said:

    آقای نوری زاد، والله اگر برمن مسجّل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید، همین فردا خروج خواهم کرد.
    خیلی پرمعنی بود

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:19, احسان said:

    با سلام اولا ستاد بزرگداشت حماسه ۹ دی!!که حتما دیشب ملاحظه فرمودید حکایت از این دارد که امیدی به بازگشت وجبران وجود ندارد.ثانیا چند نفر از ما حاضریم مثل مولایمان حسین ع درراه احیای دین خدا وعدالت جان خود و خانواده را تقدیم کنیم به عنوان مثال آیا میشود از فردا هر روز ۷۲ نفر در جلوی خانه موسوی تحصن کنیم با کشته شدن این گروه روز بعد ۷۲ تن دیگر تا سرانجام همه با ما هماهنگ شوندهم کسی دیگر نتواند انکار کند و هم آنهایی که ایمان راستین دارند کم کم به واقعیتها پی برده با ما همراه شوند ثالثا آیا اشک ریختن و به وبه کردن از متن یک نامه و دلسوزی برای میرحسین و دیگران کافیست البته قبول دارم که باید زیرکانه عمل نمود و مصالح ملی را در صدر قرار داشت ولی من فکر میکنم ما ترسیده ایم و این درست همان چیزی است که آنها با عملکردشان میخواهند رابعا همیشه با خودم میگفتم اگر زمان امام حسین ع میبودم چه میکردم ؟ شرایط امروز را که میبینم و فضای رعب و ترس وخطابه هایی که انسان را در تشخیص حق و باطل دچار شک و تردید و حیرت میکند صادقانه می گویم شاید از همان دوست دارانی بودم که در مسجد کوفه اسیران خاندان اهل بیت ع را می نگریستم وگریه میکردم و ندای امام سجاد ع را می شنیدم که چشمهاییتان همیشه گریان باد!!

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:20, ناشناس said:

    منتظر عکس العمل آقایون به خصوص آقای هاشمی ، جوادی آملی و مکارم شیرازی هستیم

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:26, سارا said:

    آی آدم ها که در ساحل نشسته شاد و خندانید
    یک نفر در آب دارد می سپارد جان…

    آی مردم ایران به داد خودتان برسید. احمدی نژاد دارد کشور را غارت می کند. علما سکوت خائنانه تان را بشکنید. مردم چه برای از دست دادن دارید؟ چرا مرده ایم؟ چرا لبان مان را خود دوخته ایم؟ چرا مظلومان هم وطن مان را تنها گذارده ایم؟

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:37, ناشناس said:

    روحانیونی که مورد خطاب نوری زاد هستند چنانچه به این خواسته عمل نکنند اولا در قیامت می بایست پاسخگوی فریاد مظلوم باشند.در ثانی همه کتابها ، همه منبرها و همه نصایحی که از جهاد و فلسفه عاشورا و امام حسین کردند به هیچ نمی ارزد.عالمان بی عملند و همچون درخت خشک می بایست از جا کنده شوند.

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:45, ناشناس said:

    آقای نوری زاد شجاع درود و سلام مرا بپذیرید من آدمی ناتوان و شهروندی کوچک هستم و در پی ۱۵ امین جریده شما به رهبر آتش گرفتم ایکاش بتوانم از سهم خود با شما همراه شوم . خوب کسانی را به شهادت گرفته اید که مطمئن هستم بعضی پاسخ شما را خواهند داد و نامه ای خواهند نگاشت اما گروهی که از قضا جزو آن دسته هستند که باید قیام کنند اکنون سر در گریبان این حکومت دارند و پولهای نفتی زبانشان را و دستشان را به غایت سنگین کرده است امیدوارم این نامه دردمندانه شما را اجابت نمایند امثال وحید و هاشمی و مکارم , ولی دل خوش مدارید که اینان سر سپرده اند بر آسمان ولایت آن کس که با شما چنین میکند .
    خاتمی گوهری نایاب است ولی اهل جدل نیست و خوب میدانید از او نیز نخواهید.
    سید حسن که بر قتل پدر زبان در کام گرفت را چه انتظار که برای شما عبا گستراند.
    جمیع نمایندگان مجلس فعلا در فکر انتخابات ببخشید انتصابات حکومتند و بعید است این خوان گسترده را برچینند به کام شما.
    آن سردار را که به شهادت گرفته اید باز پس دهید که آبشخور فکری و عملیش همانجاست که بر شما تاخته است.
    اما سخنی بابایت و دستغیب و کدیور و سروش و همسران سرداران واقعی همت و باکری:
    تنها مگذارید این بنده خالص خدا را اجابت کنید در خواستش را که شما نیز چون او زخم خورده اید.

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:46, ممد said:

    خداوندا خود نگه دار این مرد و خانواده اش باش ، اشتباه نکنید رهبر گرامی ۸۰ سال است عادت کرده گوشش به فریاد مظلومان و ستمدیگان بدهکار نباشد ، تازه اگر آقایانی که اسم برده اید نامه بنویسبد و رهبر هم بخواند ، آیاواقعا توقع دارید محتوای نامه ها را باور کند ؟ !!! زهی خیال باطل ، کمی به حافظه تاریخی خود مراجعه کنید تا بحال چند نفر مثل احمد خمینی کشته و چند نفر مثل حجاریان فلج شدند و در کدام مورد رهبر عین خیالش بوده

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:49, میرحسینی said:

    نوریزاد عزیز زنده و پاینده باشی
    و خانواده ات در سلامت کامل
    انشاالله
    امیدواریم از کسانی که درخواستید تا نامه بنویسند به مصلحت اندیشی در نیفتند.بسیاری از مشاهیر ما مصلحت اندیشی کردند که کار به امروز رسیده است.
    ما نیز اگر صلاح بدانی دست به قلم میشویم.

    [Reply]

    At 2011.12.13 14:51, فاطمه said:

    درود برمرد راستین خدا !

    امیدوارم رهبری به خود آیند ؟!!!!

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:00, khaashaak09@gmail.com said:

    پیشنهاد بسیار خوبیه.من در ۷۲ نفر اول هستم.
    یا لثارات الحسین.

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:03, ناشناس said:

    آقای نوریزاد!
    اگر شما باز هم نامه نوشتید که نوشتید. ولی اگر نبودید به شما قول میدهم شخصا وبلاگی به نام شما بسازم و این نامه ها را در آنجا منتشر کنم
    همینجا از میلیونها ایرانی میخوام با ایجاد وبلاگی به نام نوریزاد و نوشتن نامه به رهبر راه ایشون رو ادامه دهند.

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:04, سایت کلمه said:

    از شما می خواهم این صفحه رودرست کنی سایت کلمه نامه های به آیت الله خامنه ای من این سایت را بیشتر ازسایت های سبز دوست دارم دوست دارم شما این کار را انجام بدهید لطفا این صفحه رو درست کن ومنتظر نامه ها باش

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:09, یک طلبه said:

    راستی مگر نه آن است که علمای بزرگوار با پول و ارادت و احترام مردم و با پشتوانه ارزشهایی که همه را به آنها امر می کنند بزرگ و عزیز شده اند ، پس اگر در این شرایط خطیر و هراسناک به داد اسلام و مردم نرسند پسی کی می خواهند دین خود را به ولی نعمتان خود اداء کنند؟راستی مگر چند جمله مودبانه و محترامانه نوشتن چقدر سخت است که آقایان از آن استنکاف دارند؟

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:12, نیما said:

    درود درود درود به شرافت و آزادگی
    ار آیت اله امجد هم میشود مدد خواست

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:16, mohammad said:

    “هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد/هم رونق زمان شما نیز بگذرد
    در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت/این عوعو سگان شما نیز بگذرد
    آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست/گرد سم خران شما نیز بگذرد
    زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت/ناچار کاروان شما نیز بگذرد ”

    سیف فرغانی

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:19, سیف الله said:

    ای آزاده مرد، آقای نوری زاد سلام بر شما،

    من از این حیرانم که چگونه دلسوختگان ایران شاهد هستند مردی از تبار شما در تنگنا و زیر فشار و ظلم و هرزگی اوباش قلچماق قرار گیرد و دم نزنند.

    ای آقایانی که نوری زاد امروز دربتان را میکوبد، از ایشان درس شجاعت و آزادگی بگیرید.

    ای نامردمانی که روزگار این مرد بزرگ را سیاه کرده‌اید، چگونه دلتان میاید بهترین گلهای این باغ را با دستهای ناپاکتان له‌ کنید. مگر کورید. نه کور نیستید، شما اجانب کوتاه بینی‌ هستید که در این باغ جایتان نیست. شما صاحب باغ نیستید، دزدید.

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:28, محمد said:

    ملتی که ترس بر ایشان چیره شده باشد محکوم به فناست.
    کاشکی ما هم شجاعت آقای نوری زاد را داشتیم.
    خدا شما و خانواده تان را از دسیسه ظالمان دور بدارد. آمین

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:29, کوروش تو بخواب که ملتت بیدار شد! said:

    اقای نوری زاد ایران هیچگاه کاوه ها را فراموش نمیکند شما در خاطر ملت جاودانه شدید

    ارزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای شما دارم

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:34, ناشناس said:

    تشبیه آقای نوریزاد در مورد شریعتمداری بسیار زیبا و پرمعنا بود: نگران ناسزاهای امثال آقای شریعتمداری کیهان نباشید. او را اگر به حال خود هم وابگذاریم، از قلمش ناسزا می چکد.(؟…)

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:39, ناشناس said:

    درود به شجاعت آقای نوری زاد عزیز……سربلند باشید

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:40, بابک said:

    نمیدونم چی بگم بخدا. فقط اینو میگم که نوریزاد تو در قلب و ذهن من هستی، با اینکه تو را ندیده ام اما انگار سالها با تو زندگی کرده ام. از تو آموختم که میتوان با کسی که ظلمی بر من روا داشته با ادب و احترام صحبت کرد. امروز در وجود هر ایرانی یک نوریزاد روان و جاریست. درود بر تو مرد روزهای سخت.
    اما سخنی هم با جناب خاتمی عزیز دارم. ای عزیزترین رئیس جمهور من و ای سید نورانی، شما ما را با مردمسالاری دینی آشنا کردی وگرنه من در آن سالها فکر میکردم حکومت حق دارد مثل آب خوردن اعدام کند و بکشد و کسی حق سخن گفتن ندارد، حال چگونه میتوانی بیش از بیست و دو میلیون ایرانی را که بارها راه و منش تو را تایید کرده اند در انتظار آینده ای سخت و مهلک رها کنی؟ تو را به شرافتت این درخواست نوریزاد را لبیک بگو سید جان!

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:43, احمدی said:

    خدایا تو خود یاورش باش یاور همه انهاییکه در راه تو جهاد میکنند.

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:52, رضا said:

    آیا این امکان وجود ندارد که روزانه حداقل صدها نامه از طریق ایمیل به سایت رهبری ارسال شود؟ ایمیلهای ناشناس و ارسال با فیلتر شکن برای انان که میخواهند شناسایی نشوند…..

    [Reply]

    At 2011.12.13 15:54, بنده خدا said:

    اندکی صبر و توکل بخدا مطمئنم وعده خدا یعنی الملک و یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:00, saeid said:

    تو رو به خدا قیام کنید مردم نگذارید این بزرگ مرد این عصر به سادگی از میانمان رخت بر کند تو رو به خدا نجاتش دهید :( ((

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:01, دانشجوی مارمولک said:

    سلام به همه مردم ایران
    فرض کنید این درخواستها به جای زبان نوری زاد از زبان مهدی موعود بود . چه می کردید ؟ فکر می کنید آن زمان که او بیاید حاکم وقت به آسانی تسلیم می شود ؟ نه هرگز و حمام خون به راه می افتد . امروز شما هر عکس العملی نسبت به نوری زاد داشته باشید درست همان چیزیست که در آینده به مهدی دارید . حال خود قضاوت کنید که کی هستید و چقدر شجاعت دارید . به خدا اگر امروز روز ظهور هم بود شما و ما همانی هستیم که الانیم . ترسو و به مهدی هم اگر مثل امروز ترس وجود داشته باشد پشت می کنیم .
    حالا روز امتحان است . و باید در این آزمون شرکت کنیم . اما پس از ازمون بسیار فرق است بین ۰ تا ۲۰ . هر نمره ای دوست دارید همین امروز امکان رسیدن به آن را دارید .
    یا حق

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:03, ایرانی said:

    اقای نوری زاد را اگر پودر کنند ولی نامش جاویدان خواهد ماند- اقای هاشمی و خاتمی دست از محافضه کاری بردارید. شما را به هر حال نابود خواهند کرد- چه بهتر که با عزت باشد- به ندای این مرد از جان گذشته پاسخ دهید.

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:04, مرتضى said:

    نورى زاد عزیز تو یکى از مردان برحق این سرزمینى و راهت ادامه دارد
    این هم فرصتى است براى جناب رفسنجانى (با آن آشى که براى این ملت پخت) تا از گناهى که در حق این ملت کرده بکاهد.

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:09, از طرف شیعه دیروز ، موحد امروز و انشاء الله پیروز فردا ، علیرضا حسینی said:

    مقدمه: درسخن حق نوری نهفته است که مخاطب خود را می جوید و کام او را به نور خود برمی آورد. (دکتر نوریزاد)
    نامه زیر مربوط به دو سال پیش است:
    سئوالاتی از محضر ولایت مطلقه فقیه
    می دانم از کجا شروع کنم ، سی سال است که گوش ما از فلسفه فکری شما و گروه شما پر شده ، افراد زیادی هم تا کنون به شما ایرادهایی گرفته و نامه هایی نوشته اند ، براستی اگر حق با شماست چرا اندکی از برج عاج ولایت و از آن مقام کبریایی پایین نمی آیید؟ و از طریق تلویزیون خیلی روشن و واضح ، پاسخ آنها را نمی دهید؟ آیا شما از خدا بالاترید که موسی را بسوی فرعون فرستاد تا با لحن نرم با او سخن بگوید؟ یا حکومت شما از حکومت خداوند بالاتر است که فرشتگان در آن می توانستند در مورد علت خلقت آدم سوال کنند ؟ ، بگذریم.

    آقای خامنه ای شما مدعی پیروی از علی هستید ، من از کتابهای شیعه و از دیدگاه خودتان سوال می کنم :

    ۱- مگر خلفا در ۲۵ سال خلافتشان با علی مشورت نمی کردند ، دختر نمی گرفتند ، رفت و آمد نداشتند؟ چرا روابط شما با اهل سنت داخل و کشورهای همسایه اینگونه تیره و تار است؟ در ظاهر دم از هفته وحدت و روابط دیپلماتیک می زنید ولی در محافل خصوصی و در ته قلبتان با آنها دشمنید ، پس بدانید اینگونه هیچگاه هیچ وحدتی حاصل نمیشود .

    ۲- حضرت علی خطاب به مالک اشتر می فرماید: باید نزدیکترین افراد به تو مخالفترین آنها با تو باشند ، آقای خامنه ای چرا دورترین افراد به شما مخالفان و منتقدین شما هستند؟(حتی افرادی از خودتان مانند منتظری و طاهری)

    ۳- آقای خامنه ای خداوند در قرآن خطاب به پیامبر می گوید: با کافران به طریق نیکو مجادله کن. گیرم اهل سنت کافر ، چرا در یکی از شبکه ها مناظره ای آزاد بین علمای شیعه و سنی نمی گذارید؟

    ۴- آقای خامنه ای شما می گویید پیرو علی هستید ، علی در جنگ صفین خطاب به سپاهیان خودش می گوید به لشکر معاویه دشنام ندهید ،در قرآن نیز خداوند می فرماید به بتهای کافران دشنام ندهید. آقای خامنه ای این زیارت عاشورا چیست که از صبح تا شب در حکومت شما خوانده می شود؟ مگر شما نمی دانید این زیارت فقط از سه طریق نقل شده ، یعنی خبر واحد است ، مگر شما علم روایه نخوانده اید؟ مگر در بین راویان این زیارت نام غالیان و افراد فاسد المذهب وجود ندارد؟ بگذریم .

    ۵- آقای خامنه ای در قرآن آیات فراوانی وجود دارد که خدا در آن می فرماید : آنها گوشهایی دارند که نمی شنوند و چشمهایی که نمی بینند و قلبهایی که نمی فهمند ، آقای خامنه ای متاسفانه من فکر می کنم شما و طرفداران شما اینگونه اید و اینگونه بودن متاسفانه راهی جز آتش دوزخ در پی نخواهد داشت ، آقای خامنه ای می گویند شما نه دزدی می کنید و نه سوء استفاده ، پس چرا بخاطر اطرافیان رفسنجانی و یک مشت سردار سپاه دزد خودتان را جهنمی می کنید؟

    ۶- آقای خامنه ای ایام محرم است. می دانید اگر کسی خواست مثل امام حسین در حوزه حکومت و سیاست امر به معروف و نهی از منکر کند سربازان گمنام امام زمان در اداره اطلاعات چه بلایی سر او می آورند. داخل غذا یا کفش او سم می ریزند ، آقای خامنه ای شما که معتقدید معاویه داخل غذای مخالفینش سم می ریخته ، پس تفاوت حکومت شما با حکومت معاویه چیست؟ آیا این است عدل علی؟ معاویه و یزید هر چه بودند لااقل برای مردم خودشان که خوب بودند.

    ۷- آقای خامنه ای دزدی و سوء استفاده از بیت المال در اکثر ادارات و سازمانهای دولتی یا وابسته به دولت بیداد می کند که مسلماً گزارش آنرا اداره اطلاعات برای شما ارسال می کند ، آیا حضرت علی عاملان خیانتکار خود را عزل نمی کرد؟ و مجازات نمی کرد؟ این غارتها و سکوتها که بیشتر شبیه به حکومتهای اموی و بنی عباس است تا حکومت عدل علی .

    ۸- آقای خامنه ای شما معتقدید که پس از رحلت نبی اکرم(ص) در حکومت ابوبکر ، خفقان شدیدی حاکم بوده و کسی جرات اعتراض و مخالفت نداشته است ، ولی از طرفی دیگر می گوئید که حضرت فاطمه در مسجد علیه خلیفه خطبه خوانده است و آیا در حکومت شما می توان علیه شما خطبه خواند؟

    ۹- آقای خامنه ای همانگونه که مستحضرید اکنون سه حکومت مدعی دین بر روی کره زمین وجود دارد: آمریکا ، اسرائیل و ایران ، آیا عجیب نیست که هرچه آشوب است از ناحیه این سه حکومت بر می خیزد؟ و این چنین زندگی را به کام مردم جهان و مردم خودشان تلخ کرده اند.

    ۱۰- آقای خامنه ای من وقتی ادعای خاخام های یهودی مبنی بر کشور اسرائیل از نیل تا فرات را می شنوم به یاد تفکر همفکران شما مبنی بر شیعه کردن همه جهان و فتح دنیا به دست امام زمان می افتم ، بگذریم .

    ۱۱- آقای خامنه ای می دانید تهران تنها پایتخت جهان است که اهل سنت در آن مسجدی ندارند ، آقای خامنه ای می دانید وقتی آنها می خواهند در مساجد شیعه نماز بخوانند بعضاً مورد توهین و تمسخر قرار می گیرند در حالیکه من در مسجدالنبی در مدینه شاهد هیچگونه توهینی از جانب اهل سنت نبودم ، شما که خود را ولی امر مسلمین جهان می دانید پس چرا اکثر اهل سنت در تهران مسجدی ندارند؟ آقای خامنه ای براستی چرا یک شبکه تلویزیونی به اهل سنت و یا مخالفین سیاسی خود نمی دهید؟ یعنی اینقدر از حقیقت می ترسید؟ شنیده بودیم که حقیقت تلخ است ولی کسی از تلخی آن نمی میرد .

    ۱۲- آقای خامنه ای چرا هر گاه اسرائیل دست به جنایتی می زند رسانه های شما سر به جان کشورهای عربی می کنند؟ مگر جمعیت کشورهای عربی خاورمیانه ۶۰ میلیون نفر بیشتر است؟ جمعیت ایران و لبنان و شیعیان عراق و سوریه که بیشتر از اینهاست. برای همین من شک می کنم که مبادا شما عامل صهیونیستها برای ایجاد تفرقه هستید!

    ۱۳- آقای خامنه ای مگر حضرت علی نفرموده: حق را با صریحترین لهجه بگویید؟ چرا نمی آیید و نام مفسدین اقتصادی را با صراحت اعلام و آنها را مجازات نمی کنید؟ آقای خامنه ای آیا آقای محصولی ۱۶۰ میلیارد تومان را با کار و تلاش به دست آورده است؟!!

    ۱۴- آقای خامنه ای من می دانم ممکن است اکنون در گردابی افتاده باشید که هیچ راه نجاتی برای آن وجود ندارد ، خیلی راحت کناره گیری کنید تا لااقل این گندی که بالا آمده به اسم اسلام تمام نشود.

    ۱۵- آقای خامنه ای در سال ۵۷ شاه ۲۰ میلیارد دلار نفت فروخت و جمعیت ایران ۳۶ میلیون بود ، طی سالهای گذشته ۲۰۰ میلیارد دلار نفت فروش رفته و جمعیت ایران ۷۰ میلیون است ، آیا هیچگونه تخلفی در خصوص اینهمه مبلغ صورت نگرفته است؟!! که شاهد اینهمه تورم و گرانی هستیم.

    ۱۶- آقای خامنه ای آقای خمینی در بهشت زهرا قول معنویات و اسلام ناب محمدی را به ما داد آیا می دانید آمار تارکین نماز ، معتادان ، طلاقها ، افسردگی ، تورم و گرانی ، بیکاری و فقر ، هر سال رو به افزایش است پس کو آنهمه قول و ادعا؟

    ۱۷- آقای خامنه ای تا گرفتار اوهام بحارالانوار و علامه مجلسی و حق الیقین و منتهی الامال هستید مطمئن باشید سرنوشتی بهتر از شاه سلطان حسین در انتظار شما نخواهد بود ، از ما گفتن و از شما نشنیدن ، تو را به خدا از خرافات مذهبی و از افسانه های تاریخی خارج شوید ، ما همیشه افسوس خرابی مغول را می خوردیم غافل از اینکه فساد و فتنه ای که اینک دچار کشور شده از هر زمان دیگری در تاریخ خطرناک تر است. پس تا ایران تکه تکه نشده بیدار شوید . علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

    ۱۸- آقای خامنه ای شما و مردم شیعه ایران , سالها ست خود را شیفته امام حسین معرفی می کنید . شیفته امامانی که همه جان و حتی آبرو و مال و فرزند بر سر امر به معروف و نهی از منکر گذاشتند . آن هم در مهمترین حوزه یعنی حوزه سیاست و حکومت ( افضل الاعمال کلمه عدل عند امام الجائر ) چرا هر کس کوچکترین انتقاد و حتی تذکری نسبت به حکومت شما انجام دهد می شود غربزده و از ایآدی آمریکا و سر از زندان سیاسی درآوده و یا اعدام و ترور می شود ؟

    ۱۹- آقای خامنه ای وظیفه مجلس خبرگان این است که رهبر را دقیقا زیر نظر داشته و به او تذکر بدهند ولی ما می بینیم که شما سالی یکی دوبار آنها را جمع می کنید و تذکرات و رهنمودهایی به آنها می دهید !!!

    ۲۰- آقای خمینی در سال ۵۸ در بهشت زهرا گفتند : پدران ما چه حقی داشتند که سرنوشت ما را تعیین کنند ( اشاره به قانون اساسی مشروطه که سلطنت را به رسمیت می شناخت ) آقای خامنه ای : پدران ما چه حقی داشتند که سی سال قبل در سال ۱۳۵۸ سرنوشت ما را به دست ولایت فقیه سپردند و چرا هم اینک زیر نظر نهادهای بی طرف بین المللی یک نظرخواهی آزاد برای وجود یا عدم وجود ولایت فقییه نمی گذارید ؟ ( که به قول آقای منتظری از مصادیق بارز شرک است )

    ۲۱- آقای خامنه ای مجمع تشخیص مصلحت یعنی تصویب قوانینی که شورای نگهبان آنرا خلاف اسلام دانسته ! آیا این است سیاست عین دیانت شما ؟

    ۲۲- شما بیشترین حجم روابط را با چین و روسیه مشرک کافر بی خدا دارید چرا وقتی مسلمانان چین ( در یکروز ۱۵۰ نفر به شهادت رسیدند ) و همچنین کشتار مسلمانان چچن در روسیه شما هیچ موضع گیری نکردید ؟ ولی اسراییل . . . این است دین عین سیاست شما ؟

    ۲۳- آقای خامنه ای یزید خود را مبرا از قتل امام حسین دانسته و مرتب می گفت ابن زیاد این کار را سرخود انجام داده است . ولی با این همه از خانواده امام حسین دلجویی و عذرخواهی می کند ولی شما در جریان قتلهای زنجیره ای حتی عذرخواهی هم نکردید ؟

    ۲۴ – شما می گویید در سفارت آمریکا جاسوسی می شد برای همین دانشجویان آنرا اشغال کردند ! براستی چه کشف بزرگی ! خوب همه سفارتخانه ها از جمله سفارتخانه های شما در همه جای دنیا مشغول جاسوسی هستند ! آیا می دانید همین کار , دعوتی بود برای عراق برای حمله به ایران ! مگر در همه جای دنیا دیپلمات جاسوس را اخراج نمی کنند چرا شما چنین نکردید ؟ کاری که پس از ۴۴۴ روز انجام دادید ؟ هم کتک را خوردید هم پیاز را و هم پول را دادید ؟

    ۲۵- در خصوص جنگ نیز همینگونه بود کاری که پس از ۸ سال در اوج ذلت و شکست حاضر به پذیرش آن شدید کاری که نهضت آزادی آنرا در سال ۶۳ از شما خواست چرا همان موقع که عراق درخواست کرد انجام ندادید ؟ که حتی حاضر به پرداخت غرامت نیز بودند ! هم جام زهر را خوردید هم پیاز را و . . .

    ۲۶- شما کی می خواهید دست از دشمن پروری بردارید ؟ مجاهدین را چه کسی منافق و دشمن کرد ؟ لاهوتی , منتظری , طالقانی , خاتمی , موسوی , شریعتمداری , علامه برقعی , رفسنجانی , بنی صدر , بازرگان , آیت الله صانعی و بیات . . . همه بد بودند همه ایادی آمریکا بودند ! همه اشتباه می کردند ! فقط شما معصومید ! چرا تا به حال به یک اشتباه خود هم اعتراف نکرده اید ؟

    ۲۷- آقای خامنه ای , آقای خمینی در زمان شاه می گفت : اگر مسبب تمامی جنایات و کاستی ها شاه است که مقصر است و باید برود و اگر نمی داند و اینها سرخود این کارها را می کنند باز هم بی کفایت و مقصر است ! آقای خامنه ای مسئول این همه فقر و فساد و اعتیاد به انواع مواد مخدر و بی اعتباری شدید ایران در کل جهان و ارتشاء در ادارات دولتی و گرانی و تبعیض طبقاتی کیست؟

    ۲۸- آقای خامنه ای , پالیزدار در حضور ۱۰۰ نفر دانشجوی دانشگاه همدان , دزدیهای سران حکومتی را افشا کرد به ۹ سال زندان محکوم شد آقای احمدی نژاد همین کار را در حضور ۲۰۰ میلیون بیننده انجام داد و از سوی شما مدال افتخار گرفت ! چرا ؟ آیا این است عدل علی ؟

    ۲۹- آقای خامنه ای فریب تملق دیگران و موشکهای سپاه و یا حفاظت اطلاعات سپاه را نخورید ، محمدرضا شاه , چهارصد هزار ارتشی وفادار داشت با ساواک به مراتب قوی تر از اداره اطلاعات شما و زندان اوین و غیره ، در عرض ۶ ماه سلطنت او دود شد و رفت راه هوا ، آقای خامنه ای می دانید چرا؟ پاسخ آنرا من به شما می دهم : حکومتی که تحمل شنیدن حرف اقلیت مخالف را نداشته باشد زمانی بر او خواهد آمد که اکثریت مخالف عذرخواهی آن حکومت را نخواهند شنید . به یاد دارید شاهنشاه در تلویزیون ظاهر شد و گفت صدای انقلاب شما را شنیدم و غلط کردم و جبران می کنم ، ولی دیگر دیر شده بود. او باید سالها قبل به حرف اقلیت ضعیف گوش می کرد تا اکثریت مخالف پیدا نکند یا اگر پیدا کرد آنها عذر او را قبول کنند , بگذریم . آقای خامنه ای با اینهمه شاه آنقدر شرف داشت که جوی خون در ایران براه نیندازد و تیمساران او آنقدر شرف داشتند که هواپیمای خمینی را نزنند و مردم را به کشتن ندهند. کل کسانی که شاه در مدت حکومتش در خیابانها کشت به زحمت به چند هزار نفر می رسد ولی شما فقط در عرض یک شب در سال ۶۷ گورستان خاوران را آباد کردید. و من می ترسم از زمانی که گرگهای سپاه ، بسیج و لباس شخصی در ایران جوی خون براه بیندازند.

    والسلام علی من اتبع الهدی
    http://alfos.wordpress.com/2009/12/14/سئوالاتی-از-محضر-ولایت-مطلقه-فقیه

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:16, حسین said:

    چرا همه مردم ایران نامه به رهبر ننویسند بگذار رهبری بداند مردم ایران چه میگویند و چه میخواهند حداقل حجت تمام میشود

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:17, ایرانی said:

    دو سال واندی هست منتظر هستیم ولی هیچ حرکت مبارکی از اکثراین افراد نامبرده شده مشاهده نگردیده امیدوارهستیم این نهیب جواب دهد

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:21, ahmad said:

    درود بر شما نوری زاد دنبال راه درستی رفته او میخواهد به همه ما بگوید که باید برای رسیدن به اهدافمان همه باید تلاش کنیم وهمه باید هزینه کنیم ودنبال قهرمان بازی نیست هر کس اندازه خودش باید برای ازادی ودمکراسی کوشش نماید هرکسی به خوش وبه اطرافش نگاه کند از اقایان چون هاشمی وخاتمی وصانعی ودیگران هم انتظار همراهی است

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:32, darush said:

    درودبرسلحشوران تاریخ .پس ازاینکه مشخص شدهیچگونه انعطافی برای حضوراحزاب واصلاح طلبهادرانتخابات وجودنداردآقای خاتمی میبایست ازمداراکردن پرهیزودعوت ایشان رابجااورد.

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:45, reza said:

    از کجا میدانید که او هم میخواند و میبیندو میشنود؟
    چه بسیارند که جای چشم و گوش و عقل و او را گرفته اند

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:46, علی said:

    والله اگر برمن مسجّل شود که خروجم به نتیجه خواهد انجامید، همین فردا خروج خواهم کرد

    حضرت آیت الله وحید خراسانی: من که منظور شما از نتیجه داشتن نفهمیدم. ترا بخدا هی نگیم کاشک ما در عاشورا بودیم. عاشورا حی .حاضر است بسم الله.

    بابا یک مسلمان بخاطر دفاع از اسلام وشیعه تقاضای کمک داره: دیگر منتظر چی هستیم؟ منتظر چه نتیجه ای هستیم !!؟؟ تعهد کتبی می خواهیم که برایمان اتفاق نمی افتدو از گل نازکتر به ما و خانواده مان گفته نشود؟؟؟!!!!!!
    روز آزمایش خداوندی یک چنین روزهائی است! نه در خانه ویا مسجد ودر جای امن سینه بزنیم ودشمنان امام حسین را نفرین کنیم.

    یا حق

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:48, محمد said:

    اشکهایم امان خواندن نامه ات را تا به آخر ندادند نوری زاد. با تو چه کرده اند؟

    [Reply]

    At 2011.12.13 16:50, سعید said:

    در این برهه زمانی ملت ما می تواند در تفکر خود انقلابی عظیم بیافریند و چیزهای جدید یاد بگیرد بیایید پیش از اتفاقی که ممکن است برای این مرد بزرگ بیافتد نگاه خود را واکسینه کنیم.هر به اصطلاح آبرویی که می خواهند ببرند در نظر ما عزت می نماید.(هر چیزی) ما فرزندان ایران با فرهنگی عظیم هستیم و اینان نمی توانند در نزد مردمانی چنین با فرهنگ خرشه ای بربزرگی نوری زاد بزرگ وارد آرند.

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:07, h. K. said:

    dorood va salam bar Hurizad

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:09, ناشناس said:

    من نگران آقای نو ری زاد هستم

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:11, پیشنهادی که نمیتوان رد کرد said:

    پیشنهاد آقای نوری زاد به نظر من می تواند جان تازه ای به حرکت اعتراضی مردم ببخشد. حاکمیت به گفته میر عزیمان از چیزی به اندازه آگاهی حراس ندارد. در ضمن کسانی که در این نامه مخاطب قرار گرفته اند نمی توانند این پیشنهاد را بدون عبور از شرف و انسانیت خودشان رد کنند که در این صورت دیگر نیازی به ادامه امیدواری به آن ها نیست.

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:15, صورت سوخته!!! said:

    به قول فیس بوکیا,… هزاران لاک!

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:18, ناشناس said:

    درود

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:18, علی said:

    شجاعت نوری زاد ستودنی است. خدایا بر تعداد نوری زاد های ایران بیافزا.

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:30, محمد حسین said:

    خاک بر سر من ترسو که جرات انجام کاری را ندارم

    [Reply]

    At 2011.12.13 17:53, ناشناس said:

    بسمه تعالی
    …به نظر بنده حقیر کامنت گذاشتن زیر نامه های جناب نوری زاد ترتیب اثر چندانی به روش هوشمندانه ای که ایشان آغاز کرده اند نمی دهد…باید همه دوستان در مورد نحوه انتشار این گونه نامه ها از افراد عادی با هم ، هم فکری کنند…لطفا نظرات خودتون رو در این باره ذیل همین نامه در سایت کلمه و همین وبلاگ شخصی آقای نوری زاد منتشر کنید

    [Reply]

    At 2011.12.13 18:00, سید said:

    درود بر جناب نوری زاده
    اگر اشخاصی که نامشان برده شد نامه نوشتن که خدا یاورشان باشد وگر نه دیدار ما به قیامت.
    بترسید از آه مظلوم

    [Reply]

    At 2011.12.13 18:05, سبزه قبای بصیر said:

    نامه به انوشیروان (پروین اعتصامی)
    بزرگمهر، به نوشیروان نوشت که خلق
    ز شاه، خواهش امنیت و رفاه کنند

    شهان اگر که به تعمیر مملکت کوشند
    چه حاجت است که تعمیر بارگاه کنند

    چرا کنند کم از دسترنج مسکینان
    چرا به مظلمه، افزون بمال و جاه کنند

    چو کج روی تو! نپویند دیگران ره راست
    چو یک خطا ز تو بینند، صد گناه کنند

    به لشکر خرد و رای و عدل و علم گرای
    سپاه اهرمن، اندیشه زین سپاه کنند

    جواب نامه‌ی مظلوم را، تو خویش فرست
    بسا بود، که دبیرانت اشتباه کنند

    البته شاه فعلی ما می داند که دبیرانش چه می کنند و نیازی به ادامه شعر پروین نیست چون تا آخرش به شاه می گوید که تو خبر نداری مقامات چه گندی به مملکت زده اند. ولی جالب این است که این داستان مربوط به ۱۵۰۰ سال پیش است و در ۷۰ سال پیش پروین با کنایه آنرا برای شاه پهلوی سروده و امروز نیز نوری زاد آنرا به موسیقی درآورده و در گوش رهبر نجوا می کند. حکایت استبداد در کشور ما از زمان همان کوروش کبیر وجود داشته و فعلا از سر ما دست بر نمی دارد.
    پیشنهاد: مردم می توانند نامه های نوری زاد را در ورق آ چهار پرینت گرفته هر کس به ۱۰ نفر بدهد آنوقت تاثیر نامه ها بیشتر خواهد شد.
    در ضمن دغدغه آقای وحید بازی نکردن یک هنرپیشه به حای حضرت عباس در فیلم مختار است. دغدغه آقای مکارم سفارت انگلیس. و اگر آقای جوادی آملی می خواست حرکتی کند گوش احمدی نژاد را وقتی داشت قصه هاله نور را می گفت میگرفت و از بیت بیرونش می کرد یا لا اقل زمان انتخابات وقتی احمدی نژاد آن اظهارات را تکذیب میکرد یک چیزی می گفت. الباقی شاید هنوز نور رستگاری در جبینشان باقی مانده باشد. البته آنهایی که خارج هستند تاثیری ندارند وجکومت می خواهد آنها همان خارج باشند. ولی حساب همسران شهید سواست و شاید این موج به دست آنها راه بیافتد.

    [Reply]

    At 2011.12.13 18:20, مجید said:

    درود بر آقای نوریزاد. ولی آقای خامنه ای با سخنان دیروزش دیگر نه رهبر خود گذاشته که دشمن ملت ایران و ایرانی است که بعد از بیست سال خرابی در پی جنگی خانمان سوز با غرب برای سرپوشی بر بیست سال نابودی حرص و نسلی است.

    [Reply]

    At 2011.12.13 18:27, رسول said:

    جناب آقای نوری زاد،متاسفانه … آنقدرمتوهم است که تظاهرات حکومت ساخته ۹ دی با بسیج کلیه امکانات وبهره برداری از هزاران دستگاه اتوبوس و …که بر اساس تصاویر غیر قابل تردید ماهواره ای در خوشبینانه ترین برآورد ۳۵۰ هزار از یک شهر ۱۲ میلنونی است را حماسه نامیده و جنبش اعتراصی که در تظاهرات ۲۵ بهمن ۲ تا ۳ میلیون را به ضورت واقعا خودجوش در عین تهدیدات به خیابانها کشاند، بیمار میحواند. بیداری توام با هوشیاری کسی که خود را در میان لالایی های چاپلوسان اطرافش به خواب زده است ،چیزی در حد معجره است که امیددارم رخ دهد.

    [Reply]

    At 2011.12.13 18:35, ناشناس said:

    خدایا ترس را از همه ما دور بدار و وقتی هم برداشتی درایت مان بیفزا. خیلی مردی اقای نوریزاد و خیلی هم هوشمند

    [Reply]

    At 2011.12.13 18:36, معلم سابق said:

    پارسال همین روزها به جرم تبلیغ علیه چنین نظامی و چنین رهبری مرا از سرکلاس به زندان بردند و بیکارم

  128. درود بر شرف و آزادي ، اين يك دعوت است دعوتي براي براعت از ذلت و خواري و ظلم ، هركس مي خواهد براي عزت و شرف و آزادي قيام كند اينك زمان آنست هركس ميخواهد براي امام حسين عزاداري كن اينك بپاخيزد و …

  129. سلام،من به وعده خودم عمل کردم ( کوچکترین و بی خطر ترین) و به همه علمای بزرگ!! که اسم برده بودید ایمیل زدم به جزآیت الله صانعی، آیت الله دستغیب چرا که ایمان دارم این عزیزان کار خود را می کنند و همچنین اردبیلی که وقتی سایت ایشون را دیدم دستم به دگمه send نرفت خداییش. من رو ببخشید پدر عزیز، بخدا نمی دانم چیکار کنم از این زندگی خفت بار.خود خدا پشت و پناه شما بزرگوار باشد و از خدای عزیز می خواهم که چنان ایمانی در من بوجود آورد که بتوانم به فریاد مسلمان ستم دیده لبیک بگویم و می دانم تنها زمانی حکم خدا جاری می شود و بساط ظلم برچیده، که من عملا کاری بتوانم انجام دهم. چنان که شما انجام می دهید و یا برادران مسلمان سوری ما می کنندخدا یا ما رو عاقبت بخیرمون کن، دنیا که نداشتیم، آخرتمون را از ما نگیر

  130. حتی با ابنکه می دانم بی اثر است، ولی من هم می پیوندم

  131. در این زمانه بی هیاهوی لال پرست
    خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

    چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
    برای این همه ناباور خیال پرست

    ***

    به شب نشینی خرچنگ های مردابی
    چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

    رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
    به پای هرزه علف های باغ کال پرست

    ***

    رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
    کمال دار را برای من کمال پرست

    هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
    به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

  132. نامه اي از يك بسيجي سابق به مقام محترم رهبري
    صميمانه از شما سپاسگزارم كه با گفتار رفتار و كردار خود بعنوان نماد روحانيت شيعي، حقيقت اين دين را براي بنده روشن كرديد. متشكرم

  133. موفق باشید خدا با ماست

  134. جناب آقاي نوري‌زاد عزيز
    سلام گرم ما را پذيرا باشيد و عرق شرمندگي ما را نيز ببينيد
    ما به وجود مرداني مانند شما در اين سرزمين فلك زده افتخار مي‌كنيم و شما آيينه تمام نماي يك انسان آزاده و بنده مخلص خداييد
    بزرگترين شهامت يك فرد اقرار به اشتباه و جبران آن مي‌باشد كه اين موضوع در شما وجود دارد
    متاسفانه بر خلاف شما كه به قيامت اعتقاد داريد، مخاطب نامه‌هي شما بر خلاف حرفهايي كه مي‌زند پشيزي اعتقاد به خدا و قيامت ندارد
    دلتون رو قوي بداريد كه دلهاي زيادي با شماست
    به اميد پيروزي

  135. عجب حرکت جالبی پیشنهاد دادید آقای دکتر!
    بهتره یک صفحه هم به همین عنوان در فیس بوک باز بشه و کمپین نامه نویسی به رهبر راه بیفته. البته به شرطی که توهین در کار نباشه. چونتوهین اثر خیرخواهانه رو از بین میبره

  136. من فکر می کردم روح امام حسین در کشور ما مرده و دیگه امام حسین را گذاشته بودم کنار. اما الان می فهمم که هنوز شیرمردی و فرهنگ امام حسین در تعداد کمی از ایرانیان وجود دارد. امیدوارم پروردگار ما را از شر ///// یزید رها کند یا خامنه ای یزید را هدایت کند. هر چند بعید می دانم. احتمالاً وجدان ////// کور شده.یا توبه چاره اش کند یا مرگ

  137. درپی درخواست نوری زاد از علما برای نوشتن نامه به رهبری آقایان مکارم شیرازی و جوادی آملی اعلام کردند بدلیل شروع سال جدید قمری مشغول جمع آوری خمس شیعیان لبنان و سوریه و عربستان و مالزی و.. هستند و با نزدیک شدن به کریسمس باید خمس مسلمانان اروپا و آمریکا را جمع کنند بعد از آن هم که آخر سال ایرانی است و حساب کتاب خمس 70 میلیون متقاضی در سال 91 هم که جام ملتهای اروپا است و باید فوتبال نگاه کنند لذا تا چند سال آینده وقتی برای نوشتن نامه ندارند… عذرخواهی هم کردند.

  138. اینجور که من فهمیدم ولایت یعنی سرپرستی چماقداران و چاقوکشان به منظور قتل و غارت و تجاوز  با شعار حیدر حیدر 

  139. سلام به حر عصر حاضر،
    آقای نوری زاد این نامه شما دیگه آتیش زد به جان ما، خدایا یک مسلمون فریاد یاریش بلند شده، من چیکار کنم خدا؟ خدا دیگه از خودم حالم به هم می خوره،  ای کاش تو این مملکت خراب شده به دنیا نمی آمدم که هر روز این چیزها رو نمی دیدم و نمی شنیدم و در همان افکار خودم برای مظلومیت امام حسین 1400 سال پیش که تموم شده گریه می کردم و 10 روز بعد همه چی تموم می شد می رفتیم دنبال کار دنیا. و البته همیشه هم منت سرت می گذاشتیم که ببین خدا من اینجوری نیستم و اگر بودم از حسین و خانواده اش دفاع می کردم. ولی ما رو تو خراب آبادی خلق کردی که روزی باید 1000 بار بر پدر یزید و یزیدیان صلوات بفرستیم، که آنقدر یزید شرف داشت که به خانواده دشمن خود کاری نداشته باشد. ای خدا نهایت عذابت را بر یزید روا مدار که پست تر از آنان به زودی (اینشــــاالله) به دیدارت خواهند شتافت.  خدایا، حقارت ما را شاهد باش که بد تر از عاشورا جلو چشم ماست و ما بر 1400 سال پیش سینه چاک می کنیم. خدایا خودت گفتی اگر کسی فریاد مسلمونی را بشنود و جواب ندهد مسلمون نیست، خدایا حالا دیگه تو هم حجتت را بر ما تمام کردی. ای خدا این چه آزمایشی است که ما را در آن قرار دادی؟ خدایا امروز 2 راه پیش من قرار دادی. کاش خدا مرده بودم و این حقارت خودم رو نمی دیدم. خدایا به فریاد این مظلوم چطوری برسم که از نامه اش تمام درد و غمش به من منتقل شد. حالا من به این ندای  هــــــل من نـــــــاصر ینــــصرنی چی جوابی بدهم ؟ خدایا کمکم کن قوی باشم از مرگ در راه تو نهراسم که قسم به بزرگی خودت از این زندگی با نکبت دیگر به تنگ آمده ام. ای به اصطلاح علمای اسلام، شما چطور می خواهید به فریاد دادرسی این مظلوم برسید؟ سکوت نه؟! تقیه نه؟! چه خوب  راه های در رو بلدید بخدا، من که اعلام می کنم که من حقیر می ترسم، شما چی؟ من حقیر اون جور که باید به خدا نرسیدم شما چطور؟ من حقیر به روز قیامت  شک دارم شما چطور؟ من حقیر اصلا به خود خدا و وجود خدا مشکوکم، شما چطور؟ اگر شما هم مثل من هستید، از خودتون خجالت نمی کشید برای مردم از کسی و چیزی سخن می گویید که خود باور ندارید. اگر معتقد هستید و می دانید که خدایی و روز قیامت هست چرا خفه خون گرفتید؟ چرا با آبرو یک انسان بازی می کنند و شما ساکت هستید؟ چرا به زن و ناموس یک انسان بی حرمتی می شود شما خفه شدید؟ این همه خدا خدا که می گفتید همیـــــــــــــــن بود؟ این که اگر کسی فریاد مسلمانی و بشنود و ساکت باشد مسلمان نیست همین بود؟ این ها را فقط برای من می گفتید و خودتان به آن نرسیده بودید؟ امروز این مرد از من و شما کمک خواست و فریادش را به آسمان رساند و حجت بر من و شما تمام شد. ای کسانی که این مسلمان رنج کشیده از شما تک تک اسم برد، من مجتهد نیستم اما به خدایی خدا شما امروز دیگر حجت را تموم شده بدانید.آقای نوری زاد، ای حر آزاده ایرانی، آبروی شما پدر بزرگوار آبروی ماست. بگذار هر چی می خواهند این بی صفتان نمایش دهند و از شما بگویند. این ها سال هاست که اینکار رو می کنند، اگر آن اوایل گول می خوردیم، حالا دیگر نمی خوریم و بزرگ شدیم. اصلا به این موضوعات فکر نکنید، مردم ایران دیگر بزرگ شده اند  و این کفتار صفتان را بخوبی می شناسند. من از کفتار ها معذرت می خواهم که می دانم اقتضای طبیعتشان اینست اما بخدا نمی توانم یک مثال عینی از این حروم لقمه ها پیدا کنم. پدر عزیز، . کسانی که خون ریختند، به زن و مرد تجاوز کردند با آبرو کاملا بیگانه اند. راستی این ها پدر و مادر ندارند؟ اصلا معلوم هست خانواده آنها چه کسانی هستند؟ پدر عزیز، من خودم شخصا نمی توانم به این خامنه ای نامه بنویسم، به یکتایی خود خدای عزیز دستم به این کار نمی رود بس که ظلم از این شخص دیدم. اما ای آزاده که خداوند شما را با پیامبران بزرگ خدا محشور کنه، من به این به اصطلاح علما نامه می نویسم  و نامه شما رو هم (pdf را) براشون می فرستم. من چشمم به این جماعت آب نمی خورد، اما حالا که شما حجت را بر ما تمام کردی و ما رو بر سر دوراهی ایمان و شرف و خواری دنیا و آخرت قرار دادید من هم می خواهم این فریاد شما  را به آنها برسانم که فردا روزی نگویند ما نمی دانستیم. پدر عزیز، این کسانی که خودشان رو آیت خدا می دانند و مثلا تمام عمر رو صرف شناخت خدا کردند، می بینید با سنی که همگی دارند چطور از مرگ می هراسند و تقیه می کنند؟ من حقیر اگر از مرگ می ترسم به خاطر اینه که به خدای بزرگ آنچنان یقین ندارم. یعنی ایمان دارم اما به یقین نرسیدم اما آن ها چه؟ آخر ببینید کسی که حجت الاسلام بود با مدرک تقلبی شد آیت الله این چنین بلایی سر مملکت ما آورد چطور می شود به خدا یقین پیدا کرد. بگویم که همین ایمان نصف و نیمه به خدا رو هم خودم در کتاب های ریاضی و فیزیک پیدا کردم و اصلا و ابدا خدای پای منبری نیست که اگر پای حرفهای این جماعت می نشستم همین رو هم نداشتم بخدا. اما دو خط به کسی که خودش را برتر از 70 میلیون آدم می داند. آقای خامنه ای،به خدایی خدا گرفتار سنت الهی شدی که نه می شنوی و نه می بینی. این فریاد که امروز شنیدی فریاد بنده به ستوه آمده از ظلم و جور تو بود که بطور علنی داد خواهی کرد، بترس از روزی که فریاد خود خدا بلند شود. چند سال دیگر فکر می کنی که زنده خواهی بود تا به این شیوه زندگی خودت ادامه دهی؟ 1 سال؟ 2 سال؟ باور کن حد اکثر 4 سال دیگر باید بروی و حساب پس بدهی. این قدر در حق مردم این دیار ظلم کردی که تا ابد الدهر لعن و نفرین یک ملت برای خود و سگان بارگاهت خریداری کرده ای. همچنین، بارها بطور مستقیم یا غیر مستقیم از تو شنیده ام که هرگاه اعتراضی می شنوی می گویی فلانی احساساتی شده است و آن را به تمسخر می گیری. آقای نماینده خدا و اصلا خود خدا در زمین، آیا می دانی که احساسات خصلت پاک انسانی  است  که خداوند آن را به انسان عرضه کرده است؟ای خداوندگار (فقط در چارچوب مملکت فلک زده ایران زمین) آیا می دانی که یکی از قوی ترین راهها های رسیدن به خدا قلب آدمی هست که آن هم مرکز احســــــــاســــــــــات است؟ تو چطور خدا را می شناسی در حالیکه با احســـاســـــــــات میانه ای نداری و آن را به باد تمسخر می گیری؟ آیا قبول داری که به هر موجودی که بر روی دو پا راه می رود قرار نیست نام آدمی گذاشت.  من با تمام وجودم می گویم که من به خدا ایمان دارم اما یقین نه، اما با تمام وجودم می گویم که من هم ایمان دارم و هم یـــقیــن، که شما به خدا حتی ایمان هم نداری وعاقبت به خیر نخواهی شد.(به بزرگواری خودتون ببخشید که نوشته ام طولانی شد)

  140. آقای خامنه ایی
    سیایست های شما باعث ورشکستگی اخلاقی و سیاسی و اقتصادی کشور شده . مردم از شما روی برگردانده اند اگر تردیدی دارید همه پرسی نمایید. لطفا استفعا دهید

  141. salam dorod bar sherafat hamchin ensane sharifi ke dar rahe residane be azadi va hoghoghe ensanha be nahvi khod ra masool va sharik midanad va dast az talash va mobareze bar nemidarad.dorod bar norizadha…..be omid irani azad va abad

  142. درختی که تلخست وی را سرشت
    اگر بر نشانی به باغ بهشت
    ور از جوی خلدش به هنگام آب
    به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
    سر انجام گوهر به بر آورد
    همان میوه تلخ به بار آورد
    فردوسی

  143. سلام ، اجازه دارم شما را پدر بخوانم. از دیروز که نامه تان را خواندم ف مثل مرغ پر کنده بر خود می پیچم و اشک می ریزم، خبری خوش می دهم ، از هر یک از دوستانم جویا شدم نامه ای روانه یکی از مخاطبین شما و یا حتی آقای خامنه ای کرده است . این حس زندگی دوباره را مدیون شماییم. من سخنی خانواده شما را درک می کنم، چرا که پدر من خود در زندان های حکومت بوده است تازه نه الان 16 سال پیش. که حتی مردم هم درک نمی کردند ما را. جرمش این بود که در زمان آقای سازندگی تن به دزدی آقا زاده اش نداد. امروز نه من و نه پدرم از آوارگی آن فرزند خوشحال نیستیم، چرا که این آوارگی از ظلم ، ظالم بر ظالم است نه جاری شدن عدل بر جائر. اما شما صادقید از کلامتان پبداست. بی ریایید از تحملتان و استقانتتان معلوم است. پدر در آن سال ها از زندان به مادرم می گفت: ” نکند مردم را مقصر بدانی که درکت نمیکنند؛ مردم گرقتارند و ما باید صبر کنیم” پدر جان به شما همان را می گویم ، نکند مردم را بی توجه بدانید. مردم زیر ساطور هستند، شما اجرتان از حضرت حق گرفته اید ، ابروی شما مهر مبارکی است بر پیشانیان مبارکتان باشد جریت زمان به نام شما رقم خورد.

  144. درپناه لطف حق باید گریخت
    کو هزاران لطف برارواح ریخت
    تا پناه یابی آنگه چه پناه
    آب و آتش مر تورا گردد سپاه
    نوح و موسی را نه دریا یار شد؟
    نی بر اعداوشان به کین قهارشد؟
    آتش ابراهیم را نی قلعه بود؟
    تا برآورد از دل نمرود دود؟
    کوه یحیی را نه سوی خوییش خواند؟
    دشمنانش را به زخم سنگ راند؟
    گفت ای یحیی بیا درمن گریز
    تا پناهت باشم از شمشیر تیز
    پروردگارا دستهایمانرا رو به آسمان پرمهرو بیکرانت
    که همواره از آن برکات و نعمات بسوی ما روان است بلند میکنیم و از عمق جانهای دردمندمان
    برای این مرد بزرگوارو خانواده عزیزش که به اصل امربه معروف ونهی ازمنکر ارح نهاد و حسین وارقیام کرد وبه این اصل تحقیر شده و مفروض شده درفرع ، حیات و منزلتی تازه بخشید طلب رحمت ، امنیت وسلامتی وسربلندی مینمائیم و تو
    ‏ را به عزت ومظلومیت حسین قسم ، آنانرا از تیررس آتش خشم و کینه سیه دلان در امان دار و درحلقه امن داوودی خویش محفوظشان بدار .
    آمین یا رب العالمین
    سرباز گمنام جنبش سبز

  145. با سلام
    من دانشجوي ابراني در امريكا هستم دچار بيماري رواني شده ام كه دكتر بهم گفته به هيچ وجه نبايد مسائل اجتماعي كه بيماريمو تشديد مي كنه دنبال كنم ولي خدا مي دونه نمي تونم و الان دارم اشك مي ريزم من تصميمو گرفته ام اين روزهاست كه خبر خودكشي يك دانشجوي ايراني در امريكا را مي شنويد به خدا ديگه نمي تونم تحمل كنم

  146. آقای نوری زاد با درود
    دوست عزیز و هموطن گرامی

    بعد از مصاحبه شما با بی بی سی در ارتباط با فیلمی که اطلاعات سپاه منتشر کرد آن را نیز رویت کردم.
    دوست گرامی در میهن ما حرکت سیاسی و فعالیت سیاسی متاسفانه هزینه گزافی دارد.
    سیاست به دست تبهکاران افتاده است تا سیاست را تهی از اخلاق بسازند.
    سود حاکمیت ولایت فقیه در سیاست گریزی مردم است. برای همین هم سیاست را ضد اخلاق و بی پدر و مادر می خواهند.
    امروز میهن ما اسیر عمرو عاص است. ای کاش اسیر معاویه بود.
    آقای نوریزاد
    هموطن گرامی
    شما اشتباه می کنید. دیروز اشتباه می کردید امروز هم اشتباه می کنید.
    اشتباه دیروز شما این بود که آقای خامنه ای را محترم می دانستید و اشتباه امروز شما این است که متصور هستید آقای خامنه ای اصلاح پذیر است.
    آقای خامنه ای دروغگوست و دروغ درب ورودی خانه فساد است. اصلن اجازه بدهید به شما روشن بگویم مشکل، آقای خامنه ای نیست! مشکل از جایگاه فاسد ولایت فقیه است. مشکل از اختیارات و قدرتی است که اصل ولایت فقیه در قانون اساسی از آن برخوردار می باشد. بعد از مرگ آقای خمینی در بازنگری قانون اساسی بنا به گفته آقای کروبی آقای خامنه ای اصرار بر مطلقه بودن اصل ولایت فقیه می کنند. یعنی جایگاه نمرودی طلب می کنند. این همان اصل استبدادی است که نهضت با آن مبارزه می کند. مبارزه ای ناکام از عصر مشروطه و مبارزه ای به انحراف رفته در انقلاب ضد سلطنتی
    آقای نوریزاد
    رسول اصطلاحی دارد با این مضمون اگر خدا با این حد و حدود از اختیارات و قدرت در جایگاه ولی فقیه بنشیند فاسد می شود تا چه برسد به بنی بشر
    فساد آقای خامنه ای متوجه جایگاه قدرتمداری ایشان است. ایشان پاسخگو نیستند. ایشان از سوی مردم و با رای مردم انتخاب نشده اند تا محذوریتهای مردمی داشته باشند. ایشان متاسفانه اصلن مشروعیت جایگاه خود را مردمی نمی دانند باور آقای خامنه ای بر این است که ولی فقیه مشروعیت از خداوند دارد نه از مردم، خب طبیعی است که پاسخگوی مردم نباشند. ایشان غرق در توهماتی هستند که ما مردم قربانی این اوهام می باشیم.
    دوست من
    من نامه جناب مهندس رسول عباسی زنجانی را خدمتتان فرستادم حتم دارم مطالعه فرموده اید. ایشان بصراحت در خصوص خیمه شب بازی نهم دی به آقای خامنه ای متذکر می شود که فریفته چنین نمایشهای مضحک نشود که تجربه نمایش 23 تیر سال 78 کارگر نبوده است. ولی حقیقت آن است که خود آقای خامنه ای از ماهیت چنین نمایشهای حکومتی بروشنی آگاه است و خود بازی گردان چنین نمایشهایی می باشند.
    آیا دیروز حرفهای آقای خامنه ای را در جمع عده ای بادمجان دور قاب چین در ارتباط با نهم دیما شنیدید؟
    آری آقای نوریزاد، ////// نامه آقای مهدی خزعلی به آقای خامنه ای در خصوص همین نمایش ساندیسی نهم دی 88 را مطالعه بفرمایید تا بیشتر با چهره آقای خامنه ای آشنا شوید.
    آقای نوری زاد
    ما نیز دوست داریم تحولات در کشورمان و اصلاح امور بدون هزینه باشد یا کم هزینه و به این منظور خودمان در کنار بسیاری از مبارزان هزینه های گرانی از زندگی خویش پرداخته ایم. ولی همانطور که چند روز پیش خدمت شما نوشتم آقای خامنه ای آنقدر آلوده به قدرت طلبی و پیرو آن غرق در جنایت و گناه شده اند که دعای شما برای نجات آقای خامنه ای کارگر نبوده و نمی شود.
    بگذارید برایتان سند ارایه دهم که فرصت خیزش مردمی سال 88 بهترین فرصت برای آقای خامنه ای بود تا حکومت به مردم واگذارند و خود به امور آخرت مشغول گردند.
    مردم بهتر می توانند آینده خویش را رقم زنند و نیازی به قیم فقیهان نیست.
    همانگونه که رسول در نامه خود به آقای خامنه ای نوشته بودند ایشان بیست سال فرصت برای ازمودن خود در حاکمیت داشته اند بنابرین اینک فرصت برای ایشان نمانده باید حکومت را به مردم بسپارند.
    رسول در پیام نوروزی امسال بسیار هوشیارانه اشاره کرده بودند که فرجام قذافی فرجام بدی است و خامنه ای را از چنین فرجامی بیم داده بود. رسول در این پیام ویدیویی به یمن اشاره کرده بود که با خردمندی راه لیبی در پیش نمی گیرد و آرزوی رسول و ما این بود که مبارزه ما کم هزینه باشد و خامنه ای راه قذافی نرود و اگر هم علی عبدالله صالح نمی شود حداقل عرصه رقابت انتخابات داخلی را چنین تنگ نمی کرد تا اصلاح طالبان حکومتی را هم جایی برای حضور نباشد.
    هموطن آقای نوری زاد
    این خود آقای خامنه ای است که با این سپاه و جنتی و شورای نگهبان و قوه قضاییه لاریجانی براندازی می کنند. متاسفانه با ستمگری غیر قابل تحمل این ستمگران براندازی در میهن ما نه از نوع نرم که از نوع سخت خواهد بود.
    گفتم خامنه ای دروغگوست! راستی نوار سردار مشفق را شنیدید؟ از فرماندهان اطلاعاتی سپاه است. ایشان در نشست جمعی از فرماندهان اطلاعات ناجا حرف می زد و یکی از فرماندهان بلند شد و از شگرد یکی از فرماندهان در غلبه به خیزش شهری اشاره به مکاری یک فرمانده صحنه کرد که چگونه سرانی از معترضان را برای مذاکره فرا می خواند و بعد با توسل به دروغ آن سران اعتراض را نزد مردم تخریب می سازد سپس این فرمانده به رهبری آقای خامنه ای در کار اطلاعاتی پس اعتراض 18 تیر اشاره می کند! لابد اشاره ایشان به همان صحنه هایی است که می گوید عکس مرا پاره کنند!
    می بینید آقای نوریزاد! شما اشتباه می کنید ///// صحنه گردان تمام کارهای اطلاعاتی این رژیم استبدادی است. آری دوست من ///// مکاری است جنایتکار که شما تصور می کردید ایشان نورانی بوده اند! نه دوست من ///// است در نمای انسان
    راهی نیست جز رفتن خامنه ای، خامنه ای باید برود.
    آقای نوریزاد برای شما خانواده شما سلامتی و مصونیت از گزند اوباشان خامنه ای داریم
    اما آسایش شما و دیگر هموطنانمان در ایران آزاد است. برای آزادی ایران باید با استبداد مبارزه کرد. /////. راه آزادی ایران در نوشتن نامه به خامنه ای نیست. اگر این نامه پراکنی ها جواب می داد قبل شما همانگونه که اشاره شد رسول برای آقای خامنه ای نامه داده بود و اشاره به نامه 120 نماینده مجلس ششم هم کرده بودند. پاسخ خامنه ای جز زندان شکنجه و آواره کردن مبارزان نبود.
    آقای نوری زاد
    به مردم روی بیاورید و همت خود را برای بسیج مردم علیه استبداد بکار بگیرید. همراه نهضت مردم برای آزادی باشید. باید با قدرت مردم به مقابله با قدرت مستبدان رفت. نهضت ، مردم را برای خیزش مسالمت آمیز فرا خوانده و می خواند. فراخون نهضت برای تحصن مردمی است تا با هزینه کم امکان رهایی ایران از استبداد فراهم شود. تحصن مردم و اعتراض به خامنه ای و کنار رفتن خامنه ای از قدرت تنها راه زدودن ابرهای شوم جنگ از سر ایران ماست.
    پایدار و همواره حقگو باشید

    رضا شمالی

    شنیدن حرف دیگران حتا شده برای یکبار خالی از فایده نخواهد بود

  147. درورد بر شرافت و مردانگی شما .درود بر آزادگی شما.اگر این آقایان نامه ننویسند به جمع خود و خانواده ی خود تمامی ما دانشجویانی را که سلاحمان قلب خسته از این همه ناآرامی و فریاد هایی که خفه شده نیز اضافه کنید که در این دنیا و نه آن آنها را نخواهیم بخشبد. ..جناب آقای نوری زاد والله که اگر بلایی بر سرتان بیاورند دودمانشان را به آتش خشم خود خواهیم کشید

  148. سلام
    در پاسخ به ندای اخیر شما برادر ارجمند وظیفه خود را به انجام رساندم . رو نوشتی به دفتر ایشان و دفاتر ایات اعظام هم ارسال نمودم . متن نامه به دین وسیله خدمت شما اسال میگردد تا هرگونه که مایلید منتشر گردد.

    ومن الله توفیق
    ——————————————————-
    از :بنده خدا
    به : اقای خامنه ای (رهبر جمهوری اسلامی)
    اینجانب متن ذیل را فقط در تایید حرکت ازادمنشانه جناب اقای نوریزاد به شما مینویسم.ذکر این مطلب از انجا در خور اهمیت است که شخصا معتقدم که شما بیش از همه به انچه که امروز بر این مردم ستمدیده میگذرد واقفید .در واقع شما طراح اصلی و گرداننده این دستگاه ظلم و ستم و شکنجه هستید و اگر امروز حقی ناحق میشود یا کودکی به دست جلادان شما یتیم میگردد ویا خانواده ای از خباثت مزوران شما متلاشی میگردد فقط در دو شرایط میتواند صورت پذیرد. یا با چراغ سبز شماست ویا به دستور مسقیم یا غیر مستقیم شما . کاملا اشکار است که شما در شیوه حکومتداری ایدئولوژی اسلالینیسم را برگذیده اید و تصمیم گرفته اید که دست شما پیش از انکه مرهمی باشد بر زخم مظلومان و رنجکشیدگان هموطنتان تبدیل به مشتی اهنین شود بر دهان انان تا مبادا از سر استیصال و مظلومیت فریاد اعتراظی برارند.وپایه های حکومت و اگر به درستی بخواهیم تعبیر کنیم “تخت و تاج ” بله” تخت و تاج شما” متزلزل گردد.
    شما به خوبی واقفید که جملگی این (به ظاهر)هوادارن شما از دو قشرند : یا ثروت پرستان شکم پاره ای هستند که امروز در سایه حکومت متزلزل و ملت تیز شما و درقبال طرفداری بی مهابا از شما ایران را همچون خان یغما تکه تکه کرده اند و چون به خوبی میدانند که شماجایگاهی در میان مردم خود ندارید و اگر انها نباشند شما از تنهاترین رهبران در تاریخ رهبری ایران خواهید بود وبنا براین حاضرید در قبال این خدمت از تمام این دزدیها و رانتها چشم پوشی کنید. بی شرمانه و اشکارا در تاراج این خان یغما از هم پیشی میگیرند . گروه دوم مردمان فقیر و مستضعفی هستد که از روی استیصال و فقر شدید برای به چنگ اوردن کمترین امتیازات ( همچون لقمه ای نان و یا شغل دون پایه در یکی از ارگانهای دولتی ) به هر دد منشی که از طرف مزدوران اطلاعاتی و امنیتی به انها دیکته می شود دست میزنند.
    عجب تمهیدی اندیشیده اید و عجب بصیرتی به خرج داده اید که امروز برای بقای حومت اسلامیتان باید باج و خراج بپردازید به حرامیان و گردنکشان وشریکشان کنید بر خان یغمای نفت ایران . این است عاقبت انقلاب اسلامیتان که قرار بود یاور مستضعفان جهان باشد؟ این است نتیجه سالها دم از عدل و انصاف علی و اهل بیت زدن ؟
    این همه معصیت و /// را حاضرید به جان بخرید اما ذره ای از حق این مردم مظلوم را احیا نکنید و به دستشات ندهید .این چه محاسبه غلطی است که به کار گرفته اید . مگر این مردم از شما چه کار نشدی طلب کردند که در قبال انجام ندادنش ناچار به این همه هزینه شده اید.
    شخصا معتقدم شما به کوره راهی رفته اید که امروز راه با زگشتش را هم گم کرده اید. خود به خوبی به پایان راه که همانا ترکستان است واقفید اما دریق که راه بازگشت را گم کرده اید.
    انچه در بالا امد تنها مشتی بود نمونه خروار . وفقط تذکری که بدانید امروز تک تک این ملت به خوبی از انچه شما برای این مملکت طراحی کرده اید به خوبی اگاه است و اگر فعلا این بمب ساعتی منفجر نشده است دلیل خوبی نیست که شما با خوش خیالی فکر کنید که دستگاه امنیتی جبار شما برای همیشه قابل اعتماد است . به یاد داشته باشید . که وقتی ظلم از حد گذشت انموقع باید منتظر رهروان راه حسین باشید و فریاد” هی هات من الذله”
    در پایا لازم است در خصوص سکوت ذلت بار اکثریت علمای دین و حضرات خود خوانده ایات اعظام این نکته را عرض نمایم که “امروز همه میدانند که علمای دینشان هر یک به نحوی به سوداگران ثروت مملکتشان تبدیل شده اند واگر در مقبل این همه ظلم بی سابقه دم بر نمی اورند دلیلی جز حفظ منافع مادی خود و اقازاده هایشان ندارد” اما این جمله معروف از دیدنی که ان را نمایندگی میکنید فراموش کرده ای که” ید الله فوق ایدکم ” .
    لا حول ولا قوة إلا بالله علی العظیم

  149. لطفا نامه هایی که افراد برایتان خطاب به خامنه می نویسند را در سایتتان تحت عنوان یک ستون خاص قرار دهید

  150. یک نفر که نفری حساب نمی آید

    آقای خامنه ای!!!
    رهبر گرامی!!!
    نیاید آنروزی که توبه نکرده دار فانی را وداع بگویید. مبادا این هشدارها را که جز خیرخواهی و دلسوزی در آن نیست نشنیده بگیرید و عمرتان تمام شود. مرگ حق است. مباد خدای نکرده عمرتان سرآید و این مردم و این کشور تا همیشه تاریخ و تا ابد و تا قیامت بجای دعای خیر برای شما نفرین و … بدرقه کند. هشدار! هشدار ! هشدار!…
    درود و صد درود به خیرخواهی نوریزاد و خانواده گرامی او

  151. سلام ودرود خدا بر شما.مطمئن باشید که همه ی ما دوستداران شما حق گوی نترس در نمازهایمان برای شما و خانواده ی گرامیتان دعا خواهیم کرد تا دست ظالمان از  شما دور باد.انشاءالله

  152. سيد علي خامنه اي

    خامنه‌ای معترضان به انتخابات را «بیمار» توصیف کرد
    ۲۱ آذر ۱۳۹۰ سهند خوانساری :
    آیت‌الله خامنه‌ای که پیشتر مردم معترض به نتایج انتخابات سال ۸۸ در ایران را «ميكروب‌های سياسی و اجتماعی» توصیف کرده بود، امروز دوباره این مردم معترض را «بیمار» دانست و گفت «فتنه ۸۸» ناشی از «یک بیماری» بود.

    رهبر جمهوری اسلامی امروز در دیدار با «اعضای ستاد بزرگداشت حماسه ۹ دی» به مخالفانش حمله کرد.

    حکومت جمهوری اسلامی «حماسه ۹ دی» را به تظاهراتی که حکومت علیه معترضان به انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ تدارک دید، می‌گوید.

    خامنه‌ای در این دیدار از اعتراضات مردمی آن سال «فتنه ۸۸» یاد کرده و گفته است: «این فتنه، صرفا منحصر به حضور عده‌ای افراد در خیابان‌ها نبود، بلكه ناشی از یك بیماری بود كه با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یك حضور عظیم مردمی نیاز داشت، كه چنین هم شد.»

    بیمار خواندن مخالفان سیاسی از سوی رهبر جمهوری اسلامی در حالی است که وی چند ماه پس از انتخابات، گفته بود: «فتنه بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸، انقلاب را واكسینه و بصیرت مردم را بیشتر كرد؛ چرا که این فتنه، كشور را بر ضد میكروب‌های اجتماعی و سیاسی كه می‌توانست اثر گذارد مجهز ساخت.»

  153. سلام بر تو ای مرد بزرگ و ازاده
    به تو و خانواده رنج دیده ات درود می فرستم و می دانم که روزی قهرمان این ملت لقب خواهی گرفت… در روزگاری که گرگان به جان لاشه بی جان این سرزمین افتاده اند داشتن چون تویی بیشتر شبیه رویاست…. دوست بزرگوارم! تاریخ نشان داده که این ملایان تنها اهل معامله با قدرت و دریافت خمس و زکات از مردم بدبخت و غافل بوده اند. مطمئن باش که هیچ گاه ذره ای از شجاعت و مردانگی خودت را در انها نخواهی یافت. این زالوهای متعفن سالهاست که سر به کاسه لیسی اصحاب قدرت ساییده اند و تنها هنگامی که منافع خود را در خطر ببینند به مانند روسپیان فریاد وااسلاما سر می دهند.
    سربلند هستی برایت ارزوی سلامتی هم می کنم.
    تف بر این ///// که حاصلش امثال این ملایان باشند

  154. نهضت هر ایرانی هر هفته یک نامه به رهبر

    به نظر من اقای نوریزاد راه بسیار خویی با آغاز کرده است. یکی از کارهایی که میتوان کرد این است که همه ما ایرانیان شروع کنیم به نامه نوشتن به رهبر. هر ایرانی یک نامه در هفته به رهبر بنویسد  و به ادرس دفتر رهبر پست کند.
    این کار کاملا بی خطر است. همانطور که آقای نوریزاد گفته در این نامه ها تند روی هم نکنیم. فقط واقعیتها را بنویسیم. و بدون نام برای دفتر رهبری پست کنیم. 
    مطمین باشید به زودی نتیجه این کار را میبینم. این یک چالش واقعی برای حکومت به وجود خواهد اورد و مشخص میشود مسئولان نظام واقعا چقدر راستگو هستند؟ 
    از طرفی این کار برای هیچ کسی هیچ ضرری هم ندارد. 
    هر کس میتواند نامه اش را پست کند و یا در سایتهای دیگر به اشتراک بگذارد

    بگذارید نهضت هر ایرانی هر هفته یک نامه به رهبر را آغاز کنیم.

  155. دانشجوی دانشگاه تهران

    سلام خدمت جناب نوری زاد
    بجرات عرض می نماییم اگر امروز عاشورا بود از کل ملت ایران تنها شاید شما بفریاد اباعبدالله می رسیدید و آنچه امروز انجام می دهید همان قمه زنی خودمان است که اعلام می نمایید حاضرم خونم در راه حق ریخته شود . درود بر شرفتان. مرا هم دعا کنید . اما در باره جمهوری اسلامی که شما هنوز به آن بچشم اصلاح می نگرید من بجز استبداد سیاه چیزی نمی بینم چرا که از ویژگی های جامعه استبداد زده وجود ترس و خفقان است که با دز بسیار بالا در ایران موجود است من از شما عاجزانه می خواهم که آرام گیرید تا حکومت از شما دست بردارد مطمئن باشید ما جوانان بزودی کاری خواهیم کرد که تاریخ به رهبرانی چون شما ببالند زجر کشیدن شما برایم سنگین است لااقل هجرت نمایید که فرمایشی قرآنی است.

  156. ای افرادی که نوری زاد تو این نامه ازتون اسم برده/ اگر این نامه را ننویسید تمام مردم ایران ازتون نمیگذرن

  157. سفره نظام پاک نیس …….. هر کی به هر اندازه که پاش نشسته خورده از خدا و دین خدا دور افتاده ……. مصداق جمله حضرت حسین علیه السلام که فرمود : اگر کلام من در دل این اشقیا اثر نداره به خاطر پر بودن شکمهاشون از مال حرام است.

  158. آقای نوری زاد درمقابل شخصیت چون شما و خانواده گرامی تان باید سر تعظیم فرو آورد.
    من رو هم کنار خانواده خودتون ببینید، اگرچه در شرایطی که شما هستید من حتی نمی توانم درک کنم چنین صحبتی از من طنز آمیز به نظر خواهد رسید.

  159. سلام

    پیشنهاد میکنم تمام اقایان و خانومها یی که تصمیم گرفتند به ندای اقای نوریزاد لبیک بگکند و به رهبر نامه بنویسند الاوه بر اینجا یه رو نوشت به خود رهبر بفرستند فقط با یک کلیک :
    برید به این ادرس:http://farsi.khamenei.ir/contact

  160. با سلام خدمت پدر بزرگوارم بنده فرزند یکی از دوستان شما در خرم اباد هستم که بنا به دلایلی که میدانید نام نمیبرم .خواستم به شما سلامی عرض کنم مدتی است نگران حالتان شدهایم بنا به اخباری که میشنویم میدانم از مرد شجاعی مثل شما سکوت خواستن به مانند پرنده را در قفس کردن است ولی خواهش بنده اینکه مراقب خودتان باشید یاد زمانی که به خرم اباد امدید جهت ساخت فیلم دلتنگ شما شدم بنده راه شما را راه مقدس انبیا میدانم ولی نگران شما هستم تنها از دست بنده دعایی ساخته است که همیشه دعا گویتان هستم .به امید دیدار زها… خرم اباد

  161. این نامه “هل من ناصرا ینصرنی ” اکنون که دهه محرم را از سر گذراندهیم. حسین زمان به شیوه خودش از همه خصوصا بزرگان کمک می خواهد. نگذاریم دیرشود. همه به یاریش بشتابیم.خیلی زود دیر می شود.

  162. برای کمتر شدن خطر انتشار نامه ها و اخبار در سطح شهر ، میتوان مثل همه ی تراکت پخش کن ها عمل کرد، فقط کافیه از یکی از تیترهای تبلیغاتی شبیه آن استفاده کنیم ( با هر سلیقه ) و بدون دردسر از آن تکثیر کنیم و در آخر نامه ها و اخبار را روی آن پرینت بگیریم و در سطح شهر و در جاهای عمومی پخش کنیم.

    Untitled-1Untitled-1Untitled-1

    سلام آقای نوری زاد : نرود میخ آهنین در سنگ، شاید روزی برای شما نامه بنویسم. اما مهمتر از همه همراهی و همصدایی با همدیگر است. کاری که سالهاست فراموش کرده ایم (نه فقط دو سال اخیر) و فکر میکنیم که مرگ فقط برای همسایه است.

  163. arezoye movafaghaiat baraton daram.dari amode nezamro be nafe mardom milarzoni.mochaker mochaker

  164. به خدا قسم که هم اکنون که این نامه و مخصوصا کامنت ها را که خواندم چشمانم از اشک پر شده و دل پر دردم را نمیدانم به کدام بهانه خوش کنم؟! ای کاش میتوانستم خون رگانم را من قطره قطره قطره بگریم تا باورم کنند! ای کاش میتوانستم بر شانه های خود بنشانم این خلق بیشمار را گرد حباب خاک بگردانم تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست و باورم کنند! ای کاش میتوانستم…

  165. نامه هایی با عطر نهج البلاغه به قلم راوی فتح دیروز و خط شکن امروز. خواندن نامه هاتون مرهمی بر دل پر درد ماست. خدا رو زیاد یاد کنین تا از شر شیاطین راحت بشین. الا به ذکر الله تطمین القلوب

  166. درود بر نوری زاد شجاع
    درود به شجاعتت 
    حقیقتا ارزو دارم مثل تو شجاع شوم

  167. سلام،كار از نصيحت و موعظه و تعارف خيلي وقت است كه گذشته است.تا قبل از اينكه خوني ريخته شود يا ارزشها ازبين برود يا تحريف شود يا مملكت به ويراني كشيده شود يا قلبها سنگ شود يا گوشها پر شود ياشكمها از حرام پر شود يا پوستها كلفت شود با غيرتها از بين برود مي شد اميد به نصيحت و هشدار داشت ولي اكنون بعد از همه اين اتفاقهاي ناگوار دير شده است لهم اعين لا يبصرون بها لهم اذان لا يسمعون بها و لهم قلوب لا يفقهون بها وقتي صم بكم عي ختم الله علي قلوبهم شد ديگر نصيحت و هشدار و مواظب باش و بيدار شو و برگرد فايده ندارد.راهي كه انها پيموده اند بر گشتني نيست و تا اخر مي روند اگر اهل عبرت بودند تا به حال گرفته بودند.باور كن نرود ميخ آهنين در سنگ.اما از نگاهي ديگر كارت بي تاثير نيست موفق باشي در پناه حق.

  168. مدتی‌ست نامه‌های شما را می‌خوانم اما این نخستین بار است که کامنت می‌گذارم. خواندن نامه شما، کیلومترها دور از وطن، غم و غصه را در جان و روحم حاکم کرد. خواستم بنویسم که شما تنها نیستید و همه آزادی‌خواهان ایران، چه در داخل و چه در خارج یار و یاور شما هستند. ما اگرچه دستمان به هیج جا بند نیست، اما قلبمان به امید آزادی اسیران و خانواده‌هایشان از چنگال ظالمان می‌تپد.
    آقای نوری‌زاد. مایلم بنویسم دوستتان داریم. و بوی صداقت در گفتار و مظلومیت در زندگی‌تان را کیلومترها دور از وطن استشمام می‌کنیم. آن کس که «ماندنی» است، شمایید و آن کس که «رفتنی»ست، علی خامنه‌ای. شما هستی که از جنس جاودانگی هستی، حتی اگر ماموران هیولا صفت او، کمر به «پودر» کردن شما و خانواده‌اتان بسته باشند.

  169. درود برشهامتت آقای نوری زاد 
    من هم به عنوان یک جانبار و کسی که 4 سال از جوانیش را در جبهه ها گذارنده نامه ای به او خواهم نوشت هر چند می دانم گوش هایش نمی شنود چمانش نمی بیند  اگر که می شنید و می دید وقتی که آقای هاشمی نامه ای آقای حمزه سردار دوران جنگ را شخصآ به خامنه ایی داد او از خولب بیدار می شد و های های به حال خودش که رهبر کشوری است که سر سردار سپاهی را در چاه مسترح می کنند و … او به هیچ طریقی ی دیگر به راه راست هدایت نمی شود همانطور که قذافی نشد من برای او و به همه ایات و علمای قم و نجف خواهم نوشت و اگر برادران اطلاعاتی خیلی مشتاق هستند خودم را معرفی می کنم به همه و این تن زخم دیده از جنگ را فدا می کنم من هم مثل شما معتقد ام برای آزادی باید هزینه کرد و من جانباز ناقابل اماده ام و ملت بدانند خیلی از خانواده شهدا و جانبازان در هد حرکتی در کنار آن ها هستند و از این رو است که در حال حاضر در زندان ها کلی از خانواده های شهدا و جانباز و سرداران هستیم

  170. حال آدم از عجز و لابه ای که در این نامه ها هست بهم می خورد. آخر مگر این آدم (خامنه ای) کی هست که از او عدالت گدائی کنیم؟ هر مصدر امری اگر عقل داشته باشد ظلم نمی کند، اگر عقل نداشت و ظلم کرد دیر یا زود با یک اردنگ به جائی که لایقش هست فرستاده می شود. 

  171. آقای نوریزاد شما هنوز فکر میکنی که این کارها به دستور شخص خامنه ای انجام نمیشود؟ من از اول میدانستم که خود او دستور تمام این کارها را میدهد. در مورد علمای اسلام هم بگویم که اینها حاظر هستند که در رخت خواب بمیرند ولی شهید نشوند. من استخاره ای کردم که آیا از این نظام حمایت کنم، و جواب این بود: نه، در انجام این کار مجبور به کارهایی میشوید که در شائن انسان نیست. این لینک عکس استخاره از سایت استخاره دات نت http://i42.tinypic.com/15d82mf.jpg ….بابک معماری

  172. درود به شرفت نوری زاد
    با اینها چه کردی که همه تیرهاشون بومرنگ شده؟

  173. درود به شرف و مردانگی تو … تو این لجن زار که هم لال شدن از ترس حتی آیت الله هایی که نام بردی (قدیم ها چه اسم با مسمایی بود!! )تو مثل خورشید می مونی ….دمت گرم مرد

  174. مهدي علي‌پور

    چه درخواست خردمندانه‌اي! من مي‌افزايم كه چه خوب مي‌شد اگر در كنار اين بزرگان سياسي و علمي، ديگر انديشمندان و محققان و حتي همه شهروندان هم چنين نامه‌هايي مي‌نگاشتند و منتشر مي‌نمودند. عجيب راه موثري است به گمان من. همين نامه‌هاي نوري‌زاد حكايت از تاثير ارجمند اين نامه‌نگاري‌ها دارد
    به اميد همه‌ي روزهاي خوش

  175. درود بر شما
    فراموش نکنیم که صدها نفر قربانی جهل ولایت سلطان //// شدن من نمی دانم ولایت یعنی چه . این چه مزخرفی است در زمینه سیاست و حکومت .

  176. منذر (انذاردهنده)

    قال رسول الله (ص):
    من سَمِعَ رَجُلً یُنادی یالَلمُسلِمین، فلم یَجِبهُ، فلَیسَ بِمُسلم

    پیامبر (ص) فرمود:
    کسی که بشنود صدای انسانی که فریاد می زند، ای مسلمانان به فریادم برسید، پس اجابتش نکند، مسلمان نیست.

  177. با درود بر حر زمان در این روزگار نامردان فربه از مال حرام.حقا که یاد شهیدانی که روایتگرشان بودی را زنده کردید.دعای خیر بدرقه قلمت باد.لطفا فایل صوتی نامه ها را مرتب وسریع قرار دهید تا بتوان در اختیار کسانی که اینترنت ندارند قرار دهیم.بامید پیروزی حق.جعفری اهواز

  178. عاطفه میرشریفیان

    آقای نوری زاد خیلییییییییییییییییی دوستتون داریم.مواظب خودتون باشید…

  179. آقای حمید رضا اطلاعاتی های رژیم گذشته هم اینگونه توجیه میکنند. در سایر کشورها هم اصلاعات در موارد امنیتی به زندگی خصوصی سرک میکشد اما متناسب با نوع حکومت مسائل امنیتی متفاوت است برای رژیم حاکم بر ایران ماندگاری حاکمان مرگز ثقل مسائل امنیتی است در این راه گاهی مهرهای خودی که اندکی با روند جاری زاویه دارند نیز فدا میشوند. اما آنجه اصلاعات رژیم ضد ایرانی ضد اسلامی مرتکب میشود تنها سرک کشیدن نیست بلکه برای نابود کردن زندگی مخالفانشان خود را بجای کل نظام قضایی و قوانین نشانده و هر چه دل تنگشان میخواهد مرتکب میشود عجبا که رژیمشان را نظام مینامند. نظام به حاکمیتی اطلاق میشود تنها بر میقاق ملی بچرخد نه با اراده هر که با قدرتمندان مرتبط است.

  180. آقای نوری‌زاد شما سیستم اطلاعاتی و امنیتی در دنیا سراغ دارید که وارد حریم خصوصی منتقدان خود نشوند؟!

    ……………………………………………………
    سلام حمیدرضای عزیز
    این لفظ ریش ریش شده ی اسلام را از سراین کشور بردارند و هر کاری خواستند بکنند.
    محمد نوری زاد

    .

  181. …حقیر یکی از بیچارگان این سرزمین به فرموده جناب آقای نوری زاد در نامه درد ناک پانزدهم به خامنه ای که امروز منتشر شد، هفته ای یک نامه و شاید بیشتر به رهبری خواهم نوشت. از همه دوستان فیسبوکی هم می خواهم هر کدام، هفته ای حداقل یک مطلب، حتی در حد چند خط بنویسند تا هم از فشارها بر آقای نوری زاد و خزعلی و میرحسین موسوی کاسته شود و هم نجواهای خاموش به سان فریادی از لایه های بیشمار امنیتی در خیابان آذربایجان بگذرند و به گوش رهبری برسد

  182. این یعنی ضعف نه قدرت هوی با شما هسم اگه راست میگین رو در رو بجنگید اقایون اطلاعاتی

  183. صدنامه تا آزادی

    اقای نوری زاد الحق که اسم فامیل شما برازنده ی شماست و از نور زاده شدی و این شجاعت شما بسیار با ارزشهامیدوارم این دعوت شما باعث تحول بزرگی در فرهنگ مردم بشه و نامه نویسی رو بی ارزش و کم اثر ندونن همه بنویسن و اعتراض کننما از حدود 2 ماه پیش شروع کردیم نوشتن نامه به رهبری و شش نامه به اتمام رسیده و تا صد نامه ادامه خواهیم داد تا آزادیزنده باد آزادی

  184. یک بارکه 14سالم بود به محمد رضا پهلوی نوشتم اما دیر بدستش رسید برای همین به کسانی که درمسند قدرتند چه بها به این نامه ها کاغذی حاکم فکر میکند تنها نگهدارش اطرافیانش هستن ونسبت به پیشنهادهای دیگر عرور میدهدتازمانیکه سردی تنهای راحس کنند

  185. نا ممکن است فهماندن آنکس که برای نفهمید

  186. جنبش نامه نگاری به رهبری را حمایت کنید
    اخیرا جنبش نامه نگاری به رهبر توسط شجاع مردانی مثل محمد نوری زاد و دکترمهدی خزعلی شروع شده و کمی قبل تر آقایان شعله سعدی و تاج زاده نیز توصیه هایی داشته اند لطفا در فیس بوکتان و یا از هر طریق ممکن از سیاستمردان واقعی و صاحبان فرهنگ و قلم و هنرمندان و روحانیون و مراجع شجاع و حقوقدانان و نمایندگان دلسوز این آب و خاک بخواهید از ین جنبش حمایت کرده و از هم پیشی بگیرند و نامه ای بنویسند که امروز ، روز عمل است

  187. نامه امام حسین (ع) به معاویه:
    ” تو مرا نصیحت کرده ای که به حال خودم، دینم و امت محمد فکر کنم و آنان را در فتنه قرار ندهم! من فتنه ای بزرگتر از فتنه خلافت تو بر این امت سراغ ندارم! “

  188. رضا میرزائیان

    با این نامه زود هنگام یعنی دیگه جمعه آقای نوری زاد دیگه نامه نمیدن؟ بابا ما به جمعه ها و تنها شوک دهنده به این نظام عادت کرده بودیم

    ……………………………………….

    سلام آقا رضای گل
    اگر تاجمعه زنده بودم و بیرون از زندان، حتما نامه ای منتشرخواهم کرد. به یاری حق
    محمد نوری زاد

  189. از خدای بزرگ می خواهیم حافظ شما باشد

  190. خدایا هستی؟ میشنوی؟ ناله های این مردمو می شنوی؟ بی پناهی آزادگان زمانمون رو میبینی؟ خودت آقای نوریزاد و خانواده مقاومش رو از شر ابلیسان زمان دور نگه دار. ما به ایشون و امثال ایشون محتاجیم تا حجت را تمام کرده باشیم. امیدوارم بتوانیم روزی پس از آزادی این کشور قدر دان فداکاریهای آقای نوریزاد عزیز باشیم

  191. خدای بزرگ شما را حفظ کند

  192. نوشتن این نامه ها در آینده راه فرار از عذر بدتر از گناه را می بندد.

  193. این متن قرار بود مقدمه ی نامه ی 15 باشد ، که بعد از این اتفاقات ، این نامه نیز تغییر پیدا کرد.
    رهبر گرامی حضرت آیت الله خامنه ای
    کاش باردیگر دست آقای تائب، معاون اطلاعات سپاه را می گرفتید ویک به یک انگشتانش را خم می کردید و چشم در چشم اومی فرمودید:
    یک این که: وقتی کامپیوتر نوری زاد و فیلمها و ابزار کاری او را برمی دارید و می برید، اجازه ندارید از صحنه ها و نوشته ها و عکس های خصوصی او و اعضای خانواده اش فیلم بسازید و در سایت ها منتشر کنید. کاری که متاسفانه کرده اید و همچنان دارید می کنید. اگر در کامپیوتر نوری زاد مواردی از جاسوسی و وطن فروشی و زد و بند با اجانب پیدا کردید، بله، می توانید هرخاکی برسراو و فیلمهای او بریزید و به قول خودتان پودرش کنید. اما فیلم ساختن از صحنه ها و عکس های خصوصی او و اعضای خانواده اش و انتشار آن ، کمال بی انصافی که نه، کمال بی حیایی است.
    دو این که:آقای تائب، فیلم های خصوصی نوری زاد و خانواده اش ، حریم اوست و برملا کردن این حریم، هم جرم است هم گناه. جرم را حالا خود ما یک جوری ندیده اش می گیریم. کما این که شگرد ما وشما دراین سالها همین بوده است. اما خودتان یک فکری برای گناه بودن آن بکنید. گرچه خود می دانم اگر قرار بود سایه ی گناه، شما را از کار زشتی که مشغول انجام آنید، بازبدارد، این همه مصیبت رفتاری به جان جامعه در نمی افتاد.
    سه این که: آقای تائب، آدم ممکن است در کامپیوتر خودش یک صحنه هایی از خلوتِ خودش ذخیره کرده باشد که تماشای آن برای اجانب حرام باشد، چه برسد به این که شما بخواهید از همان صحنه ها، فیلم بسازید و روی سایت ها منتشرکنید. آدم درخلوت به هزارجورکارشرعی و غیرشرعی دست می برد. یکی ممکن است درهمان خلوت مشروب بخورد. خب بخورد. به ما وشما چه؟ اسمش خلوت است. یکی ممکن است درهمان خلوت، گیتار وسه تاری بردارد و نغمه ای بنوازد و دور از چشم علما حالی بکند. خوب بکند. به خودش مربوط است. به ما چه؟ یکی هم ممکن است اهل منقل باشد و اهل دود و دم. طرف نشسته پای منقل و رفته تو عوالمی که مخصوص خودش است. درهمان عوالم هم ممکن است یک کارهایی بکند و یک حرفهایی بزند. خب به ما وشما چه؟ درهمان حالی که او دارد جیرجیر می کند و به کِیف و خلسه درافتاده است و دارد روی ابرها سیر می کند، نوه اش دست به دوربین می برد و از او فیلم می گیرد و درگوشه ای از حافظه ی کامپیوترش ذخیره می کند. برای چی؟ به خودش مربوط است. خودش می داند برای چی؟ لابد برای سال های مبادای پدربزرگش. حالا این وسط، ناگهان شما می روید و این کامپیوتر را از وسط خانه ی او برمی دارید و می برید به اداره ی فخیمه و همه را خبرمی کنید که چی؟ که بیایید با این منقل و وافورو سازو شراب، دودمان نوری زاد را جلوی چشمش بیاوریم وسکه ی یک پولش بکنیم.
    آقای تائب، من که رهبر شمایم می گویم: به خداوندی خدا شما مجاز نیستید تصاویر تریاک کشیدن نوری زاد را و ساز زدنش را و مشروب خوردنش را و عکس زن و بچه اش را تماشا کنید، چه برسد به این که ازهمان تصاویر فیلم بسازید و توی سایت های داخلی و خارجی منتشرکنید تا اورا پیش چشم خلایق مفتضح کنید. شما با نوری زاد درافتاده اید. اشکالی ندارد، مرد و مردانه با او پنجه بیاندازید. او می نویسد شما هم مرد باشید بنویسید. او نقد می کند و کارهای ما را وارونه جلوه می دهد، شما هم جواب بدهید که نخیراین طورنیست، بلکه اینجوراست که ما می گوییم. نه این که مثل مفتّش های قدیم، سربه اندرون زندگی خصوصی مردم فرو ببرید و چیزهایی پیدا کنید و دست به افشای اسرار و مسائل خصوصی او ببرید.
    چهاراین که:جناب تائب، خوب گوش کنید ببینید چه می گویم: به فرض شما با این فیلم ها وعکس ها وخبرهای خصوصی که از زندگی نوری زاد بارکرده اید و برده اید، طومار او را درهم پیچاندید، به من بگویید: تکلیفِ دست های خونین شما چه می شود؟ به زمین زدن نوری زاد برای دم و دستگاه شما که کاری ندارد. کما این که دو نفر از ماموران، داخل اتومبیلش شده اند و گفته اند پودرش می کنند و توی صد تا سایت آبرویش را می برند. خب، به فرض که این کار را هم کردید. مهم بعد ازنوری زاد است. شما بعنوان معاون اطلاعات سپاه به من بگویید ما با این دستهای خونین چه بکنیم؟ ما جوان های مردم را جلوی چشم مردم دنیا زده ایم و مغزشان را متلاشی کرده ایم و طلبکارانه، اساساً جنازه شان را هم به رسمیت نشناخته ایم. حالا این وسط گیرم نوری زاد هم نابود! بعدش را بگویید چه بکنیم؟

    نامه ی پانزدهم

  194. به شدت ما را نگران حالتان کردید ۰می ترسیم همین اندک امید را از ما بگیرند  واسیبی به شما وارد اید ۰به شما میبالیم۰مکر سخن شما بز رگان به کاری اید از ما گمنامان چه کاری جز لعن ودعا???!!!!

  195. آقای نوریزاد ، آفرین بر این تفکر شما که با این نامه حجت را بر خیلیها تمام میکنید.  این هم یک نوع مبارزه مسالمت آمیز است و این همان چیزیست که ما ایرانیها به دنبالش هستیم. بس است خون و خون ریزی. بس است طالبان و افکار طالبانی. این اسلام  به درد هیچ کس نمیخورد جز  لاشخورهائی که به نام اسلام میدزدند و میچاپند. تف به ان سیاست مداری که درد وطن و هموطن ندارد. ما باید همه نامه بنویسیم و آگاهی بدهیم. 

  196. سلام آقای نوری زاد عزیز که این روزها تنها زبان گویای ملت هستید.
    من در دو سال گذشته بارها به سایت آقای خامنه ای و لیدر سر زدم تا راهی برای تماس با ایشان پیدا کنم و نامه ای بنویسم و حرف هایم را بگویم. ولی راهی نبود. گرچه من نه چنان سرشناسم که نامه ام کسی را جلب کند، نه چنان شیوا نویس که بتوانم همه حرف های مانده در فریادهای سکوتی که در خیابان های تهران ، میان دود و آتش و فریاد، به جا ماند را بگویم. حرف هایی داشتم که همه بغض شدند و باقی ماندند. شکایت داشتم ولی محضری برای عدالت پیدا نکردم که فریاد برآورم و صحنه های باورنکردنی که در خیابان های وحشی شده ی تهران دیدم به گوش کسی برسانم که بتواند کاری کند. جز کینه و بغض و تصویر بیرحمی و ناباوری این همه پستی، چیزی برایم باقی نماند.
    و شرم می کُشد مرا که شعار دادم که یار حق خواهم بود ولی یک سال بیشتر تحمل باطوم و دود و زخم را نکردم. منادیان حق در بند شدند و من در گوشه ای نشسته ام در امن و عافیت به امید معجزه در فرداهایی که شاید هرگز نرسد.
    از شما سپاسگذارم. به خاطر همه حرفهایی که میتوانستید نزنید و آسایش دنیا را انتخاب کنید و در سکوتی امن، گاهی به اشاره چنان در لفافه نقدی کنید که خودتان هم به زور متوجهش باشید. من ارزش این شهامت و جسارت شما را می دانم. می فهمم که زندگی خود و خانواده تان را به مخاطره انداخته اید تا صدای مردم باشید.
    در دوران دانشجویی می گفتیم دانشجو چشم بیدار و صدای رسای ملت است. امروز انگار تنها صدایی که در ایران باقی مانده شمایید. همان روزها بارها تکرار کردم کل ارض الکربلا کل یوم العاشورا و سخنرانی کردم که هر روز عاشوراست و همه جا کربلاست و هر روز مخیریم که انتخاب کنیم که با حسین(ع) باشیم و کشته شویم یا با یزید باشیم و بکشیم. و هر بار خیال می کردم من بودن با حسین(ع) را انتخاب می کنم. ولی در عمل و آزمون که قرار گرفتم بعد از آن همه جنگیدن ها، نه صدایم را کسی شنید نه دردهایم را کسی فهمید. گرچه، هر چه در توان داشتم گذاشتم، ولی من توانم کم بود برای با حق ماندن.
    نمیدانم چطور می توانم از شما حمایت کنم. من جز تجمع و تظاهرات کار دیگری در این عمر بیست و چند ساله ام یاد نگرفته ام. اگر راهی برای حمایت می شناسید اشاره ای کنید و اگر نه من تنها راهی را که بلدم پیش بگیرم برای تداوم این صدا و دفاع از شما و خانواده تان.

  197. آقای کمیل! هر چه امروز بر سرمان می آید از همان دیوار کجی است که //// با دروغ و وعده های توخالی بر سرمان آورده! تا کی در خواب غفلت؟؟!! نوری زاد تا حدودی بیدار شده است هنوز نه کاملا. اگر چشمهایت باز باشد و هشیار باشی میفهمی که این اسلام و این روحانیون چه بر سر ما آورده اند.

    لعنت خدا بر آنکس که با مردم پیمان میبندد و آنرا میشکند. لعنت خدا بر آنکس که دروغ میگوید و آنرا تقیه مینامد. لعنت خدا بر روح الشیطان ////!

    “آب را مجانی میکنیم! برق را مجانی میکنیم! دلخوش به این نباشید ما معنویت شما را با اسلام بالا میبریم”!!!!!!!

  198. درود خدا بر تو مرد خدا .

    یا أیها الذین امنوا اذا لقیتم فئة فاثبتوا و اذكروا الله كثیراً لعلكم تفلحون
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه با فوجی (از دشمن) مقابل شدید پایداری کنید و خدا را پیوسته یاد آرید، باشد که فیروزمند و فاتح گردید. ﴿٤٥﴾

  199. سلام بر یگانه مرد لجنزار ایران محمد نوری زاد عزیز

    محمد جان! اگر بر این بنده حقیر منت بگذاری و نظرت را بنویسی بی نهایت از تو سپاسگزار خواهم شد. سوالم این است که با این اظهار نظر دیروز حجت الاسلام خامنه ای و گذاشتن آن در کنار سایر واکنشهای او در دو سال اخیر، آیا شکی باقی می ماند که مسئول شماره یک تمام این مصیبتها و ظلمهای باور نکردنی شخص خودش است؟ من فکر می کنم که او سر سوزنی از مهر و محبتی که در دل شماست بویی نبرده و جز کینه و دشمن و دشمنی هیچ نمی شناسد. شاهدش هم حداقل بیست و چند سال دشمن دشمن کردن است تا جایی که همه عالم را با ما دشمن کرد.
    این آدم نه تنها از کرده های خویش پشیمان نیست بلکه خود را برحقترین موجود این دنیا و حتی نعوذ بالله بالاتر از پیامبران و خدا می داند. این هم سند حرفهای دیروزش:

    در سیصدمین روز حصر دو رهبر جنبش سبز،آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری‌اسلامی بار دیگراعتراضات مردمی را«فتنه»خواند اما در عین حال اذعان کرد جنبش سبزبا “اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود»،و برخورد با آن« به یك حضور عظیم مردمی نیاز داشت، كه چنین هم شد”. اشاره خامنه ای به تظاهرات حکومتی نهم دی بود که اعضای «ستاد بزرگداشت» آن شنوندگان سخنان او بودند.وی همچنین افزود: “این فتنه، صرفا منحصر به حضور عده‌ای افراد در خیابان‌ها نبود، بلكه ناشی از یك بیماری بود.”

  200. امان از ترس ، امان از منفعت طلبی.
    راست گفت امام حسین که اگر هزاران سال هم بگذرد غیر از این 72 نفر کسی را یارای همراهی من نیست. زیارت عاشورا خواندن و عزاداری حسین راحت است اما عمل به آرمان حسین ……. آقای نوری زاد فکر می کنی در تمام ایران چند نفر مصداق بابی انت و امی و نفسی و مالی و اهلی که در زیارت جامعه میخوانیم باشند ؟

  201. درودبر شرافت این آزادمرد این میهن خاموش به خدای کعبه قابل ستودنی است .
    این اغاز یک تهدید ویک فاجعه انسانی برای هر روشنفکری است که اینبار هدف ماموس وکانون خانواده هاست برخیزیم واین نهضت حسینی وار نوری زاد را فریادکنیم فریادی که حتی با یک قلم ودر چهار چوب همه قواعد انسانیمان آنرا به به یک ندای میلیونی تبدیل کنیم

  202. بنده خدا !!!! روی دیوار کی داری یادگاری می نویسی؟ آقای نوری زاد آزمودگان را آزمودن خطاست برادر من . از یکی از اینها هم آبی برای تو و ما گرم نمیشود. بنابه گفته سالار شهیدان : دین لقلقه زبان اینهاست. کجایند عاشوراییان واقعی؟؟!!!

  203. خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت
    دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

  204. خدا قوت شیر مرد دلیر

  205. جناب نوریزاد 
    من هم به قدر ظلمی که از این حکومت دینی دیده و چشیده ام خواهم نوشت و برای شما خواهم فرستاد 
    خداوند بزرگ که اکنون میدانم قلب تو یکسره در اختیار اوست پشتیبان تو باشد 
    تو تنها نیستی / 

  206. سلام بر زبان ایران آری من شما را زبان ایران کنونی می دانم که هر بار که به حرکت در می آید خواب ظالمان را آشفته می کند

  207. سلام بر نوری زاد عزیز
    اقدام شجاعانه شما را میستایم و برای شما و خانواده عزیز تان ارزوی سلامتی و دوری از هر گونه گزندی مینمایم من بخود جسارت داده و قبل از رهبری خواسته ام را از شما بیان میکنم ای عزیز گرامی مهمترین مسئله در این روزگار وانفسی برای شما بایستی حفظ سلامتی خودتان و خانواده تان باشد که ما بیش از همه گان در این سیه روزی که بدان مبتلائیم به شما محتاجیم
    نوریزاد عزیز سالم سرزنده باش جرا که سیلابی راکه براه انداخته ای چیزی نمانده تا لانه مورچه گان بکلی ویرانه کند
    سلامت باش که نیازمند ادب و متانت و صبوری و بزرگی توئیم
    در نامه به رهبر بزرگوارمان هم اگر اجازه بدهید برای انکه خاطر انجناب را بیش از بیش مکدر نکنم فقط از قول احمد رضا احمدی عزیز به ایشان میگوئیم
    حال همه ما ای رهبر گرامی خوب است اما تو باور نکن

  208. درود بر بزرگوار نازنین هموطن خوبم نوری زاد عزیز, بی شک تاب و طاقتم چون شما تنومند نیست هر چند که چون شما در این سالها لب بسیار گزیده و این اواخر خون دل بسیارتر خورده ام بماند که هرگز جناب آنکه رهبر میخوانیدش را هرگز رهبر مردمان ایران داغ دیده ام نمیدانم اما روزها پیش این نوشته را بر کاغذ رقصانده ام و اینک با این فراخوان ,  من حقیر هرچند دور از فرهیختگی بزرگانی که نام برده اید هستم اما به همراهی شرافت قلمت قدم برداشته نفس به نفست حامی آبرو و خانواده تو و خانواده بزرگمان ملت ایران همراه خواهم بود که مادران عزیزان پرپر شده کوی دانشگاه و انتخابات 88 آه دل پاره پاره اشان را از ما بر گیرند که جز ما که در ادامه راه کم لطفیمان بسیار بود کسی لایق این حکم جانکاه نیست…

    درود بر ایزدی که خود آگاهترین است بر حال آنانکه زهر بی عدالتی طعم روزگارشان گشته

    جناب خامنه ای 
    تا به کی اینگونه عفونت غمباده های مردمت را نوش میکنی و از خون جوانان وطن سورخاب به گونه می کِشی؟؟؟
    نه گوش شنوایت را به تبل های خودی میگشایی نه نگاه بی فروغت را به خورشید تابنده حقیقت می اندازی !!!
    به بوسه نوچه گان کوته فکر بت پرستت دل خوش مدار که سلیمان را اگر به حکم قدرت عصای خوی  بی نفس افراشته دیدی, خاکسترش را مورچه گان زمینی بر باد دادند …
    نگین بر پشت رکاب انگشترانت سوار میکنی و حلقه نَفَس را به گلوی مردمانت می فشاری و بر خاک مقدس ایران جلوس خون می نمایی

    تا به کی ندیدن و نشنیدن را پیرو راهت نموده ای؟
    دفاعیاتت را خویشهای آفت زده ات بر کوی بی آبرویت طلا اندود میکنند حال آنکه بانگ جنایات  اعدام ها و خفقانت از اسارتگاه هایت شنیده میشود و باز دست از تکرار خیال دشمن دشمن دیدنت بر نمیداری…
    خاکت متعفن قدوم نامبارکت را بوسه گککاه کمتران درگهت ساخته ای که دستگاه بوسه نشان شاه را یادآورمان باشی .
    کو آن خرد و درایت نخست و اندیشه حضرت والاتر از خدایگانیت…
    داستان بخشش انگشتری را تکرار دائم میکنی که 3000 ها را از یاد چه کسانی ببری؟ آنان که نان به نرخ خون میخورند یاراه گشایانی که نان به نرخ روز میخورند یا مردمانی که نان به خون دل؟؟؟
    که هستی که تحمل نقد و حقیقت را نداری ؟ که هستی که جارچیان دربار سیاهت گهواره خیالت را ب طناب دار روشن دلانت تاب میدهند و  اذان سحر مومنان را به نوای تبل عزای عزیزان بدل میکنند…
    که ای آخر تو که اندیشه مرگ با ذلت را در سر نداری و زندگی با عزت ناب اندیشه گان وطن را توان پذیرشت نیست…
    چگونه پلک های تاول زده از نفرین مادران پاره تن از کف داده را بر هم می نهی ؟
    محافظانت را چگونه توانایی می بخشی ای خداوندگار این روزهاشان وقتی خشم و آه دل مظلومان و مردان و زنان پاکسرشت سرزمینمان دامن ایزد را بچسبد و گرده به خون زمخت شده تو را ؟؟؟
    هرگز آسوده نخواهی زیست هرگز آسوده نخواهی مُرد … تا فرصت باقیست نوای توبه آموز مردان نیک اندیشه را بشنو که گر دندان به لب میگزیم از شرافتی است که از شیر پاک و نان حلال پدر زیستن آموخته ایم نه با نان یتیمان و خون جوانان و آبروی زنان و حیثیت مردان هم زبان و هم نفسمان…

    …………………………………………………….

    پرنده ی عزیز سلام
    قرار ما این بود که درنامه ای که می نویسیم، ناسزا به زبان قلم ما ننشیند. ناسزا باعث می شود که مخاطب از خیر مطالعه ی کل مطلب پرهیز کند. و حالا آنکه شما با این قلم شیوا می توانستید رعایت ادب بفرمایید و همین نکته های خوب را با الفاظ و آرایه های کنایی درنامه ی خویش بگنجانید. با این همه از شما تشکر می کنم اما همان سخن خود را مجددا تکرار می کنم که : ناسزا باریدن گرچه برای لحظه ای ممکن است نویسنده و خوانند ه را تخلیه کند اما از وجاهت و سلامت اثر می کاهد.
    محمد نوری زاد

    .

  209. دوست داریم آقای نوری زاد

  210. بسمه تعالي
    …به نظر بنده حقير کامنت گذاشتن زير نامه هاي جناب نوري زاد ترتيب اثر چنداني به روش هوشمندانه اي که ايشان آغاز کرده اند نمي دهد…بايد همه دوستان در مورد نحوه انتشار اين گونه نامه ها از افراد عادي با هم هم فکري کنند…لطفا نظرات خودتون رو در اين باره ذيل همين نامه در سايت کلمه و يا همين وبلاگ شخصي آقاي نوري زاد منتشر کنيد

  211. دوستان پیشنهادی دارم ما هم همراه آن بزرگان به رهبر در تمامی سایتهای اینترنتی نامه مودبانه بدهیم ولو چند خط و تا روز جمعه که نامه نوری زاد منتشر می شود به این کار ادامه دهیم در تمام سایتها کامنتهای خود را بگذاریم ودر انتهای آن به رهبر نامه کوتاه دهیم نامه من ……. ای رهبر ایران اگر از راهی که می روی برگردی همیشه دعایت می کنیم

  212. اي آزاده .. خدا كند كه شيريني اعتقادت را به همراهي وجدانهاي بيدار در اين سرزمين هم به كمال احساس كني

    دوستان
    بياييد اين نامه ها را براي افرادي كه آقاي نوري زاد گفتن و همچنين ديگر شناخته شده هاي كشور بفرستيم .. تا هم آنها به خودشان بيايند و هم حجم عظيم نامه ها جماعتي شود براي حفظ سلامت خانواده ايشان .. كه دست خدا با جماعت است

    يا حق

  213. اگه شما رو بکشند تو رو سعادتمند میکنند و خودشونو رسوای عالم.اگه زنده بزارن که با نامه هات و فیلمهات اونو را به شیو ه ای دیگه رسوا میکنه.شما به رفتار شاه و دوستانش نظیر مبارک و بن علی با مردم رو ببین و به رفتار خامنه ای و خمینی و دوستانش نظیر اسد و قذافی با مردمشون رو.

  214. درود بر شما
    من كه نمي توانم به خامناي نامه بنويسم اما از جاب من به او بگوييد بساط دين را در ايران خوب جمع كردي واين خدمت بزرگي به ايران پس از 1400 سال است

  215. در یک گفتمان درون دینی، دیگر حجتی نیست که تمام نشده باشد. چه خوب همۀ نام آوران این حوزه را در تنگنای خوب مسئولیت نهاده اید. با تمام دل خود شما و خانوادۀ نازنین تان را دعا میکنم که همواره شاد و سلامت باشید.

  216. یک رزمنده سابق ؛ یک جانباز

    ماه محرم است و آقای نوری زاد عزیز ، نامت در تاریخ به عنوان حر زمانه خواهد ماند ، به عنوان یک رزمنده و جانباز پشیمان از همه گذشته و فداکاری هستم که خروجی آن امروز ماست ، در کشاکش خروج از دین مبین اسلامم دینی که ایت الله های آن فقط برای پلوی چرب یزیدیان زمانه سینه چاک می کنند و کفن می پوشند. شرم بر این نشانه های خدا ، شرم بر این حجت های دین. درود به شرفتت

  217. یکی که به شجاعت شما حسودی میکند

    حضور رهبر جمهوری اسلامی

    سلام
    غرض از نوشتن اینکه من هنوز کمی از فردای قیامت میترسم و اینجوری که آقای نوریزاد تهدید کرده که سر راه ملت را در فردای قیامت میگیرد و اگر بخواهد از این نامه ها که برای شما مینویسد در آن دنیا برای من بنویسد من که نه تحملش را دارم و نه نیروی خودسری که بدهم مشارالیه را پودر کنند. ( خودمانیم قدر قدرت بودن هم عالمی داردها )
    بگذریم، ما هم از گرفتاران چنگال مهر گستر این حکومت تا بن دندان به فساد افتاده هستیم، نمیدانم نامه های آقای نوریزاد را میخوانید یا نه در نامه چهاردهم از شنود مقامات قضایی و آیت الله ها نوشته و شکایت به شما آورده به ذهنم رسید که شاید شما هم گرفتار همین شنودها هستید و نمیتوانید از دست این نیروهای به قول آقای نوریزاد فربه از مال حرام حرکتی کنید. خوب شما هم یک حرکتی ایما اشاره ای یا دعوت به زیرزمینی بکنید و به چهار نفر بگویید که بابا من را نجات بدهید از دست این اطلاعات سپاه ( به آقای نوریزاد هم عرض میکنم یک بررسی بیشتر در این زمینه بکنید لطفا )
    تا آنجا که من از درسهای دینی راهنمایی و دبیرستان به خاطر دارم یک جمله ای از حضرت علی نقل میکردند که ” کسی که حتی دوات حکومت ظلم را پرکند ملعون است ” در سالهای بعد از دانشگاه همواره در حال دوری جستن از دواتهایی بودم که نیاز به پر شدن داشت، موقعیت های کاری و شغلی فراوانی را از دست دادم و نان از زیر سنگ درآوردم تا شاید در این کشور ملعون نشین لعن و نفرین کمتری به جان بخرم.
    دل شیر ندارم که مثل نوریزادها و خرعلی ها، مثل آنان که نوشتند بگذار آیندگان بگویند که در ایران آزادگانی میزیستند بنویسم و مرگ را به انتظار بنشینم، و پرپر شدن خانواده ام را نظاره کنم اما حرف هم که در گلو بماند لامذهب سرطان میشود می افتد به جان آدم.
    آقا، از جناب قرائتی در باب اثبات وجود معاد شنیدم که میگفت اگر دیوانه ای هم به شما بگوید در جلوتر این راه سگ هاری ایستاده یا خطری در کمین است اندکی درنگ خواهید کرد حال که اینهمه پیامبران و امامان از معاد گفته اند چگونه نمی هراسید و به فکر فرو نمی روید. شما چه فکر میکنید آیا آخرتی هست؟
    آیا واقعا قرار است منجی عالم بشریتی بیاید و در حالی که از ما میپرسید آیا رویتان میشود ” اس ام اس ” هایتان را به او نشان دهید شما با چه رویی قرار است این پرچم آغشته به خون بیگناهان این سرزمین را به دستش بدهید؟ و آیا او خواهد پذیرفت؟

    زیاده عرضی نیست

  218. ای خاک بر سر من و امثال من . ما مردمان از کوفیان هم بدتریم . به خدا قسم اگر 100 مرد مثل نوری زاد در این کشور بودند هیچ دیکتاتوری جرات ظلم و جنایت نمی کرد . خدایا به من شهامت و به مردم کشورم دانایی عطا فرما . ما هرچه می کشیم از جهالتمان است .

  219. سلام
    الحق که شجاعت شایسته ترین صفت برا وصف شماست.
    تمام لحطاتی که نامه را میخواندم طنین ندای “هل من ناصر” حسین در گوشم بود .
    با تمام وجود احساس شرم کردم که چون شمایی مرد باشد و من و اکثریت خاموش این جامعه هم نام خود را مرد بگذاریم .
    به والله که برای اولین بار پس از سالها عطر ازادگی و ازاد منشی را استشمام کردم .
    الحق که حجت را بر مردم و بزرگان تمام کردید . بعد از این مردم شاخص خوبی برای تمیز مرد و نامرد خواهد داشت .
    ومن الله التوفیق

  220. خدا یارو یاورت

  221. در خانه اگر کس است یک حرف بس است …..!

  222. برادر بزرگوار تنها کاری که میتوانم بکنم اینست که همیشه دعایتان کنیم که خود و خانواده سالم وپاینده وانقلابی باشید…..ای حـــــرّ دلاور زمان…..التماس دعا

  223. Jenabe nouri zad aziz shoma dar tarikhe iran mandegar shodid.javadane bashido sabz

  224. برادر نوریزاد….سلام تمام نامه هایتان را می خوانم…….خدا قوت…..زنده باشی وخار در چشم خامنه ای..من دوست دارم به این بندۀ خدا نامه بنویسم ولی نمیدونم چطوری به دستش برسانم من یک فرهنگی باز نشسته هستم با 70 سال سن….گاهی پیش خود میگویم کسی حرف تورا نمی خواند..گاهی میگویم حداقل موجب شرمنده گی اش خواهد شد که یک فرهنگی بدبخت هم بهش تذکر داد ولی گوش نکرد…..حداقل کمی وجدانم که آتش گرفته آرام میشود….دوستان میگویند برایت مزاحمت ایجاد میکنند….من هم جز خدا پناهی ندارم…اگر صلاح میدانید …نامه  آمهده است فقط کافی است در جایی درج شود….از عصر تا حالا این نامۀ آخری شما بیشتر آتشم زده است…جگرم برای شما و خانواده اتان و مردم ایران کباب است ولی کاری از دستم بر نمی آید…شما چه صلاح میدانید…دلم میخواهد به هر طریقی که شما میفرمایید یارت اتان بدهم تا قیامت در حضور شما و شهدا و خدا روسیاه نباشم….برادر بزرگوار روز قیامت دست مارا هم بگیرید.که حداقل قلبا شما را یاری کردیم …چون همیشه دعایتان میکنم….پاینده باشی….حـــرّ دلاور زمان……التماس دعا

    ……………………………………….

    سلام دوست گرامی
    نامه ی خود را به صورت کامنت به همین سایت ارسال فرمایید.

  225. آقای نوری زاد عزیز لطفا از همین نامه هایی که در این قسمت تحت عنوان کامنت نوشته شده است شروع کنید و آنها را در سایتتان تحت عنوان یک ستون خاص قرار دهید آنها که شما از آنان خواسته اید از آقای خامنه ای بیش از خدا میترسند. تنهات نمی زاریم

  226. الحمدالله من یک کار خوب دارم و مشکلات شما رو ندارم، ولی نگران شما و افرادی مثل شما هستم، حقیقتا دل خوش ندارم.

  227. من هم با شما هم نظرم، وای بر ما

  228. حرکت قشنگی بود
    امروز این رو توی نت دیدم!
    شاید این کسانی که شما گفتید نامه ننویسن اما خیلی‌ها هستند که می‌نویسند!
    و همین نوشتن‌ها جامعه رو اصلاح میکنه
    http://shatot2.wordpress.com/2011/12/13/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%DB%8C/

  229. بنده از راه دور دستت را می بوسم

  230. دير يا زود صداي حقانيتت در گوش همه ء مظلومان خواهد پيچيد و بساط ظلم را بر خواهد چيد

  231. دوستان گزیده های نامه رو به صفحه فیس بوک یا سایت مخاطبین نامه ارسال کنند
    درود و با آرزوی سلامتی برای شما و خانواده گرامیتان

  232. درود بر تو ای مرد آزادگی

  233. درودی بر شرف صدای مردم نوری زاد عزیز . به امید روزی سرشار از ازادی و اقتدار ایران زمین . ای مردم بیاید و نوری زاد عزیز را همراهی کنید به هر نحوی شده این نامه ها را به دست مردم برسانید . لعنت خدا بر این شیطان صفتان

  234. درود فراوان به شما عزیز سرافراز درود به شما عزیز بهتر از جان درود خدا و رسولش بر شما عزیز دست از جان شسته در راه آزادی محمد جان نوری زاد عزیز تا آخرین لحظه و تا آخرین قطره خون در راه آزادی خواهم ایستاد و صدای حق طلبی شما عزیز هماره را به گوش تاریخ خواهم رساند من تو ما همه رسانه ایم تا صدای هل من ناصر ینصرنیت را به گوش ملت برسانیم به امید آرامش در بهار آزادی

  235. رهبر گرامی سلام
    نامه ی حاضر در پاسخ به همراهی نوری زاد عزیز است

    نمیدانم که شما از این مسایلی که در نامه های آقای نوری زاد به شما نوشته اند با خبر هستید یا نه  که اگر خبر دارید که و به قول خودتان به خاطر مصلحت کشور  (مصلحت بزرگتر) سکوت کرده اید یعنی بر این ظلم ها ی وارد به مردم صحه گذاشته اید و اگر خبر ندارید که باز وای بر ما که رهبر کشور از این همه ظلم بی خبر است
     همیشه این جمله در نظر دارم که ظلم هرگز باقی نمی ماند حالا چه از طرف مردم باشد یا از طرف عوامل رهبری

  236. دکتر مهدی خزعلی
    رو تو لیستتون جا انداختین.
    او قطعا این خواسته شما رو اجابت می کرد

  237. بی نام عزیز در انتهای نامه گفته شده نامه را به چه نحوی انتشار دهید

  238. باسلام:
    این پیام را نوشتم و مخاطبم شخص نوری زاد است.
    جناب آقای نوری زاد: آنچه را که بنده به نظرم آمد در مورد این نامه بنویسم این است که آقای دستغیب علیمحمد دستغیب نیست بلکه سید علیمحمد دستغیب می باشد همانگونه که در نامه 11 جنابعالی سید بودن ایشان ذکر گردیده و این را بدان دلیل نوشتم که اگر امکان اصلاح باشد اصلاح گردد تا آبی به آسیاب دشمنان این سید بزرگوار که سعی در زیر سؤال بردن سیادت ایشان بوده نباشد.
    با تشکر

  239. دکتر عزیز خدا پشت و پناهت . خیلی کار بزرگی کردی فوق العاده بود حجت را تمام کردی . دلم روشنه که حداقل نصف این آدم ها به ندایت لبیک میگویند

  240. حکومت سالها تلاش کرده که خودش و به باورهای مردم پیوند بزنه ,که اگر من رفتم دین و کشورتون رو از دست دادید..
    شما با نوشته هاتون دارید این گره رو باز میکنید ,برای همین حاکمیت میخواد به هر قیمتی مانع شما بشه
    چه اشخاصی که نام بردید با شما همراه بشن و چه همراه نشن ,اون کسی که باید مدتهاست همراه شماست

  241. باسلام بر رهبر ایران 
    حالم از اینهمه دورویی ونفاق در جامعه بهم خورده سالها بود که بسیجی بودم از مردم ایران معذرت خواهی میکنم ولی شرایط جنگ وروح بزرگ امام بود که اینکاره شدیم ولی از زمان فوت امام همه رابوسیدم وبه کناری گذاشتم مقلد پیر مراد واخلاق شیراز آقا سید علیمحمد دستغب شدم وقول میدهم که هر وقت فرصتی شود برای رهبر ایران می فرستم که این همه نیرنگ وچپاول توسط فرزندانش واطرافیانش کمی هم به فکر مردم ایران باشد.

  242. سکوت میکنم، سکوت می کنم، سکوت میکنم ومی خوانم و اشک می ریزم. امسال محرم هرقطره اشکی که ریختم همراه با یک ملامت تلخ و دردناک بود، من چه کردم در مبارزه با ظلم؟ نسبت من و اندیشه و راه حسین چیست و به چه حق خود را عزادار او می دانم..یک سال پیش نوشتم نوری زاد حر زمانه است. من اما هرچه می گذرد او را شبیه تر به محمد می یابم، او  مثل تمام پیامبران خداست.او مثل عیسی مهربان است و دلش برای همه انسان ها-حتی برای پرخطاترین ها و جفاکارترین ها- می سوزد، او هیچ چیز را برای خود نمی خواهد…منم و این بغض در گلو و این پای در گِل چه کنم؟

  243. درود به تو مرد جسور و آزاده-حمايتت ميكنيم

  244. سلام نوری زاد عزیز
    من بعنوان یک ایرانی، کاری که تا الان در این راه انجام داده ام، آگاه کردن اطرافیانم از مسائل کشور و آشنایی با افکار شما عزیزان بوده است. اما از خودم راضی نیستم که نتوانستم و یا نخواستم هزینه بیشتری در این راه بدهم.
    دوستتان دارم و مطمئن هستم با این دیدی که تا الان نسبت به شما پیدا کرده ام، شما انسان بزرگی هستید.
    به امید روزهای روشن

  245. نوريزاد عزيز ميدانم دردت چيست. دست از اين مبارزه بردار. يه نگاهي به مردم امروز بكن. به خدا اينها لياقت اين رو ندارن كه تو خود و خانواده ات رو به اين ضحاك بسپاري. اين مردم اصلا توان فكر و عمل كردن رو از دست دادن ….

  246. انشالله خدا اینا را که این حرفا را می زنند پودر کند درور بر آقای نوری زاد آقای نوری زاد بدان که همیشه جاودانه ای

  247. حقیر یکی از بیچارگان این سرزمین هم به فرموده حضرتعالی، هفته ای یک نامه به رهبری خواهم نوشت. از همه خوانندگان این سایت هم می خواهم هر کدام، هفته ای یک مطلب، حتی در حد چند خط بنویسند تا این نجواهای خاموش ما فریاد شود بلکه از لایه های بیشمار امنیتی در خیابان آذربایجان بگذرد و به گوش رهبر برسدم . نامه ام را پس از آماده شدن در اختیار شما قرار خواهم داد

  248. ای وای بر ما ….
    آدرس پستی رهبر چیست؟

  249. فويل للذين ظلموا من عذاب اليم       پس واي بر ستمكاران از عذاب دردناك (انعام، آيه 21 )
    دوست و برادر عزیزمجناب محمد نوریزادگفته بودی برای یاری کردنت برای رهبر نامه بنویسیماز علما خواستی و نمایندگان و قدرتمندان و اهل قلممن اما نه اهل قلمم و نه قدرتی و شهرتی دارم که بتوانم با نامه به رهبری یاریت کنماما برادرانه میخواهم برای خودت بنویسمسوالم از شمای بزرگوار این است که چرا اینقدر اصرار بر نوشتن نامه به رهبری داری؟مگر نمیبینی که او پنبه بر گوشهای خود گذاشته و نمیخواهد صدای ما را بشنود؟مگر کلام خدا را که گفت : انه الظلم لا يفلح الظالمون؛ همانا ستمكاران رستگار نمي شوند ، نخوانده ای؟مگر هم او نیست که بر این ظلم بر مردم رفته سکوت که نه فرمان بر ظلم داده و تا به حال بیداد احدی را پاسخ نداده است؟پس برادر عزیزم چرااینهمه اصرار میکنی؟ آیا وقت آن نرسیده که بنشینیم  و فکر اساسی تری کنیم؟یعنی شما هنوز هم از ایشان نا امید نشده اید و اصرار بر کوفتن دری دارید که به یقین میتوانم بگویم کسی پشت ان به انتظار ما ننشسته؟ای شجاع ، مگر میشود رهبر بود و اینهمه اختلاس و افترا  را ندید؟بگو تا به کی این راه را ادامه دهیم؟برادر بگو تا کجا با ایشان به ملاطفت برخورد کنیم؟ای عزیز اینهمه وکیل و وصی و سردار و مجتهد و معلم و فرهیخته و …. نامه نوشتند کافی نبود؟قلبمان به درد میآید وقتی میبینیم به خانواده ات تعرض میکنند؟ تهدیدت میکنند و آسایش را از شما سلب میکنند.ناراحت میشویم وقتی هر روز کاریمان را با اخبار ناگوار خانواده های زندانیان سیاسی شروع میکنیم.آخر تا به کی آرزو کنیم صبح نشود تا نبینیم این همه ظلم که از در و دیوار شهر میریزد.تا مغز استخوانمان میسوزد وقتی فرزندان اینان را میبینیم که از پدر یا مادر خود دور افتاده اند و آزار دیده اند ؛ به خاطر مابه خاطر آزادی ما، این عذاب دارد ما را میکشد که در این شهر آسوده قدم میزنیم و روزمرگی میکنیم!!اما نمیدانیم چه کنیم؟واقعا چه کنیم؟ما متهمان فردا هستیم که فرزندانمان میپرسند چه کردید وقتی فریاد نوریزاد را شنیدید؟میپرسند چرا سکوت کردید و ما باز هم جز سکوت فریادی نداریموای بر ما که غافلیم اما اگر از پای فتاده باشیم از امید هرگز!

  250. رهبر انقلاب خامنه ای ما که از بچگی نام تو را همیشه درصدا و سیمای تو را در سیمای انقلاب میشنیدیم شما رهبری چه کسانی را به عهده دارید؟ چرا باید امروز ایران این باشد چرا با اصرار سعی کردی آن مرد دروغگو را چون فکر میکردید نظراتش با نظر شما نزدیک است بر مردم مظلوم ایران تحمیل کنید رهبرا ما از این رهبری خودخواهانه خسته شده ایم شما را به خدایی که به او باور دارید با مردم خود مدارا کنید

  251. دوستان ، بیایید هر کدام یک نامه بنویسیم. من همین امروز نامه می نویسم و جهت آقای دکتر خزعلی ارسال میکنم. یا علی مدد

  252. نامه من:

    رهبر ايران
    روي سخنم با شماست.
    سلام
    تمام زندگي ام وقف كاري مي شود كه بيشتر دستمزدش در همان روز هاي اول برج براي كرايه خانه و گرفتاريهاي زندگي خرج مي شود.
    صحاب قدرت، شهرت يا ثروت نيستم.
    اما گوش ها و چشم هايم باز است.
    آري من مي بينم و مي شنوم آري با گوش ها و چشم هاي خود درمي يابم چگونه ظالمانه حكومت مي كني و به جاي دادرسي؛ چشم خود را بسته و به ظلم ادامه مي دهي.
    من به نداي نوري زاد لبيك مي گويم.
    من يكي از ميليون ها نفر ايراني هستم كه به خاطر مي سپارم چگونه ستمگري مي كني.
    هنوز خيلي دير نشده؛ اگر به ستمگري خود پايان ندهي، در كنار ديگر هموطنان آزاده ام به هر شكل ممكن؛ تو را از تخت پادشاهي ات پايين مي كشيم.
    به فرياد اين مظلوم برس و سگ هاي ولايي خودت را از خانواده ي نوري زاد دور كن.

    يك ايراني.

  253. خیلی دردناک و ناراحت‌کننده است آقای نوری‌زاد.
    آدم یاد این جمله میفته که:
    هل من ناصر ینصرنی…

  254. chi dare miyad sarein mamlekat? chi OOMADE sare in mamlekat.khoda koja neshaste k nemibine?

  255. روزی را می بینم که مردم خشمگین ایران کاری بدتر و خشن تر از کاری که مردم لیبی با قذافی کردند را با /////انجام دهند. دنیا دار مکافات است!

  256. فدای شما نوریزاد عزیز که یک تنه با این حرامان و حرام لقمگان مقابله میکنید خدای بزرگ حافظ شما و خانوادتان باشد

  257. خانم یا آقای صالحی
    باسلام
    خواهش می کنم ما را در تناقض قرار ندهید
    از یک طرف می گویید در کشور رسانه به معنی کامل وجود ندارد و از یک طرف می گویید چرا بارسانه های نسبتا آزاد مصاحبه کرده اید … خودتان یکبار متن کامنت ارسالی را بخوانید تا متوجه تناقض گفته هایتان بشوید. اگر چه در حسن نیت رسانه هایی چون بی بی سی و دی دابلیو تشکیک وجود دارد اما در سو نیت رسانه های ایرانی شکی وجود ندارد … موفق باشید

  258. ما دعا گوییم برای خوبان این کشور که با جان و مال خود جهاد می کنند. خداوند به همه چنین قدرتی دهد و انشاالله نظر رحمتش را برندارد. در پناه خدا باشید.

  259. آنان که گفتند الله و بر این ایمان پایدار ماندند
    حاضر نشدند بنده ی غیر خدا شوند
    و حکومت غیر خدا پذیرند
    فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند
    و مژده دهند
    که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی از گذشته ی خویش ندارید
    و شما را به همان بهشتی که انبیا وعده دادند بشارت باد

  260. مي دانم كه تشنه يك لبيك هستي…..
    ولي بعيد ميبينم كسي ياريت دهد

    ……………………………………………………………….
    سلام دوست من
    اگر به درخواست من پاسخ بگویند، این راه را همگی باهم طی می کنیم. وگرنه، این راه، هیچگاه بدون رونده نبوده. حتماً کسی و کسانی پیش خواهند دوید و به راه درخواهند افتاد. من این نامه ی پانزدهم را برای انتشار روز جمعه آماده می کردم. وقتی دنائت اطلاعات سپاه را دیدم که به مأموران ساواک شاه درس می دهند، ناچار به انتشار این نامه ی شتابزده شدم. می دانم این نامه از آراستگی های ادبی برخوردار نیست. اما ابتکاری که در آن نهادینه شده، بر نقص ادبی آن سایه می اندازد.
    من نامه ای را که قرار بود جمعه منتشر شود، اینگونه آغاز کرده بودم:

    نامه ی پانزدهم محمد نوری زاد به رهبری
    به نام خدایی که سیل آفرید
    باران کلمات
    سلام به رهبر گرامی حضرت آیت الله خامنه ای
    کاش باردیگر دست آقای تائب، معاون اطلاعات سپاه را می گرفتید ویک به یک انگشتانش را خم می کردید و چشم در چشم اومی فرمودید: یک این که: وقتی کامپیوتر نوری زاد و فیلمها و ابزار کاری او را برمی دارید و می برید، اجازه ندارید از صحنه ها و نوشته ها و عکس های خصوصی او و اعضای خانواده اش فیلم بسازید و در سایت ها منتشر کنید. کاری که متاسفانه کرده اید و همچنان دارید می کنید. اگر در کامپیوتر نوری زاد مواردی از جاسوسی و وطن فروشی و زد و بند با اجانب پیدا کردید، بله، می توانید هرخاکی برسراو و فیلمهای او بریزید و به قول خودتان پودرش کنید. اما فیلم ساختن از صحنه ها و عکس های خصوصی او و اعضای خانواده اش و انتشار آن ، کمال بی انصافی که نه، کمال بی حیایی است. دو این که: آقای تائب، فیلم های خصوصی نوری زاد و خانواده اش، حریم اوست و برملا کردن این حریم، هم جرم است هم گناه. جرم را حالا خود ما یک جوری ندیده اش می گیریم. کما این که شگرد ما وشما دراین سالها همین بوده است. اما خودتان یک فکری برای گناه بودن آن بکنید. گرچه خود می دانم اگر قرار بود سایه ی گناه، شما را از کار زشتی که مشغول انجام آنید، بازبدارد، این همه مصیبت رفتاری به جان جامعه در نمی افتاد. سه این که: آقای تائب، آدم ممکن است در کامپیوتر خودش یک صحنه هایی از خلوتِ خودش ذخیره کرده باشد که تماشای آن برای اجانب حرام باشد، چه برسد به این که شما بخواهید از همان صحنه ها، فیلم بسازید و روی سایت ها منتشرکنید. آدم درخلوت به هزارجورکارشرعی و غیرشرعی دست می برد. یکی ممکن است درهمان خلوت مشروب بخورد. خب بخورد. به ما وشما چه؟ اسمش خلوت است. یکی ممکن است درهمان خلوت، گیتار وسه تاری بردارد و نغمه ای بنوازد و دور از چشم علما حالی بکند. خوب بکند. به خودش مربوط است. به ما چه؟ یکی هم ممکن است اهل منقل باشد و اهل دود و دم. طرف نشسته پای منقل و رفته تو عوالمی که مخصوص خودش است. درهمان عوالم هم ممکن است یک کارهایی بکند و یک حرفهایی بزند. خب به ما وشما چه؟ درهمان حالی که او دارد جیرجیر می کند و به کِیف و خلسه درافتاده است و دارد روی ابرها سیر می کند، نوه اش دست به دوربین می برد و از او فیلم می گیرد و درگوشه ای از حافظه ی کامپیوترش ذخیره می کند. برای چی؟ به خودش مربوط است. خودش می داند برای چی؟ لابد برای سال های مبادای پدربزرگش. حالا این وسط، ناگهان شما می روید و این کامپیوتر را از وسط خانه ی او برمی دارید و می برید به اداره ی فخیمه و همه را خبرمی کنید که چی؟ که بیایید با این منقل و وافورو سازو شراب، دودمان نوری زاد را جلوی چشمش بیاوریم وسکه ی یک پولش بکنیم. آقای تائب، من که رهبر شمایم می گویم: به خداوندی خدا شما مجاز نیستید تصاویر تریاک کشیدن نوری زاد را و ساز زدنش را و مشروب خوردنش را و عکس زن و بچه اش را تماشا کنید، چه برسد به این که ازهمان تصاویر فیلم بسازید و توی سایت های داخلی و خارجی منتشرکنید تا اورا پیش چشم خلایق مفتضح کنید. شما با نوری زاد درافتاده اید. اشکالی ندارد، مرد و مردانه با او پنجه بیاندازید. او می نویسد شما هم مرد باشید بنویسید. او نقد می کند و کارهای ما را وارونه جلوه می دهد، شما هم جواب بدهید که نخیراین طورنیست، بلکه اینجوراست که ما می گوییم. نه این که مثل مفتّش های قدیم، سربه اندرون زندگی خصوصی مردم فرو ببرید و چیزهایی پیدا کنید و دست به افشای اسرار و مسائل خصوصی او ببرید. چهاراین که: جناب تائب، خوب گوش کنید ببینید چه می گویم: به فرض شما با این فیلم ها وعکس ها وخبرهای خصوصی که از زندگی نوری زاد بارکرده اید و برده اید، طومار او را درهم پیچاندید، به من بگویید: تکلیفِ دست های خونین شما چه می شود؟ به زمین زدن نوری زاد برای دم و دستگاه شما که کاری ندارد. کما این که دو نفر از ماموران، داخل اتومبیلش شده اند و گفته اند پودرش می کنند و توی صد تا سایت آبرویش را می برند. خب، به فرض که این کار را هم کردید. مهم بعد ازنوری زاد است. شما بعنوان معاون اطلاعات سپاه به من بگویید ما با این دستهای خونین چه بکنیم؟ ما جوان های مردم را جلوی چشم مردم دنیا زده ایم و مغزشان را متلاشی کرده ایم و طلبکارانه، اساساً جنازه شان را هم به رسمیت نشناخته ایم. حالا این وسط گیرم نوری زاد هم نابود! بعدش را بگویید چه بکنیم؟
    رهبرگرامی،……

    وادامه ای که متوقف ماند.
    با احترام : نوری زاد

    …..

  261. سلام . گرچه در نامه پانزدهم آقای دکتر نوری زاد از برخی از اشخاصی که از جایگاه علمی سیاسی و مذهبی برخوردارند ، درخواست شده که برای رهبر نامه بنویسند ، ولی مخاطب ایشان همه کسانی هستند که از این توان و قابلیت بهره مندند، اما نام آنان (احتمالا”بعلت ضیق وقت) در نامه نیامده ( از جمله آیت اله دستغیب ، آقایان خزئلی ، تاج زاده ، سحرخیز و … ). بامید پیروزی.

  262. سلام برشمس تبریزی من
    استاد بزرگوار دستتان را میبوسم و به شما افتخار میکنم آسیب به شما یعنی آسیب به جمعی زیادی از مردم که سینه ای پر از درد و بدبختی دارند با خود و خدای خود عهد میبندیم در صورتی هر اتفاق برای شما بیفتد از آنها گذشت نکنییم و به راه شما تا پیروزی ادامه دهیم.

  263. دوستان بیایید ما هم برای رهبری نامه بنویسیم و برای آقای نوری زاد میل کنیم
    بیایید

  264. متشکر به خاطر پیشنهاد خیلی خوبتان، دوستتان داریم جناب نوریزاد.

  265. جناب نوری زاد مصداف بارز یک انسان متعهد است.
    از بزرگان انتظار است که در این زمان سرنوشت ساز کاری کنند کارستان.
    تنها از روی تعهد و نه به امید ثمر دادن.

  266. روزگار غریبی ست نازنین…….

  267. خدایا! 
    ما نوریزاد وخانواده رنج کشیده اش رو به تو سپردیم. تویی که میتونی اونها رو از هر بلای زمینی برهانی. مگر جز حرف حق، چیزی دیگر گفته که روبهان به گرگان شکایت برده وبنای درهم پیچیدن خود وخانواده اش را دارند؟ مگر او ناصح نیست؟ مگر همه خود وهمه زندگی وخانواده را در این وادی فنای دست ساخته روبهان نگذاشت؟

  268. زمانه امروز همان زمان حسین است و حاکمان ما یزیدیان هستند و ما مردم ، مردم کوفه
    ما مردم کوفه یا طرف دار حسین هستیم و در پستوی خانه پنهان ، یا بی تفاوت و در کوچه های غفلت سرگردان و یا همپای یزدان از ترس جان و مال
    چه باک که عاشورایی دیگر تکرار شود و چه باک سرها بر نیزه شود ، ما همان کاری کردیم که کوفیان با حسین کردند.

    حسین تشنه لبیک بود نه تشنه آب

  269. بسم الله القاسم الجبارین
    جناب سید علی خامنه ای،
    رهبر جمهوری اسلامی ایران
    سلام،
    نمی دانم چه بگویم و اصلا از خودم بگویم، از ایران بگویم یا نه فقط نامه ای نوشته باشم در پاسخگویی به ندای مظلومی که فریاد برآورده و از همه کسانی که شاید بخشی از دغدغه های خود را در نامه نگاری های اش می یابند خواسته تا برای شما نامه ای بنویسند.
    من دو سالی است تازه می فهمم این عبارت از اشعار دوست قدیمی تان مرحوم اخوان ثالث که می گفت :«دست بردار از این در وطن خویش غریب» یعنی چه ما آواره هایی هستیم که تا سال ها پیش فکر می کردیم در ایران سهمی داریم اما من هرچه در صحبت های شما دقت کردم دیدم، من جز مردمانی نیستم که شما آن ها را همیشه مردم می نامید. من جز آن مردمانی هستم که برای شما مثال «الناس کالانعام» را ظاهرا دارند. پر از یاس، پر از اضطراب، پر از حسرت که چرا انرژی جوانی ام نه به درد خودم نه به درد خانواده و نه به درد کشورم که ای کاش آنجایی نبودم نمی خورد.
    خوب عزیزان دل شما، همان هایی هستند که از در و دیوار سفارت بریتانیا بالا می رودند و ما چنین نیستیم.
    نامه نوشتم تا بگویم، اگر در سر دارید خانواده نوری زاد را و خودش را رسوا کنید و اسراری را که او و خانواده اش همیشه از حضرت ستارالعیوب خواسته اند پنهان بماند را بر نمایشگاه صدا و سیمایی که با پول من و امثال من که در اختیارتان هست بریزید و در این گاو سامری بدمید، دست نگه دارید که آبروی مومن از کعبه محترم تر است. این حق مردم است که علیرغم عیوب و نواقصشان از حاکم و دستگاه های حکومتی نقد کنند اما شما و عزیزان دلبند گمنامتان نه در قانون و نه در شرع و نه در عرف حق تجاوز به ساحت آبروی منتقدان شما را ندارند. من دیده ام سربازان گم نام شما چطور در میانه لباس های زنان مردم و در تفتیش خانه ها بی رحمانه فیلمبرداری می کنند. ما که هیچ بودیم با خانواده هایمان این کردند، این بنده خدا که سر سبزش را این زبان بر باد خواهد داد.
    این را یقین بدانید که هرچه بکارید و بکارند دیر یا زود آن را درو خواهند کرد.
    جزر و مد – یک زوج نگون بخت ایرانی
    تهران، شهرک ژاندارمری، انتهای خ ناهید
    12/12/2011

  270. نوری زاد نوری زاد حمایتت میکنیم. (جوان ختم مسجد قلهک)

  271. درود بر مرد پاکباز و حر زمان ما نوری زاد بزرگ. خداوند وجودت را از گزند گرگان مصون بدارد

  272. جناب نوری زاد عزیز:
    چه شده است و چه اتفاق جدیدی افتاده؟ بسیار نگران و نارحتیم! لطفا اطلاع رسانی کنید. می دانم که البته دست ما کوتاه است و کار چندانی از پیش نمی برد.

  273. با سلام و عرض احترام.
    از شما یک سوال دارم یا شاید هم بتوان گفت انتقادی به شما دارم: چرا با شبکه های بی بی سی و دوچه وله در مورد نامه ها مصاحبه کردید؟ با چه هدفی؟ منظورم این است که این کار می تواند به ضرر شما باشد. نامه های شما واقعا پر از حق بود و از دل بود و بر دل هم نشست اما به نظر بنده این شبکه ها خیرخواه ما و شما نبوده و نیستند و به صورت بالفعل لکه ننگی هستند برای ما که هوادار افکار در نامه هایتان هستیم. بنده هم به نقش رسانه ها واقف هستم و از کمبود یک رسانه چالاک و مستقل نالانم. اما این را هم می دانم که از این رسانه ها بدنامی فراوانی در اذهان مردم هست.
    خدانگهدار. سلامت باشید.

  274. یک دوست نادیده

    برادر محمد عزیز. نمی دانم می توانم شما را برادر خطاب کنم یا نه؟ اما از آنجا که هر دو زاده آدم و حوائیم به خودم اجازه می دهم به شما بگویم برادر. اینچنین همه عالمیان می توانیم به هم بگوئیم برادر و بیشتر احساس صمیمیت کنیم.گرچه برخیمان به آدم رفتیم و بعضی ها هم به هوا کشیده شدیم.
    برادر عزیز بگذارید بی اغراق شما را حر بنامم.نه به مشابهت توبه او که همه محتاج توبه ائیم بل به شجاعتتان که همانند شجاعت او در برابر حاکمان زمانه است. حرفهای شما غریو ملتی است که سی واندی گفتند و گفتند اما جز مشتی خاک بر دهانشان نصیبی نبردند و خوشا به حال شما که اکنون بی هیچ واهمه آن حرفها را از قلمتان و با عملتان به گوش حاکمانمان می رسانید. مهم نیست که این گوشها بشنوند یا نه . مهم آنست که گلوئی از گفتن حقیقت باز نماند و قلمی بر طریقی غیر از حق نرود. می دانم که سنگینی تکلیف بر شانه هایتان درد و رنجی وصف ناشدنی وارد آورده است اما شما را به خدا مبادا اندکی از جاده حق و حقیقت باز بمانید.همه ما در به بار ننشستن درخت انقلاب مقصریم و تاوان آن نیز حال و روز کنونی ماست. از همان دم که بی و با بهانه جانهای هدیه شده از سوی خالق را ستاندند و ستاندیم و دم نزدیم تا به امروز که که مخلوقی را در کنار پیامبر نشاندیم. از همان زمان که هر که له ما بود محق شد و هر که علیه ما مغرض. و حالا برادر عزیز باید گلوها بدریم و قلمها بفرسائیم تا شاید باران توبه از ابر ندامت ببارد تا لااقل آیندگان طعم میوه آن درختی که خون دلهای احرار آبیاریش کرد بچشند. بدانید که گلوی ما گلوی شماست و دستمان قلمگاه قلم پرتوانتان. حق نگهدارتان

  275. “كيست ياري كننده اي كه مرا ياري كند.” امروز اين فرياد حسين (ع) است كه از قلم و گلوي آقاي نوريزاد شنيده مي شود. ننگمان باد اگر همراهيش نكنيم.

  276. نامه امام حسین (ع) به معاویه:

    ” تو مرا نصیحت کرده ای که به حال خودم، دینم و امت محمد فکر کنم و آنان را در فتنه قرار ندهم! من فتنه ای بزرگتر از فتنه خلافت تو بر این امت سراغ ندارم! “

  277. محمد عزیز ، دوستت داریم و در راهی که میروی تنهایت نمی گذاریم .
    راه تو راه خداست .

  278. نهضت نامه های مشفقانه بایست به زودی همه گیر شود حتی از دبیرستان های ما

  279. مگه قرار نبود جمعه ها نامه بیدی ؟
    زودتر از موعد کمی بودار است که هک شده باشی!

  280. آقای خامنه‌ای! پیش از تبدیل این «نجواهای نجیبانه» به فریادهای خشمگینانه، به آنها توجه کنید!

    نامه سرگشاده «آزاد آزاده» (ع. خ.) به خامنه‌ای

    «شرط بلاغ»

    «من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم
    تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
    محل قابل و آنگه نصیحت قائل
    چو گوش هوش نباشد، چه سود حُسن مقال؟!» (سعدی)

    جناب آقای خامنه‌ای!
    این نامه، در فرجام کتابی است که در آن، بخشی از نامه‌ها و نوشتارهایی را که در «نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن» نگاشته شده است، گرد آورده‌ام و آن را «نجواهای نجیبانه» نامیده‌ام؛ هرچند شما این نوشتارها و بسی بیش از اینها را، که انتشار علنی نیافته‌اند و کسانی سربسته و در خفا، با شما و سَلَف شما آقای خمینی، درد دل و سوز جان گفته‌اند، خوانده‌اید؛ سخنان اهل نظران نجیب، دلسوز و دردمند این نجواهای متین، متقن و منطقی، که عاشقانه «داوِ اول بر نقدِ جان»(1) زده‌اند، و هر یک به زبانی، روایتگر زمهریر سرد ایران‌زمین بوده‌اند، و برای رهایی از بن‌بست‌ها، راه‌های برون‌رفت و پیشنهادهای پایداری‌بخش ارائه داده‌اند، مرا از گفتن هر کلامی و نوشتن هر بیانی بی‌نیاز می‌کند، اما من نیز وظیفه خود دانستم «شرط بلاغ» را به جای آورم و ناصحانه از شما تقاضا کنم که پیش از تبدیل این «نجواهای نجیبانه» به فریادهای خشمگینانه، به آنها توجه کنید. امیدوارم ملول نشوید و «محل قابل» برای «نصیحت قائلان» باشید و پند گیرید؛ نمی‌خواهم ناامید شوم و بدانجا رسم که: «چو گوش هوش نباشد، چه سود حُسن مقال؟!»

    آقای خامنه‌ای!
    اگر تا کنون غبار غفلت، تغافل، غرور یا ناآگاهی، یا استلزامات ناشی از ساختار قانونی، یا عذرها و قصورها و تقصیرهای حکومتی، یا موقعیت‌های نقشی، یا إعمال نظرها و سلیقه‌های سایر تصمیم‌سازان پیدا و پنهان، یا هر توضیحی که خود می‌دانید و شایسته است صادقانه و شجاعانه در پیشگاه ایرانیان بر زبان آورید، مانع از رسیدن شما به طریق صواب و سزاوار این مُلک و ملت شده است، در فرجام عمر، به خود آیید و اگر آیت و نشانه الله هستید، این نشانه را در عمل نشان دهید و خدا را در نظر آورید و فراتر، بیش‌تر و پیش‌تر از آن، اخلاق، انصاف، مدارا، مروّت و انسانیت، پیشه سازید و بدانید که تصمیم شما می‌تواند تصمیمی سرنوشت‌ساز یا سرنوشت‌سوز باشد و شما را در پیشگاه وجدان خودتان، تاریخ و مردم ایران و جهان و نیز خداوند، سربلند یا سرافکنده سازد و نسل‌هایی را بسوزاند یا زنده کند؛ و بدانید که مردم انقلاب‌گزیده ایران، اینک پس از گذار از کوران دوران خفقان و تجربه‌های تلخ و سازنده آن، دیگر اهل انتقام و اقدام انقلابی نیستند و اگر صداقت و حقیقت را ببینند و بشنوند، سهم خود را نیز در خوب و بد گذشته درمی‌یابند؛ پس امیدوار باشید که بر خطاکارانی که ندامت، پیشه سازند و صادقانه و شجاعانه بر خطاهای خود اقرار نمایند و از ستمدیدگان، طلب بخشش و دلجویی کنند، ببخشایند، هرچند شاید فراموش نکنند.
    امیدوارم فرجام این کتاب، آغاز نیک‌فرجامی شما باشد.

    آزاد آزاده (ع. خ.)

    *** توضیح ***
    1- اشاره به این بیت شعر از حافظ:
    «اهل نظر، دو عالَم، در یک نظر ببازند
    عشق است و داوِ اول، بر نقدِ جان توان زد» (داو: نوبت قمار).

    ***

    چهارمین و جدیدترین ویرایش کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه (474 عنوان مطلب) – که حدود 600 صفحه آن (130 عنوان مطلب)، نسبت به ویرایش سوم، جدید است – منتشر گردید. در این کتاب، بیش از 120 نامه خطاب به آقای خامنه‌ای، از جمله 13 نامه از محمد نوری‌زاد و نیز 27 عنوان اصلی از سایر نوشتارها و گفتارهای او و چندین نامه خطاب به آقای خمینی، از جمله نامه‌های آیت‌الله منتظری، و نیز بسیاری مطالب انتقادی تاریخی دیگر در نقد رژیم جمهوری اسلامی، منتشر شده است.

    مردم آزادی‌خواه، عدالت‌طلب و رنگین‌کمانی «سرزمین بلاخیز ایران»، سال 1390 را سال «آگاهی تا رهایی» نامیده‌اند و کتاب «نجواهای نجیبانه»، «راهی به رهایی» است از طریق آگاهی؛ نجواهایی است نجیبانه و برآمده از اندیشه‌ها و قلم‌های گوناگون و رنگارنگ، که وجه مشترک همه آنها، دلسوزی و نیکخواهی برای ایران و ایرانی و رهبران ایران و تلاش برای یافتن و نشان دادن راه صحیح و استوار رهایی است.

    از همه کسانی که به هر طریقی، این امکان را دارند که بار دیگر آقای خامنه‌ای را متوجه مسؤولیت خطیر و تاریخی خود سازند، تقاضا دارم کتاب «نجواهای نجیبانه» را نیز به دست او برسانند، بدان امید که در پیرانه‌سر، بار دیگر از سر تأمل و عبرت، به این رنج‌نوشته‌های نجیبانه نظر نماید و بَصَر یابد؛ و شاید روزنه امیدی باشد در آینده پر از بیم و امید ایران‌زمین و نیز سرنوشت شخص ایشان و سایر تصمیم‌سازان نهان و آشکار جمهوری اسلامی.

    امیدوارم مطالعه این اثر، راهی باشد به سوی رهایی ایرانیان آزاده آزادی‌خواه و عدالت‌طلب از زمهریر سرد و زرد تزویر و درد و رنج و جهل، و رسیدن به خنکای آرامش‌بخش بهار رنگارنگ و پر نقش و نگار رویش و شکوفایی در آزادی و آگاهی. ایدون باد!
    آزاد آزاده (ع. خ.)
    azadazadeh.ir@gmail.com

    آدرس اینترنتی صفحه دارای لینک‌های دانلود کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه (یک فایل پی‌دی‌اف) (بدون نیاز به فیلترشکن):
    http://www.4shared.com/folder/l1hM0FX7/Najvaha.html

    آدرس صفحه فیس‌بوک کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن (نامه‌ها، نوشتارها، گفتارها)» در 1913 صفحه:
    http://www.facebook.com/pages/کتاب-نجواهای-نجیبانه-Noble-Whispers-Book/275862409095942

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>