سر تیتر خبرها

شاهِ خراسان – روز یکصد و هشتم

10247196_937714279589522_3270782550516969762_n

یک: ما مگر در طول ماه و سال چند بار به یاد گل های ” رازقی” می افتیم؟ خیلی کم. و شاید هیچ. شعرا اما بخاطر قافیه ی خوش فُرمی که رازقی با ” عاشقی” دارد، مرتب به سراغِ این گلِ بی نشان می روند و کاری هم به این ندارند که رازقی، حضور چندانی در متن زندگی مردمان ندارد ... ادامه متن »

شرم، و دیگر هیچ!

image

نمی خواهم بگویم ما انقلابِ اسلامی کرده ها، که بوده ایم و چه ها که نکرده ایم و چه کسانی را نزده ایم و نکشته ایم و به زندان نینداخته ایم و دودمانشان را به باد نداده ایم و اموالشان را بالا نکشانده ایم و از سرزمین شان نتارانده ایم، اما این را می گویم که تنها در یک قلم، ... ادامه متن »

بوی گلویِ کودک (روز یکصد و هفتم)

10653460_936252216402395_3060552933402200786_n

یک: عملِ پروستاتِ رهبر مگر چه شق القمری است که یک هفته مملکت را به تماشای خود بخواند؟ مگر نمی شد جناب رهبر نصفه روزه ترتیبِ این عملِ سرپایی را می دادند و از بیمارستان به منزلِ مبارک پای می نهادند و در همانجا میهمانانِ خود را پذیرا می شدند؟ می گویم: آدمِ افتاده بر تخت، لباس سفید بیمارستان، دستگاه ... ادامه متن »

سوزِ عشق ( آوای اباذر نوری زاد برای پدرش)

dafaf88bcbc6a89

پیشنهاد می کنم کار تازه ی پسرم اباذر نوری زاد – عشق – را بشنوید. این اثر، شاید از نگاه حرفه ای ها و اساتید موسیقی کاری ساده و دمِ دست بحساب آید اما برای من – پدرش – مثل آوای چاوشانی است که از هجران می سرایند و با سوز می آمیزند و با درد می خوانند و به ... ادامه متن »

بازهم گرد و خاک در زندان اوین!

10646997_934630726564544_1932738394697630231_n

(روز یکصد و ششم) یک: تن پوشم را در اغذیه فروشیِ بیرونِ زندان اوین به تن کردم. مردِ اغذیه فروش که چهل ساله و کمی تپل است با دیدنِ تن پوشم گفت: عکس ها را عوض کرده ای که؟! گفتم: بله، این عکسِ جلویی، مصطفی تاج زاده است که بی دلیل و بی گناه شش سال این تو زندانی است. ... ادامه متن »

چه گرد و خاکی شد در دادسرای داخلِ اوین! + دو مصاحبه ی تلویزیونی

10557234_933516156676001_400311724886493892_n

(روز یکصد و پنجم) یک: من در نامه ی چهاردهمِ خود به رهبری، خودم را و ایشان را به دوردست های “مرگ” برده ام. نامه ی چهاردهم، یکی از مشفقانه ترین و خوش فُرم ترین نوشته های من است به رهبرِ تام الاختیاری که دأبِ مسلمانی دارد و هیچ تنابنده ای در ایران به گرد پای او نمی رسد. در ... ادامه متن »

تابلوهایی که از درون من رنگ می گیرند! (یازده تابلو)

10600457_932646506762966_2790565004391570486_n

دو هفته ی دیگر در شهر لوس آنجلسِ ایالتِ کالیفرنیای آمریکا تعدادی از تابلوهای عاشقانه ی من به نمایش در می آید. در این تابلوها جز پیچشِ جور بجورِ عین و شین و قاف چیزی نیست. در تهران اما یک چند تایی تابلو دارم که از درون من رنگ گرفته اند بی آنکه عین و شین و قافی بر آنها ... ادامه متن »

بر مزارِ مردی که بیت رهبری خونش را انکار کرد! + فیلم

9

روز یکصد و چهارم یک: در زندان با جوانی هجده ساله و نابغه ی ریاضی آشنا شدم که جرم او نیز سیاسی بود. پدرش را جلال الدین فارسی با سه گلوله ی تفنگ شکاری زده بود و کشته بود و شیخ محمد یزدی به دستور شخص رهبر تبرئه اش کرده بود. من با این جوان – آرمان رضا خانی – ... ادامه متن »

خواسته های نوری زاد دو تا شد!

20140907_091657

یک: امروز رفتم اوین. زیر پل، خانم خانجانی را دیدم با دخترش. دختر جوان بعد از دوسال، به تازگی از زندان آزاد شده بود و حالا همسر این دختر را به زندان برده و دو و نیم میلیارد تومان برایش وثیقه تعیین کرده بودند. خانم خانجانی می گفت: سه نفر از ما را به زندان برده اند و برای این ... ادامه متن »