سر تیتر خبرها
شما اینجا هستید: صفحه نخست / دیگر / تصویر دار / نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری(+هفت پرسش از سید محمد خاتمی)

نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری(+هفت پرسش از سید محمد خاتمی)

سربه کجا خواهید کوفت؟ واساسا چه خواهید کرد؟…فایل صوتی نامه ی یازدهم محمد نوری زاد به رهبری

“به نام خدایی که می پرسد”

هفت پرسش از سید محمد خاتمی

سلام به محضر رهبرگرامی حضرت آیت الله خامنه ای

می دانم به موسیقی علاقه مندید. پس، از اطرافیانتان بخواهید همزمان با مطالعه ی این نامه، مثنوی “آتش در نیستان” با صدای آسمانی استاد شهرام ناظری را برای شما پخش کنند. این مثنوی، به رازهای پنهانِ این روزهای ما و شما اشاره دارد. با شنودن این تصنیف استغنایی، به سخن ما و خواسته های ما و دردهای ما نزدیک تر خواهید شد. و به راز این که چرا آتش بجان نی ها می افتد و خشک و ترشان را می سوزاند و به خاکسترشان بَدَل می کند واقف تر خواهید شد: یک شب آتش در نیستانی فُتاد/ سوخت چون اشکی که برجانی فتاد……

واما آغاز سخن:

مسئول، یعنی کسی که مسئولیت کاری را پذیرفته است و بابت آن نیز مورد سئوال واقع می شود. شما اما بیست و سه سال است که درهیچ نشست خبری شرکت نجسته اید و با اعتنا به مسئولیت ها و اختیارات فروانی که مردم و قانون و خدا به جناب شما تفویض کرده اند، به هیچیک از پرسش های صریح ایرانیان و خارجیان پاسخ نگفته اید. وحال آنکه جامِ جامعه ی ما لبریز از پرسش های بی واهمه ای است که هریک تیزی برنده ای با خود دارند و بی اعتنا به سکوت ما و شما به ایجاد جراحت در روانِ مردم ما مشغولند.

مجلس خبرگان رهبری نیز که یک اجتماع بی خاصیت بوده است، هرگز به سمت و سوی سئوال از رهبری روی نبرده و نمی خواهد برای یکبارهم که شده، به خدا و قرآن که نه، به مردم ایران و جهان نشان بدهد: دریک نظام اسلامی می شود از صغیر و کبیرِ مسئولان پرسش نمود. وپیش از صغیرو کبیر مسئولان، از شخص رهبر!

نمی دانم اخیراً به سخنانِ تبسم برانگیزِ رییس قوه ی قضاییه آیا توجه فرموده اید یا نه؟ برادرِ ایشان در مقام ریاست مجلس به کنایه از ” لات بازی های سیاسی ” رییس جمهورگفت، و خود ایشان برای رییس جمهور خط و نشان کشید و فرمود: زبان درکام بکشید وگرنه پرونده هایتان را برای مردم شریفمان باز خواهم گفت!؟

من شخصا درتحلیل این سخن، بیش از آنکه حتی کنجکاو آن پرونده های کذایی باشم – که لابد برای دفنِ در تاریخ کنارشان گذارده اند – معطوفِ این واژه ی ” مردمِ شریف” ی هستم که همگان از حساب بانکیِ آن سود می برند اما در این میان یکی صدا در نمی دهد: ای بزرگان قوم، این جنازه، مدت هاست بو گرفته، دفنش کنید!

ظاهراً مُشت این جنازه ی شریف، هنوز که هنوز است کارایی دارد. طوری که خود حضرت شما نیز در اشاره به شلتاق آمریکا و اسراییل، به ضربتِ محکمِ آن اشاره فرمودید.

رییس جمهور نامتعادل ما نیز آنجا که خبراز افشای اسناد خود می پراکنَد، باز به سراغ “مردم شریف” می رود و براین جنازه ی بو گرفته چوب می زند.

این “مردم شریف”، که هرکس به تناسب حال، حالی از او بازمی ستاند، سال هاست که کارآیی و استخوان بندی شخصیتی اش را از دست داده و تنها نقش وخاصیتش در نمایشی که ما از ایران و ایرانی به صحنه آورده ایم، سیاهی لشگری است که شهامت یک “چرا” ی ساده را نیز از او واستانده ایم.

قبول می فرمایید اگر این مردم شریف را ارج و بهایی بود، اعتراض ها و پرسش هایشان به هیچ گرفته نمی شد و بُغض شان نیز به چوب و چماق قوای تحت امر شما سپرده نمی شد. من راز بی اعتنایی به این مردم شریف را، وتیرگیِ مستمرِسرنوشت آنان را در سیاهیِ” نفت ” می بینم. آری، بزرگانی که دستشان به پولِ نفتِ این مردم گشوده است و بی اجازه ی آنان هرچقدر که بخواهند برمی دارند، احتیاجی به خود مردم ندارند. علت این که در این سرزمین فلک زده، افکار عمومی به هیچ گرفته می شود، هیچ نیست الا همین دست هایی که بی اجازه ی مردم در جیب مردم فرومی رود.

رهبرگرامی،

درغیابِ شما که پاسخگوی پرسش های فراوان و سرگردانِ این مردم شریف نیستید، چندی پیش من خود دست به کار شدم و نوشته ای برای جناب آقای سید محمد خاتمی فرستادم ودر آن هفت پرسش از هزار پرسش سرگردان جامعه را پیش روی وی نشاندم.

دلیل این که چرا از میان همگانِ این سرزمین، من جناب ایشان را مخاطب پرسش های خود قرارداده ام، به افق های مطلوبی بازمی گردد که وی به ترسیم آنها توفیق یافته است. چرانگویم که ما آمیختگیِ ادب و سیاست و انصاف و درستی و روحانیت را به جناب ایشان مدیونیم؟ …..شعله تا سرگرم کارِخویش شد، هرنِی یی شمع مزار خویش شد…..

خلاصه زمان گذشت و چشم انتظاریِ من برای دریافت پاسخ از آقای خاتمی بجایی نرسید. به دیدارشان رفتم. محکم در آمد که: آقای نوری زاد، من به سئوال های شما جواب نمی دهم. پرسیدم چرا؟ گفت: من نمی خواهم داخل قضایایی شوم که تبعاتی داشته باشد. مثلا بحث نظری فقه وحاکمیت فقیهان، که یکی از پرسش های شما بدان مربوط است، مرا به حوزه ی حساس صنف روحانیان داخل می کند. دراین حوزه تا دلت بخواهد اختلاف است و انشقاق.

نخواستم بگویم: شما اگر پاسخ ندهید، این پرسش ها در میان مردم هستند وبه حیات خود ادامه می دهند، اما گفتم: شما چه بخواهید و چه نخواهید، در میان مردم پرسش های تند تری دهان به دهان می شود وپاسخ نگفتن بدانها، بساطِ برقراری ما را برخواهد چید و ما را به گودال انزوا و فروپاشی درخواهد انداخت. این را قبول کرد. که: بله، پرسش های تند تری در میان مردم رواج دارد و پاسخ نگفتن به آنها کار عاقلانه ای نیست!

وقتی از محضرجناب خاتمی بیرون می آمدم، زنجیرِ سنگینِ فحش های رکیک آقای شریعتمداری کیهان را دیدم که برپای اراده ی وی قفل بسته است. همان فحش هایی که آقای شریعتمداری – بزعم خود – به نیابت از جناب شما برسراین مرد بزرگ باریده ومی بارد. به این قفل کیهانی، نگرانی از میکروفن ها و دوربین های مخفیِ حتی داخل دستشویی های ساختمان ایشان را، و نیزهراس از چشم های مراقب مامورانی که سپاه و اطلاعات به اسم محافظ به ایشان تحکم فرموده اند اضافه فرمایید.

رهبرگرامی،

انتشار این پرسش ها نه از آن روی است که پاسخ نگفتنِ آقای خاتمی را به ضعف و هراس او تعبیرکنم. بل از این روی که همه ی ما و به ویژه جناب شما بدانیم در هریک از این پرسش ها حنجره ها و پتانسیل هایی نعره می کشند که اگر صدایشان را نشنویم، تیزی همان پرسش های بی پاسخ، حیات و بقای ما را نشانه خواهد رفت.

اما آیا مثلا ” فقه “ی که من دراین پرسش ها بدان اشاره کرده ام، یک بحث نظری است؟ یا مبحثی دقیقاً حقوقی – اجتماعی؟ همان مبحثی که ما امروزه به آفت های هزار باره ی آن مبتلا شده ایم و راه گریزی نیز از آسیب های جاریِ آن نمی یابیم. از محضر جناب شما تقاضا دارم اگر مقدورتان بود و شما را حوصله ای برای پاسخگویی به پرسش های بی جواب مردم، دست به قلم ببرید و به برخی از این پرسش ها پاسخ بگویید.

من عین همان نوشته ای را که برای آقای خاتمی ارسال کرده ام، برای حضرتعالی نیزمنتشر می کنم. این هفت پرسش، تنها سایه ای از پرسش های توفانیِ این روزهای سرزمین ماست:

سلام جناب خاتمی

پرسش های هفتگانه ی من، شمارگان مختصری از پرسش های بسیار و سرگردان جامعه ی مفلوک ما است. من به چشم خود دیده ام جماعت سرخورده ای را که به هزار امید به دیدار شما می شتابند و همان سرخوردگی ها را به تعارف با شما در میان می گذارند و درهوای متانت شما نفسی تازه می کنند و به جای نخستِ فلک زدگیِ خویش باز می روند. آن سوتر از این گفتاگفت های تکراری و تمام نشدنی، سینه های سرخ مردمی است که با همان هزار امید رو به شما می نشینند و به شعارها و به صحبت های متداول شما گوشِ دل می سپرند و درتب و تاب یک گویش بی ملاحظه درخود مچاله می شوند. من از باب رهایی از شرمی که بی دلیل از همه ی ما آویخته، نه همه ی آن پرسش ها را، که معدودی از آنها را با خود شما در میان می گذارم تا مگر پاسخ های صریح و شفاف شما، راه را برای عبوراز سایر پرسش ها وا کند. اگر در چند وچون پرسش های من، صراحت، به جای نرمش و ملایمت نشسته است، پیشاپیش از شما پوزش می طلبم. گرچه خود می دانم در شنودنِ عربده های وقیحِ بسیجی نماها، و ناسزاهای کیهانیِ این چند سال اخیر، مهارت یافته اید.

یک :

شما در غیاب مهندس میرحسین موسوی، شخصیت شماره ی یک جریانی هستید که خواهان مطالبات خاصی است. جریانی که ظاهرا آزادی را با همه ی ظرافت های آن، و قانون را با همه محکمات آن، و انصاف و داد را با همه ی آغوش گشوده اش می خواسته و می خواهد. پرسش این که : شما مگربه دنبال چه بودید که تحمل نشدید؟ واکنون با اعتنا به پیشامدهای این دوسال اخیر، به دنبال چه هستید؟ قرار بود شما با روی کار آمدن چه بکنید که حاکمیت خود را در معرض فروپاشی دید و دست به کارهایی زد که تلخی آن باهزارمن عسل، ولکه های تباهیِ آن با هزارجراحی زدوده نخواهد شد؟

دو:

حاکمیت در این دوسال، کمترین توجهی به شخصِ شما وخواست های هرازگاهِ شما نکرده است. بلکه بالعکس، تا توانسته، پای شما را و سایرینی را که با شمایند، به ریسمان بیگانگان بسته و عده ای را که منتسب به شمایند، دستگیر و زندانی کرده است. آیا اگردرآینده نیز توجهی به خواست های شما نشود و راه برای هرگونه سربرآوردنِ شمایان بسته گردد، سربه کجا خواهید کوفت؟ واساسا چه خواهید کرد؟

سه :

مشکلات جاری کشور، تنها نه از آن روی است که رییس جمهورها و دولت های ما قابلیت اداره ی کشور را، و اهلیت برطرف سازی موانع پیش روی را نداشته و ندارند، و نه به این دلیل که مجلسیان ما به مذلت اطاعت بی چون وچرا در افتاده اند و شآنِ نمایندگی خود را با بُزدلی های مشمئز کننده ی خویش به حقارتی تاریخی دچارساخته اند، و نه به این خاطر که دستگاه قضایی ما مته به مغزعدالت و انصاف فرو می بَرَد و پوست از تن آداب داد گستری می دَرَد، بل به این دلیل که بر این مُلک، تفکرِ ناشی از فقاهتِ فربه، وفقاهتِ میان تهیِ منفک از درد و داغ مردم حاکم است. فقاهتی که با همه ی پویایی و عرض و طول و دارایی اش، از درک واقعیت ها وحساسیت های داخلی و بین المللی عاجز است و برای بسیاری از مختصات جامعه، طرح وبرنامه و جایگزینی ندارد و ناگزیر روی به بایدها و نبایدها و حلال است و حرام است های منجمد تاریخی می برد و راه تنفس نسل ها را برمی بندد.

با اعتنا به این مهم، خود شما با همان لباسی که برتن دارید و بسیار نیز برازنده ی جناب شماست، درهمین گردونه ی حجة الاسلامی صاحب وجاهت اید. با فرض این محال که همه ی اختیارات کشور را دو دستی تقدیم شما کنند و دست شما را برای هر تغییر و اصلاحِ دلخواه وا بگذارند، با این بن بست های پشتاپشتِ فقاهتی چه خواهید کرد؟ مگر یک حجة الاسلام می تواند آن سوتر از دایره ی فقهی که می خواهد با بلندگوی “حلال است و حرام است” با مردمان متعجب دنیا دیالوگ برقرار کند، به حیثیات حتمیِ بشری بیاندیشد؟ یک نگاهی به فاصله ی نجومی میان این سال های کشور بختک زده ی ما با دیگرانی چون کره ی جنوبی ومالزی و همین امارات و ترکیه ی همجوارمان بیندازید!

ما از فقه بخاطر قرن ها کارآیی اش در آراستگیِ فکریِ پدران و مادرانمان تشکرمی کنیم. اکنون آیا وقت آن نرسیده است که فقاهت، برای نفس کشیدن و زنده ماندن، پنجره ها و دروازه های تازه ای را به روی خود بگشاید و از همزیستی با سایر نحله های فکری و اجتماعی نهراسد؟

 چهار:

برای برون رفت از مخمصه هایی که گرفتار آنیم، پیشنهاد داده اید که دو سوی ماجراهای اخیر، چه حاکمیت، وچه آنانی که به هرشکل آسیب دیده اند، از حق خود گذشت کنند و مطالبات خود را نادیده بگیرند تا دعوایی اگر هست خاتمه پذیرد. یعنی حاکمیت، زندانیان حادثه های اخیر را آزاد سازد و از دستگیری وزندانی کردن خاطیان – به گمانِ خود – گذشت کند، و آسیب دیدگان نیز خون فرزندان وماهها حبسِ بی دلیلِ عزیزانشان را نادیده بگیرند. پرسش من با عملی شدن این آرزوی سطحی ، شکل می گیرد. این که : روز بعد ازاین گذشت دوجانبه، آیا چگونه خواهد بود؟ اگر یک جوانِ باز آمده از زندان، مجددا ازدزدی های جاری شخص رییس دولت و معاون اولش بگوید و بنویسد و دردانشگاهِ خود همین ها را برملا کند، باز آیا گرفتار داغ ودرفش خواهد شد یا نه؟

بعد از این گذشت دوجانبه آیا دستگاه قضایی، به چهره ی انصاف و عدل خواهد نگریست یا همچنان لباس مضحکه برتن عدالت خواهد پوشاند؟ یا نمایندگان مجلس به یاد عهدی که با مردم و خدای خویش بسته اند خواهند افتاد و ازهیچ کس فرمان نخواهند پذیرفت و از احدالناسی نیز نخواهند هراسید؟ آیا آقایان جنتی وخاتمی و علم الهدی، با فهم، و با لبخند آشتی خواهند کرد؟ آیا سپاه، ازلقمه های چرب وشیرینی که بلعیده و می بلعد دست خواهد شست؟ آیا مراجع و امامان جمعه و روحانیانِ دخالت گر، برای نخستین بارهم که شده مسئولیت دخالت های ویرانگرخود را خواهند پذیرفت؟ آیا منصب های کلیدی کشور از چنگ بی عرضه ها و پوک مغزان به در خواهد رفت؟ آیا کسی برای مردم و خواست ها و افکارشان تره خُرد خواهد کرد و مثلا به مردم گزارش خواهد داد که چه مقدار از پولشان صرف بقای بشاراسد قاتل گردیده و می گردد؟

پنج :

شما دراعتراض به حبس آقایان موسوی و کروبی وهمسرانشان، هراز گاه به پراندن یکی دوشعاربدون پشتوانه بسنده کرده اید. آنان داخل زندان اند و شما درزندانی دیگر. بیرون مانده اید که چه؟ بیایید و درخواست کنید تا شما را به جایگاه والای حبس داخل کنند تا سهم شما در این معرکه ی تلخکامی، طعمی از ” درکنار مردم بودن” باشد. منظور من از این مردم، حداقل بیست میلیون نفری است که خود و خانواده هایشان به رویه های جاری حاکمیت “نه” گفته اند و شخصیتشان به دمِ دستی ترین وجه ممکن چوب خورده و تحقیر شده است.

پرسش پنجم من این است :چرا شما در زندان نیستید؟ ظاهراَ با آن همه نسبت جاسوسی و براندازی و فحش های وقیح کیهانی، شما برای زندانی شدن اولویت داشته اید. حاکمیت، درشما چه دیده که بیرون ماندن شما را به صلاح خود دانسته است؟ بیرون مانده اید تا این بیست میلیون نفر سرگشته را رهبری کنید؟ تا جنبش سبز که نه، تا اصلاحات مالوفِ تان بدون سرنباشد؟ تا برای برآمدن و برکرسی نشستن خود و دوستانتان، مردم را به صحنه آورید؟ آیا مواضع نرم شما به این خاطر نیست که در بیرون بمانید و به گمان خود این آشفتگی ها را سامان دهید؟ آیا کشتن جوانان مردم و ضرب و شتم وحشیانه ی مردم ودستگیری ها و حبس های توام با شکنجه و تهدید و رعب و وحشت، شما را به وادی ترس درنیانداخته است؟ تاهمان گونه بگویید و موضع بگیرید که حاکمیت خواهان آن است؟

شش :

انتخابات در پیش است. حاکمیت احتمالا برای تنها نماندن خود، به شما بها خواهد داد. واحتمالا بسیاری از زندانیان سیاسی را آزاد خواهد کرد. واحتمالا وعده های خنده دارخواهد داد. واحتمالا تنگناهای عهد قجریِ خود را از اطراف آقایان موسوی وکروبی و همسرانشان برخواهد چید. تا مگر مردمان قهرکرده را بار دیگر برسرسفره ی نظامی که سرتاسر قامتش به آلودگی های رنگارنگ مزین شده، ترغیب کند.

 شما نیز احتمالاً بارواج همین وعده های خنده دار- همانها که جزیی از کلِ خواسته های مردم است – به صحنه ی انتخابات بازخواهید رفت. و مردم را برای حضوری دوباره به صحنه دعوت خواهید فرمود. پرسش من این است: چه تضمینی برای صحت انتخاباتی که برسر خود کارآزمودگانی چون شیخ احمد جنتی دارد؟ اگر دوستان شما به مجلس راه یافتند، درآن مجلسِ گِل گرفته، قراراست برکدام حقوق متلاشی شده ی مردم اصرار ورزند؟ مثلا دوستان شما در مجلس، این توانایی و این بضاعت را دارند که سپاه را از اسکله های قاچاق و هزار هزار فرصتی که فروبلعیده، به پادگانها باز بَرَند؟

 هفت :

حاکمیت ما برای بقای بشار اسد قاتل، هزینه ی فراوانی متحمل شده است. از این پس نیز متحمل خواهد شد. به چین و روسیه، پول و وعده و امتیازات هنگفتی خواهد پرداخت تا مگردرشورای امنیت سازمان ملل، هوای رژیم رفتنی بشار اسد را داشته باشند. داستان حمایت بی دریغ ما از بشار اسد، کاملا به قمار انرژی هسته ای خودمان شبیه است. قماری که از جیب ما میلیاردها دلار بدر بُرد و برای ما جز تحقیر و ورشکستگی هیچ نگذاشت.

عجبا که این روزها رییس جمهور نامتعادل ما و قلچماقانِ شعارگوی هسته ای ما، سکوت اختیارکرده اند و دیگراز حقوق مضمحل شده ی هسته ای ما سخن نمی گویند و مردم عوام ما را به تکرار شعارهای طنز خود تحریک نمی کنند.

ما به همین خاطر، و به دلیل بی کفایتی های مستمر مسئولانمان، به آغوش تحریم های بین المللی درافتاده ایم. تحریم هایی که ما با سماجتی به بزرگی بلاهت، از آنان عبور می کنیم و مثل یک جاهل کتک خورده، به صورت کبود خود اشاره می کنیم و به همه می گوییم : “چنان محکم با صورتم به مشتش کوفتم که صورت خودم کبود شد”. این تحریم ها، سرمایه های این مردم بختک زده را به تاراج می برند و روز به روز ما را به تنگناهای بین المللی در می اندازند. پرسش پایانی من این است : به فرض، شما رییس جمهور، شما رییس مجلس، شما همه ی مجلس، با داستان بشار اسد و لبنان و حزب الله و اسراییل و داستان انرژی هسته ای وتحریم ها چه می کنید؟

با امتنان و سپاس :محمد نوری زاد پانزدهم شهریور سال نود

رهبرگرامی

این هفت پرسش، گرچه روی سخن با جناب خاتمی دارند اما مصرانه از ما و شما نیز پاسخ می طلبند. مباد از این روی که: ” وقتی خود مردم برای ما، جز بوقت رآی دادن و جز برای دمِ توپ صاحب شآن ومنزلتی نیستند، ما را چه به پرسش هایشان؟ “، همچنان شنودنِ ابهام ها و پرسش ها و خواست هایشان را به هیچ بگیریم؟

شما را به خدایی که بدو ایمان دارید، به ما بفرمایید: چرا مردمِ ما نباید این خاصیت و این ارزش و این وجاهت را داشته باشند که از شما بپرسند: چرا؟ اساساً مگردلیلِ برپایی و برقراریِ مجلس خبرگان، همین پرسش از رهبری نبوده ونیست؟ اگربله، پس با اعتنا به کدامین آموزه ی انسانی و شیعی وقانونی، تا کنون یک نماینده، یک بار، آری یک بار، شهامت این را نیافته است که از شما بابت این همه مسئولیتی که به عهده دارید، یک ” چرا ” ی مختصر بپرسد؟

از همان سنین جوانی برزبانِ ما و شما نشانده اند: “پیش از آنکه به حساب شما رسیدگی کنند، خود به حسابِ خودتان رسیدگی کنید”. ستونِ محوریِ این سخن، بر”حقّ الناس” استوار است. یعنی آهای مردم، بگردید و هرکجا رشته ای ازحقوق تباه شده یافتید که یک سرش خود شمایید و سردیگرش دیگران، درهمین فرصت باقی مانده و پیش از ورود به عرصه ی حساب و کتاب، به واکاویِ و اعاده ی این حقوق تباه شده همت کنید. که اگربه طلبکاریِ مردم اعتنا نکنید، عدلِ جاریِ خدا، هم دنیایتان را و هم آخرتتان را برسرتان خواهد کوفت.

من صمیمانه و البته قاطعانه با صدای بلند اعلام می کنم: ” رهبرا، ما حقوق تباه شده بسیار داریم. بیایید و پیش از کوچ به دیاری که چهارستونش برعدلِ حتمیِ خدا بنا شده، به طلبِ ما رسیدگی کنید. که اگر از طلب ها و پرسش های ما رو بگردانید وما را طبق شرع و عرف و قانون همین جمهوری اسلامی راضی و توجیه نکنید، ما مردمان این زمانیِ ایران، وحتماً نسل های آینده ی این سرزمین، وزنِ سنگینِ طلبکاری خود را بر ترازوی سنت های حتمیِ هستی خواهیم نهاد. و شما نیک تر از همه ی ما می دانید که این وزن سنگینی که ما برشانه ی سنت های حتمی هستی می نهیم، با جناب شما چه خواهد کرد!

…..اکنون مثنوی آتش در نیستان، با غریوِ پرسوزِ خواننده ی خوب ما، وخاکستری که از نی های پرادعا ومیان تهی بجای مانده، پایان یافته است. درشیراز از اتومبیلِ خود پیاده می شوم و به دیدار مردی می روم که یکی از چند منبر زنده ی این کشور پهناور متعلق به اوست. جناب آیت الله سید علی محمد دستغیب. سپاهیان و بسیجیان و طلاب کفن پوشی که به پای تمامی منبرها و تریبون ها قفل بسته اند، خانه ی این پیرمرد را به سنگ بستند تا مگر این منبر زنده را نیز به جمع هزار هزار منبر افسرده و مرده وخاک برسرِ کشورمان بیفزایند. هنوزآثار سیاهیِ آتش و رنگ و ننگ در اطراف ساختمان محقر او هویداست. پیش می روم و برگونه های آزادگیِ او بوسه می زنم. و از وی بخاطر این که برای روفتنِ تاریکی، خود را به اشتعال انداخته و این تنها چراغ انسانی و ایمانی را دراین سوی سرزمینمان روشن نگاه داشته تشکر می کنم.

ساعتی بعد در کنار مزار حضرت حافظ ایستاده ام. به نیت این که پایان کار ما بکجا خواهد انجامید دست به تفآل می برم و دیوان شورانگیز او را می گشایم. شوراین غزل به جانم می دود: درازل پرتو حسنت زتجلی دم زد/ عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد…….. تا جایی که می سراید: مدعی خواست که آید به تماشا گه راز/ دست غیب آمد و برسینه ی نامحرم زد. شباهنگام بود که من به راز این سخن حضرت حافظ پی بردم و دانستم او چرا در قرن های دور، واژه ی ” دست غیب ” را در این غزل بی نظیر خود جای داده است.

واما سخن پایانی من،

نه طبق قوانین کشورهای فهیم دنیا، و نه حتی طبق قوانین کشورهای همجوارما، که طبق قانون جمهوری اسلامی خودمان ایران، شخص رهبر، بلحاظ فردی و حقوقی، هیچ تفاوتی، آری هیچ تفاوتی، آری هیچ تفاوتی، با سایر مردم ندارد. شوربختانه اما آن سوتر از قانونی که در این مُلک به شوخی بَدَل شده، جناب شما بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار، آری بسیار، با سایر مردم ایران تفاوت دارید. و این، اولین حقّ الناسی است که ما ایرانیان از جناب شما طلبکاریم. آیا پیش از آنکه به حسابتان رسیدگی کنند، به حساب خودتان رسیدگی خواهید فرمود؟

بدرود تا جمعه ی آینده

بااحترام و ادب: محمد نوری زاد جمعه بیست و هفتم آبان سال نود


Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

163 نظر

  1. سلام دوست گرامی
    فرموده اید مراقب باشم فریب نخورم و اجازه ندهم بی بی سی و رادیو فردا و امثالهم از من سو استفاده کنند. می گویم: چشم . مراقبم.

  2. سلام مصطفای عزیز من بابت هر تندی و زخم زبان آن سالها از تو و از همه پوزش می خواهم و حلیت. پیش از این نیز طلب بخشایش کرده ام. بارها

  3. راستی آروشای عزیز چهارمی اش یادم آمد. این که من باهر بار نوشتن و انتشار نوشته ام مرگ را و آوارگی را و درهم پیچیدن اوضاع زندگی و خانواده ام را پیش چشم می آورم. همه را کف دستم می گیرم و هست و نیستم را به خدا می سپارم و یک یاعلی می گویم و می زنم به دل هرکه بخواهد پیش بیاید. یکجور پاکباختگی آگاهانه. با یک چنین آدمی کاری نمی شود کرد. یا باید او را بکشند و از شرش خلاص شوند یا به پروپایش بپیچند و یا رهایش بکنند. فکر می کنم این چهارمی از همه ی آن سه تای دیگر کاری تر است.

  4. سلام دوست من، آنچه که مسلم است رهبر اگر بخواهد کوچکترین تغییری در مناسبات کلی کشور بدهد ، مخاطرات بسیاری را پیشاپیش باید مد نظر بگیرد. مثلا باز فرستادن پاسداران به پادگانها اولین آسیبش به خود ایشان می رسد. واین کار کمی نیست. من معتقدم یک انسان مسلمان به سود و زیان کار ی که می کند نباید بیاندیشد. الا این که پیش از آن به درست بودن یا نادرست بودن آن اندیشیده باشد. اگر ایشان مشتاق درستی و راستی باشند از عواقب کارها و اصلاح امور نباید بهراسند. اما اگر همچنان برهمین روند اصرار بورزند بدیهی است که مسئولیت های هماره متوجه ایشان است و باید در آینده ای نزدیک پاسخگو باشند. به امید دیدار

  5. دوست من، این مملکت خراب شده قانونی دارد و طبق این قانون ایشان رهبر هستند . چه شما قبولشان داشته باشید و نداشته باشید. اختیارات وسیع ایشان را اگر قانونی بدانیم ، با مراجعه به همان قانون می توانیم از ایشان بازخواست بکنیم. شما وقتی کسی را رهبر نمی دانی پس خواسته ای نمی توانی داشته باشی مگر این که بنشینی و نفرین کنی یا اسلحله دست بگیری. درهمین قانون نیم بند ظرافت هایی هست که می توان با همانها به مختصات خوبی دست یافت. شما همه ی مطالب مرا وانهاده ای و به همان یک کلمه متمرکز شده ای؟ رهبر یعنی مسئول برتر. یعنی کسی که همه ی سئوال ها به سمت او سرازیر است. شما اگر به او ناسزا بگویی که نمی توانی از او خواسته ای داشته باشی. به امید دیدار

  6. محمود گرامی
    ، فرض بفرمایید نامه های من بدون اسم منتشر می شود. وقتمان را برای دیروز آدمها تلف نکنیم. محتوای سخن و نوشته و موضع گیری فعلی افراد را مد نظر قرار بدهیم. از مته زدن به گذشته، و بیرون کشیدن هرآن چیزی که یکی را بالا ببرد و یکی را زمین بزند پرهیز کنیم. داستان بگم بگم آن فرد نامتعادل به همین مته زدن به گذشته ها برمی گردد. علت این که ما به این روز محتضری افتاده ایم هیچ نیست الا این که از “حال” باز ماندیم. یا به گذشته فرو رفتیم و یا در آرزوها غوطه ورشدیم. شما نامه های مرا بخوان و هرچه انتقاد دارید نسبت به محتوای آن موضع بگیرید. به امید دیدار

  7. آروشای عزیز
    از میان سه هزار و پانصد کلمه ی نامه ی من شما بیا و همین یکی دو کلمه را تحمل کن. قرار شد ما حتی مخالفانمان را نیز تحمل کنیم.

  8. آروشای عزیز باور کنید من خودم هم نمی دانم داستان از چه قرار است. البته چند احتمال را می توان پیش چشم آورد. یک این که من عامل نفوذی هستم و همه ی این داستان ها برای فریب مردم است. دو این که زندانی کردن مجدد من برای آنان فایده ای ندارد. به این دلیل که من سوژه های تازه تری را از داخل زندان یا بعد ها منتشرخواهم کرد و هزینه ی بیشتری را برآنان تحمیل خواهم کرد. سه این که بیرون ماندن من برای آنها فایده اش بیشتر است. با هرآنچه که می نویسم و منتشرمی کنم. چهارش را دیگرنمی دانم. باورکنید دوست من

  9. وقتی افراد حقیر بر کرسی بزرگان تکیه می زنند

    ‫مهدی کوچک زاده نماینده مجلس را نیک بنگرید، این فرد خود را دکتر می نامد ولی دریغ از ذره ای شعور یک تحصیل کرده و دانشگاه رفته،

    ‫حمید رسایی ،نماینده مجلس،که تا نیویورک همراه اون یکی دکتر مشرف می شوند. این دو نفر مشتی از نمونه خروار نشسته در بهارستان ایرانند.افرادی که وکیل الاشخاصند و با تشری از بالا و یکم بالا سرجای خود می نشینند.مجلسی به این درجه از فضاحت تاریخ ایران بخود ندیده است،مجلسی که احمدی نژاد افسار تک تک انان را بدست گرفته و هنگام لگد زدن برگه سبزی از اختلاس و خلاف مالی در ابشخورشان رو می کند.بدیهی است مجلسی که نتواند به وظایف ذاتی خود بپردازد از سر بیکاری و بی عرضه گی به تصویب حقوق مادام العمر برای خود و تغییر شعار مرگ بر امریکا به مرگ بر انگلیس می پردازد.روش مبارزه جدیدی سیاستمداران مملکت ما ابداع کرده اند که در حال حاضر در سیاست خارجی مراحل آزمایشی خود را طی می کند.این روش به رو کردن سند و مدرک معروف شده و تصور می کنند دولتهای غربی و آمریکا به مانند خودشان از شنیدن نام سند و مدرک تمبان خیس کرده و عقب نشینی می کنند.قرار بود سندهایی یعنی هزارتا سند به دنیا نشان دهیم تا امریکا را بی آبرو کنیم ولی معلوم نیست کی و چگونه و مهمتر چرا الان ؟ بعد از امریکا نوبت انگلیس است تا با رو کردن اسناد دخالت این پیر استعمار گر نزد جهانیان رسوای روزگارش کنیم.

    ‫عجب مجلسی داریم جان تو ، نمایندگانش چون به دور بعدی انتخابات نزدیک شده اند بیاد مشکلات حوزه انتخاباتی خویش افتاده اند که ای وای بر شما ، جوانان جاسک و غرب استان از فقر و بیکاری معتاد شده اند و میزان طلاق بالا رفته و …….و مثل همیشه دغل بازی و ریاکاری سیاسی.همیشه همینطور بوده و هست، من بعد گشت ارشاد آدم بده و احدی حق ندارد به موهای بانوهای محترمه گیر دهد و از کوتاهی و تنگی مانتو ها به خشم آید.،،چون مشکل مملکت ما موی خانم ها وجوانان نیست ……….دوربین صدا و سیما نیاز مبرمی به تعداد زیادی خانم بزک شده و بی حجاب دارد تا مشارکت در انتخابات و دموکراسی را به رخ جهانیان بکشاند.همین اقای میرخلیلی نماینده شهرستان های میناب و جاسک در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ برای جمع آوری رای برای ناطق نوری ، قران بدست درب منازل بزرگان و معتمدین منطقه می رفت و همه را به جدش با قران قسم می داد که تا دست بر قران نزنید پا به منزلتان نخواهم گذاشت.حتی بروی خاک می نشست و با اه و زاری قول رای ناطق را از آنان می ستاند.آنوقت همین آقا که با امکانات دولتی به تبلیغ خودش و دوستانش می پرداخت امروز داد درد جوانان را سر میدهد، آن روزی که بنده مسئول در بخش سیاسی و انتظامی ان شهرستان بودم بیاد دارم که اتومبیل های جهادسازندگی چطور شبانه روز درخدمت تبلیغات آقا بودند.پس اگر شرم ندارید حداقل ملت بیچاره جاسک و بشاگرد را بیش از این گول نزنید.

    ‫باری چند روزی است انگلیس ادم بده مجلس شده و پشت به پشت قعطنامه و دوفوریت بر علیه ان صادرمی شود.نمایندگان ، علما ، روحانیون و اقازاده هایی که گرین کارت دیار فرنگ در جیب دارند و جهت مداوا و سیاحت خود و اهل و عیال همواره به لندن مشرف می شوند ، حتی همسر دوم بلوند انگلیسی هم می ستانند تا به آغوش اسلام مشرف شوند ،قاطعانه خواستار قطع روابط با انگلیس شده اند البته غیر از بعضی از روابط اقتصادی ، یعنی سر و ته این قطع روابط معلوم نیست ولی ماست مالی شدن آن را به اطلاع ملت همیشه در صحنه نخواهند رساند.منتظر نمانید ،،،،،،خلاصه اینکه ما به همه گفتیم زدیم شما هم بگید زدیم ،خوبیت نداره……….

  10. آقای نوری زاد سلام، نامه شما رو به رهبر انقلاب خواندم. و نامه های قبلی شما را نیز خوانده ام. وقتی امروز شروع به سرچ کلمه بی بی سی فارسی کردم، هرگز فکر نمی کردم که سر از اینجا در بی آورم! خب، هر کس قسمتی دارد!آقای نوری زاد!در حال خواندن نامه نهم شما به رهبری انقلاب بودم که یاد و خاطره ایی در ذهنم نقش بست! چندین سال پیش در نمایشگاه مطبوعات بهمراه همسرم به بخشی مجلات رفتیم برای بازدید. همسرم در آنجا با دختری با حجابی که نمی شد آن را حجاب نامید، شروع به صحبت کرد و احوال پرسی! خیلی متعجب بود! از همسرم پرسیدم: ایشان چه کسی است که گفت: …. نوری زاد! گفتم: چقدر نامش آشناست؟! که گفت: ایشان دختر آقای نوری زاد نویسنده کیهان است! آنجا بود که خیلی بفکر رفتم! و ناخود آگاه به همسرم عرض کردم که: این است عاقبت تند روی ها!بزرگوار!برای یک لحظه هم که شده فکر کن! شاید این ره که میروی به ….!آقای دکتر!چرا نام شما بایستی بین لیست های بی بی سی و صدای آمریکا باشد؟چرا بایستی حرفی زده شود که محصول آنرا دشمن اسلام برداشت کند؟نمی شود طوری این مطالب رو بیان کرد تا دشمن نتواند بهر برداری کند؟آقای دکتر!بنده به عنوان کسی که 5 سال از جوانی خودم را در کشوری همچون آمریکا گذرانده ام می دانم که رسانه هایی چون بی بی سی و صدای آمریکا نکنند کاری مگراینکه به نفع سیاست های حکومت های استبدادی خود باشد.آقای نوری زاد!کاسه لیسانی چون نوری زاده با شما بسیار متفاوتن!رنگ دغدغه های همچو شمایی با امثال نوری زاده ها بسیار متفاوت است! این را بنده می دانند! لاکن المومن کیض!برادر من!نگذارید از شما استفاده ابزاری شود!و العاقبة لتقوی وللمومنینوالسلامامضاء : برادر شما که بی هیچ غرض ورزی و از سر خیر خواهی و آینه وار متن را نوشت 

  11. 2.آقای نوری زاد خطاب به آقای خاتمی در مورد آزادی ایشون و در بند بودن میر حسین پرسیدید حالا این سوال تو ذهن من به وجود آمده
    چرا پاسخ انتقادات آقای تاجزاده حبس و انفرادی و پاسخ رهبر شما به گلایه هاتون آزادی میشه؟
    چرا نامه های شما تحمل میشه اما درد دل آریا آرام نژاد تو زندان پاسخ داده میشه؟

  12. بی پرده و حاشیه اینجا براتون می نویسم.امیدوارم از صراحت من آزرده خاطر نشوید.
    1.شما هنوز هم عامل اصلی نابودی این کشور رو “با عنوان “پدر” یا “رهبر ” خطاب می کنید!!!اگه در زمان صدر اسلام هم بودید معاویه و یزید رو با عنوان “امیر المومنین” مورد نصیحت قرار می دادید؟

  13. آروشا ایرانی
    سلام بر شما
    سوالی از جانب شما به دست ما نرسیده!

  14. باسلام وعرض ارادت خدمت جناب نوری زادوتبریک به مناسبت موفقیت چشمگیرتان درکارگردانی وبازیگری(به عنوان سوپراستار)سریال جدید«نامه به رهبری» که11قسمت آن ازسمع ونظر«مردم شریف»!گذشته وحتی بسیاری ازبدبین ترین وسخت باورترین ناظران رانیزبه انفعال وتحسین کشانده است!.خواهشمنداست به سوالات زیرپاسخ فرمایید:1-آیابسیاری ازاندیشمندان کشورمان که اکنون یادرزندان ویادرتبعیدویاممنوع البیان والقلم اندجرمشان تنهانه این بوده است که توسن اندیشه شان ازحصارتنگ وتاریک ولایت فقیه پافراترگذاشته بود؟!جناب نوری زادشماچرادربندوزندان وتبعیدنیستیدکه هیچ،بلکه درهفته نامه های خودتیغ بی پروای نقدکه چه عرض کنم بلکه قتاله رابرجمیع ارکان وواجبات واصول وفروع نظام وازهمه مهیب ترو نابخشودنی ترعمود خیمه آن برکشیده ایدوبی رحمانه می زنیدوطُرفه ترآنکه نه ازامت حزب الله همیشه درصحنه وفداییان رهبرخبریست ونه ازبرادرحسینتان اثری !!سپاه رابه حق یاناحق لجن مال کنی وآب ازآب تکان نخورد!!واعجباازاین همه تساهل وتسامح وبلندی آستانه شکیبایی وتحمل نظام ورهبری !!!راستی مگرمجموع کلمات تندوصریح نامه های سرگشاده دکترسروش وگنجی وکدیوروشعله سعدی وتاج زاده و…ازجهت عدّت وحدّت بایک نامه شمابرابری می کندکه باآنان چنان رفت که می دانید!3-نظرصریح وشفاف شمادرخصوص ولایت فقیه وحکومت دینی چیست؟چراکه آن چه شمادرنامه هایتان ازآن می نالیدنتیجه طبیعی وازلوازم لاینفک حکومت های ایدئولوژیک(دینی وغیردینی)است.4-چرادرلابلای عبارات نامه هاوباظرافت هرچه تمام برسلامت نفس وزهدوپاکدستی مولاوآقایتان(تعابیرآنوقت های خودتان!)تأکیدمی ورزیدوبه خواننده القامی کنیدکه آقاخودش حرف ندارد،بلکه این اطرافیان…وتنهاعیبشان این است که اولاخیلی خوبندوثانیامصاحبه نمی کنند!!5-آیاآوردن نامه به آقای خاتمی درنامه یازدهم جزپیچیدن نسخه اصلاح طلبان وضایع کردن نمادشان دربین جامعه روشنفکری ودانشگاهی ومأیوس کردن آنهاازاصلاح طلبان(پس ازبروزنشانه های حضورآنان درانتخابات)حکمت دیگری دارد؟6-نظرتان درخصوص آقای هاشمی رفسنجانی چیست؟هرچه باشدمولای شمارهبری خود راازایشان داردوجناب هاشمی درتمام آنچه که حداقل تاپنج شش سال گذشته براین کشورمظلوم و«مردم شریف»رفته است اگرسهم بیشتری ازمولایتان نداشته باشد مسلماًکمترندارد!7-موضع خودرادرخصوص شخصیت حقیقی وحقوقی برادرحسین بیان فرمایید.نگران نباشیدازمولایتان که بالاترنیستند!!8-آیامی شودازآقابخواهیداکنون که بحمدالله وبه برکت عنایات وتأکیدات معظم له کرسی های آزاداندیشی به وفوردرهرکوی وبرزنی ازمیهنمان برپاشده وبانگ «هل من آزاداندیش»گوش فلک راآزارمی دهد،رخصتی دهندتاهمه آزاداندیشان دورازوطن نیزبرای تماشای این همه کرسی که یک ازهزارآن درتمام بلادمدعی دموکراسی وجودندارد،به وطن بازگردندوالبته مفروض است که آن عده ای هم که درزندان داخلندآزادشده وهم اینک زیرکرسی ها لم فرموده اند!ضمن دعای خیرامیدوارم همانگونه که خودانتظارداریدماراازپاسخ های زیباومتین خودبی نصیب نگذارید.

    • محمود عزیز بنده بعنوان یک بازدید کننده از سایت دکتر نوری زاد تا کنون نامه های یازده گانه ایشان را مطالعه نمودم اول از همه شیوه نگارش ایشان را همچون خیلی از هم وطنان عزیزمان ستوده ام از طرفی و بر نکاتی چند از مطالب مندرج در بعضی از نامه های ایشان خصوصا دهمین مرقومه آن بزرگوار ایرادات ماهیتی را وارد می دانم با این حال مشتاق شدم از منظر خود به نظریه حضر تعالی نیز اشکلاتی را وارد نمایم اول اینکه شما به بازداشت ها و احکامی که تا کنون متوجه جناب نوری زاد گردیده توجه نفرمودید که خود موید نا خشنودی نظام از اظهارات ایشان می باشد دوم در خصوص نحوه خطاب قرار دادن رهبر انقلاب جناب نوری زاد به حق رعایت ادب و نزاکت را نمود ه اند از طرفی اگر غیر از این بود حتما ما و شما می بایست دومین سالگرد جناب ایشان را به سوگ می نشستیم سوم نقد بر اصلاح طلبان و یا منظور حضرتعالی جناب آقای خاتمی نه تنها مقابله و یا تخطئه تفکرات و اندیشه های آنها نیست بلکه چه درست و چه غلط نفس انتفاد باعث شفافیت و پویندگی هر جریان و خط فکری می گردد چهارم . از شما می خواهم نامه جناب آقای یزدی به رهبر جماعت اسلامی تونس را مطالعه فرمایید چرا که ایشان به نکته بسیار با اهمیتی اشاره نمود ه اند که هر یک از ما باید حتی در زندگی روز مره خود به آن توجه داشته باشیم و بدانیم الفبای خواندن خوب خواندن دمکراسی و مقابله با دیکتاتور ی آلوده نشدن به روشهای های دیکتاتور مابانه است که متاسفانه معضل اصلی تمام انقلابها و افراد انقلابی است چه دینی و چه غیر دینی و همانگونه که جناب ایشان به آن اشاره کرده اند در انقلابهای معاصر صرفا بزرگانی چون گاندی و نلسون ماندلا و همچنین به نظر بنده مرحوم مصدق را می توان نمونه و الگویی موفق یاد کرد در آخر باید توجه داشته باشیم که دین رسمی کشور ما اسلام است و انقلاب ما انقلابی دینی بوده است و باید معتقد به تفکر شیعی باشد و در عین حال که ایران ما متعلق تمامی ایرانیان است با هر تفکر و اعتقادی که دارند به عبارتی دیگر هر کس که به تمامیت مرزی و حفظ آب و خاک و فرهنگ ایران زمین معتقد و پایبند هست در این مملکت حق اعلام نظر دارای کرامت وشایسته احترام است چه آنهای که جنا ب نوری زاد آرزو می کند حجاب اجباری را از سرشان بردارند چه بنده ای که آرزو دارم چنان روزی را نبینم

  15. سبز همیشه سبز

    درود خدا برشما همیشه شجاعت و ازادگی شما مرا به تحصین وامیدارد خدا یاور شما باشد با تمام این حرفها انتقادی بزرگ به شما دارم میدانم مردی چون شما با دقت به ان میاندیشد و بعد پاسخ خود را در کلامتان که بعد ها خواهید گفت میبینیم از جنازه تعفن گرفته گفتید من میگویم ای مرد بزرگ مردم ما حکومت های مختلف را امتحان کردن تا 33 سال قبل برای رسیدن به پیشرف بیشتر از زمان شاهنشاهی که اخرین ان بود در ان زمان حکومت خود را به فردی روحانی به عنوان ولی فقیه سپردند اولی با انکه ذاتن بد نبود از روی نداشتن اطلاعات کافی و نداشتن علم ائمه که لازمه داشتن چنین منسبی است اشتباهات بزرگی مرتکب شد که از ان جمله کشتار مردم ده شصت اشغال سفارت کشور امریکا و از همه بزرگتر قرار دادن یک شخص روحانی بر مسند حکومت که حتی اختیاراتش از شاهم فرا تر رفته و در نهایت نابودی ایمان مردم به روحانیت و جنگ… دوران حکومتش پایان گرفت و دومی با بی کفایتی باز کزاشتن دست دزدان چاپلوسان نظامیان و اطلاعاتی ها و افرادی چون شریعت مداری جنتی لاهیجانی ها و.. به تنها هدفی که فکر میکند حفظ حکومتش و جنگ با امریکا به هر قیمتی شده به قیمت خفه کردن مردم ایران به قیمت تاراج کشور به دست اطرافیانش به قیمت تقلب در انتخابات به قیمت دروغ به قیمت باز گذاشتن دست اعراب در تاراج ثروت این مردم فلک زده در میادین مشترک گازی و نفتی که دیگر قابل جبران نیست چرا قطر از اینها حمایت میکند به همان دلیلی که چندین برابر از ما از میادین ما ثروت اندوخته و حال ثروتمند ترین کشور شده با ملتی در رفاه پس باید طرفدار ماندن این حکومت ذلیل باشد همچون روسیه چین که دریا و ثروت ما را به تاراج میبرند به قیمت گزاف و تکه نانی با صد منت پیش ما پرت میکنند به قیمت ذلیل شدن ایرانی در دیگر ممالک به قیمت به قیمت از دست رفتن فرصت های اقتصادی مانند خطوط ترانزیت کالا گاز و… جذب سرمایه و..به قیمت فرار مغز های نخبه ایرانی که هر کدامشان هزار مجتبی میارزند و کشور را میتوتنند گلستان کننند به قیمت خانه نشین کردن عالمان دانشگاهی و سیاسی …با تمام این خسارات که اگر حساب پولی بشود احدنامه ترکمنچای وگلستانو کل خسارات پادشاهان قبل به گرد ان نمیرسد دران این دومی هم رو به پایان است حال مردم نتنها به پیشرفت بیشتر از زمان پادشاهی نرسیدند بلکه شاهد عقب رفت فاهش هم شدند و به این نتیجه رسیدند که اشتباه بزرگی در سپردن حکومت در 33 سال قبل به سلطنت یک روحانی مرتکب شدند ولی باز در سخنان شما میبینیم نتنها بدنبال اصلاح این دومی افکارش را شریعتمداری و جنتی و خاتمی در تریبونهای ازاد فریاد میزنند هستید به فکر رهبر بعدی هم هستید مگر باز باید این لاشه متعفن را دوباره با نقابی نوع علم کنیم بس نیست اینهمه خسارت بسنیست انصاف بدهید بس نیست شما شخص با انصافی هستید چرا نباید حکومتی مردمی متشکل از همه افکار که تشکیل حذب داده اند و با رای مردم به قدرت میرسند و در رقابتی سالم کشور را به سوی انجا که حقش هست میبرند بر اینده ایران استوار شود تجربه شخص گرایی جز شکست استبداد چیزی ندارد ان هم استبداد مذهبی این نشد دیگری میشود اب از پس اب گلالودتر دارد میشود شما که شهامت گفتار دارید و سخنتان را خیلی ها میخوانند بگویید بخدا حرف ما که به جایی نمی رسد به رایس جمهور اینده ایرانی بی شاه نامه بنویسید و از دردهای امروز مردم گرفتار سخن بگویید و از او شکر نعمتی که بدست امده با خونهای بسیار را بخواهید به مردم نامه بنویسید و بیداری را با اگهی پراکنیتان از انها طلب کنید به خدا نامه بنویسید به امام زمان چه اصراری است که بر بالین جسدی اشتباهی نشسته اید ناله کنان از مرگش و تعفنش بیداری و زنده شدنش را میخواهید چرا انطرفتر جوانی نمی کارید که رشد کند از لاشه این جسد بد بو استفاده کند و درختی پرثمر در اینده بسازد چرا اینده را نمی سازید با درود بر ازادگی و شهامت بی کرانتان اگر جوابی به ایمیلم ارسال کنید که دیگر بر من منت نهادید

  16. @نگار, ازجملت خیلی خوشم امد آفرین

  17. سلام اقای نوریزاد اگر بخواهید خود را مکلف به ارسال نامه های منظم هفتگی کنبد اشتباه کرده اید چون عملا خود را مجبور به نوشتن میکنی در حالیکه ممکنست سوژه مناسبی برای نوشتن در هر هفته پیدا نکنی و نا خواسته چیزهایی بنویسی که لزومی به بیان انها نباشد ویا بیانشان مفید نباشد مثلا همین نامه اخیرتان به خاتمی مورد سو استفاده بعض افرطیون اپوزیسیون شده تا بر خاتمی پاک و مهربان بتازند این گروه در مخالفت با جمهوری اسلامی هدف خود که اعتلای کشور ایران است را دانسته یا ندانسته فراموش کرده اند و مخالفتشان با نظام انها را کور کرده است و نمیدانند چه میخواهند و هدفشان چیست پس اجازه ندهید اینها به ادم پاک و صادقی مثل خاتمی بتازند

  18. سلام.
    آقای نوری زاد جای شکرش باقیست که هنوز حنجره هایی هست که صدای مردم این کشور را فریاد کنند اما یادمان نرود که بزرگان گفته اند مظلومان ,ظالمان را به وجود می آورند.

    بی پرده بگم ظلم های امروز مقام اول این کشور نتیجه ی اشتباهات 30 ساله ی نسل قبل از من (نسل پدران ما, نسل شماست)سایه ی این کوه دروغ و دغل و توهم رو شمایانی برسر نسل ما آوار کردید.اما بازگشت شما(به عنوان نماینده ی یک نسل فریب خورده)بازهم برای ما زیباست .اما گله ی من از شخص شما:تا به حال از واژه ی مقدس “پدر”برای دیکتاتوری استفاده میکردید که ارج و ارزش این کلمه ی والا را از عرش به فرش رسانده بود و حال با وجود انتقادات صریح و بی پرده از واژه “رهبرا” !!!!!!
    اعتقادات اسلامی ندارم اما به تبع زندگی در کشور به ظاهر اسلامی داستان هایی از صدر اسلام شنیده و خوانده ام .شما نیز به سوال من پاسخی کوتاه بدهید که “اگر در زمان رهبری معاویه بر مسلمانان زنگی می کردید او را نیز “رهبر” و “امیر المومنین” می خواندید؟
    که اگر چنین است پس با ولایت علی چه می کردید؟؟؟
    شما پرسش هایی از آقای خاتمی کردید و خواستار جواب صریح شدید من هم از شما انتظار پاسخ بی پرده دارم.
    امیدوارم منظورم را درک کرده باشید و پاسخی در خور از جنابتان دریافت کنم..

  19. خوشحال میشو اگه پاسختون روی والم یا به عنوان پیام خصوصی از شما دریافت کنم

  20. درود بر شما.
    ایمیل مذکور به آدرس شما ارسال شد.

  21. با سلام جناب نوری زاد من همه نامه های شما را از اول تا به حال خوانده ام ولی دو چیز هنوز برای من روشن نیست؟
    1- علت مخالفت قبلی شما با اصلاح طلبان
    2- دفاع حال حاضر شما از حقوق مردم .همان حقوقی که در دوره آقای خاتمی بارها مرد تاکید قرار گرفته بود.
    جناب نوری زاد آیا ایران ما با این شرایط امکان اصلاح دارد یا نیاز به انقلابی دیگر دارد.

  22. سلام بر حاج محمد آقاي شير پاك خورده
    استدعادارد دريكي از نوشته هايتان اشاره بفرماييدقبله عالم ! دستوربفرمايند؛
    آمار زندانيان ايثارگر معترض پس از انتخابات و درصدشان نسبت به كل زندانيان معترض را براي تهيه نمايند!؟
    هم براي ايشان مفيد است وهم براي آگاهي مردم عزيز !؟! كه نظام مدعي ارزشها وخون شهدا و تشييع گر استخوان شهدا و خواب كننده و سركوبگر مردم به اين بهانه ها ، با همرزمان و خانواده آن نازنين ها چه مي كند!؟

  23. اگر بموقع حرف زده بودی نباید الان داد میزدی

  24. چون سخن از دل برآید نیک بر دل نشیند

  25. عبدالله شهبازي هم به زندان افتاد . نوریزاد کاری از آقای خامنه ایی بر نمیاد یه مشت قاچاقچی کشورو اشغال کرده اند اگر برخلاف آنها رفتار کند چند ساعته رحلت ملکوتی میکنه !!

  26. آروشا ایرانی
    سلام بر شما
    کدامین کامنت؟
    پاسخ کدامین پرسش؟لطفا برای دریافت پاسخ ، پرسش هایتان را به ایمیل زیر مکاتبه فرمایید تا با آقای دکتر مستقیما در تماس باشید.
    nurizad.com@gmail.com

    سپاس
    پشتیبانی سایت رسمی

  27. آقای نوری زاد عزیز در آستانه 16 آذر قرار داریم در نامه بعدی از رهبر انقلاب در خواست آزادی موسوی و کروبی را بکنید ! مردم از این خواسته پشتیبانی خواهند کرد. موفق باشید.

  28. ضمن تحسين شجاعت شما؛ از جناب نوري‌زاد مي‌پرسم شما در نامه‌ها و مصاحبه با روزآنلاين لحن و ادبياتي را به كار مي‌گيريد كه اينگونه استفهام مي‌گردد شما به حفظ نظام و اصل ولايت فقيه معتقديد و مايليد آن را اصلاح نماييد. دفاع از اصل نظام براي جلوگيري از عواقب يك انقلاب بسيار منطقي است، ولي سوال در مورد اصل ولايت فقيه است كه شما همچنان بر اصلاح آن پاي مي‌فشاريد، شما از جناب خاتمي خواسته‌ايد صراحتا به شما پاسخ دهد، من هم از شما مي‌خواهم صريح جواب دهيد، آيا علي‌الاصول راهي براي اصلاح و بازگشت ولايت به سوي مردم وجود دارد؟ فكر نمي‌كنيد كه اين سيستم حكومتداري كه همه اختيارات در يك نفر جمع گردد، از اول اشتباه بوده و هيچ راهي براي اصلاح آن وجود ندارد و حتي اگر همان آقاي خاتمي هم به فرض محال براي اين مصدر انتخاب شود فاسد مي‌شود!؟

  29. آقای نوریزاد در نامه یازدهم چه می گویید!؟آیا سرنوشت آیت الله سید علی محمد دستغیب الگویی نیست برای سوال کردن نمایندگان خبرگان از رهبر!؟شاید دیگر مجتهدین خبرگان طاقت اخراج از مجلس  و مهر ضد ولایت خوردن توسط احمد خاتمی را نداشته باشند!

  30. دورود بر مرد خدا آیت الله سید علی محمد دستغیب 

  31. دورود بر تو ای نوری زاد و دورود خدا بر مرد خدا آیت الله سید علی محمد دستغیب

  32. با تشکر از شما ان شاالاله سر نوشت قذافی در انتظار رهبر ایران است.

  33. جناب نوریزاد عزیز
    کارت درسته
    به من خیلی چیزا داری یاد میدی
    همه با هم به امید فردایی روشن

  34. سلام بر شما
    من یک برادر شهید جنگ تحمیلی هستم
    و مثل همه دوستداران ایران دوست داشتیم مملکتی اسلامی و آباد و آزاد داشته باشیم
    عده ای به مردم لقب ترسو می دهند و من فکر می کنم این بی انصافیست
    این مردم همانی هستند که به یک اشاره میر حسین خیابانها را در نوردیدند
    اما اینجا جا دارد به نکاتی اشاره کرد
    همانطوری که از تاریخ می اموزیم سپاهیان شام نامی بیش نبود و مردم کوفه از چیزی هراسیدند که نبود
    و این استرانژی ترس چیز جدیدی نیست
    منتها اشتباهی که از سوی رهبران جنبش صورت گرفت این بود که ناخواسته در این بازی وارد شدند و با مطرح کردن و تبلیغاتی کردن کهریزک و امثالهم جنبش اصلاحی مردم در دم خفه شد
    مسئله ای که شما به درستی شناختید و واردش نشدید
    من به محمد نوریزاد هم گفتم که اینکه بیائید روی این مسائل و درد ها مانور بدهید کمک به استراتژی وحشت است
    والسلام

  35. @عبدي, کجا گفتند خودتون بودید؟سند دارید؟

  36. سلام دکتر جان فقط می توانم بگم که حر زمانی

  37. با سلام خدمت دکتر نوری زاد عزیز
    از خدا فقط و فقط می خوام شما رو و  بقیه دلسوزهای مردم و دین مظلوم اسلام (که به دست جلادهای گرگ صفت انسان نمایی افتاده) همیشه برای مردم و اسلام نگه داره. امیدوارم این گرگ ها نتونند به شما صدمه ای بزنند.
    خدا پشت و پناه تون باشه.
    براتون دعا می کنم.
    مراقب خودتون باشید. 
    صبح نزدیک است.
    یاحق

  38. آقای نوریزاد کامنت قبلی من حذف شده!
    امیدوارم پاسخ کامنت اصلیم بر نوشته ی نامه ی 11 شما رو بگیرم.

  39. درود بر نوریراد امیدوارم مردان چون او نمیرن تاطبلهای آگاهی برای حصار نشینان بی پروا ودیکتاتوران کر بنوازند

  40. او و یارانش آزادی ملت ایران را دردیداند و انقدر پست هستند که برای چهار روز حکومت کردن حاظرند انسانیت و و هرانچه در شان یک انسان است را به خاطر آن بدهند

  41. @رامین, رامین جان از پاسخ جنابعالی تا حدودی قانع شدم و امیدوارم همانگونه که فرموده اید باشد . خدا نگهدارتان باشد .

  42. قای نوری زاد کسی که هم چون ابوذر خواب را ازچشم ابوسفیانها ومعاویه ها ربوده وبر انها حرام کرده واستخوان شتر را برداشته وبدون اجازه از دربان ها وپاسبانها وارد کاخ معاویه شده وبر سر انها می کوبد وبا دوسوال که اگر این کاخ را از پول خودت ساخته ای اسراف واگر از پول مردم که غاصبی انها را محکوم تاریخ می نماید. حال ای ابوذر امن فری ازمیان این مردم به قول شما فلک زده خواستم همچون خودتان چند سوال بی محا با بپرسم خواهش می کنم ابوذر وار جواب دهید .۱- شما از خامنه ای به عنوان رهبری یاد می کنید که از وظایفش تخطی کرده ویا کوتاهی کرده ومی تواند مواضع خود را تغییر دهد ومیخواهد تغییر دهد ولی راه کارش را بلد نیست . وبه اوپیشنهاد می کنید که اگر این کارها را مثلا انجام دهد کارها درست می شود وسوال اول من این است که آیا خامنه ای در جای که تکیه زده درست است یا او هم چون معاویه غاصب است .ذ ۲- ایا فکر می کنید اگر خامنه ای بخواهد مواضعش را تغییر دهد می تواند تصمیم بگیرد ویا کسان دیگری به او دیکته می کنند واومجبور است که انجام دهد والا تاج وتخت رت از دست خواهد داد. ۳- در صورت تایید سوال دوم آیا شما می دانید چه کسانی اورا احاطه کرده اند وخط ومشی خود را براو دیکته می کنند که حد اقل مردم انها را به شناسند وفردا روزی به نام دین وآزادی وسکولار برگرده این مردم فلک زده دوباره سوار نشوند  ۴- همه ی ما می دانیم که روی کار آمدن احمدی نژاد باحجمایت مستقیم خامنه ای بوده وهست  شوال اینست که چراخامنه ای از او اینچنین همه جا نبه حمایت می کند آیا این نیز از دستورات پشت پرده احاطه کنندگان نیست  ۵- شنیده شده است فرزندان خامنه ای در نزد جناب مصباح درس حوزه می گذرانند وجناب مصباح خطومشی خود واربابان خود را ازاین طریق به بیت رهبری دیکته می کند خواستم نظرتان را در مورد ایشن بدانم در پایان برای شما منظرین ومبشرین که نمایندگان واقعی این ملت هستید فقط دعای خیر می کنم .برادر کوچک شما  ج -رتأیید یا عدم تأیید:  0  0

  43. آقای نوری زاد کسی که هم چون ابوذر خواب را ازچشم ابوسفیانها ومعاویه ها ربوده وبر انها حرام کرده واستخوان شتر را برداشته وبدون اجازه از دربان ها وپاسبانها وارد کاخ معاویه شده وبر سر انها می کوبد وبا دوسوال که اگر این کاخ را از پول خودت ساخته ای اسراف واگر از پول مردم که غاصبی انها را محکوم تاریخ می نماید. حال ای ابوذر امن فری ازمیان این مردم به قول شما فلک زده خواستم همچون خودتان چند سوال بی محا با بپرسم خواهش می کنم ابوذر وار جواب دهید .۱- شما از خامنه ای به عنوان رهبری یاد می کنید که از وظایفش تخطی کرده ویا کوتاهی کرده ومی تواند مواضع خود را تغییر دهد ومیخواهد تغییر دهد ولی راه کارش را بلد نیست . وبه اوپیشنهاد می کنید که اگر این کارها را مثلا انجام دهد کارها درست می شود وسوال اول من این است که آیا خامنه ای در جای که تکیه زده درست است یا او هم چون معاویه غاصب است .ذ ۲- ایا فکر می کنید اگر خامنه ای بخواهد مواضعش را تغییر دهد می تواند تصمیم بگیرد ویا کسان دیگری به او دیکته می کنند واومجبور است که انجام دهد والا تاج وتخت رت از دست خواهد داد. ۳- در صورت تایید سوال دوم آیا شما می دانید چه کسانی اورا احاطه کرده اند وخط ومشی خود را براو دیکته می کنند که حد اقل مردم انها را به شناسند وفردا روزی به نام دین وآزادی وسکولار برگرده این مردم فلک زده دوباره سوار نشوند  ۴- همه ی ما می دانیم که روی کار آمدن احمدی نژاد باحجمایت مستقیم خامنه ای بوده وهست  شوال اینست که چراخامنه ای از او اینچنین همه جا نبه حمایت می کند آیا این نیز از دستورات پشت پرده احاطه کنندگان نیست  ۵- شنیده شده است فرزندان خامنه ای در نزد جناب مصباح درس حوزه می گذرانند وجناب مصباح خطومشی خود واربابان خود را ازاین طریق به بیت رهبری دیکته می کند خواستم نظرتان را در مورد ایشن بدانم در پایان برای شما منظرین ومبشرین که نمایندگان واقعی این ملت هستید فقط دعای خیر می کنم .برادر کوچک شما  ج -رتأیید یا عدم تأیید:  0  0

  44. salm o drood bar doste aziz jenabe norizad….drod bar to drod..khoda hafze va nagahdare shoma bashad.

  45. درود بر شما ازاد مرد ايران .اي کاش يک جرعه از شهامت شما را محمد خاتمي و افرادي ديگر داشتند . ما جوانان نسل سوخته (انقلاب) به شما افتخار مي کنيم.اگر ايران افرادي مانند شما را داشت اين همه دچار بحران نمي شد.زنده باد نوري زاد بزرگوار.دست هاي شما را بوسه مي زنم.

  46. درود برآموزگار اخلاق و دیانت
    شعر (نقش) سهراب سپهری تقدیم شما

  47. سلام و خسته نباشید
    مثل این که قراره قسط های اختلاس رو ما افسران و درجه داران وظیفه نیرو دریایی ارتش بپردازیم.
    دوستانی که برای تصفیه حساب با نظام رفتند متوجه شدند باید دویست و خردی هزار تومان باید بپردازند تا کارت پایان خدمت بگیرند.
    جریان از این قراره که نه تنها حقوق صد هزار تومانی ما رو پنجاه هزار تومان کردن بلکه ما به التفاوت حقوق صد هزار تومانی که از اول فروردین نود به ما دادن به صورت قسطی از روی حقوقمون بر میدارند.
    لطفا صدای ما باشید.
    با تشکر
    یه سرباز وطن

  48. @,
    تو که نداری طاقت سوزن زدن!–باری از شیر ژیان هم دم مزن! کسی که حالا به دلیلی اعم از ترس و …. قادر به هدایت یک جنبش اجتماعی نیست چرا زیر بار مسئولیت می رود؟ آیا بهتر نیست که خاتمی کار را به کاردانان بسپارد خود را بیش از این مضحکه هم مردم و هم حکومت ! قرار ندهد؟

  49. آقای نوری زاد عزیز

    چرا لذت خواب را بر عین مقام عظیم الشان حرام میکنید. برادر من ایشان اصولاً رهبر شد که دمار از روزگار یاران امام در بیاورد. اون ۱۳-۱۴ ساله اول هم منتظر بود استاد مصباح (لعنت الله علیه و علی‌ اشابه اجمعین) برایش نیرو سازی کند واگر نه زودتر شروع می‌کرد به قلعه و قمع. شما خدا وکیلی به دوستاران امام نگاه کنید:

    ۱ – یا از دنیا برده شده اند! (مرحوم سید احمد آقا، مرحوم توسلی،…)

    ۲ – یا در زندانند! (میر حسین، کروبی، تاج زده،..).

    ۳ – یا در خانه خود حبس (آقای صانعی، آقای دستغیب،…)

    از آنطرف نگاه کنید چه افرادی آزادند و مورد اعتماد ایشان:

    برادران لاریجانی که پدرشان مخالف امام بود، مصباح یزدی که مخالف سر سخت امام بود، حسین شریعتمدار که از این بشر شما اگر نخاله تر پیدا کردی نهار تا آخر عمر مهمان رهبر(!)، سردار نقدی خانوم باز بی دین، احمدی‌نژاد، جوانفکر، رفیقدوست لاتهای چاله میدانی بی‌ سروپا ، مشائی جن گیر، دیوانه‌های بی‌ ریشه مثل حسینیان ، کوچک زاده و رسائی.

    خلاصه با اینکه از خوندن نامه‌هایتان واقعا انسان کیف می‌کند ولی‌ خدا وکیلی واسه چی‌ عیش این سید علی‌ آقا معظم له را میخواهید ضایع کنید؟ ایشان از همان روز اول هم به عشق انتقام از دشمنان شخصیش (که تنها گناه آنها این است که از او مسلمان ترند!) رهبر شد.

  50. از بجه های جنگ در اهواز

    به یاد سروده ای از بزرگ مرد ادب وهنر دکتر شفیعی کدکنی افتادم که چه با درد نجوا میکند. مهار این شتر مست را که میگیرد کنون که مرتعی این گونه خوش چرا دیدست… به سایه سار خوش و بیدوبادوجویباران دگر نخواهد هرگز به رفته ها پیوست… به اب برکه تلخاب شور کویر وافتاب گه از این دشتها هر گز… دوباره بازنگردد گه ان حریم شکست .. دگر به بار وخارشتر نخواهد ساخت نه ساربان نه صاحب شناسد این بد مست … نگاه کن که دهانش چه گونه کف کردست مهار این شتر مست را که میگیرد

  51. من و همه ایرانی ها سوال پنجم را رساتر و بلندتر از خاتمی میپرسیم…. چرا شماو کسی مثل خویینی های ترسو میگویید در انتخابات میرویم؟؟؟ شما 2 مرد بزرگ را انداختید زندان و خودتان دم از انتخابات میزنید؟؟ روزها میگذرد و روسیاهی میماند درب خانه رهبر و خاتمی و خویینی ها و غیره ..امروز ببینید ایت ا… دستغیب چقدر روسفید است … خاتمی مانده که فقط تداوم گر سیاهی ها باشد … اقای خاتمی ما به چه زبانی بگوییم که شما ترس را به اندازه ای بیش از حد احساس میکنید … ما افرادی مثل موسوی و کروبی مردانه میخواهیم .. نه مثل شما که 78 جلو گلوله رفتیم تو فردا گفتی غلط کردید …. اقای  نوری زاد صمیمانه  دستت را میفشارم و به امید ازادی ایران میمانیم. امین 

  52. آغاز میشود
    پایان کار تو علی جان
    زودتر از آن که پنداری

  53. پس هنوزم شير مرد در اين سرزمين هست !!!

  54. خدا مردانی را که حقیقآ علی وار زیسته و در مقابل ظلم سر خم نمیکنن را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد انشا الله

  55. سلام.
    آقای نوری زاد جای شکرش باقیست که هنوز حنجره هایی هست که صدای مردم این کشور را فریاد کنند اما یادمان نرود که بزرگان گفته اند مظلومان ,ظالمان را به وجود می آورند.
    تا به حال از واژه ی مقدس “پدر” استفاده میکردید که ارج و ارزش این کلمه ی والا را از عرش به فرش رسانده بود و حال با وجود انتقادات صریح و بی پرده از واژه “رهبرا” !!!!!!
    اعتقادات اسلامی ندارم اما به تبع زندگی در کشور به ظاهر اسلامی داستان هایی از صدر اسلام شنیده و خوانده ام .شما نیز به سوال من پاسخی کوتاه بدهید که “اگر در زمان رهبری معاویه بر مسلمانان زنگی می کردید او را نیز “رهبر” و “امیر المومنین” می خواندید؟
    که اگر چنین است پس با ولایت علی چه می کردید؟؟؟
    امیدوارم منظورم را درک کرده باشید و پاسخی در خور از جنابتان دریابم.

  56. سلام
    لطفا برای همه ی نامه ها فایل صوتی هم بگذارید زیرا شنیدن این سخنان گوهربار دم مسیحایی جنابتان را طلب می کند.لطفا خواهشم را جدی بگیرید. 

  57. تا حالا مسلمون به این عاقلی و شجاعی ندیده بودم . دمت گرم .

  58. جناب نوری زاد عزیز
    لطفا به این سوال من پاسخ دهید به صبرانه منتظر پاسختان هستم. آنچه شما در این روزها می گویید ما سال ها بود که فریاد می زدیم اما شما دوستان عزیز نمی شنیدید حال ما با گوش جان سخنانت را می شنویم و می خوانیم. من می خواهم بدانم آیا برای آن روزها که سخنان ما را در کیهان به سخره می گرفتید حاضرید از پیشگاه همه انان که زجر کشیده اند عذر خواهی کنید؟ اگر نه چگونه توقع دارید که این جناب خامنه ای اکنون که در قدرت کامل است قدمی به عقب نشیند؟

  59. درود بر محمد نوری زاد

  60. چه خامنه ای بخواند و چه نخواند… این نامه ها مبنای خوبی برای قضاوت آیندگان درباره نظام فرعونی ولایت فقیه خواهد بود تا دیگر کسی در آ ینده ی این سرزمین هوس برقراری حکومتی از سوی برخی آدمها به نام دین نکنند!

  61. خدايا درين زمانهء ظلم اين صدا و اين قلم حق را خاموش نكن

  62. سلام اقای نوریزاد / لابلای این نامه ها دو خط راجب اریا ارام نژاد بنویسید / این جوان را کمک کنید

  63. سپاسگزارم بابت فایل pdf نامه تان که نشر آن را راحت تر میکند :)
    خدا یار و نگهدارتون

  64. پرسش 5 از آقای خاتمی سوال جدی خیلی هاست .ای کاش اقای خاتمی با شرکت فعالتر در جنبش از آن همه سرشناسی بین المللی خود استفاده می کرد. من معتقدم جنبش همه چیز دارد جز رهبر . خدایا یک آن سان سوچی برای ما برسان.

  65. مردم ما سالیانی است که بر مظلومیت حسین(ع) واسارت زینب مویه میکنند .ونمیدانند حسین وزینب آزاده بودند .این ماییم که در اسارتیم.

  66. کلمه های شما آدم رو یاد ابوذر غفاری میندازه. کاش می دونستید چه شوقی در دلمون ایجاد می کنید وقتی می بینیم در روزگاری هستیم که هنوز هم ابوذر گونه هایی بینمان هستند. راه سختی است ابوذر بودن آقای نوری زاد گرچه به قول جبرئیل که به محمد (ص) می گفت: “همانا ابوذر ذر میان اهل آسمان از اهل زمین زبانزدتر است” دست حق یارتون باشه.

  67. besyar ali bood

  68. جناب آقای نوریزاد علیرغم احترام خاصی که برای جنابعالی قائلم و فعالیتهای مثمر ثمر جنابعالی را دنبال میکنم میخواستم سئوالی مطرح نمایم و آن اینست که در ابتدای نامه یازدهم نوشته اید { با اعتنا به مسئولیت ها و اختیارات فروانی که مردم و قانون و خدا به جناب شما تفویض کرده اند } میخواستم بدانم که خداوند قادر متعال چه وقت اختیارات قانونی برای ایشان تفویض کرده اند که بندگان دیگر خبر نشدند ؟ در واقع جنابعالی با این متن اشتباه خود به نوعی قدرت نامشروع او را مشروعیت بخشیده اید و حتی خداوند را در به رسمیت شناختن آن سهیم نموده اید / حال آنکه ما و شما خوب میدانیم که قضیه رهبری ایشان از چه قرار بود . لذا خواهشمندم من بعد در اینگونه نامه ها از { خدا } استفاده ابزاری نفرمائید و قدرت مطلق و لایزال او را به نفع حاکمیت نامشروع مصادره نفرمائید چرا که این خود یعنی شرک به خداوند قادر متعال . ضمنآ از نحوه نگارش شجاعانه اینگونه نامه ها کمال تشکر را دارم و امیدوارم خداوند به جنابعالی و خانواده محترم توفیقات روز افزون عطا بفرمایند . انشاالله . حق بر باطل پیروز است . ارادتمند شما : بهنام

    • @بهنام,  بهنام جان سخن  آقای نوریزاد کنایه از اختیارات بی حد و حصریست که اطرافیان خامنه ای برای او قایل هستند و او را نماینده خدا میدانند.

  69. جناب نوری زاد!درودخداوانبیاءوپاکان برشمابادورحمت بی کران حق برپدرومادربزرگوارتان که دراین وانفسای روزمرگی وبی ثمری وسکوت،غم این مردم شریف خواب درچشم ترت می شکندوآتش قلمت که ازمجمرسوزان درونت زبانه می کشد،نی های برکشیده اماپوشالی ومیان تهی وعافیت طلب راکه جزهمنوایی ودمسازی بانوای قدرت ،هنروخاصیتی ندارندمی گدازد.می دانم که نیک می دانی ازخاتمی وامثال وی، شجاعت طلبی وخطرکردن انتظاری نامعقول وامیدی واهی است!چراکه:نازپروردتنعّم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد ،امانفس این پرسشگری که نه،این این فریادگری وبیدارگری درست همان اکسیرنایاب وشفابخشی است که جامعه آفت زده وبلادیده ماسخت به آن محتاج است ودوای مشابهی نیزندارد!برخلاف تصور برخی دوستان که ازکلام آتشین دکتر،برداشتی یأس آلوددارندوایشان رادلداری وامیدمی دهند!!،بنده یقین دارم که این سخنان ازقلبی آرام ومطمئن وسرشارازامیدبرمی خیزد.این عبدصالح خدامی توفدومی خروشدباشدکه رخوت وسستی عادت وروزمرگی راازپیکرخسته وفرسوده مردم خویش بیرون کشدوامیدبه فرداوروشنی رادرجانشان شعله ورسازد.وآیاچه چیزی امیدبخش تروحرکت آفرین ترازشکستن حریم هاوقداست های خودساخته وچاپلوس بافته ای است که حتی خداوندنیزبرای پیامبران خود روانمی دارد؟! اماتنهاوقتی می توانیم به ارزش وعظمت شخصیت دکترنوری زادوکارسترگ اوواقف شویم که به ارزش واهمیت پرسش ازقدرت ،آن هم ازنوع مطلقه اش وآن هم ازرهبری که حداقل 22سال نه آن که به کسی پاسخ نداده که حتی به کسی اجازه کوچکترین سوال ویاحتی مصاحبه ای فرمایشی رانیزنداده است!؟وجزمعدودنمایش های هدایت شده،هرچه تاکنون بوده آیاجزخطابه های طولانی و یک طرفه ازجانب ایشان وچاپلوسی هاوولایتمداری های ریاکارانه وتهوّع آورازجانب خواص!وابرازارادت های تأسف آورودرعین حال مضحک ازجانب عوام! بوده است؟!و نیزآنگاه اوج خطرپذیری وجانبازی دکترنوری زادقابل درک خواهدبودکه بدانیم منفورترین چیزنزدحاکمان «پرسشگری»است وبس!وبازهم برشرف وآزادگی شمانوری زادبزرگ وبزرگواردرودمی فرستم ومی دانم که همواره به خودیادآورمی شوی که : « چون خدایار است ازسلطان مپیچ ».

  70. ای برادر ! دل خوشی داری ها. خثم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم !

  71. با سلام من بعنوان بسيجي خميني فقط امام را و اهل بيت امام را قبول دارم وبس

  72. درود به شرف و مردانگیت
    ای کاش ذره ای از شجاعت تو در ما “مردم شریف” بود.

  73. به امید روزی که بتونیم سوالات و حرفامون رو خودمون بزنیم.

  74. شاید این شعر شرح حال رها شده در بند ما باشد
    هیچ کس اشکی برای ما نریخت

    هر که با ما بود از ما می گریخت

      

    چند روز هست حالم دیدنی است

    حال من از این و آن پرسیدنی است

      

    گاه بر روی زمین زل می زنم

    گاه بر حافظ تفال می زنم

      

    حافظ دیوانه فالم را گرفت

    یک غزل آمد که حالم را گرفت

      

    ما زیاران چشم یاری داشتیم

    خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

  75. درود بر حـــر زمان جناب نوری زاد عزیز ، تقاضا دارم فایل صوتی این نامه را بمانند نامه نهم منتشر کنید ، واقعا فایل صوتی برای عده ای که دسترسی به اینترنت ندارن سهل تر می کنه کار رو ، ضمن اینکه ادبیات و فصاحت کلام شما همچون شمشیر تیزی می ماند که پرده های جهل و گمراهی را از میان مردمان بر میدارد 

    درود خدای سبحان بر شما 

  76. be name khodaye mardi ke yek mellat ura ba name kuchak seda mizanand
    ba salam khedmate hazrate nurizad
    man faghat khastam ye beyt sher begam ke fekr mikonam tush kheyli harf bash
    take az janebe mashugh nabashad kesheshi kusheshe asheghe bichare be jaei naresad

  77. جالب اینجاست که حتی یک نظر مخالف هم وجود نداره

    • نظر موافق رو کسایی میدن که با فسادهایی که اقای نوری زاد در نامه شون گفتند موافق باشند اخه نظر موافق به چه داشته باشیم ؟

  78. جالب اینجاست که هیچ نظر مخالفی ارسال نشده. واقعا جالبه

  79. سلام اقای نوری زاد درود به شما که دچار تغییر شده اید امیدوارم این تغییر از سر دلسوزی با مردم باشد نه این که انچه بر خود و خانواده محترمتان گذشت که سخت رنجور میشویم از شنیدن ان اقای نوری زاد این را هم بقهمید مردم ایران یه سال نه دو سال نه سه سال نه 33 سال است این درد و رنج هایی که شما بیان کردید را تحمل کردند . به امید روزی که این درد و رنج های که بیان شد در مملکتمان نباشد. و ما ها هزینه شویم برای اییندگان

  80. با درود بیکران برشجاعت شما حرف و سخن شما آمال و آرزوهای یک ملت است. ملتی که انقلاب شکوهمند 57 را به انجام رسانده . امیدواریم رهبر انقلاب بتوانند این انقلاب را به سرمنزل خود هدایت فرمایند. با آرزوی چنین روزی .

  81. من بعنوان یک اهل سنت ایران بهت افتخارمیکنم
    خاتمی درحق ماخیلی خیانت کرد باسکوتش3خداروح پدرومادرت رامتعالی بگرداند ای آزاده مرد
    نامه هایت درتاریخ ماندگارخواهدشد

  82. زنده باد!

  83. نوری زاد عزیز خاتمی نشون داده که اصولا مرد عمل نیست و تنها در حد یک تئوریسین اونهم در چارچوب سیستم ولایت فقیه و لیبرالیسم و دموکراسی رو هم در همین قالب میبینه و اینو در هشت سال ریاست جمهوریش و حوادث بعد کوی دانشگاه کاملا نشون داد..

  84. اقاي نوريزاد اين مردك همان كسي است كه شماروزي كفتيد هروقت زيارت عاشورا خوانديد و به نام حسين رسيديد مطمين باشيد با خامنه اي  صحبت ميكنيد……………..

  85. آنرا که خطاب کرديد و دست غيب اش را نشان، بيشتر گوشش غيب است ناکارآمد… آنچه البته به گوش غيب شده نرسد فرياد است

  86. در پستی این حکومت همین بس که به تو میلیاردها تومن رانت داد تا علیه اصلاحات مزخرف بسازی و آخرش هم مثل یک سگ هار بیافتی به جون خودشون
    . در نامه بعدی از رهبر بپرس چرا به کسی مثل تو آن همه رانت دادند؟

  87. بی صبرانه منتظر ویدئو آقای نوری زاد هستیم!!

  88. یعنی‌ واقعا کوچکترین امیدی دارین که این نامه‌ها اثری داشته باشن؟ دریغ حتا از کوچکترین تغییر

  89. جناب نوریزاد نوشته‌های شما مرا به یاد خطبه‌های امیرالمومنین علی‌ ابن ابیطالب میاندازد. امیدوارم که علی‌ و فرزندان بزرگوارش پشتیبانت باشند و تو را از شرّ ستمکاران حفظ کنند

  90. با دورد به شما بزرگ دست تون را میبوسم اگر رهبر به عقل خود هم رجوع کنید متوجه میشود که دوست واقعی وی شما هستید نه آن چند هزار نفر نون خوار بیت وی هر چه زود تر صدای مردم را بشنود برای خودش و خانواده اش بهتر هست اگر مسلم هست بداند باید مانند پیامبر در جنگ در صلح در نماز و در بازار با مردم باشد نه اینکه پشت کاخ هی بلند و دیوار های بتونی نمیشود همه مردم گوسفند وار مسلم باشند و حضرت اقا ارباب مردم در اسلام هرچه داشته باشیم ارباب نداریم بخصوص ارباب پر از کینه عقده دورغ گو ظالم سلامت باشید و مواطب سلامتی خود باشید

  91. درود بر تو ای جوانمرد! که در این زمستان انسانیت و مردانگی و شجاعت، چون کوه ایستاده ای و چون نی فریاد ما را در نفیر خود انعکاس می دهی!
    پاینده باشی! تا طلوع خورشید آزادی و به خاک افتادن زمستان ترس و لرز ،در پای بهار سبز رهایی و عدالت را با هم به شادی بنشینم!

  92. ملانصیرالدین

    @عباس, دوست عزیز با نظرت موافقم اما نه کاملا. یادت باشه که ایت الله خمینی هم دست کمی از اینها نداشت. به همون خدایی که بهش امید داری قسم اون هم باعث ریخته شدن خونهای بی گناه زیادی شد و هم او بود که بنا را کج نهاد.با وعده آزادی حکومت را در دست گرفت و آن را از مردم دریغ کرد.

  93. salam va drod bar u manam yek ?az u daram aghaye norizad aya hameye in moshkelat dar in 2sal etefagh oftade aya kasanike dar in salha maghami dashtan nabayad javabgoye ma bashan ke az ma be onvane jenazehaye bo gerfte yad mikonid vali in boghzha rozi az geloyeman kharej khahad shod va beghol aghaye reais ….hamegan be donbale sorakh mosh migardan .inshalah ye rozeeeeeeeee khob miyad

  94. با سلام
    جدای از بە چالش کشیدن شخص اول مملکت و تفهیم اینکە تمام جنایاتی کە در این مملکت اتفاق میافتد بدون هیچ کم و کاستی بر دوش ایشان می باشد بە چالش کشیدن فقە ناکارامد در نیای مدرن امروز بسیار شجاعانە عالمانە و بجااست من بە نوبە خودم و بە عنوان یک جوان ایرانی کاملا از شما حمایت میکنم و بی صبرانە منتظر سر برآوردن مردانی دیگر چون شما در این سرزمین مالامال از نامردمان هستم

  95. عالی

  96. سلام بر بزرگ مرد حال حاضر ايران
    نميدانم آيا اين نامه ها تاثيري بر پيكر پينه بسته اين نظام و آقا بالاسرانش دارد يا نه
    اما آنچه عيان است چنان بر اين تخت تكيه زده اند كه جز گردباد مردمي هيچ چيز اينان را ذره اي تكان نخواهد داد
    اما از شما بابت نامه هاتان ممنونم كه حداقل باعث بيدار شدن وجدان خوابيده ي خود فروختگان ميشود و شايد هم سردمداران اين نظام _شايد_
    در آخر از شما ميخواهم اميدتان را از دست ندهيد كه مانند شمعي در اين ظلمات شب سوسو ميزند

  97. بي پاسخ گذاشتن اين سوالات بحق و شجاعانه و دلسوزانه عاقبي جز نابودي خودشان و ويراني كشور عزيزمان ندارد. درود بر شما شما بنويس و رسالتت را بجاي آر كه تاريخ مثل اينان كور و كر نيست

  98. کاش افتخار بوسه زدن بردست آزاده اي نصيب من مي شد آقاي نوريزاد

  99. با سلام اقای نوری زاد ،  صداقت شما را تحسین می کنم و از شهامت شما تمجید . به قول زنده یاد سعیدی نوشتن در این سرزمین شوربخت بازی با آتش است . می بینم شما نیز با آتش بازی می کنید و این جای تحسین است.از سعیدی سیرجانی  یاد کردم . اگر او در زندان و در برابر شلاق و شکنجه می نوشت: ” بازجوی عزیز ” شما می نویسید: ” … گرامی  ” و این را بار ها تکرار می کنید. پدری که بر فرزندان خود نامهربانی کند نمی تواند مهربان و گرامی باشد. میان دنیای دشمنی و مهربانی  دریایی فاصله است و نمی توان از این سو ناگهان به آن سو پرید و هم چنان مهربان . من تا کنون دشمن مهربان ندیده ام و نشنیده ام . دشمن می تواند مانند آن چه در شاهنامه آمده است، مبارز و منصف باشد ، اما مهربان نیست. واژه ها بار و معنی دارند . نامه یی که از عمق وجود یکایک ایرانیان بر می آید و در زبان شما جاری می شود ، را با واژه های ناهم گون ویران نکنید . نامه های شما را اگر آن که امروز بر اسب مراد و قدرت سوار است نمی خواند، مهم نیست . هزاران نفر می خوانند و با شما همراهی می کنند . در راهی که انتخاب کرده اید پیروز باشید سحر کرشمه صبحم بشارتی نو داد – که این معامله تا صبح دم نخواهد ماند   

    • ،،، صد ساله گل خوردیم اما ،،، ؟؟؟

      :::: ما (نقطه آغاز صفر) درون را بنگریم *حال* را :::

      :::: نی‌ *برون* را بنگریم *قال* را :::

      امروز پیش از گرگ و میش وقتی‌ از خواب شبانگاهی برخواستم باز سوره‌های حمد و توحید را به درک و ادراک اقامه تکرار کردم ،،،

      و سپس آماده آغاز روز دیگری از بودم به نابودم را به یاد آفریدگار یکتا باز این امتحان نیک‌ و اهریمنی را آغاز و استقامت را نیّت به ممتد کردم ،،،

      بعد از این فرایض از درب خانه بیرون رفتم و به نگریستن زمین و گل‌ها و آسمان پرداختم ،،،

      آسمان نیمه تاریک سحرگاهی بعد از روز و شبی ابری و بارانی صاف صاف بود و دیگر ابری نبود ،،،

      و از نعمت بارش رحمت الهی گلها و درختان به شکرانه دریافت برکاتی که از افریدگار مرشد داشتنند ،،،

      همه هنوز به رکوع و سجده بودند ،،،

      و بسیاری از گلبرگ‌ها و برگ و شاخه‌ها برای نورستن‌ها و ساختن غنچه‌ها و گل‌های تازه تر و برگ‌ها و قامت‌ها قربانیان داده بودند ،،،

      در شهر فرشتگان باز به رویای ماه در آسمان حلال هلال طناز و رقصان قمر با زمین در رقص والسی دائم و توأمان ،،،

      این عاشقان را بهم همچنان به تکرار در امتداد کمال ،،،

      در عشوه و ناز‌ها مشتاق و منتظر به شمس در چرخش‌های موزون به گرد هم دیدم ،،، ؟؟؟

      به خود گفتم خدای را شکر که خودم را *** من و من‌ها و خروار‌ها را*** ذره هایی پوچ و حباب دیدم آن‌ها را ندیدم ،،،

      من که صفر بودم تورا دیدم شنیدم لبیک گفتم راه را بر صراطی را که گفتی و فهمیدم شاید که رفتم ،،،

      با نیاز هایی که دارم بی‌ نیازم ،،،

      همین ناچیز کمتر از صفر فهمیدم این سفر هم *امتحان* کوتاه است ،،،

      که میدانم در این کهکشان شیری در زمین بر امتحانم ،،، ؟؟؟

      با خدا گفتم خدایا شکر که در این ناچیزم که هستم ،،،

      با تو خالق عاشقی عاشق ترینی ،،،

      به ادراک و عشقی‌ که داری در راه تو معشوق کمالم ،،، ؟؟؟

      *******

      داستان گل‌ها از زاویه بسته‌ای که صفر دید به این شرح است ،،، ؟؟؟

      سلام عزیزان اما عمو جون سازگارا شنبه شب به تیم خودشون چند تا گل زد ،،، ؟؟؟

      در مورد زمان اتمی شدن ایران و گزارشات قاچاق کلاهک‌های هسته‌ای در سال ۱۹۹۰ از شوروی سابق به ایران توسط عوامل هاشمی رفسنجانی ،،،

      و خریداری حمل موشک‌های بالستیک شهاب از کره شمالی به ایران در یاداشت‌های قبلی گفته بودم اطلاعاتی‌ را که داشتم و دارم منتشر کردم که ،،،

      همین تخلفات بود که علت و معلول بر کناری شیخ اکبر شاه از ریاست لژ بلاک جک در ایران شد و مقام و‌شان خود را به سید علی‌ باخت ،،، ؟؟؟

      آن چنان که شاهد بودیم و هستیم ،،، ؟؟؟

      به دلیل همین تخلفات جاه طلبانه و حاکمیت خواهانه و رقابت‌ها برای تصاحب انحصاری قدرت ولایت قبیح بین سید علی‌ و اکبر شاه بود و هست ،،،

      که بسیار از اسرار پشت پرده بر برده گان و مردمان فریب خورده و هم دیگران و مخالفان و فالگوشان بی‌ صدا از جنایات این نظام مافیأیی کشف و آشکار شد ،،،

      اکبر شاه به دلیل عدم حمایت بلاک جک و مغضوب شدن به تدریج قافیه و قافله را به سید علی‌ گماشته خود ،،،

      باخت و علیرغم همه سرمایه گذاری‌ها و هزینه هایی که از غارت قبلی زمامداری خود داشت مقبول نشد و اعتبار سیاسی خود را در ایران و هم جهان از دست داد ،،،،،

      و یکی از پی‌ آمد‌های این باخت حذف و اضمحلال و افول باند کلاش هاشمی از راس حرم و هرم شبکه حاکمیت قدرت در ایران بود ،،،

      نظیر شخصیت‌های سیاسی همسو و همپالگی‌های قدیمی و دستساز هاشمی رفسنجانی مثل میر حسین و شیخ کروبی با داشتن اکثریت رای مردم ،،،

      از اداره و مشارکت حکومت با سید علی‌ محروم شدند و بلاک جک هم به این عزیزان با وعده ۴ سال دیگر صبر ،،،

      فیتله مبارزات مردمی را پایین کشیدند و پیروزی ملت را به تعویق انداختنند ،،،

      و همه دیدیم با ۱۰۰۱ جنگولک بازی در دوم هم دلقک نژاد با تقلبی آشکار و جهانی‌ ریس جمهور شد .

      + این که فرار سرمایه‌ها همراه آقا زاده‌ها و مهدی‌ها به لندن و دبی و سایر کشور‌ها کاسبی دنباله‌های نور چشمی باند هاشمی شد ،،،

      و چند صد نفری azیاران ظاهرا اصلاح طلب شیخ کوسه هم به حبس و تادیب و سکوت در آوین و سایر زندان‌ها و بند‌ها گرفتار و اسیر شدند ،،،

      و عمو جون سازگارا هم رهسپار واشینگتن و همین بلبل خوش آواز ما همسایه عمو جان سام و یار و همراه نوری زاده‌ها در لندن و منجی آزادی ایران شدند ،،،

      و بی‌ ابرویی خانواده هاشمی رفسنجانی و تحویل قدرت مافیأیی خمتگزاران او به سید علی‌ شهره آفاق ایران و هم جهان و گوگوش هم رهسپار آمریکا و لندن شد .

      سید علی‌ هم که سالیان دراز در خدمت به هاشمی نوکریتی با رنج‌ها و در دل‌ کینه‌ها داشت ،،،

      توانست به کمک و مشورت‌های پشتیبانان انتقام از مرشد و مربی خود بگیرد ،،،

      و با تمام جهالت که داشت و دارد از جایگاه پیش ساخته ولایت قبیح هاشمی و وابسته گان او را حذف و زندانی و از صحنه‌های سیاسی قدرت به دور دارد ،،،

      همه میدانیم در مقایسه هوش و استعداد‌ها بین این دو شخصیت و سنجش توانمندی‌های سید علی‌ و شیخ کوسه بسیار متفاوت و شکسیت و هوش کوسه اکبر است ،،، ؟؟؟

      این مهم یعنی تنبیه و حذف *اکبر* هاشمی کوسه از صحنه قدرت سیاسی ایران تنها دلیلش این بود که بدون اجازه و خودسرانه ایران را اتمی کرد ،،،

      و این جبجأی قدرت در حکومت‌های ۱۰۰ ساله دست نشانده بود میسر نبود مگر ،،، ؟؟؟

      با حمایت بلاک جک و عناصری وابسته به به فراماسون‌های قدیمی مثل مصباح یزدی و مکارم شیرازی که این تادیب مطلوب به ثمر رسید ،،،

      سید علی‌ بعد تثبیت و با ل فعل کردن به قدرت دیکتاتوری قانونی ولایت قبیح ،،،

      با اطمینان و پشتیبانی عناصر وابسته ملکه مادر بلاک جک که از ابتدای انقلاب سال ۱۳۵۷ توانسته بودند مرحوم خمینی را بفریبند و او را معمار ابزار این غارت‌ها سازند ،،،

  100. افضل الجهاد کلمت حق عند امام جائر . بزرگترین جهاد کلمه ی حقی است که در نزد رهبر ظالمی برزبان آید . نام تو بزرگ مرد در تاریخ ایران زنده خواهد ماند . حجت را بر حرامیان تمام کردی

  101. یک شب آتش در نیستانی فتاد.
    سوخت چون اشکی که برجانی فتاد.
    شعله تا سرگرم کار خویش شد.
    هر نیی شمع مزار خویش شد.
    نی به آتش گفت کاین آشوب چیست؟
    مر ترا زین سوختن مطلوب چیست؟
    گفت آتش بی ثمر نفروخته ام.
    دعوی بی معنی ات را سوختم.
    زان که گفتی نیم با صد نُمود.
    همچنان در بند خود بودی که بود.
    مرد را دردی اگر باشد خوش است.
    درد بی دردی علاجش آتش است.

  102. درود بر شرفت اي مرد آزاده زنده يا مرده ات ماندگار است در خاطر ايرانيان. هر چند دير جنبيدي اما خوب آمدي
    نشانه رو اين بساط فرومايگان سالوس و اين حرامخواران دين فروش را
    انسان در اين مملت هنوز به دنيا نيامده است اميدوارم اين رستاخيز انسان ايراني باشد

  103. اقای نوریزاد برای چندمین بار که برای شما پیام میدهم اما بازهم تکرار همان میخ بر سندان کوبیدن را ادامه میدهید و به مرور زمان میرود که خودرا را الوده به ان کنید که برای نجات یک قاتل حرفه ای و باندش که جنایات انها مرز نمیشناسد همراه کنی که من خواهان ان روز نیستم چون ولی فقیه و همراهانش برای رهایی و ادامه عمر ننگینشان به هر حیله ای دست زده و خواهند زد پس لطفا نکنید چون درد درون شما را درک میکنم و به شما احترام میگذارم.با احترام کاوه اهنگر فعال کارگری در تبعید.

  104. سلام-من زياد شناختي از شما ندارم آقاي نوري زاد-اما تا حالا فكر كرده ايد در كل اصلي ترين مشكل و بدبختي ما ايراني ها چيست ؟
    من يك روستايي هستم در جنوب ايران با صد متر فاصله از خليج فارس -زير پايم چنان لكه بزرگي از نفت و گاز است كه ذخيره چند دهه ايران است -و اما سوال فكر نميكنيد علت اصلي بها ندادن يا بهتر بگويم حساب آدم نكردن يا باز بهتر بگويم نديدن ما روستايي ها يا بهتر بگويم كلا مارو جز آدم حساب نكردن است -شما و مسئوليني كه اين سي سال هيچ گونه توجهي به ما روستايي ها نكرديد ما كه در حاشيه خليج زندگي ميكنيم چنان در فلاكت و بدبختي هستيم كه خدا ميداند و بس-چرا بها نداديد -چرا براي پيشرفت و براي بالا رفتن علم و دانش مردم سراسر اين كشور هيچ كاري نكرديد يا نكردند -من دل پري دارم از همه مردم ايران به خصوص مردم استان تهران كه مردم ديگر نقاط ايران را هيچ وقت حساب آدم نكردند پس نبايد زياد توقع داشته باشيد كه شما را همراهي كنند و تا اينان شما را همراهي نكنند هيچ اتفاقي نخواهد افتاد–وسلامممممممممم
    ببخشيد اين نطر نبود يه نامه بود براي آقاي نوري زاد –

  105. سلام آقای نوری زاد
    امیدوارم که سلامت باشی..

  106. درود بر شما كه شجاعت و ازاده بودن را خوب تفسير كرده اي_سه كس براي من نمونه و سمبل انسانيتند شما واقاي تاجزاده و اقاي خزعلي _خدا شما را حفظ كند

  107. دوست داشتم آقاي نوريزاد توضيح مي داد طي 30 سال پيش آن گاه كه انديشمندان كم نظير و نازنيني در همين اسارت ها اعدام و معدوم مي شدند سخن شان از ارجحيت “كرامت انساني” بر “عقيده پرستي جزمي” كجا بود؟ از وقتي كار همه مان به اينجا رسيد كه جاي  ”چگونه تعقل كردن”،  ”چه باوري داشتن” را آموختندمان… آقاي دكتر نوريزاد! براي  يافتن شفا، باز هم داريد به پارادايم هاي بيماري زاي ديرين تمسك مي جوييد؟ … آدرس را اشتباه گرفته ايد! شفاي ما در رهاشدن مان از بند همان باورهاي زائد است.

  108. عباس آقا!خدا میگه ازتو حرکت از من برکت.اگه مبارک وبن علی وقذافی صرفا با دعا رفتند؟مشکل ما فعلا بدون تعارف،کمبود شجاعت است

  109. آقای خاتمی!، این مواضع و اقدامات شما و اصلاح طلبان، از اندیشه راهنمای تان نشات میگیرد که هدف را رسیدن به قدرت میداند.
    از دید شما و دوستان اصلاح طلب تان، سیاست پدر و مادر ندارد و هدف، رسیدن به قدرت و حفظ کردن رانت های اقتصادی ای که در سایه اشغال شدن ایران توسط باند جمهوری اسلامی به دست آورده اید است و در این راه هر دروغ (مثل انکار کودتای 88) و خیانتی (مثل دست بردن در رای مردم و معرفی کردن احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات دور نهم ریاست جمهوری) مجاز است.
    رویای باطل شما اصلاح طلبان برای آشتی دادن مردم با باند شرور جمهوری اسامی، شما را از هر دو طرف خواهد راند و تاریخ هم قضاوت سختی در مورد تان خواهد کرد.
    شما اصلاح طلبان با القای دروغ اصلاح پذیر بودن باند حاکم، تمام انرژی مردم را صرف این اصلاحاتی کردید که از اول هم عزیزانی چون آقای بنی صدر توضیح داده بودند که در جمهوری اسلامی چنین تلاش های محکوم به شکست است.
    شما مسئول انفعال کنونی مردم هستید که طمع غرب و وابستگان و مزدبگیران غرب را برای حمله و بلعیدن ایران بر انگیخته است!.
    آقای خاتمی!، اگر به خاطر وعده های بی پایه شما و دوستان اصلاح طلب تان که مردم را به انفعال کشانده است، وابستگان به غرب با یک حمله نظامی بر ایران حاکم شوند و فرصت تاریخی کنونی برای برقراری دموکراسی و به دست آوردن استقلال حقیقی کشور از دست رود، آیندگان هرگز شما و دوستان متوهم تان را نخواهد بخشید!.
    اکنون هم به جای عذرخواهی کردن از مردمی که قربانی خیال بافی ها و شاید بهتر باشد بگویم دروغ های شما شده اند، شروع به انکار کردن کودتای 88 و خیانت به مردمی که جان و مال و حریم شخصی جنسی شان را در راه مقابله با شهوت رانی های خامنه ای و دیگر اعضای گروهک تروریستی جمهوری اسلامی از دست داده اند; کرده اید؟!.
    آقای خاتمی!، شما و دوستان اصلاح طلب تان اگر شجاعت همراهی مردم برای آزاد سازی ایران از چنگ اشغالگران و رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک و مستقل از قدرت های خارجی که در آن دولت نسبت به تمام ادیان و مرام ها کاملا بیطرف باشد را ندارید، بدرود گفتنن به دنیای سیاست صد ها بار به شرکت کردن شما در جنایات و خیانت های جمهوری اسلامی شرافت دارد!.
    آقای خاتمی انتخاب با شما ست!، مردم یا باند خونخوار جمهوری اسلامی؟!.

  110. بشخصه شخصیت خامنه ای را بر خاتمی ترجیح می دهم! او هر چه هست خودش است. با قلدری ایستاده و می گوید من اینم!

  111. کسی که نمی تواند به وعده هایش عمل کند در دور دوم باز کاندیدا نمی شود و باز دو باره و دوباره همان وعده های سر خرمنش را تکرار نخواهد کرد! چون مردم به این نتیجه خواهند رسید که او ریگی به کفش دارد! و ظاهر او با باطن او دو تاست و به قول یزدان از خویشاوندان پنهان اهریمن است! باید گفت روز بروز بر مخالفین عصبانی ایشان افزوده می شود. چند وقت پیش آقای زیبا کلام که از عاشقان سینه چاک او بود شنیدم که گفت همه این مصیبت های ما به خاطر بی کفایتی شخص خاتمی بوده است! یک سرچ در سایت بالاترین بکنید و ببینید کامنت های مردم در مورد خاتمی چیست؟کار از حد فحش خارومادر هم گذشته است! اگر در آینده بپرسند چه کسی جمهوری اسلامی براندازی کرد؟ باید گفت شخص خاتمی! در کتاب های درسی خواهند نوشت او با بی تدبیری خود اصلاحات را به شکست کشاند و راه را برای انقلاب مردم هموار کرد! سرنوشت ایران ما بازیچه نیست که بخواهیم بر سر آن تعارفی با کسی داشته باشیم و بخواهیم بهای یک لبخند را با یک کشور بپردازیم! الان خود اصلاح طلبان هم به این نتیجه رسیده اند چه فرصت سوزی های بی شماری در جایی که دو قوه از سه قوه اجرایی کشور را در اختیار داشتند,کرده اند.تمام این جنبش سبز و تلفاتی که داده شد برای باز پس گیری پست ریاست جمهوریی بود که آقای خاتمی آن را از دست داد!خامنه ای آرزو داره تا خاتمی رهبری جنبش سبز را بر عهده بگیرد ! در اینصورت او می تواند از این کبریت بیخطر و رییس جمهور تدارکات چی استفاده کند ومانند یک گاو باز که با یک تکه پارچه کم ارزش گاو 500 کیلویی را بازی می دهد, مردم را بازی دهد

  112. @نیما, یاد فیلم مخلمباف می افتم که پرستار به پدری که بچه های ناقص الخلقه داشت گفت: مگه مجبور بودی که دختر خالتو بگیری (که این همه بچه ناقص داشته باشی؟) پدره با لحنی متعجب گفت پس دختر خاله چه کسی رو بگیرم؟! انگار توی ایران به این درندشتی مردم بجز خاتمی دختر خاله دیگری را ندارند تا باهاش عروسی کنند! آقای خاتمی قبل از هر چیز باید به این پرسش پاسخ دهد:

    اگر کار بجایی رسید که او باید بین “حفظ نظام و ولایت فقیه “و “ایران” یکی را انتخاب کند, کدام را انتخاب خواهد کرد؟
    اگر پاسخ او “ایران” بود. چه تضمینی وجود دارد که همچون دفعات قبل , در خلوت آن کار دگر را نکند؟
    در ثانی حالا فرض کنید که فردا دوباره 70 میلیون نفر مردم ایران با ایشان بیعت کردندو ایشان چه برنامه ای برای مبارزه سیاسی خود دارند؟ آیا باز دوباره دم دفتر رهبری بست خواهند نشست و حقوق مردم را از کسی که اصولا حقی برای مردم قائل نیست گدایی خواهند کرد؟ فقط تصور کنید که بجای موسوی خاتمی کاندیدا بود که در اینصورت نیز تقلب حتمی بود ولی با این تفاوت که خاتمی نامه ای در جواب رهبر می نوشت و می گفت: پیام ملکوتی شما در خطبه های نماز دشمن شکن جمعه را با گوش جان نیوشیدیم! و از آنجا که حرف ولی فقیه عادل در نظام مقدس جمهوری اسلامی فصل الخطاب همه فصل هاست! پس من نیز بهمراه ملت همیشه در صحنه و مبارز ایران با اطاعت از آن فرزانه یگانه! مشت محکمی بر دهان یاوه گویان خارج نشین خواهیم زد. من نیز بنوبه خود پیروزی قاطع جناب اقای احمدی نژاد را با 24 میلیون رای تبریک گفته و پیشاپیش از زحمات بی دریغ اعضای شورای محترم نگهبان در انجام سالم این انتخابات پرشکوه و کم نظیر صمیمانه سپاسگذاری می نمایم!!

  113. آفرین، آفرین. آقای نوری زاد،با این کاری که شما داریدانجام میدید تاریخ رو به خودتون مدیون میکنید.برای نسل های بعد، که بدونن اعتراضها چی بود و یک نفر بود که وایساد زل زد تو چشمهای رهبر و همه حرفها رو تو روش زد که نگن اطلاع نداشت، اطرافیاش نگذاشتن.
    دست مریزاد،دست مریزاد آقای نوری زاد

  114. تو امروز زبان ندا و فرزاد کمانگر, وشیرین علم الهولی و فرهاد وکیلی و هزاران جوان گلگون کفن خفته در گورستان خاورانی , تو زبان دختران و پسرانی هستی که در کهریزک مورد تجاوز قرار گرفتند ,تو زبان زنانی هستی که برای سیر کردن شکم کودکانشان تن فروشی میکنند,تو زبان کودکان کاری,تو زبان هزاران زندانی در بند هستی,تو زبان فقر و فحشایی,تو زبان فریاد میلیون ها ایرانی گرفتار درظلم و ستمی ,تو شهامتی داری که صدها مرجع تقلید بویی از آن را که از اصول مرجع بودنشان است ندارند ,تو زبان هزاران مادر دلشکسته و داغ فرزند دیده این کشوری,تو حقیقت را با مصلحت درنیامیختی,تو مثل مراجع تقلید ترسو نیستی, تو نان را به نرخ روز نخوردی,تو فقط شعار ندادی که مردانه ایستادی, تو از مرگ نهراسیدی که مردن را به ذلت ترجیح دادی, تو زبانت را در چله کمان نهادی و بر قلب دیکتاتور نشانه رفتی,چه خوب نشانه رفتی ای آرش زمان ,می ستایمت با تمام وجود.

  115. هزاران درود بر ازاد مرد ایران کهحرفهای مردم درد کشیده ی ایرانرا با قلمی شیوا بیان میکنید نه انگار تا همین چندی پیش برای کیهان قلم فرسایی مکردید و چه زجری می کشیدم وقتی سریالهایتان را از سیما ومقاله هایتان را در کیهان میدیدم۰حالاشما نیز درد مردم را درک می کنید ولی زیباتر بیان۰۰۰که این رسالتی است که خدا به شما عطا فرموده ۰هزاران هزار درود بر تو ازاد مرد۰۰۰

  116. شما چه توقعی از آقای خاتمی دارید!
    ایشان را سرزنش نکنید آقای خاتمی شجاعت موسوی و کروبی را ندارند فقط همین

  117. ce book%, محمدرضا, عالمی

    سپاسگزارم بابت فایل pdf نامه تان که نشر آن را راحت تر میکند :)
    خدا یار و نگهدارتون

  118. زنده باش آقای نوریزاد. قلم شما ستودنی است.

  119. دوست عزیز اقای  محمد نوریزاد 
    بسیار جای امید واریست هنگامیکه از لجنزار حسین شریعتمداری گلی مانند  شما میروید   ولی جای نا امیدیست هنگامیکه جواب این همه بی عدالتی را به قیامت وا میگذاری گیرم که فلان وفلان در جهنم ابدی گرفتار شدند  بدینگونه که اکنون ما هستیم  چه تفاوتی بحال نداد دارد که از هستی و جوانی محروم شدند مادرشان چطور 

  120. خانواده شهید روز عاشورا

    درود بر ازاده ای چون شما من و پدر و مادر و خانواده ام هروقت مکتوبات روشنگر و زیبا ی شمارا میخوانیم روحیه میگیریم شا مصداق این ایه شریف هستید که فرمود “الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیم الملائکه ‍‍‍‍… ” جهاد و رشادت شما خیلی ابعاد برای گفتن دارد ولی از این جنبه که شما مانند بعضی از سیاسیون عافیت طلب که خونخواهی از ارزشها و حقوق مردم مظلوم و خانواده شهدا را به خدا وا میگذارند و فکر میکنند مردم نمی فهمند که انان میترسند هزینه ای برایشان تحمیل شودنیستید و استوار با تمام وجودتان بر ظلم وظالم فریاد میکشید . انشائ الله این روحیه شما الگو برای همه شود خدا اجرتان بدهد شما عزیز ما هستید و دل خانواده شهدا باشماست .

  121. سلام

    خسته نباشی دوست عزیز هم درد. مگرآقای رییس جمهور در کنفرانس خبری داخلی شرکت می کند یا رییس مجلس . اینها از خدمتگزار فقط عنوانش رو یدک می کشند و سهم ما مردم فقط منت این آقایون بود . اینها تا من یادم مسولیت قبول نکردن و برای هر کم کاری یه دلیلی داشتن. خسته نباشی تو تنهایی بار خیلی ها رو بدوش کشیدی. ما واقعا انتظارمون از خاتمی بیشتر بود . من فقط من تونم تو تظاهرات شرکت کنم و اینکار رو می کنم اما این خاتمی که می تونه دعوت کنه به تظاهرات ولی واقعیت اینه که برای خاتمی لاشه گندیده این حکومت بیشتر از این مردم می ارزه . مردی که دقدقش بیشتر شرکت کردت تو انتخابات تا آزادی زندانیها

  122. میخواستم سوالی رو از جناب رهبرتون بپرسید: ایشون میگویند مردم ما دارای بصیرت هستند و تعاریف دیگه! حدود 90% همین مردم بصیر از ماهواره استفاده میکنند, نیروهای تحت امر ایشون ماهواره ها رو جمع میکنند با این توجیه که مردم رو گمراه میکنن! این از دید ایشون یعنی مردم با بصیرت؟! یا ایشون بصیرت کافی ندارن؟!!!

  123. besiyar aly va bidar konandeh bod,omidvaram khodavand eishan ra az khab gheflat bidar konad,az shoma khili sepasgozaram.

  124. سلام ..

    خدا خير و سلامت به شما بدهد
    علي ميفرمايد:
    امر به معروف و نهي از منكر نه روزي را كم ميكند و نه عمر را

    خدا با جماعت است

  125. jenabe nori zad aziz
    be rasti shieh ali va shagerde maktab hosein hasti,omidvaram sokhanane shoma ke sokhanane aksariyat melat agah va hoshiyar iran ast dar vojood rahbar maghfol ma asar begozarad ta ham eishan aghebat be khir shavad ham melat ma nejat yabad,enshallah.
    movafagh basheed,montazer namehaye badi shma hastim.

  126. درود بر شرف این مرد بزرگوار و شجاع، که حرف دل مردم را به این صراحت بازگو کرده اند. من خودم واقعا به داشتن چنین هموطن غیوری که مواضعش در قبال فریبکاریهای خاتمی کاملا روشن است و در زمانی که کسی جرات بیان حقایق و منفعت طلبیهای اقای خاتمی را ندارد به این صذاحت گفتند افتخار میکنم.
    درود بر شرف این مرد بزرگوار

  127. درود بر شما

    در ادبیات فاخر مرسوم است که انتخاب واژه ها، برخی تکرار ها، برخی اعداد معنایی بیشتر از ظاهرشان را حمل می کنند.

    این تکرار سیزده باره ی واژه “بسیار” باید حامل چیزی باشد که من دستگیرم نشد. از شما بعید است که تنها به قصد تاکید و بدون در نظر گرفتن تعداد واژه تکرارش کرده باشید!
    جناب نوری زاد! این تعداد تکرار حامل چه مفهوم مضاعفی ست؟

  128. شعر تقدیم به نوری زاد عزیز :
    انگار که یک سبد گل هستی
    -درمتن سکوت باغ ، بلبل هستی- فریاد کشان، چونور،تا مرز وصال-یک حنجره، یک پنجره، یک پل هستی

  129. درود به شرفت محمد نوری زاد
    ملت ایران رشادت های شما را فراموش نخواهند کرد.
    حقیقتن که از نور زاده شده ای که در این همه تاریکی همچون خورشید میدرخشی.
    رحمت یزدان پاک بر پدر و مادر شما و صد البته بر شما و خانواده گرامیتان.

  130. مرا عهدی است با جانان ...

    نمی دانم بگریم یا فریاد بزنم. فقط یک کلمه می گویم که عاشق زبان برنده این نامه شما شدم که سرشار از حقیقت است. به خدا سوگند که حاضرم خداوند همین امشب جان مرا بگیرد و به آزادگان و شیردلانی چون شما بیفزاید.
    شرمنده روی ماهتان هستم محمد جان…

  131. عجب شهامتی. خدا امواتت را رحمت کند. باعث افتخاری آقای نوریزاد

  132. همیشه احساس می کنم که دوشادوش زینب در سرای معاویه فریاد می زنی. حق الناس را طلب می کنی . دست غیب هم بیاید خوب است ولی حقمان را می گیریم . مظمئن باش و لحظه ای شک نکن.

  133. سلام اقاي نوريزاد ببين اقاي نوريزاد اين شكنجه هاي كه شما كشيديد 30 سال است ما مكيشيم اما ان وقت لمش مي كنيم كه در اطلاعات مهمانشان باشيم من هم 2 ماه در سلول هاي اين مملكت بودم من با جشمان خود ديدم كه جطور اين ادمها ادم مي كشند روشن فكران ما اشتباهي كردند جبران دير عالمان ما كارهاي كردند كه دشمنان ما هركز قهدر نبودند اين كار بكنند اي كاش 20 سال قبل ميرفتي اطلاعات ان وقت بشيمان ميشدي اي كاش 27 سال قبل به كردستان مي امدي وشاهد بودي كه جطور جوانان كورد را اعدام ميكردند يا تير باران جسدشان نمي دادند تا بر ايشان شيريني ببري دير است اقاي نوري زاد اي كاش مجال بود روزي كه ان با جشمانم ديدم فيلم اورشين ميشد دير است نصاياح به اين حونحوارن وقت من دعا ميكنم شما نيز شريك اين جنايت نشده باشي حالا نيز ميكويي توبه كردم يك خانواده را يتيم كردن جطور توبه قبول نيشود اين حكومت يك روز انقلابي بود وان ان رةوز 12 اسفند وسلاممممممممممممممم

  134. در سرزمینی که منطق، اخلاق، انساندوستی، راستگویی ووووو هزاران صفات نیک به برکت نطام از آن رخت بسته، شنیدن این سخنان شجاعانه امید را در دل دوباره زنده می‌کند

  135. هیچ مشگلی تا ابد باقی نخواهد ماند و مشگل این مملکت نیز . بیست سال دیگر اغلب ماها نیستیم و همه جنتی ها حتمآ نیستند و با یک دنیا بی آبروئی و دستهای کوتاه از جبران در حال جان کندن هستند . ما امیدواریم و امید ما خداست کسی که نه نوبت میخواهد و نه درخواست نامه ای نیاز دارد بلکه فقط بخوانیمش جواب میدهد ، او که حتی جان امثال جنتی و ایهود باراک و صدها قلدر و غیر قلدر را در دست دارد پس اگر بخواهیم و اراده کنیم به دیدار قدرقدرت ترین و بی واسطه ترین که خالق ماست میرویم و می گوئیم : باراله ها ما از اصلاح ظالمین ناامید شده ایم و حجت بر ما تمام گشته چون صالحی از طرف تو که محمد خاتمی بوده نیز نتوانست آنها را به راه راست هدایت کند پس عنایتی کن و جانشان را بگیر ! آنروز اینها خواهند دید ، قدرت خدا را و حداقل قدرت نفرین مردم را و خواهند دید که کسی بر جنازه شان شیون نمیکند و تمام مریدان در پی سر به زمین گذاردن آنها بدنبال آنند که گلیم خود از آب بیرون کشند و خاکسپاری جنازه فراموش شده و می فهمند همه خمینی نیستند که یک ملت در سوگش سوگمند شود و مریدان آنها مریدان ثروت و قدرت فانیش بودند.
    نوریزاد عزیز امید از کف نده چون ما خدا را داریم .

  136. بسیار جالب بود جناب نوری زاد کاش به خواست های دل سوزانی چون شما توجه شود…… موفق باشید

  137. بسیار جالب بود… مراد از نامحرم جناب رهبر است گویا!

  138. مدعی خواست که آید به تماشا گه راز
    دست غیب آمد و برسینه ی نامحرم زد
    ؛
    دست غیب شجاع دست رد بر سینه ی نامردمان زده و به این دلیل مغضوب امویان زمان واقع شده است

  139. این مرد بزرگ را تنها نگذاریم و با نشر نامه هایش در جامعه رسالت خودمان در بربر او را به انجام برسانیم

  140. سپاس، یک سپاس تاریخی. ما یک قدردانی تاریخی به شما بدهکاریم.

  141. سید محمد حسین

    الله اکبر از این نامه الله اکبر از این نامه الله اکبر از این نامه زنده باد زنده باد زنده باد. بزرگ مردانی که انسانیت، شهامت، شجاعت، شرف و مردانگی رو به تصویر می کشند.در سایه اول قاءم علیه ظلم، امام حسین بن علی ع باشید.

  142. salam va doroode faravan bar shoma…vaghti harfhaye shoma ra mikhanam ya mishenavam be eshtebah fekr mikonam mamlekate man ham azad ast ama afsus ke vaghti be khodam miam faghat mitavanam omidvar basham…hamin…

  143. سلام آزاد مرد

    خدا قوت
    عالیی بود.

  144. خواهشمندیم نامه هایتان کوتاه تر باشد.در این صورت تاثیرگذاری آن هم بیشتر خواهد بود.سپاس

  145. dorood bar to va hamrazmane dar bandat , mardane mard

  146. ce book%, محمدرضا, عالمی

    مدعی خواست که آید به تماشا گه راز
    دست غیب آمد و برسینه ی نامحرم زد
    ؛
    دست غیب شجاع دست رد بر سینه ی نامردمان زده و به این دلیل مغضوب امویان زمان واقع شده است

  147. ای کاش یاسین نباشد به گوش های مان…مرا امیدی نیست آقای نوریزاد..سلامت باشید..ما عمل کردیم به تکلیفمان..با صدا و بیصدا(سکوت)اما بعد تکلیف جایزه مان کهریزک بود….

  148. اگه یک دلیل ,فقط یک دلیل برای تحمل وضع موجود برام مونده باشه امثال شما و آقای تاج زاده هستید
    ممنون برای همه فداکاریاتون

  149. مسیحیان معتقد هستند که مسیح با مصلوب شدنش جور گناهان کل بشریت را کشید و به اصلاح خودمان به پای مردم سوخت. جناب نوریزاد عزیز از شما بخاطر تک تک لحظه های تفکر و تغقلتان و نگارش این مطالب تشکر میکنم شما با این قلم فرسایی در واقع با جان خودتان قمار میکنید.
    امیدوارم خداوند انسان شجاعی چون شما را همواره حافظ و نگهدار باشد.

  150. من در سرزمینی زندگی میکنم که ارزش جان یک پرنده کوچک برابر ارزش جان من است٬ در سرزمینی که در چشم قانون من با بالاترین مقام کشور برابرم٬ در سر زمینی هستم که اگر کار میکنم به حکومت مالیات میدهم برای راندن مملکت و اگر بیکارم دولت با پرداخت حد اقل قانونی بمن اجازه زندگی میدهند من در جایی زندگی میکنم که دوا درمان مجانی است٬قدرت چراغ قرمز از قدرت رهبر ایران بیشتر است٬اینجا مرا با شلاق و اعدام به بهشت (؟) نمیفرستند از سلول انفرادی٬ رشوه٬اعدام (در ملا عام یا پنهانی)٬شلاق٬دروغ٬کلاهبرداری٬چک بی محل٬قتلهای (بی بنیاد) ناموسی٬ترور های مصلحتی٬فرار مغز ها٬ فرار بی مغز ها٬ پاتی بازی٬حکومت پنهانی نظامیان٬ قدرت مطلقه یک نفر بر جان و مال و ناموس میلیونها نفر٬صف نفت٬صف بنزین٬ صف بانک٬ صف صدقه دولت به ملت٬ پول نفت در سفره غذا٬ هل دادن و فحش دان و قتل در صف نآن٬دادگستری ظالم٬پلیس دزد٬نظامیان سیاسمتدار و تاجر٬ اسکله های قاچاقی قاچاقچیان دولتی٬ دفن مرده در دانشگاه و فرستادن دانشجوی حق طلب به قبرستان و و و و … خبری نیست. اینجا آسترالیاست سر زمین صلح و انسانیت٬ سرزمین زندگی میلیونها نفر مهاجر با رنگها٬ عقاید٬ فرهنگ ها٬ دینهای مختلف. اینجا بهشت موعود و مهد اجرای قوانین (وعده داده شده)اسلامی است. من به سرزمینی که به من اجازه زندگی برابر با شهوندانش را داده است افتخار میکنم. من یک استرالیایی هستم.DAKHO

  151. با سلام بر تو ای مرد بزرگ که جای پدر من را دارید من به عنوان یک جوان از این همه همت بلند بزرگی ،شجاعت و حقیقت بینی شما شرم دارم و خجالت میکشم ، واقعاً سالها فکر میکردم پس کی میخواد غده اصلی رو نشونه بگیره و هیچ کس جرات نداشت ولی استراتژی شما واقعا تک و برای این بله قربان گویان و مگسان گرد شیرینی گیج کننده است و نمیتونن ازش در برن – در پایان اعلام میکنم با تمام وجودم آرزوی پیروزی برای شما پدر عزیزم دارم – میبوسمتون 
    کوروش خسروی 

  152. عالی بود آقا
    عالی

  153. کاش يه اپسيلون از شجاعت و صداقت شما رو محمد خاتمي داشت

  154. درود بر حر زمان
    خداوند منان یارتان، نگهدارتان

  155. ce book%, هاتف, مطہرے

    عالی بود آقا
    عالی

  156. کاش يه اپسيلون از شجاعت و صداقت شما رو محمد خاتمي داشت

  157. اصلاحات یعنی امید به اصلاحات. محمد نوری زاد از تو می خواهم نا امید نشوی! اصلاح طلب و فقط و فقط اصلاح طلب بمان.ما با امید به اصلاح ، حتی اصلاح حسین شریعتمداری زنده ایم، انقلاب، انتقام و براندازی کار ساده ای است. نا امید نشو!

  158. ce book%, Mohamad, Sarmadi

    درود بر حر زمان
    خداوند منان یارتان، نگهدارتان