سر تیتر خبرها

قاضی و نمکفروش

  یک: ده سال پیش که دیدمش، بادکنک می فروخت. از آن گنده هاش. با صدایی بلند و آهنگین داد می زد: بادکنکه بادکنّک. و این دومین بادکنک را با تشدید نون می گفت. همیشه او را در حال پف کردن بادکنک دیده بودم. که بعدِ هر پفِ محکم، با کف دست بر قلمبه ی بادکنک می کوفت تا راه ... ادامه متن »

دیـدار محمـد نـوری زاد با رهبـر

  دوستان خوبم مگر ما چه کم داریم از آنانی که به دیدار رهبر می روند و سخن دل که نه بل سخنی مورد پسند ایشان با وی در میان می گذارند؟ من نیز این فرصت را یافتم تا در دیداری ویژه با ایشان سخن بگویم. سخنان من با رهبر کمی متفاوت از دیگران است. آنچنان که در دیدار با ... ادامه متن »

بیـدار بـاش + سخـن روز

  بجای مقدمه: حضور یعنی این که: آهای ای همه ی آنهایی که از خانه بیرون می زنید و به اطراف سر می کشید و سر آخر سهم روزتان را که مصرف کردید، بخانه ی خویش باز می روید اما همه اش: همینجوری، بدانید که بیداری را نه شیپوری است که سر و صدایش باشد و نه سرِ گشادی و ... ادامه متن »

سوگ سادگی

  دیروز صبح، پدرِ ساده و روستایی و زحمت کش و با ادب و مهربانم، بی هیچ تقلایی، و بی هیچ افت و خیزی، سرش را پایین آورد و کج کرد و به گردنِ خود فرو نشاند و : تمام! من اکنون بر سادگیِ سریده اش به سوگ نشسته ام. از جناب دکتر خزعلی و دکتر ملکی و دکتر بادکوبه ... ادامه متن »

بی خیال فرمان آتش به اختیار رهبر + سخن روز

  بسیجیان خوب ما، سپاهیان خوب ما، سرداران خوب ما، فرمان ” آتش به اختیار” رهبر را نادیده و نا شنیده بگیرید. گاه ما آدمها در شرایطی خاص، سخنی بر زبان میآوریم که خود به عمقِ عمیقِ نادرستی و ناجوری اش واقف نیستیم، مگر این که همان سخن چندی بعد به فاجعه انجامد، و خسارت های جبران ناپذیری بجای نهد. ... ادامه متن »

بـی وطـن + در باره ی حادثه ی تروریستی در تهران

  یک: یادم است روزگاری در همین نظام مقدس، واژه ی وطن بشدت منفور و دور انداختنی می نمود. چرا که اسم وطن، فضا را برای اسلامِ حضرات تنگ می فرمود. بویژه در موسیقیِ کلامی. که وطن، تا سالها از کلام شاعران دور می افتاد. رازش آیا در همین تنگنایی نیست که هرکجا اسم ایران به میان آید، راه را ... ادامه متن »

ام الفساد + سفر به آذربایجان

  یک: شنبه ی گذشته از تهران رفتم اهواز. آنقدر زود که ساعت شش و نیم صبح در بیمارستان اروند بودم. کمی بعد پسر دزفولی ام را برادر و عمه اش آوردند. بی معطلی چهار میلیون از ما گرفتند تا بستری اش کنند. یاد روزی افتادم که خودم باید آنژیو گرافی می شدم. با دفترچه ی بیمه رفتم پذیرش. مسئول ... ادامه متن »

شـرم + سخن روز

  ابراز شرم در برابر هموطنانی که با وجود تیزهوشی و قبولی، تنها بخاطر بهایی بودن از تحصیل در دانشگاه و از استخدام در هرکجا محروم مانده اند. محمد نوری زاد بیست و هفت اردیبهشت نود و شش – تهران سخن روز محمد نوری زاد: ما سطح مطالبات مردم را بالا نگه می داریم. مصاحبه: فیلم: موزه ای و نمایشگاهی ... ادامه متن »

رأی می دهم پس نیستم! + سخن روز + دیدار با یک زندانی کردستانی

  در معرکه ی انتخابات، کاری دمِ دست تر از رأی دادن نیست. و شاید کاری دشوار تر از رأی ندادن. آنجا که رسانه ها و چشم ها و گوش ها و گوشی ها مردم را به حضورِ حداکثری فرا می خوانند، و حتی رسانه های محفلی جماعتِ مشکل پسند و دیرجوش را به رقصی میانه ی میدان، عقب کشیدن ... ادامه متن »

به آتنا دائمی + یادی از یک سخن + سفر به دزفول

  دخترم دیشب که با جمعی از دوستانِ همراه، به خانه ی پدری ات رفتم، دانستم از اعتصاب غذایت در زندانِ اوین، بیست وهشت روز می گذرد. و دانستم: در این روزهای روزه داری، سخت به دستگاه گوارش و به کلیه هایت آسیب رسیده و پانزده کیلو وزن کم کرده ای. نازنینم، بیا و بر زمین بگذار این شیشه های ... ادامه متن »

155 queries in 2314 seconds.